Analysis of the Quality of Residence Based on the Categorization of Residential Complexes (A Case Study: Tabriz City)

Authors

1 Assistant Professor, Ph.D in Urbanism, Department of Architecture, Faculty of Civil Engineering, University of Tabriz, Tabriz, Iran

2 M.A Student in Urban Design, Department of Architecture, Faculty of Civil Engineering, University of Tabriz, Tabriz, Iran

Abstract

Problem definition: The quality of residence is a very effective factor in the physical and mental health of the inhabitants and improves the satisfaction of life. Since residential satisfaction is part of the area of life satisfaction, it is considered as one of the most important issues in the residential environment, which should be considered when designing residential complexes.

Purpose: The purpose of this study was to assess analyzing the impact of each aspect of the residence quality on a variety of residential complexes.

Methodology: The statistical population of the study is residents of Fateh, Pardis, Fajr, Chamran, Golpark, Sattarkhan, Emerald, Irdak, Tavous and Sepidar residential complexes in Tabriz. The sample size is 150 (15 out of 10 residential complexes). The statistical population was randomly selected using Cochran formula.

Results and Innovation: The innovation of the present study is to investigate the impact of residential complexes on the quality of residence. The results showed that the impact of dimensions on the quality of residential complexes is as follows: Physical quality> Functional quality> Social quality> Context quality, Also for the quality of residential units is as follows: The external conditions of the residential unit> Residential Unit Facility> Inner conditions of the residential unit> Residential unit cost. As a result the average quality of housing in the complexes is as follows: Irdak>Fateh>Tavous>Fajr>Pardis>Chamran=Golpark>Zomorod>Sepidar>Satarkhan.Therefore, according to the research findings, considering the physical quality of the complexes as well as the external conditions of residential units in order to improve the quality of residential is increasingly important. In the process of research, the average quality of residential units in the men's group is more than women. Also, Ownership status also has a different impact on the quality of a residential unit, as the average quality of residential units is higher for the owner group.

Keywords

Main Subjects


تحولات پیچیدة اقتصادی و فنی پس از انقلاب صنعتی و تولید شیوه‌های معماری نوین موجب افزایش سریع جمعیت و نیاز هرچه بیشتر به توسعة فضایی شهرها شد (Johanson, 2000: 150)؛ بدین‌ترتیب با توجه به محدودیت‌های ناشی از توسعة افقی شهر (محصوربودن بین ارتفاعات و موانع طبیعی) و مسئلة صرفة اقتصادی (صرفه‌جویی ناشی از مقیاس)، ضرورت توسعة عمودی و احداث ساختمان‌های بلند احساس شد (Bott, 2012: 25). به‌طورکلی عوامل اصلی بلندمرتبه‌سازی در جهان، رانت و قدرت، سودآوری اقتصادی و محدودیت‌های گسترش شهری است (Riley et al., 2016: 202) در این میان، یکی از مهم‌ترین راهبردهایی که برای حل معضلات ناشی از روند رو به رشد شهرنشینی و کمبود فضایی شهرها اتخاذ شد، راهبرد حرکت از سمت رشد افقی به رشد عمودی و تولید مسکن انبوه بود که روشن‌ترین شکل تحقق خود را در هیئت مجتمع‌های مسکونی متشکل از بلوک‌های آپارتمانی بلندمرتبه به نمایش گذاشت (Bonaiuto et al., 2015: 55).

در کشور ایران نیز تحولات اساسی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور از اواسط دورة قاجار باعث دگرگون‌شدن بسیاری از عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی ازجمله شیوة زندگی، الگوهای رفتاری، معماری و شهرسازی شد (سلطان‌زاده، 1384: 44). این روند دگرگونی‌ها از اواخر دهة بیست و اوایل دهة سی به‌تدریج ایدة آپارتمان‌نشینی به‌جای خانه‌های شخصی را در جامعة ایرانی رونق داد (باور، 1384: 130). در این میان بورس‌بازی زمین و رانت‌خواری، نارسایی نظام برنامه‌ریزی، دوگانگی اقتصادی و قطب‌های رشد (Mousavi, 2003: 102)، کمبود زمین و افزایش قیمت زمین را رقم زد (خلیل‌مرد و محمدزاده، 1390: 48). اهمیت این موضوع تا بدان‌جاست که این کمبود و گرانی زمین شهری و مبارزه برای تأمین مسکن در طول تاریخ باعث ظهور بحران‌های سیاسی و اجتماعی شده است (Mehdizadeh, 2006: 229-394). از سویی دیگر رشد غیرمنطقی شهرها و افزایش جمعیت و نیاز به اسکان سریع جمعیت به حاکم‌شدن اقتصاد بازار و پیروی از اصول اقتصاد نئوکلاسیک منجر شد که در آن رقابت در جست‌وجوی سود بیشتر باعث غلبة سهم و نسبت کاربری‌های انتفاعی و سودآور بر سهم و نسبت کاربری‌های غیرانتفاعی و مسکونی شده است؛ درنهایت چنین عواملی سبب شد طراحی و برنامه‌ریزی مجتمع‌های مسکونی از ایجاد «محیط مطلوب» فاصله بگیرد؛ به‌طوری‌که طراحی ساختار این مجتمع‌ها با نوع و چگونگی به‌کارگیری فضا به‌وسیلة ساکنان هماهنگی ندارد و سبب شکل‌گیری توده‌های حجیم بناهای سرد و بی‌روح (بهرام‌پور و مدیری، 1394: 86) و نیز افت شدید کیفیت سکونت در مجتمع‌ها و واحدهای مسکونی شده است؛ این در حالی است که باید هدف عمدة برنامه‌ریزی‌ها، ایجاد محیط سکونتی بهتر ازنظر امنیت، سلامتی، زیبایی، راحتی و آسایش عمومی باشد (Shieh et al., 2011: 120)؛ زیرا امروزه مجتمع‌های مسکونی به‌منزلة سکونتگاه اصلی مردم، روزبه‌روز در حال افزایش هستند؛ به‌طوری‌که این محیط‌ها در مرحلة اول امکان توسعة انواع شاخص‌های زندگی نظیر سلامت، خانواده، کار یا فراغت و... را فراهم می‌کنند و در مرحلة دوم، جمعیت زیادی در نواحی شهری در مجتمع‌های مسکونی زندگی می‌کنند یا در آینده‌ای نزدیک زندگی خواهند کرد که می‌بایست به کیفیت سکونت آنها در مجتمع‌ها توجه ویژه شود (رفیعیان و مولودی، 1390: 15).

با توجه به مباحث مطرح‌شده، ضرورت بررسی موضوعاتی از این دست که با سلامت جسم و روان انسان سروکار دارد، بیش از پیش مهم جلوه می‌کند. در همین راستا احتمال اینکه گونه‌های متفاوت مجتمع‌های مسکونی تأثیر متفاوتی بر ابعاد کیفیت سکونت داشته باشند، فرضیة پژوهش در نظر گرفته شده است؛ همچنین پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که تأثیر گونه‌های متفاوت مجتمع‌های مسکونی بر هریک از ابعاد کیفیت سکونت به چه میزان است. این پژوهش با هدف سنجش کیفیت سکونت براساس گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی شهر تبریز سعی بر آن دارد که مجتمع‌های مسکونی‌ای که به‌لحاظ کیفیت سکونت در وضعیت مطلوب‌تری قرار دارند و نیز ابعاد و شاخص‌های تأثیرگذار بر کیفیت را شناسایی و راهکارهایی مؤثر به‌منظور شکل‌گیری محیط مطلوب زندگی روزمرة ساکنان ارائه کند.

در ادامه به‌منظور شناخت زمینه‌های اصلی، تحلیل چگونگی ارتباطات میان متغیرها، شناخت عوامل تأثیرگذار و آشنایی با مرزهای دانش در مفاهیم مورد بحث این پژوهش، پژوهش‌های خارجی و داخلی مرتبط با موضوع آورده شده است:

عبدالمحیط و عظیم[1] (2012) پژوهشی را با عنوان «سنجش میزان رضایتمندی سکونتی در مسکن عمومی؛ نمونة مورد مطالعه: شهر هولوماله- مالدیو» به انجام رسانده‌اند. نتایج نشان می‌دهد از میان مؤلفه‌های اصلی در رضایتمندی ساکنان از کیفیت سکونت، کیفیت کالبدی نظیر خدمات‌رسانی و سرویس‌دهی و امکانات عمومی در داخل مجموعه بسیار مهم و تأثیرگذار است.

