Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant professor, Department of Geography and Rural Planning, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
2 Ph.D., Department of Geography and Urban and Rural Planning, Mohaghegh Ardabili University, Ardabil, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
بیان مسئله
امروزه با ورود به عصر انقلاب صنعتی چهارم، شاهد ادغام بیسابقهای از فناوریهای فیزیکی، دیجیتال، بیولوژیکی و هستیم. این انقلاب نوین، با بهکارگیری و استفاده از هوش مصنوعی، بلاکچین و اینترنت اشیا و سایر فناوریهای نوین، علاوه بر آنکه روشهای کسبوکار و تولید را دگرگون کرده، توانسته است تأثیرات عمیقی بر جنبههای مختلف زندگی انسان بر جای گذارد (شکری و همکاران، 1402، ص. 122). این پدیده با تقلید فرایندهایی که در مغز انسان اتفاق میافتد، زندگی را به شکلهای متنوعی از ساده تا پیچیده تحت تأثیر قرار میدهد (Pasichnyk & Dujkovic, 2023, p. 5)؛ از این رو، هوش مصنوعی یک مقوله صرف فناورانه نیست و ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، تمدنی و ... را در بر میگیرد (رجبی و نصرالهی، 1402، ص. 96). از این فناوری در مشاغل و صنایع مختلف استفاده شده است. همچنین بسیاری از امور روزمره بهصورت مستقیم و یا غیر مستقیم با هوش مصنوعی پیوند خورده است و هر روز بر اهمیت آن نیز افزوده میشود.
همانگونه که ذکر شد هوش مصنوعی (AI) بهسرعت در حال تغییر بخشهای مختلف است و تأثیر آن بر توسعه روستایی انکارناپذیر است و بهطور فزایندهای نیز در حال آشکارشدن است؛ به گونهای که با ظرفیت ایجاد انقلاب در اموری مانند مراقبتهای بهداشتی، کشاورزی، آموزش، صنایع دستی، کارآفرینی، گردشگری و ... نقش مهمی در افزایش کیفیت زندگی در مناطق روستایی ایفا میکند. همچنین میتواند باعث ایجاد و حفظ توانمندیها برای نسل آینده شود و مدیریت بهینه منابع اقتصادی، اجتماعی و نیازهای اساسی را انجام دهد و موجب حفاظت از فرآیندهای ضروری طبیعی و توسعه شود (Kapera, 2018, p. 256). بر این مبنا رویکرد آیندهپژوهی، برای تصمیمگیری دربارۀ اینکه هوش مصنوعی در یک محدوده روستایی میتواند بهعنوان راهبرد مناسبی برای توسعه روستا و روستائیان باشد، به کار گرفته شود (خداپناه، 1401، ص. 94). از سوی دیگر داشتن نگرش نو به توسعه روستایی و مسائل آن، در چارچوب هدفهای آشکار و سیاستهای فناوری نوین، در بستر آیندهنگری، این قابلیت را فراهم میسازد که مشکلات روستا و روستائیان حل شود و دستیابی به توسعه پایدار نیز مقدور شود؛ بنابراین توجه به تواناییها و داراییهای کنونی و آینده، میتواند، نقاط روستایی را در بهرهبرداری بلند مدت از منابع، توانمند سازد و زمینه پیشرفت روستاها را تقویت کند (ابیزاده و باختر، 1402، ص. 222)؛ به گونهای که با بهرهگیری از سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی، میتوان راهکارهای بهینهای برای برای پاسخگویی، تشخیص زودهنگام و پیشگیری از بحرانها ارائه کرد. از سوی دیگر در عرصه روستایی، هوش مصنوعی، این قابلیت را دارد که در حوزههای مختلف از جمله سیاستگذاری، مدیریت، توسعه و خدمات عمومی و ... با ارائه بینش دادهمحور، تصمیمگیریها را شفاف، دقیق و کارآمدتر میسازد (Bianchini et al., 2022, p. 5).