ابوالفتحی ممتاز و همکاران[2] (2018) پس از بررسی «رضایتمندی سکونتی در میان سالمندان ایرانی؛ نمونة مورد مطالعه: کرج» به این نتیجه رسیده‌اند که میزان رضایتمندی سکونتی افرد مسن در سطح متوسطی قرار دارد؛ بنابراین باید سیاست‌گذاران اقدمات لازم را برای ارتقای رضایتمندی ساکنان انجام دهند.

هیلمی مازلم و همکاران[3] (2018) مقاله‌ای با عنوان «ارزیابی رضایتمندی سکونتی در سطوح خانه و محله؛ نمونة مطالعه: محدودة Off-Campus مالزی» انجام داده‌اند. نتایج نشان می‌دهد کیفیت سکونت بیشتر متأثر از شرایط درونی محیط مسکونی است و ارتباط بسیار کمی بین کیفیت سکونت و محیط خارج مسکن وجود دارد.

ایمان و کاوه (1391) در «سنجش میزان رضایت از زندگی در میان ساکنان مسکن مهر فولادشهر اصفهان» دریافتند سه عامل تعلق مکانی، میزان دینداری و سرمایة اجتماعی در رضایت از زندگی ساکنان مسکن مهر تأثیر دارد و رضایت از زندگی با سه عامل یادشده و متغیرهایی مانند سن، جنس، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت مسکن، درآمد و هزینة ماهیانه همبستگی دارد.

ذبیحی و مرادی (1392) در مقاله‌ای با عنوان «سنجش کیفیت محیط سکونت در محلة نارمک تهران» به این نتیجه رسیدند که ساکنان بیشترین میزان رضایت را از عامل حمل و نقل و کمترین میزان رضایت را از عامل فرهنگی و اجتماعی داشته‌اند.

طبی مسرور و رضایی مؤید (1394) با «ارزیابی میزان رضایت شهروندی از کیفیت‌های سکونتی در مجتمع‌های مسکونی؛ نمونة مطالعه: مجتمع‌های مسکونی شهر همدان» دریافتند میزان رضایت ساکنان از کیفیت محیطی در حد متوسط و در بعضی ابعاد مطلوب است. همچنین نتایج آزمون برای رضایت از کیفیت محیط سکونتی در سه شاخص اندازه و تسهیلات مسکن و شرایط درونی و بیرونی مجتمع‌های مسکونی تا حدی معنادار بود.

زنگنه و همکاران (1396) در «سنجش میزان رضایتمندی ساکنان از کیفیت سکونتی مجتمع مسکن مهر در شهر همدان» به این نتیجه دست یافتند که رضایت از مجتمع‌های مسکونی بالاتر از میانگین و در سطح متوسط و رضایت از واحدهای مسکونی بالاتر از میانگین و در سطح تقریباً متوسط قرار دارد؛ اما مردم از کیفیت خدمات و تسهیلات فضای باز محیط سکونتی و دسترسی و نزدیکی به مراکز شهری تقریباً ناراضی هستند.

بر این اساس پژوهش حاضر با بهره‌گیری از این نتایج و سایر پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه، کیفیت مجتمع‌های مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی را در گونه‌های مختلف مجتمع‌های مسکونی با استفاده از تحلیل‌های آماری بررسی کرده است. تأکید می‌شود که مقولة کیفیت در مجتمع‌های مسکونی که شامل بعد کالبدی، بعد اجتماعی، بعد عملکردی و بعد زمینه‌ای است، به‌ندرت در پژوهش‌های پیشین بررسی شده است. بیان این نکته لازم است که موضوع بررسی کیفیت سکونت در گونه‌های مختلف مجتمع‌های مسکونی، نوآوری پژوهش حاضر است.

 

چارچوب نظری پژوهش

کیفیت محیط سکونت

طرح مسئلة بهبود و ارتقای کیفیت محیط سکونت، نمود گرایشی نوظهور در اوایل دهة 1960 در مواجهه با مسائل رشد و توسعة یک بعدی بود. این گرایش که به‌منظور پررنگ‌ترکردن جایگاه عوامل اجتماعی‌اقتصادی در زندگی انسان‌ها نمایان شد، همراه با سایر مفاهیم نوین اجتماعی مانند رفاه اجتماعی، عدالت اجتماعی و عدالت محیطی در قلمرو برنامه‌ریزی به‌طور عام و برنامه‌ریزی شهری به‌طور خاص مطرح شد (زبردست و بنی‌عامریان، 1390: 5). در یک تعریف کلی کیفیت محیط سکونت، مفهومی واجد ارزش ذهنی محسوب می‌شود. این ارزش به‌واسطة ارزش «محیط مسکونی شهری» دربردارندة ویژگی‌های اساسی نظیر رضایتمندی فردی از واحد مسکونی و مسکن، محله و همسایگان است (Shin, 2016: 13).

مطالعات در این زمینه نشان داده است که کیفیت سکونت یک عامل بسیار تأثیرگذار بر سلامت جسمی و روحی انسان است؛ به بیان دیگر جامعه‌ای که به‌لحاظ کیفیت سکونت در وضعیت نامطلوبی به سر می‌برد، شاهد آثار بسیار مخربی بر زندگی انسان خواهد بود ( 351:Toma et al., 2015: 35; Wu et al., 2015). در حالت کلی مطلوبیت کیفیت محیط، سبب ارتقای رضایتمندی سکونتی در مقیاس جزء و رضایت از زندگی در مقیاس وسیع‌تر می‌شود.

رضایتمندی سکونتی، مفهومی چندبعدی است که در چندین نظریه و چارچوب مختلف تعریف شده (Amérigo & Aragonés, 1997: 50; Parkes et al., 2002: 2413; Shin, 2016: 11) و بیشتر آن را ادراک محیط مسکونی مطابق با آرزوهای فرد در رابطه با محیط سکونت تعریف کرده‌اند؛ بنابراین در حالت کلی می‌توان گفت که نماینده‌ای از پاسخ‌های شناختی فرد به محیط سکونت است (Wang & Wang, 2016: 42). از سویی دیگر، این مفهوم را می‌توان ناشی از سطوحی نظیر رضایتمندی از مسکن شخصی، رضایت از همسایگان (رضایتمندی از محله) و رضایت کلی از منطقه (رضایت از جامعه) دانست (Aigbavboa & Thwala, 2016: 138).

نتایج یافته‌های پژوهشگران از میان 49 مقالة مرتبط با کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی حاکی است شرایط درونی واحدهای مسکونی نظیر آسایش حرارتی، غلظت آلاینده‌های هوا و... بر میزان کیفیت سکونت مجتمع‌های مسکونی بسیار تأثیرگذار است؛ به بیان دیگر عامل کلیدی برای دستیابی به کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی، فراهم‌کردن شرایط مطلوب در محیط داخلی واحدهای مسکونی است (Diaz Lozano Patino & Siegel, 2018: 232). همچنین بررسی ادبیات مرتبط با کیفیت محیط واحدهای مسکونی، سه جنبة اصلی ارزیابی را آشکار می‌کند (Canter, 1983: 663)؛ جنبه‌های فضایی (نمودهای معماری و برنامه‌ریزی شهری)، انسانی (نمودهای روابط اجتماعی) و عملکردی (خدمات و تسهیلات). استوکولز[4] (1992) عبارت جدید «نقشة زمینه‌ای» را اضافه کرد تا اعتبار محتوای شاخص را با ایجاد آیتم‌های جدید و اصلاح آیتم‌های پیشین به‌منظور حل نقص‌های متدولوژی نسخه‌های پیشین افزایش دهد. برای سنجش کیفیت سکونت در واحدهای مسکونی، شاخص‌های دیگری نظیر اندازة واحد مسکونی، تعداد و اندازة اتاق، هزینه‌های مالی واحد، محرمیت، استقامت بنا، تهویه (Khaef & Zebardast, 2015: 39) و نیز شرایط بیرونی بررسی شده است (EPS, 2014). در جدول زیر سایر شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت محیط سکونت در سه سطح محله، واحد همسایگی و واحد مسکونی آورده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول- 1: شاخص‌های مؤثر بر کیفیت محیط سکونت

سطح

پژوهشگر

شاخص

محله

اسلام و همکاران[5] (2000)

کیفیت زیرساخت‌ها، خدمات بهداشتی، تأمین آب آشامیدنی، وجود مراکز آموزشی، ورزشی و تفریحی، دفع زباله، تأمین برق و گاز

جی و هوکاو[6] (2006)

هم‌جواری با طبیعت، دید به فضای سبز

اونیبوکون[7] (2010)

وجود تسهیلات و دسترسی به آنها، وجود خدمات محله‌ای و مدیریت شهری

کمپبل[8] (2014)

سکونتگاهی پاک، ایمن، واجد آزادی فضایی، تنوع، حیات محله‌ای

خائف و زبردست[9] (2015)

سلامت محیطی، آلودگی، بهداشت محیطی، پاکیزگی، ایمنی و امنیت، دسترسی به مراکز آموزشی، مراکز خرید، بهداشتی و خدماتی، دسترسی به وسایل حمل‌ونقل عمومی و خصوصی، فضای سبز

واحد همسایگی

آمریگو و آراگون[10] (1997)

شرکت در فعالیت‌های واحد همسایگی، ملاقات با همسایگان، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و وجود تعلق محله‌ای

خائف و زبردست (2015)

همسایگان و دوستان حامی

واحد مسکونی

خائف و زبردست (2015)

تسهیلات و تجهیزات واحد مسکونی، اندازة واحد مسکونی، تعداد و اندازة اتاق، هزینه‌های مالی واحد، محرمیت، استقامت بنا، تهویه

منبع: بهرام‌پور و مدیری، 1394: 87- 88

 

در حالت کلی به‌کارگیری معیارهای بسیار برای دستیابی به جامع‌ترین تصویر از کیفیت محیط سکونت ضروری است؛ بنابراین با استناد به سایر پژوهش‌ها درزمینة کیفیت سکونت، بر دو مؤلفة کیفیت مجتمع مسکونی و کیفیت واحد مسکونی تأکید می‌شود. برای سنجش کیفیت مجتمع‌های مسکونی، پژوهش‌های تجربی جدیدتر همچون پژوهش‌های بنیتو[11] (2006)، بعد چهارم دیگری شامل متغیرهای زمینه‌ای همچون نحوة زندگی، جمعیت و نگهداری را به الگوی کانتِر اضافه کردند که در پژوهش حاضر نیز، مدل به‌کاررفتة مربوط به کیفیت محیط مجتمع‌های مسکونی، مدل بنیتو و همکاران (2003) است؛ این مدل از چهار بعد اصلی جنبه‌های کالبدی (معماری و برنامه‌ریزی شهری)، جنبه‌های روابط اجتماعی، جنبه‌های عملکردی و جنبه‌های زمینه‌ای تشکیل شده است؛ همچنین برای سنجش کیفیت واحدهای مسکونی بر محورهای شرایط بیرونی و درونی، هزینه‌های جاری و تسهیلات رفاهی تأکید شده است.

 

 

 

 

شکل- 1: ابعاد و مؤلفه‌های کیفیت سکونت

منبع: نگارندگان

مجتمع‌های مسکونی

مجتمع‌های مسکونی، بلوک‌های آپارتمانی در یک قطعه زمین براساس طرحی از پیش اندیشیده‌شده هستند که این بلوک‌ها می‌توانند در اشکال مختلفی با یکدیگر ترکیب شوند و فضای باز در ارتباط معنا‌دار با ساختمان‌ها قرار گیرد (عینی‌فر، 1384: 35). در یک جمع‌بندی می‌توان گونه‌های رایج مجتمع‌های مسکونی را براساس جدول 2 طبقه‌بندی کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول- 2: گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی

گونه

تعریف

شکل

بلوک خطی

جهت‌گیری فضای زندگی به سمت نور خورشید در اولویت است. در این گونه، پشت آپارتمان‌ها رو به بخش جلویی آپارتمان دیگر است یا آپارتمان‌ها در سراسر خیابان یا مسیر پیاده‌رو رو به همدیگر هستند.

 

بلوک محیطی

این‌گونه طراحی مجتمع‌های مسکونی پیرو این اصل است که نمای جلوی ساختمان‌ها باید رو به قلمرو عمومی باشد و بخش‌های پشتی و خصوصی ساختمان‌ها باید رو به همدیگر باشند.

 

بلوک پراکنده یا نقطه‌ای

از اوایل قرن بیستم و نیز نظر به عقیدة لوکور بوزیه[12] مبنی بر اینکه الگوی مسکن کم‌طبقه و زندگی در خانه و زمین شخصی باعث هدررفتن زمین می‌شود، زندگی در ساختمان‌های بلندمرتبه‌ای که در میان فضای سبز پراکنده شده‌اند، به‌منزلة راه‌حلی کارا در برنامه‌ریزی کاربری زمین مطرح شد؛ بنابراین آپارتمان‌هایی به‌صورت بلوک‌های پراکنده یا نقطه‌ای طراحی شده‌اند. مبنای منطقی این‌گونه طراحی معماران به این ترتیب پیشنهاد شده است: نوعی محیط مسکونی ایجاد می‌کند که تهویة مناسب و نور را برای خانه فراهم می‌آورد، افراد را از آنچه محدودیت‌های محیط‌های خیابانی کسل‌کننده تصور می‌کنند، رها می‌سازد، افزایش روزافزون ماشین را در خود جای می‌دهد و فنون و تکنولوژی‌های جدید ساختمان‌سازی را به کار می‌برد.

 

بلوک متمرکز

این گونه متعلق به گروهی از مجتمع‌هاست که بلوک مسکونی در قسمتی از زمین متمرکز شده و بقیه به فضای باز اختصاص یافته است. این گونه بیشتر در برج‌های مسکونی رایج است.

 

ابربلوک

در این گونه طراحان بیشتر بلوک‌های پیرامونی را شکل می‌دهند که سایر بلوک‌ها را احاطه یا از آنها محافظت می‌کند. این گونه طراحی اجازه می‌دهد محیط ایمن و ساکت‌تری در میان مجموعه تحقق یابد.

 

منبع: Biddulph, 2007: 65

 

به‌طورکلی زمانی می‌توان گفت مجتمع مسکونی کیفیت زیادی دارد که فضای داخل و محیط خارج آن شرایط مطلوبی داشته باشد؛ به بیان دیگر فضای داخلی خانه با محیط خارجی هماهنگ و در ارتباط باشد؛ بنابراین هماهنگی با محیط بیرونی، شرط لازم برای ایجاد یک مجتمع مسکونی مطلوب است (رفیعیان، 1391: 325).

شرکت مسکن بریتانیا[13] در سال 2017 سه شاخص اساسی برای ارزیابی میزان کیفیت محیط سکونت در مجتمع‌های مسکونی ارائه کرد. این شاخص‌ها موقعیت مکانی، طراحی و محیط اطراف مسکن هستند (Housing Corporation,Housing quality Indicators, 2017: 136). در پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه، مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی تنوع فضایی، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی، امنیت، دسترسی، ارتباط درون سایت و بیرون، زیباشناسی و سازگاری با معماری اطراف است (یعقوب‌لو و البرزی، 1394: 33).