کشور ایران در عصر حاضر، به شکل گستردهای از هوش مصنوعی در حوزههای مختلف صنعتی، اقتصاد، تحقیقات، پزشکی و ... استفاده میکند؛ به گونهای که ایران در میان 100 کشور مجهز به هوش مصنوعی در جایگاه 75 قرار دارد (عنابستانی و همکاران، 1403، ص. 10). شهرستان اردبیل دارای حدود 13 درصد جمعیت روستایی در استان است. یکی از اقدامات مهم، برای دستیابی به آینده مطلوب توسعه پایدار روستایی، برنامهریزی و مدیریت پایدار با تأکید بر هوش مصنوعی است. با توجه به وضعیت فعلی توسعه روستایی در شهرستان اردبیل، که با کمبود زیرساختهای فناورانه، مشارکت محدود جامعه محلی و دسترسی ناکافی به خدمات نوین همراه است، هوش مصنوعی این قابلیت را دارد که در آینده با ارائه راهکارهای کاربردی و نوآورانه، مسیر دستیابی به توسعه پایدار روستایی را تسهیل کند؛ بنابراین، بسترسازی لازم برای توسعه هوش مصنوعی در مناطق روستایی این شهرستان، نیازمند گذار از ساختارهای سنتی به فراهمسازی یک بستر هوشمند است. با توجه به ساختار مناطق روستایی این شهرستان، این مناطق در زمینه دیجیتال و جنبههای هوش مصنوعی، نسبت به نقاط شهری با چالشهای بیشتری مواجه هستند؛ بنابراین، به منظور اینکه در نقاط روستایی شهرستان اردبیل، توسعه هوش مصنوعی در بستر مناسبی شکل گیرد، باید نسبت به عوامل و پیشرانهای مؤثر بر آن شناخت حاصل شود؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشرانهای تأثیرگذار بر آینده توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی انجام شده است. در این راستا، آگاهی مسئولان و جامعه روستایی از مزیتهای بهرهبرداری از هوش مصنوعی که در زمینههای مختلف میتواند برای توسعه روستایی کارآمد باشد، امری ضروری است؛ بنابراین پژوهش حاضر در راستای پاسخگویی به سؤال زیر انجام شده است:
مهمترین پیشرانهای هوش مصنوعی تأثیرگذار بر آینده توسعه پایدار روستایی در شهرستان اردبیل کدام موارد هستند؟
مبانی نظری
در عصر حاضر، توسعه پایدار روستایی دیگر صرفاً روندی غیرفعال بر پایه گذشته نیست؛ بلکه فرآیندی پویا و چندبعدی است که به طراحی آگاهانه مسیرهای ممکن آینده نیاز دارد. شرایطی مانند تغییرات اقلیمی، تحولات فناوری، بازار جهانی محصولات کشاورزی و مهاجرت روستایی، منجر شدهاند که برنامهریزی روستایی در شرایط عدم قطعیت بالا قرار گیرد؛ از اینرو، فناوریهایی مانند هوش مصنوعی که توان استخراج الگو تحلیل دادههای پیچیده، پیشبینی روندها و پشتیبانی تصمیمگیری را فراهم میآورند، بهعنوان پیشرانهای راهبردیِ میانیِ توسعه پایدار روستایی مطرح شدهاند (Angayarkanni, 2025, p. 2). هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک پیشران فناورانه، مسیر توسعه روستایی را دگرگون سازد. در بستر روستاها، این فناوری قادر است الگوهای مهاجرت، روندهای اقتصادی، وضعیت منابع طبیعی و تغییرات اقلیمی را بهطور همزمان تحلیل کند و اطلاعات حاصل را برای تصمیمگیریهای دقیقتر به کار گیرد. افزون بر آن، هوش مصنوعی میتواند موجب تقویت تابآوری اجتماعی و اقتصادی جوامع روستایی بهویژه در زمینههایی مانند پیشبینی خشکسالی، کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، آموزش مجازی و تسهیل ارتباطات میان ذینفعان محلی شود (Janssen & Helbig, 2018, p. 100).
یکی از چارچوبهای نظری مهم، نظریه منابع پایه[1] است که بر این نکته تأکید دارد که توسعه پایدار هنگامی محقق میشود که منابع مادی و غیرمادی بهصورت بهینه و مبتکرانه بهکار گرفته شوند؛ و در این میان هوش مصنوعی میتواند بهعنوان منبع شناختی و فناورانه عمل کند. در کنار آن، نظریه آیندهپژوهی بر این نکته تأکید دارد که آینده قابل پیشبینی کامل نیست؛ ولی با شناخت نیروهای پیشران، طراحی سناریوها و مسیرها و میتوان آن را شکل داد. ترکیب این دو نگاه منابع فناورانه و آیندهپژوهی برای برنامهریزی روستایی امری ضروری محسوب میشود (Godet, 2011)؛ به گونهای در چارچوب آیندهپژوهی، شناسایی پیشرانهای توسعه پایدار روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی به معنای شناخت نیروهایی است که میتوانند آینده این فضاها را شکل دهند. این پیشرانها شامل ابعاد فناورانه مانند ابعاد اجتماعی نظیر پذیرش فناوری و توانمندسازی، گسترش زیرساختهای دیجیتال و اینترنت اشیا و ابعاد سیاستی مانند حکمرانی دادهند و عدالت فناورانه هستند (Sarkar & George, 2022).