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر به‌لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی‌تحلیلی به شیوة آمیخته است. جامعة آماری پژوهش، ساکنان مجتمع‌های مسکونی فاتح (گونة محیطی؛ منطقة دو)، پردیس (گونة خطی؛ منطقة یک)، فجر (گونة پراکنده؛ منطقة سه)، چمران (گونة محیطی؛ منطقة چهار)، گلپارک (گونة خطی؛ منطقة یک)، ستارخان (گونة پراکنده؛ منطقة چهار)، زمرد (گونة متمرکز؛ منطقة سه)، ایرداک (گونة ابربلوک؛ منطقة یک)، طاووس (گونة ابربلوک؛ منطقة چهار) و سپیدار (گونة متمرکز؛ منطقة سه) شهر تبریز با تعداد 13873 نفر است. به دلیل وسیع‌بودن حجم جامعه، براساس فرمول کوکران و با درنظرگرفتن میزان اطمینان 93 درصد و میزان خطای 7 درصد، تعداد حجم نمونه حدود 150 نفر برآورد شد. مجتمع‌های مسکونی بررسی‌شده به گونه‌ای انتخاب شدند که دربردارندة تمامی پنج گونه (خطی، ابربلوک، محیطی، متمرکز و پراکنده) باشند؛ همچنین از آنجایی که بررسی موضوع کیفیت سکونت به حضور و سکونت ساکنان در مجتمع‌های مسکونی وابسته است، باید مجتمع‌هایی انتخاب می‌شد که تمامی واحدهای آنها به بهره‌برداری رسیده و در اختیار ساکنان قرار گرفته باشد. در همین زمینه تمامی واحدهای مجتمع‌های مسکونی انتخابی تحویل داده شده و سابقة سکونت در آنها بیش از 5 سال است و نیز به قشر خاصی از مردم تعلق ندارد؛ همچنین به دلیل اینکه تراکم مجتمع‌های مسکونی در مناطق یک، دو، سه و چهار شهر تبریز بیش از سایر مناطق است، مجتمع‌های مسکونی نمونه از این مناطق انتخاب شدند. گفتنی است در پژوهش حاضر سایر مجتمع‌های مسکونی که ویژگی‌های اشاره‌شده را ندارند، از دایرة مطالعات خارج شدند.

در پژوهش حاضر برای سنجش میزان کیفیت سکونت در ده مجتمع مسکونی اشاره‌شده، دو نوع کیفیت بررسی شده است:

  1. کیفیت در مجتمع‌های مسکونی: شامل چهار بعد کیفیت کالبدی، کیفیت عملکردی، کیفیت اجتماعی و کیفیت زمینه‌ای؛
  2. کیفیت در واحدهای مسکونی: شامل چهار بعد تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی، شرایط بیرونی واحد مسکونی و هزینه‌های جاری واحد مسکونی.

همچنین برای گردآوری داده‌های پژوهش از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی (پرسش‌نامه) استفاده شده است؛ به‌طوری‌که داده‌های کمی با استفاده از پرسش‌نامة پژوهشگرساخته گردآوری شد. بیان این مطلب لازم است که پرسش‌نامة تدوین‌شده برای بررسی فرضیة پژوهش، تمامی متغیرهای عوامل فردی، گویه‌ها و زیرگویه‌ها را زیر پوشش قرار داده و تمامی پرسش‌ها به‌صورت طیف لیکرت امتیازبندی شده و برای پاسخگویی در اختیار ساکنان مجتمع‌های مسکونی گزیده قرار داده شده است. برای بررسی روایی ابزار اندازه‌گیری پژوهش، روایی صوری و برای سنجش پایایی پرسش‌نامه از روش آلفای کرونباخ بهره گرفته شده و این میزان برابر با 81/0 است که بیشتر از 7/0 است و بر این اساس اعتبار پرسش‌نامه تأیید می‌شود؛ همچنین برای تحلیل‌های پژوهش از آزمون‌های آماری میانگین یک‌طرفه و رگرسیون استفاده شد. در شکل 2 مدل عملیاتی پژوهش ارائه شده است:

 

 

شکل- 2: مدل عملیاتی پژوهش

منبع: نگارندگان

 

معرفی منطقة پژوهش

کلان‌شهر تبریز، بزرگ‌ترین متروپل شمال غرب ایران، با وسعتی حدود 25.056هکتاری به‌لحاظ موقعیت جغرافیایی در 38 درجه و 1 دقیقه تا 38 درجه و 8 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 5 دقیقه تا 46 درجه و 22 دقیقه طول شرقی واقع شده است (مهندسین مشاور نقش محیط، 1390: 33). براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران در سال 1395، جمعیت شهر تبریز 1.558.693 نفر است (براساس داده‌های مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، 1395) که نسبت به آمار سال 1390، جمعیت این شهر رشد چشمگیری داشته است. افزایش جمعیت شهری و نیاز به اماکن مسکونی سبب جایگزینی سریع مساکن چندخانواری نظیر مجتمع‌های مسکونی با تیپولوژی‌های مختلف به جای مساکن تک‌خانواری در شهر تبریز شد. در رابطه با تیپولوژی مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی شهر تبریز براساس اطلاعات آماری بلوک‌ها در سال 1395 می‌توان گفت که از مجموع 180 مجتمع مسکونی و 32.781 واحد مسکونی موجود در شهر، 23 درصد مجتمع‌های مسکونی و 10 درصد واحدهای مسکونی مربوط به گونة متمرکز، 31 درصد مجتمع‌های مسکونی و 37 درصد واحدهای مسکونی مربوط به گونة خطی، 12 درصد مجتمع‌های مسکونی و 11 درصد واحدهای مسکونی مربوط به گونة محیطی، 32 درصد مجتمع‌های مسکونی و 40 درصد واحدهای مسکونی مربوط به گونة پراکنده و 2 درصد مجتمع‌های مسکونی و 2 درصد واحدهای مسکونی مربوط به گونة ابربلوک هستند. در پژوهش حاضر از هریک از گونه‌های یادشده، دو مجتمع مسکونی به نمایندگی از بقیه انتخاب شد تا آزمون فرضیه در رابطه با آنها صورت بگیرد. در جدول 3 مجتمع‌های مسکونی مطالعه‌شده معرفی شده‌اند.

 

جدول- 3: معرفی مجتمع‌های مسکونی مطالعه‌شده

گونه

نام مجتمع مسکونی

واحد

مسکونی

جمعیت

موقعیت

تصویر هوایی

منطقه

خیابان/ محله

مناطق ده‌گانه

خطی

پردیس

272

870

یک

خیابان نور جنوبی

و

محلة فجر

 

 

گلپارک

850

3200

یک

خیابان گلپارک

و

محلة گلپارک

 

 

ابربلوک

طاووس

330

1056

چهار

خیابان دامپزشکی

و

محلة چمران

 

 

ایرداک

232

743

یک

خیابان سعدی شمالی

و

محلة ولیعصر

 

 

متمرکز

سپیدار

102

327

سه

خیابان استاد اقبال آذر

و

محلة رسالت

 

 

زمرد

30

125

سه

خیابان نور جنوبی

و

محلة فجر

 

 

محیطی

فاتح

650

2080

دو

خیابان توحید

و

شهرک یاغچیان

 

 

چمران

810

2592

چهار

بلوار 22 بهمن (راه‌آهن)

و

محلة نصف راه

 

 

پراکنده

فجر

500

1600

سه

خیابان شهید صمدی

و

محلة فجر

 

 

ستارخان

400

1280

چهار

بلوار ستارخان

و

محلة یکه توکان

 

 

منبع: نگارندگان

 

بحث و یافته‌های پژوهش

داده‌های توصیفی

در پژوهش حاضر برای سنجش میزان کیفیت سکونت، دو نوع کیفیت بررسی شده است:

  1. کیفیت در مجتمع‌های مسکونی: شامل چهار بعد کیفیت کالبدی، کیفیت عملکردی، کیفیت اجتماعی و کیفیت زمینه‌ای؛
  2. کیفیت در واحدهای مسکونی: شامل چهار بعد تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی، شرایط بیرونی واحد مسکونی و هزینه‌های جاری واحد مسکونی.

نتایج به‌دست‌آمده از عوامل فردی داده‌های آماری نشان می‌دهد نمونة انتخابی شامل 77 نفر مرد و 73 نفر زن است. بررسی وضعیت مالکیت افراد نمونه نشان داد 3/51 درصد مالک ساختمان و 7/48 درصد مستأجر هستند. بررسی گروههای سنی افراد نمونه نشان داد گروه سنی (31- 45) 3/39 درصد، گروه سنی (18- 30) 3/33 درصد، گروه سنی (46- 60) 7/26 درصد و گروه سنی (61+) 7/0 درصد را به خود اختصاص داده‌اند. بررسی میزان تحصیلات افراد نمونه نشان داد از میان افراد نمونه 7/4 درصد در گروه زیر دیپلم، 7/42 درصد در گروه دیپلم، 7 درصد در گروه فوق دیپلم، 3/38 درصد در گروه لیسانس، 2 درصد در گروه فوق لیسانس و 3/5 درصد در گروه دکتری قرار دارند. بررسی وضعیت اشتغال افراد نمونه حاکی است 3/9 درصد خانه‌دار، 7/12 درصد دانشجو، 3/7 درصد پزشک، 7/38 درصد شغل آزاد، 7/18 درصد کارمند، 3/9 درصد بازنشسته و 3/3 درصد مهندس هستند. بررسی وضعیت تأهل نشان داد از میان افراد نمونه 7/38 درصد مجرد و 3/61 درصد متأهل هستند. بررسی مدت‌زمان سکونت در مجتمع‌های مسکونی مدنظر نشان داد 78 درصد در بازة 1- 5 سال، 12 درصد در بازة 6- 10 سال، 3/9 درصد در بازة 11- 20 سال و 7/0 درصد در بازة 21- 30 سال سکونت داشته‌اند. بررسی مدت‌زمان سکونت در شهر حاکی از آن بود که از میان افراد نمونه 2 درصد در گروه 1- 5 سال، 2 درصد در گروه 6- 10 سال، 20 درصد در گروه 11- 20 سال، 7/24 درصد در گروه 21- 30 سال و 3/51 درصد در گروه بالای 31 سال سکونت در شهر تبریز قرار دارند.

 

تأثیر عوامل فردی بر میزان کیفیت مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی

گروههای سنی: چهار گروه سنی 18- 30، 31- 45، 46- 60 و بالای 60 برای آزمون میانگین یک‌طرفه در نظر گرفته شدند. نتایج نشان می‌دهد اختلاف معنا‌داری بین هر چهار گروه سنی با میزان کیفیت مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی وجود ندارد.

جنسیت: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین جنسیت و کیفیت واحدهای مسکونی، تفاوت معنا‌داری وجود دارد؛ همچنین میانگین کیفیت واحدهای مجتمع مسکونی در گروه مردان بیشتر از زنان است.

وضعیت تأهل: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین وضعیت تأهل و میزان کیفیت مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. میانگین کیفیت سکونت (مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مجتمع مسکونی) در گروه مجرد بیشتر از گروه متأهل است.

گروههای شغلی: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین گروههای شغلی و میزان کیفیت مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بیشترین میانگین کیفیت مجتمع مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی به گروه شغلی پزشک مربوط است.

تحصیلات: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین وضعیت تحصیلات و میزان کیفیت سکونت و میزان کیفیت واحدهای مسکونی تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بیشترین میانگین کیفیت مجتمع مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی به گروه تحصیلی دکتری مربوط است.

وضعیت مالکیت: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین وضعیت مالکیت و کیفیت واحدهای مسکونی تفاوت معنا‌داری وجود دارد. میانگین کیفیت واحدهای مسکونی برای گروه مالک بیشتر است.

مدت‌زمان سکونت در مجتمع‌های مسکونی: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین مدت سکونت و کیفیت سکونت تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بیشترین میانگین کیفیت مجتمع‌های مسکونی و بیشترین میانگین کیفیت واحدهای مسکونی برای ساکنان شهر تبریز با مدت‌زمان 11- 20 سال است.

مدت‌زمان سکونت در شهر تبریز: بررسی نتایج آزمون میانگین یک‌طرفه نشان می‌دهد بین مدت سکونت و کیفیت سکونت تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بیشترین میانگین کیفیت مجتمع‌های مسکونی و نیز بیشترین میانگین کیفیت واحدهای مسکونی برای ساکنان شهر تبریز با مدت‌زمان 6- 10 سال، و کمترین میانگین کیفیت مجتمع مسکونی برای ساکنان با مدت‌زمان 1- 5 سال است.

 

سنجش میزان میانگین کیفیت سکونت، کیفیت مجتمع‌های مسکونی و واحدهای مسکونی به تفکیک گونه‌بندی مجتمع‌ها

نتایج به‌دست‌آمده از شکل 3 نشان می‌دهد بیشترین و کمترین میزان میانگین کیفیت مجتمع مسکونی به ترتیب به گونة ابربلوک به اندازة 44/3 و گونة خطی به اندازة 93/2 مربوط است. بیشترین میزان میانگین کیفیت واحد مسکونی به گونة ابربلوک به اندازة 12/3 مربوط است؛ همچنین کمترین میزان کیفیت واحد مسکونی به گونة متمرکز به اندازة 77/2 مربوط است.

 

 

شکل- 3: میانگین مؤلفه‌ها در گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی

منبع: نگارندگان

 

بررسی میزان اثرگذاری هریک از ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی با استفاده از آزمون رگرسیون

در برازش مدل رگرسیونی، بعضی از آماره‌ها معروف به ضرایب تأثیر رگرسیونی هستند. این ضرایب به دو دسته تقسیم می‌شوند: ضرایب تأثیر رگرسیونی استانداردنشده (B) و ضرایب تأثیر رگرسیونی استانداردشده یا بتا (ß). گفتنی است که تفسیر ضرایب یادشده براساس معناداری در سطح خطای کمتر از 05/0 یا 01/0 صورت می‌گیرد. علاوه بر آماره‌های B و ß، یکی دیگر از آماره‌های بسیار تأثیرگذار بر تحلیل نتایج، آمارة (t) است که اهمیت نسبی حضور هر متغیر مستقل را در مدل نشان می‌دهد و قدر مطلق مقدار این آماره برای تأثیر آماری معناداری عدد 33/2، در سطح خطای کمتر از 05/0 یا 01/0 است.

ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی مطالعه‌شده دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 522/0، 516/0، 515/0 و 457/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی دارند؛ همچنین مقدار آمارة (t) برای این ابعاد به ترتیب 473/209267504، 859/203795635، 526/201890951 و 238/184622935 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه ابعاد یادشده تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی مطالعه‌شده دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بعد کالبدی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد زمینه‌ای، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی دارند.

 

 

 

جدول- 4: آزمون رگرسیون بین ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی

مدل

ضرایب استانداردنشده

ضرایب استانداردشده

مقدار t

سطح معناداری

 

برآورد ضریب

خطای استاندارد

ضریب بتا

 

 

1

مقدار ثابت

120/3-E-16

000/0

-

000/0

000/1

کیفیت کالبدی

250/.

000/0

522/.

473/209267504

000/0

کیفیت عملکردی

250/.

000/0

516/.

859/203795635

000/0

کیفیت اجتماعی

250/.

000/0

515/0

526/201890951

000/0

کیفیت زمینه‌ای

250/.

000/0

457/.

238/184622935

000/0

منبع: نگارندگان

 

بررسی میزان اثرگذاری هریک از ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی با استفاده از آزمون رگرسیون

ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 485/0، 468/0، 441/0 و 418/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند؛ همچنین مقدار آمارة (t) برای تمامی ابعاد صفر است که در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه ابعاد یادشده تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد شرایط بیرونی واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد هزینة واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند.

 

جدول- 5: آزمون رگرسیون بین ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی

مدل

ضریب استانداردنشده

ضریب استانداردشده

مقدار t

سطح معناداری

برآورد ضریب

خطای استاندارد

ضریب بتا

1

مقدار ثابت

964/1E-15

000/0

-

000/0

000/0

تسهیلات واحد مسکونی

250/.

000/0

468/.

000/0

000/0

شرایط بیرونی واحد مسکونی

250/.

000/0

485/.

000/0

000/0

شرایط درونی واحد مسکونی

250/.

000/0

441/.

000/0

000/0

هزینة واحد مسکونی

250/.

000/0

418/.