بر مبنای تحلیل ادبیات، پنج پیشران کلیدی که در تقاطع هوش مصنوعی و توسعه پایدار روستایی جای دارند، قابل شناسایی هستند. نخست، زیرساخت دیجیتال و اتصال فناورانه است؛ به گونهای که بدون وجود اینترنت اشیا، شبکههای حسگری، دادههای عظیم و پردازش هوشمند، امکان بهرهگیری اثربخش از هوش مصنوعی در حوزه روستایی محدود خواهد بود و حتی ممکن است موجب تشدید شکاف دیجیتال شود (Liu & Li, 2024, p. 105). دوم، مدیریت هوشمند منابع طبیعی و بهینهسازی فرآیندها است، هوش مصنوعی این امکان را فراهم میسازد که مصرف خاک، آب، انرژی، کود و سم بهینه شود و از سوی دیگر علاوه بر ارتقا کارایی اقتصادی، فشار زیستمحیطی نیز کاهش مییابد (Angayarkanni, 2025, p. 3). سوم، سرمایه انسانی، سواد دیجیتال و قدرت نوآوری نهادی است. پژوهشها نشان دادهاند که جذب و بهکارگیری هوش مصنوعی در کشاورزی و توسعه روستایی، به میزان زیادی وابسته به سرمایه انسانی و نوآوری فناوری است (Regona et al., 2024, p. 4). چهارم، مدلهای تجاری و زنجیره ارزش کشاورزی هوشمند هستند که هوش مصنوعی در این زمینه میتواند زنجیره ارزش از تولید تا بازاریابی را بازطراحی کند (Ganeshkumar, 2021). درنهایت عدالت فضایی، حکمرانی دادهمحور و مشارکت جامعه محلی است (Leveraging AI for Rural Development, 2024). بر این اساس، هوش مصنوعی میتواند در این میان نقش هماهنگکنندهای ایفا کند؛ زیرا با تحلیل همزمان دادههای محیطی و اجتماعی و اقتصادی، به سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیماتی اتخاذ کنند که هم از منظر پایداری و هم از منظر عدالت فضایی قابل دفاع باشند. بررسیها نشان میدهد استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای توسعه روستایی، اگر با رویکردی مشارکتی و بومی همراه شود، میتواند به تحولی عمیق در نظامهای تصمیمگیری و مدیریت منجر شود؛ برای نمونه، هوش مصنوعی در کشاورزی روستایی میتواند علاوه بر افزایش بهرهوری، موجب کاهش نابرابری اطلاعاتی میان کشاورزان خرد و نهادهای بزرگ شود و درنهایت بهبود توسعه جوامع روستایی را به همراه داشته باشد (Rahman et al., 2024).
در چارچوب علّی، اثر هوش مصنوعی بر توسعه پایدار روستایی دارار دو مسیر کارایی منابع - پایداری محیطزیستی و مسیر اقتصادی - اجتماعی - توزیع منافع و عدالت است. مسیر اول بیان میکند که با بهینهسازی منابع طبیعی از طریق هوش مصنوعی، فشار بر محیطزیست، کاهش و کیفیت خاک، آب و پوشش گیاهی ارتقا مییابد. مسیر دوم معتقد است که با افزایش بهرهوری، درآمد روستاییان و ایجاد اشتغال، سطح رفاه بالا میرود و عدالت فضایی محقق میشود؛ البته این مسیر مستلزم زیرساخت، سواد و حکمرانی مناسب است. اثرگذاری هوش مصنوعی در این مسیرها به متغیرهای زمینهای مانند سطح سرمایه انسانی، نوآوری نهادی، زیرساخت ارتباطات و سیاستگذاری بستگی دارد. به عبارت دیگر، وجود هوش مصنوعی بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه طراحی راهبردی آن در بستر محلی نیز ضروری است (Regona et al., 2024, p. 4). در این میان، کمبود سواد دیجیتال و پذیرش فناوری توسط کشاورزان، نقص زیرساخت دیجیتال در بسیاری از مناطق روستایی، نگرانیهای اخلاقی مانند نابرابری دیجیتال و حریم خصوصی و نیز ریسکهای زیستمحیطی ناشی از مصرف انرژی فناوریهای بزرگ از چالشهای عمده در بهرهگیری از هوش مصنوعی است (Younas et al., 2025, p. 1318)؛ بنابراین، برای سیاستگذاری، ضروری است که سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال روستایی، برنامههای آموزش و ارتقای سواد دیجیتال، توسعه ظرفیت نهادی، و تدوین مقررات داده و فناوری، همراستا با توسعه فناوری هوش مصنوعی مورد توجه قرار گیرد.