000/0

000/0

 

منبع: یافته‌های پژوهش، 1399

 

 

 

بررسی میزان تأثیر گونه‌بندی بر کیفیت سکونت در مجتمع‌های مسکونی با استفاده از آزمون رگرسیون

گونة محیطی (مجتمع‌های مسکونی فاتح و چمران)

کیفیت مجتمع‌های مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 585/0، 478/0، 546/0 و 595/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد زمینه‌ای، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد عملکردی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند.

کیفیت واحدهای مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 544/0، 512/0، 450/0 و 437/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد شرایط بیرونی واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد هزینة واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة محیطی (فاتح و چمران) دارند.

 

گونة پراکنده (مجتمع‌های مسکونی فجر و ستارخان)

کیفیت مجتمع‌های مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 571/0، 544/0، 626/0 و 554/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد اجتماعی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد عملکردی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند.

کیفیت واحدهای مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 411/0، 417/0، 477/0 و 423/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد شرایط درونی واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد شرایط بیرونی واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة پراکنده (فجر و ستارخان) دارند.

 

گونة خطی (مجتمع‌های مسکونی گلپارک و پردیس)

کیفیت مجتمع‌های مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 484/0، 461/0، 495/0 و 372/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد اجتماعی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد زمینه‌ای، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند.

کیفیت واحدهای مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 494/0، 537/0، 446/0 و 389/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند. بیان این مطلب لازم است که با توجه به ضرایب بتا، بُعد تسهیلات واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد هزینة واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة خطی (گلپارک و پردیس) دارند.

 

گونة ابربلوک (مجتمع‌های مسکونی ایرداک و طاووس)

کیفیت مجتمع‌های مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 413/0، 498/0، 413/0 و 430/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند. گفتنی است که با توجه به ضرایب بتا، بُعد عملکردی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد کالبدی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند.

کیفیت واحدهای مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 470/0، 371/0، 414/0 و 401/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد شرایط بیرونی واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد تسهیلات واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة ابربلوک (ایرداک و طاووس) دارند.

 

گونة متمرکز (مجتمع‌های مسکونی سپیدار و زمرد)

کیفیت مجتمع‌های مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی شامل کالبدی، عملکردی، اجتماعی و زمینه‌ای، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 874/0، 757/0، 722/0 و 529/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد کالبدی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد زمینه‌ای، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند.

کیفیت واحدهای مسکونی: ضرایب تأثیر رگرسیونی برازش مدل پژوهش نشان می‌دهد تمامی ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی شامل شرایط بیرونی واحد مسکونی، تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی و هزینة واحد مسکونی، ضرایب تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند؛ بدین صورت که ضریب استانداردشدة (ß) ابعاد یادشده به ترتیب 553/0، 517/0، 437/0 و 474/0 در سطح خطای کمتر از 01/0 است و درنتیجه این ابعاد تأثیرگذاری معناداری بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند. گفتنی است با توجه به ضرایب بتا، بُعد شرایط بیرونی واحد مسکونی، بیشترین میزان اثرگذاری و بعد شرایط درونی واحد مسکونی، کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) دارند.

با توجه به ضرایب بتای موجود در شکل 4 می‌توان گفت که در گونة محیطی کیفیت زمینه‌ای و کیفیت عملکردی، در گونة پراکنده کیفیت اجتماعی و کیفیت عملکردی، در گونة خطی کیفیت اجتماعی و کیفیت زمینه‌ای، در گونة ابربلوک کیفیت عملکردی و کیفیت اجتماعی= کیفیت کالبدی و در گونة متمرکز کیفیت کالبدی و کیفیت زمینه‌ای، به ترتیب بیشترین و کمترین میزان اثرگذاری را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی دارند.

 

 

شکل- 4: مقایسة ضرایب بتا در هریک از ابعاد کیفیت مجتمع‌های مسکونی به تفکیک گونه

منبع: نگارندگان

 

با توجه به ضرایب بتای موجود در شکل 5 می‌توان گفت که در گونة محیطی شرایط بیرونی و هزینة جاری، در گونة پراکنده شرایط درونی و شرایط بیرونی، در گونة خطی تسهیلات واحد مسکونی و هزینه‌های جاری، در گونة ابربلوک شرایط بیرونی و تسهیلات= شرایط درونی و در گونة متمرکز شرایط بیرونی و شرایط درونی، به ترتیب بیشترین و کمترین میزان تأثیرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند.

 

 

شکل- 5: مقایسة ضرایب بتا در هریک از ابعاد کیفیت واحدهای مسکونی به تفکیک گونه

منبع: نگارندگان

حال برای جمع‌بندی، در شکل 6 مدل تحلیل مسیر برای اثرگذاری گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی بر کیفیت سکونت ارائه می‌شود. نتایج حاصل از تحلیل مدل مسیر نشان داد میزان تأثیر گونة متمرکز بر کیفیت سکونت بیشتر از سایر گونه‌هاست؛ همچنین ازنظر تأثیرگذاری، مؤلفة عملکردی و مؤلفة شرایط بیرونی واحدها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی تبریز دارند.

 

شکل- 6: نمودار تحلیل مسیر اثرگذاری کیفیت سکونت بر گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی تبریز در سه سطح

منبع: نگارندگان

 

جمع‌بندی و پیشنهادها

این پژوهش با هدف سنجش کیفیت سکونت براساس گونه‌بندی مجتمع‌های مسکونی شهر تبریز سعی بر آن دارد که مجتمع‌های مسکونی‌ای که به‌لحاظ کیفیت سکونت در وضعیت مطلوب‌تری قرار دارند و ابعاد و شاخص‌های تأثیرگذار بر کیفیت را شناسایی و راهکارهایی مؤثر برای شکل‌گیری محیط مطلوب زندگی روزمرة ساکنان ارائه کند. برای سنجش میزان کیفیت سکونت در ده مجتمع مسکونی، دو نوع کیفیت بررسی شده است: کیفیت در مجتمع‌های مسکونی شامل چهار بعد کیفیت کالبدی، کیفیت عملکردی، کیفیت اجتماعی و کیفیت زمینه‌ای، و کیفیت در واحدهای مسکونی شامل چهار بعد تسهیلات واحد مسکونی، شرایط درونی واحد مسکونی، شرایط بیرونی واحد مسکونی و هزینه‌های جاری واحد مسکونی.

همان‌طور که در بخش نظری مقاله بیان شد، ارتباطی مستقیم و دوسویه میان کیفیت سکونت و رضایتمندی سکونتی وجود دارد. دربارة تأثیر عوامل فردی بر ابعاد کیفیت سکونت در گونه‌های مختلف مجتمع‌های مسکونی نتایج نشان داد عامل جنسیت باعث تأثیر متفاوتی بر کیفیت واحد مسکونی در میان دو گروه زنان و مردان می‌شود و میانگین کیفیت واحدهای مسکونی در گروه مردان بیشتر از زنان است؛ همچنین وضعیت مالکیت نیز تأثیر متفاوتی بر کیفیت واحدهای مسکونی دارد؛ بدین صورت که میانگین کیفیت واحدهای مسکونی برای گروه مالک بیشتر است؛ این در حالی است که سایر عوامل فردی نظیر گروههای سنی، وضعیت تأهل، اشتغال، مالکیت، میزان تحصیلات، مدت‌زمان سکونت در مجتمع‌های مسکونی و مدت‌زمان سکونت در شهر تأثیر چندانی بر هریک از ابعاد کیفیت سکونت ندارد. یافته‌های حاصل از تحلیل شکل 3 نشان داد در میان پنج گونة مجتمع مسکونی، بیشترین و کمترین میزان میانگین کیفیت مجتمع‌های مسکونی به ترتیب به گونة ابربلوک (طاووس و ایرداک) و گونة خطی (گلپارک و پردیس) و نیز بیشترین و کمترین میزان میانگین کیفیت واحدهای مسکونی به ترتیب به گونة ابربلوک (طاووس و ایرداک) و گونة متمرکز (سپیدار و زمرد) مربوط است. همان‌طور که انتظار می‌رفت، با توجه به مزایای گونة ابربلوک نظیر فراهم‌کردن محیط امن و آرام برای ساکنان که ازجمله مؤلفه‌های بسیار مهم در ارتقای میزان کیفیت سکونت هستند، در این پژوهش نیز بیشترین میزان میانگین کیفیت سکونت به گونة ابربلوک (طاووس و ایرداک) مربوط است. در حالت کلی می‌توان گفت گونة ابربلوک تأثیرگذاری بیشتری بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی دارد.