پیشینۀ پژوهش
مرور پیشینه پژوهش نشان میدهد در رابطه با هوش مصنوعی مطالعات متعددی انجام گرفته است. هر یک از این مطالعات در زمینهها و حوزههای مختلف هوش مصنوعی را بررسی کردهاند. در ادامه سعی شد عمدهترین، پژوهشها را با موضوع پژوهش حاضر نزدیک باشد، بررسی شوند. ازجمله این پژوهشها میتوان به مطالعه حجیپور و اصفهانی (1402) اشاره کرد که نقش هوش مصنوعی در توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی و عشایر را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد نقش زنان کمتر مورد توجه برنامهریزان و مسئولان قرار گرفته است. همچنین ایجاد و فراهم کردن زیرساختهای لازم برای توسعه هوش مصنوعی، تأثیر عمدهای در توانمندسازی زنان روستایی و عشایری میشود و پیشرفت و توسعه را به دنبال دارد. مختاری و همکاران (1402) چشماندازهای روستاهای هوشمند را مطالعه و بررسی کردند. نتایج بهدستآمده از تحلیل همرویدادی کلمات کلیدی و خوشههای شناساییشده، به نتایج مهمی در زمینه توسعه روستاهای هوشمند و توسعه پایدار سرزمینی منجر شده است. این نتایج مؤثرترین جهتهای استراتژیک و تحقیقاتی برای روستاهای هوشمند را به تصویر میکشاند.
عنابستانی و جوانشیری (1395) شاخصهای توسعه هوشمند روستایی را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند شاخصهای مختلف توسعه هوشمند در سطح روستاهای مورد مطالعه نشان دهنده نامناسبتر شاخص-های کالبدی و زیست محیطی برای توسعه هوشمند است. همچنین براساس مدل تحلیل خاکستری نیز مشخص شد که روستای جاغرق شرایط بهتری از سه روستای ابرده حصار و ویرانی و روستای ویرانی در پایینترین سطح توسعه دارد. مهتا و همکاران مفهوم روستاهای هوشمند آب و هوایی با استفاده از هوش مصنوعی - یادگیری ماشینی را مطالعه کردند. نتایج نشان داد استراتژی روستای هوشمند آبوهوایی به دنبال تأثیر مثبت بر جوامع وابسته به کشاورزی است؛ به ویژه شامل تضمین مشارکت زنان کشاورز و همه گروههای اجتماعی است. نتایج نشان داد این استراتژی برای مقابله با تغییرات اقلیمی و تنوع شامل آب و هوای هوشمند، آب هوشمند، کربن هوشمند، مواد مغذی هوشمند، بذر هوشمند و شیوههای هوشمند بازار است (Mehta et al., 2023). شی و همکاران در پژوهشی به بررسی تأثیر هوش مصنوعی برای تشخیص زیست توده، تولید و استفاده از انرژی در مناطق روستایی پرداختند. این مطالعه با تمرکز بر کاربردهای هوش مصنوعی در سیستمهای بیوانرژی کشاورزی انجام شده است و پتانسیل فناوریهای هوش مصنوعی را برای بخش انرژی زیستی برای بهبود کارایی و پایداری مؤثر تشخیص داد. تحقیقات آینده باید زمینههای جدیدی را برای کاربردهای هوش مصنوعی، مانند ذخیرهسازی انرژی و مدیریت شبکه، انجام شود و از تجزیه و تحلیل دادههای بزرگ برای بهبود مدلهای هوش مصنوعی استفاده شود (Shi et al., 2023). در پژوهشی دیگر، ژانگ همکاران تأثیر توسعه اقتصاد دیجیتال روستایی بر احیای مناطق روستایی، در چین را بررسی کردند. یافتههای این پژوهش نشان داد که گسترش اقتصاد دیجیتال در مناطق روستایی سبب بهبود بهرهوری و تقویت زنجیرههای ارزش محلی و افزایش اشتغال غیرکشاورزی شده است. نتایج نشان داد همافزایی نهادی میان بخش دولتی و خصوصی، سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال و ترویج نوآوری فناورانه، عوامل مهمی برای توسعه هوش مصنوعی در مناطق روستایی محسوب میشوند (Zhang et al., 2023). ژانگ در پژوهشی که با هدف زیرساختهای دیجیتال و احیای مناطق روستایی: بر پایه زیرساختهای جدید آموزشی در چین انجام داد؛ به این نتیجه رسید که توسعه زیرساختهای دیجیتال، عاملی کلیدی در توانمندسازی اقتصادی، دسترسی برابر به خدمات و کاهش شکاف میان مناطق شهری و روستایی است. همچنین بدون فراهمسازی بسترهای فناورانه، سیاستهای مرتبط با هوشمندسازی روستاها به نتایج پایدار منجر نمیشود (Zhang, 2024). لیو و همکاران نیز پژوهشی را با هدف توانمندسازی توسعه روستایی: شواهدی از چین درباره تأثیر ساخت روستاهای دیجیتال بر گسترش مقیاس اراضی کشاورزی انجام دادند. نتایج بیانگر این است که ترکیب آموزش جوامع محلی، سرمایهگذاری فناورانه و همچنین حمایتهای مالی دولتی، زمینه ارتقای بهرهوری کشاورزی، گسترش فعالیتهای اقتصادی نو و تحول در الگوهای حکمرانی محلی را به دنبال دارد (Liu et al., 2024). بهاتی و همکاران نظارت بر کیفیت آب مناطق روستایی، مبتنی بر هوش مصنوعی کم هزینه را بررسی کردند. نتایج بیانگر ارائه یک روش کمهزینه و کممصرف برای غربالگری ماهیت آب است که میتواند در همه شبکهها و در هر جایی که مصرف آب بهطور معمول با استفاده از چارچوب پراکندگی آب تأمین میشود، استفاده شود و گرههای حسگر میتوانند دادههای مربوط به خواص الکتروشیمیایی آب را در سرور جمعآوری کنند. همچنین نتایج نشان میدهد که این روش تأثیر درخور توجهی در پیشگیری از عفونتهای منتقله از آب در مناطق روستایی دارد (Bhati et al., 2024). لوپز-تاروویلا و همکاران پژوهشی را با هدف پیادهسازی هوش مصنوعی در مناطق روستایی با تأکید بر پوشش دیجیتال و عملکرد سرمایه فکری شرکتها انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد پذیرش این فناوریها و هوش مصنوعی باعث افزایش کارایی عملیاتی، تصمیمگیری، گسترش بازار و همچنین نوآوری و رقابت در شرکتهای روستایی شده است (López-Taravilla et al., 2024). در پژوهشی که ژانگ انجام داد تأثیر توسعه هوش مصنوعی بر شکاف درآمدی میان مناطق شهری و روستایی در چین بررسی شد. یافتههای این مطالعه نشان داد که توسعه هوش مصنوعی میتواند شکاف درآمدی را کاهش دهد و به توسعه متوازن مناطق مختلف کمک کند. این تحقیق بر لزوم سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال و آموزش نیروی کار محلی تأکید دارد (Zhang, 2025). درنهایت لیو و همکاران به بررسی تأثیر ساخت روستاهای دیجیتال بر توسعه کشاورزی سبز در چین پرداختند. نتایج بررسی آنها بیانگر این است که ایجاد و ساخت روستاهای دیجیتال میتواند بهرهوری کشاورزی را افزایش دهد و به توسعه پایدار کشاورزی کمک کند (Liu et al., 2025).
پژوهش حاضر نسبت به مطالعات پیشین تفاوت اصلی خود را در رویکرد جامع و بومیسازی یافتهها نشان میدهد؛ در حالی که مطالعات قبلی عمدتاً به کاربردهای خاص هوش مصنوعی در حوزههایی مانند کشاورزی، انرژی یا توانمندسازی زنان پرداختهاند، این مطالعه با تمرکز بر شهرستان اردبیل، تعامل میان عوامل مختلف توسعه پایدار روستایی را بررسی کرده و پیشرانهای کلیدی مانند زیرساخت فناوری، پروژههای نوآورانه، توسعه حکمرانی هوشمند و مشارکت فعال جامعه محلی را شناسایی کرده است.