در گونة متمرکز بیشتر مساحت به فضای باز اختصاص داده می‌شود و ساختمان‌ها بسیار متراکم و مساحت واحدهای مسکونی به مراتب کمتر است؛ این امر سبب افزایش میزان آلودگی، سروصدا، کاهش میزان بهداشت محیطی و... می‌شود که از دلایل نارضایتی سکونتی است و کیفیت سکونت را به‌شدت کاهش می‌دهد. در این پژوهش نیز یافته‌ها نشان داد میانگین کیفیت سکونت در گونة متمرکز نسبت به سایر گونه‌ها کمتر است. برای دستیابی به کیفیت سکونت مطلوب‌تر باید کیفیت زمینه‌ای مجتمع مسکونی (شیوة زندگی، بهداشت محیطی و هزینه‌های مراقبت) و شرایط درونی واحدهای مسکونی (سروصدا، جانوران موذی، بو و آلودگی) ارتقا یابد. نتایج حاصل از تحلیل مدل مسیر نشان داد کیفیت عملکردی (خدمات رفاه اجتماعی، تجاری، تفریحی و حمل و نقل) و شرایط بیرونی (نور خورشید، روشنایی، دید و منظر، باغ)، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی و کیفیت واحدهای مسکونی تبریز دارند؛ همچنین میزان تأثیر گونة متمرکز بر کیفیت سکونت بیشتر از سایر گونه‌هاست که این امر ناشی از ضرایب بالای کیفیت زمینه‌ای مجتمع‌های مسکونی (شیوة زندگی، بهداشت محیطی و هزینه‌های مراقبت) و نیز شرایط بیرونی واحدهای مسکونی (نور خورشید، روشنایی، دید و منظر، باغ) است؛ بنابراین برای دستیابی به سطح بالاتر کیفیت سکونت در گونة متمرکز، باید کیفیت عملکردی مجتمع مسکونی (خدمات رفاه اجتماعی، تجاری، تفریحی و حمل و نقل) و هزینه‌های جاری واحدهای مسکونی (تعمیر و نگهداری) ارتقا یابند.

 

[1]. Abdul Mohit & Azim

[2]. Abolfathi Momtaz et al.

[3]. Hilmy Muslim et al.

[4]. Stokols

[5]. Islam et al.

[6]. Ge & Hokao

[7]. onibokun

[8]. Campell

[9]. Khaef & zebardast

[10]. Amerigo & Aragones

[11]. Bonaiuto

[12]. Le Corbusier

[13]. UK Housing Company

 

نتایج حاصل از شکل‌های 4 و 5 نشان داد کیفیت زمینه‌ای (شیوة زندگی، بهداشت محیطی و هزینه‌های مراقبت) در گونة محیطی، کیفیت اجتماعی (مشارکت، امنیت و اجتماع‌پذیری) در گونه‌های خطی و پراکنده، کیفیت عملکردی (خدمات رفاه اجتماعی، تجاری، تفریحی و حمل و نقل) در گونة ابربلوک و کیفیت کالبدی (زیبایی، حجم و تراکم بناها، دسترسی و فضاهای سبز) در گونة متمرکز، بیشترین میزان تأثیر را بر کیفیت مجتمع‌های مسکونی دارند. به‌طور خلاصه ترتیب اثرگذاری ابعاد بر کیفیت مجتمع مسکونی به‌صورت مقابل است: کیفیت کالبدی> کیفیت عملکردی> کیفیت اجتماعی> کیفیت زمینه‌ای. همچنین شرایط بیرونی (نور خورشید، روشنایی، دید و منظر، باغ) در گونه‌های محیطی، ابربلوک، متمرکز و تسهیلات واحدهای مسکونی (تسهیلات داخلی، اتاق‌های جادار، نوع سکونت، انباری و عمر ساختمان) در گونة خطی و شرایط درونی (سروصدا، جانوران موذی، بو و آلودگی) در گونة پراکنده و هزینه‌های جاری (تعمیر و نگهداری) در گونة ابربلوک، بیشترین میزان تأثیرگذاری را بر کیفیت واحدهای مسکونی دارند و ترتیب تأثیرگذاری ابعاد بر کیفیت واحدهای مسکونی به‌صورت مقابل است: شرایط بیرونی واحد مسکونی> تسهیلات واحد مسکونی> شرایط درونی واحد مسکونی> هزینة واحد مسکونی.

یافته‌های این مقاله نیز در مواردی با بررسی‌های گذشته دربارة تأثیر ابعاد مختلف گونه‌های مجتمع‌های مسکونی بر ارتقای کیفیت سکونت سازگاری دارد و آن را تأیید می‌کند؛ برای نمونه عبدالمحیط و عظیم (2012) بیان می‌کنند که از میان مؤلفه‌های اصلی در رضایتمندی ساکنان از کیفیت سکونت، کیفیت کالبدی نظیر خدمات‌رسانی و سرویس‌دهی و امکانات عمومی در داخل مجموعة سایت، بسیار مهم و تأثیرگذار است؛ اما یافته‌های پژوهش‌های دیگر در این زمینه، نتایجی مغایر با یافته‌های پژوهش حاضر دارد؛ برای نمونه هیلمی مازلم و همکاران (2018) در پژوهش خود اثبات کردند که کیفیت سکونت بیشتر متأثر از شرایط درونی محیط مسکونی است و ارتباط بسیار کمی بین کیفیت سکونت و محیط خارج مسکن وجود دارد؛ بنابراین با توجه به یافته‌های پژوهش پیشنهاد می‌شود طراحان و برنامه‌ریزان شهری هنگام طراحی مجتمع‌های مسکونی، شاخص‌های مؤثر بر کیفیت عملکردی مجتمع‌های مسکونی نظیر خدمات رفاه اجتماعی، تجاری، تفریحی و حمل و نقل و نیز شاخص‌های مؤثر بر شرایط بیرونی واحدهای مسکونی نظیر روشنایی، دید و منظر و دسترسی به باغ را برای ارتقای کیفیت سکونت بیش از پیش مدنظر قرار دهند.

  • ایمان، محمدتقی، کاوه، مهدی، (1391)، سنجش میزان رضایت از زندگی در میان ساکنان مسکن مهر فولادشهر اصفهان، نشریة مطالعات جامعه‌شناختی شهری (مطالعات شهری)، دورة 2، شمارة 5، شیراز، 1-32.
  • باور، سیروس، (1384)، تحول طراحی مسکن، فصلنامة معماری و فرهنگ، سال 7، شمارة 23، تهران، 126-133.
  • بهرام‌پور، عطیه، مدیری، آتوسا، (1394)، مطالعة رابطة میان رضایتمندی ساکنان از محیط زندگی و میزان حس تعلق آنها در مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبة شهرک کوثر تهران، نشریة هنرهای زیبا، دورة 20، شمارة 3، تهران، 85-94.
  • خلیل‌مرد، حسین، محمدزاده، یوسف، (1390)، ارزیابی ملاحظات شهرسازی در احداث مجتمع‌های مسکونی تبریز، نشریة آبادی، دورة 67، شمارة 32، تهران، 60-47.
  • ذبیحی، حسین، مرادی، مهدی، (1392)، سنجش کیفیت محیط سکونت در محلة نارمک تهران، نشریة پژوهش‌های شهری هفت حصار، دورة 2، شمارة 6، همدان، 5-16.
  • رفیعیان، مجتبی، مولودی، جمشید، (1390)، رویکردها و روش‌های سنجش کیفیت محیط مسکونی شهر، تهران، انتشارات آذرخش.
  • رفیعیان، مجتبی، (1391)، روش‌های تحلیلی در برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، دانشگاه تربیت مدرس، چاپ اول، تهران.
  • زبردست، اسفندیار، بنی‌عامریان، مهسا، (1390)، بررسی ارتباط میان شاخص‌های عینی و ذهنی بُعد خدمات عمومی کیفیت زندگی شهری در شهر جدید هشتگرد، نامة معماری و شهرسازی، دورة 2، شمارة 3، هنر تهران، 22-5.
  • زنگنه، مینا، قهرمانی، مریم، گودرزی سروش، خلیل، (1396)، سنجش میزان رضایتمندی ساکنان از کیفیت سکونتی مسکن مهر در شهر همدان، مجلة مطالعات محیطی هفت حصار، دورة 6، شمارة 22، همدان، 44-31.
  • سلطان‌زاده، حسین، (1384)، از خانه تا آپارتمان، فصلنامة معماری و فرهنگ، سال 7، شمارة 23، تهران، 142-154.
  • طبی مسرور، ابوالقاسم، رضایی مؤید، صادق، (1394)، ارزیابی میزان رضایت شهروندی از کیفیت‌های سکونتی در مجتمع‌های مسکونی، نمونة مطالعه: مجتمع‌های مسکونی شهر همدان، نشریة مدیریت شهری، دورة 14، شمارة 40، تهران، 80-61.
  • عینی‌فر، علیرضا، (1384)، محدودة مجتمع‌های مسکونی و تداوم کالبدی شهر، مطالعة موردی: تهران، فصلنامة انبوه‌سازان مسکن، دورة 13، شمارة 15، تهران، 28-35.
  • مرکز آمار ایران، (1395)، نتایج سرشماری نفوس و مسکن، تهران.
  • مهندسین مشاور نقش محیط، (1390)، طرح و توسعة عمران (جامع) شهر تبریز، مطالعات محیطی، وزارت راه و شهرسازی.
  • یعقوب‌لو، زهرا، البرزی، فریبا، (1394)، رویکردهای طراحی مسکن زمینه‌گرا با هدف ارتقای کیفیت محیط انسان‌ساخت و هویت مکان، کنفرانس بین‌المللی تحقیق در علوم و تکنولوژی، مالزی، کوالالامپور، 2015.

 

  • Abdul Mohit, M., Azim, M. (2012). Assessment of Residential Satisfaction with Public Housing in Hulhumale’, Maldives. ASEAN Conference on Environment-Behaviour Studies, Bangkok, Thailand.
  • Abolfathi Momtaz, Y., Fallahi, B., Delbari, A. (2018). Residential Satisfaction among Iranian Senior Citizens. The Open Psychology Journal, 11, pp. 89-94.
  • Aigbavboa, C., Thwala, W. (2016). A notional appraisal of the bases of housing satisfaction. International Journal for Housing Science, 20(2), pp. 133–145.
  • Amérigo, M., Aragonés, J. I. (1997). A theoretical and methodological approach to the study of residential satisfaction. Journal of Environmen‑tal Psychology, 17(1), pp. 47–57.
  • Biddulph, M. (2007). Introduction to Residential Layout. Architectural Press, Amsterdam, 11, pp. 65-84.
  • Bonaiuto, M., Aiello, A., Perugini, M., Bonnes, M., Ercolani, A. P. (1999). Housing Corporation (H.C): Housing quality Indicators (HQI). Version 4 (For NAHP 08–10), April.
  • Bonaiuto, M., Fornara, F., Ariccio, S., Cancellieri, U.G., Rahimi, L. (2015). Perceived residential environemt quality indicators (PREQIS) relevance for UN-HABITAT city prosperity index (CPI). Journal of Habitat International, 45(1), pp. 53-63.
  • Bonaiuto, M., Fornara, F., Bonnes, M. (2003). Indexes of perceived residential environment quality and neighborhood attachment in urban environments: a confirmation study on the city of Rome. Journal of Landscape and Urban Planning, 65, pp. 41-52.
  • Bonaiuto, M., Fornara, F., Bonnes, M. (2006). Perceived Residential Environment Quality In middle- And low-Extension Italian Cities. Journal of Revue Européenne de Psychologie Appliquée/European Review of Applied Psychology, 56, pp. 23-34.
  • Bott H. (2012). The dimensions of sustainability. Mimar Sinan Fine Arts University, I˙stanbul, Turkey, pp. 23–47.
  • Campbell, S. (2014). Green cities, growing cities, just cities? Urban planning and the contradictions of sustainable development. Journal of American Planning Association, 62, pp. 296-312.
  • Canter, D. (1983). The purposive evaluation of places: a facet approach. Journal of Environ, Behav, 15, pp. 659–698.
  • Diaz Lozano Patino, E., Siegel, J.A. (2018). Indoor environmental quality in social housing: A literature review. Journal of Build, Environ, 131, pp. 231–241.
  • English Partner Ships (EPS) (2014). Quality standards-delivering quality places: places-homes-people. Available at: www.englishpartnerships
  • Ge, J., Hokao, K. (2017). Research on Residential Lifestyles in Japanese Cities from the Viewpoints of Residential Preference. Journal of Residential Choice, 59, pp. 415-438.
  • Hilmy Muslim, M., Abdul Karim, H., Che Abdullah, I., Ahmad, P. (2018). Assessing Residential Satisfaction by Level of Residence in Off-Campus Environment. Faculty of Architecture, Planning and Surveying, University Teknologi MARA, Shah Alam 40450, Malaysia, pp. 11-22.
  • Housing Corporation (H. C.). Housing quality Indicators (HQI) (2017). Version 4 (For NAHP 08–10), April, Available at: HQIForm4, April.
  • Islam, N., Huda, F., Narayan, P.B. (2000). Addressing the Urban Poverty Agenda in Bangladesh: Critical Issues and 1995 Survey Findings. Published for the Asian Development Bank, University Press Limited, Dhaka, pp. 134-153.
  • Johanson, E. A. J. (2000). The Orgnaization of Spase in Development Press. Countries, Cambridge, Harvard University, pp. 150-190.
  • Khaef, S., Zebardast, E. (2015). Assessing quality of life dimensions in deteriorated inner areas: A case from Javadieh neighborhood in Tehran metropolis. Open access in: Social indicators research, (2015) IN PRESS, pp. 38-50.
  • Mehdizadeh, J. (2006). Strategic Planning Urban Development. 2nd edition, published by kianaghsh.
  • Mousavi, M.N. (2003). Measure the degree of development of regions. MS Thesis, Geography, University of Yazd.
  • Onibokun, A.G. (2010). Evaluation consumers’ satisfaction with housing: An application of a system approach. Journal of the American Planning Association, 40(3), pp. 189-200.
  • Parkes, A., Kearns, A., Atkinson, R. (2002). What makes people dissatisfied with their neighborhoods? Journal of Urban Studies, 39(13), pp. 2413–2438.
  • Riley, M., Kokkarinen, N., Pitt, M. (2016). Assessing post occupancy evaluation in higher education facilities. Journal of Facilities Management, 3(8), pp. 202-213.
  • Shieh, E., Sharifi, A., Rafieian, M. (2011). Identification of factors that assure quality of residential environments, using environmental assessment indices: A comparative study of Two of Tehran’s neighborhoods (Zafaranieh & Khaniabad). Iran University of Science & Technology, 21(2), pp. 119-132.
  • Shin, J. (2016). Toward a theory of environmental satisfaction and human comfort: A process-oriented and contextually sensitive theoretical framework. Journal of Environmental Psychology, 45, pp. 11–21.
  • Stokols, D. (1992). Establishing and maintaining health environments: toward a social ecology of health promotion. Journal of Am Psychol, 47, pp. 6–22.
  • Toma, A., Hamer, M., Shankar, A. (2015). Associations between neighborhood perceptions and mental well-being among older adults. Journal of Health & Place, 19(31), pp. 34, 46-53.
  • Wang, D., Wang, F. (2016). Contributions of the usage and affective experience of the residential environment to residential satisfaction. Journal of Housing Studies, 31(1), pp. 42–60.
  • Wu, Yu-T., Prina, A. M., Brayne, C. (2015). The association between community environment and cognitive function: A systematic review. Journal of Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, 50(3), pp. 351-362.