روش پژوهش
پژوهش حاضر براساس ماهیت، تحلیلی و اکتشافی و از لحاظ هدف، کاربردی است که با بهکارگیری روشهای کمی و کیفی و با تأکید بر رویکرد آیندهپژوهی بهمنظور شناسایی پیشرانهای تأثیرگذار بر آینده توسعه پایدار روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 25 نفر از متخصصین و کارشناسان، خبرگان و صاحبنظران عرصه روستایی شهرستان اردبیل است. جمعآوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی (بهرهگیری از پرسشنامه ماتریس) انجام شد. ابتدا بهمنظور شناسایی عوامل کلیدی، مصاحبه ساختاریافته با متخصصین با بهرهگیری از روش دلفی انجام گرفت، سپس با تجمیع عوامل حاصل از مصاحبه و اسناد مطالعهشده در بخش پیشینه پژوهش، پایایی و روایی عوامل شناساییشده توسط متخصصین تأیید شد. دادههای کمی بهصورت عددی و از طریق وزندهی پرسشنامههای دلفی تهیه شد؛ به گونهای که در ابتدا شاخصها و مؤلفهها در ابعاد مختلف جمعآوری شد، سپس در اختیار متخصصین قرار داده شد و از آنها درخواست شد تا براساس تخصص خود عواملی که بیشتر از بقیه تأثیرگذار است را شناسایی کنند. بر این اساس در مرحله اول 26 متغیر انتخابشده در اختیار متخصصین قرار داده شد. پس از بررسی نظرات آنها در مرحله دوم، 22 متغیر بهعنوان فهرست نهایی انتخاب شد. در مرحله بعد، پس از شناسایی این عوامل از آنان خواسته شد در چارچوب ماتریس اثرات متقاطع بین عوامل، بر مبنای میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها با اعداد صفر تا سه امتیاز دهند. عدد صفر بیانگر عدم تأثیر، عدد یک بیانگر تأثیر ضعیف، عدد دو بیانگر تأثیر متوسط، عدد 3 بیانگر تأثیر زیاد و حرف (p) نیز نشان دهنده وجود رابطه بالقوه بین متغیرها است. درنهایت امتیازهای اعضای پانل در ماتریس متقاطع وارد شد و در چارجوب نرمافزار آیندهنگاری میک مک میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر یک از عوامل نماگرهای آن سنجیده شد.
متغیرهای پژوهش از طریق مرور ادبیات نظری، بررسی تجارب جهانی و بومی، و تکمیل آن با نظرات خبرگان دانشگاهی و مدیران اجرایی شناسایی شدند. در ادامه، برای هر متغیر تعریف، بعد مرتبط در برنامهریزی روستایی، و جایگاه آن در چارچوب پژوهش ارائه شده است. فرایند شناسایی متغیرهای پژوهش بهصورت چندمرحلهای و ترکیبی از منابع نظری، تجارب عملی و نظر خبرگان انجام گرفت. در گام نخست، مجموعهای از مطالعات نظری و پژوهشهای مرتبط در حوزه آیندهپژوهی، هوش مصنوعی و توسعه روستایی مرور شد. این مرور ادبیات به شناسایی شاخصها و متغیرهایی انجامید که در پژوهشهای پیشین بهعنوان عوامل مؤثر در تحولات فناورانه و برنامهریزی توسعهای معرفی شده بودند. در گام دوم، تجارب جهانی مورد توجه قرار گرفت. نمونههای موفق و ناموفق بهرهگیری از هوش مصنوعی در بخشهای مختلف روستایی، از جمله کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، سلامت و آموزش از راه دور استخراج و بررسی شدند. این مرحله باعث شد تا متغیرهای استخراجشده از ادبیات نظری با شواهد عینی در سطح بینالمللی مقایسه شوند و متغیرهای واجد اهمیت عملی مشخص شوند. در گام سوم، مطالعات بومی و شرایط خاص مناطق روستایی ایران مورد توجه قرار گرفت. از آنجا که توسعه روستایی در ایران با ویژگیهای جمعیتی، اقتصادی و زیستمحیطی متفاوتی نسبت به سایر کشورها همراه است، لازم بود که متغیرهای جهانی با واقعیتهای داخلی سازگار شوند. درنهایت در گام چهارم، نظرات خبرگان دانشگاهی و مدیران اجرایی جمعآوری شد. بدین منظور از ترکیب روش دلفی و جلسات گروهی استفاده شد تا دیدگاههای متنوع ذینفعان در فرایند انتخاب و پالایش متغیرها لحاظ شود. در این مرحله، برخی متغیرهای کماهمیت حذف و متغیرهای جدیدی که بهطور خاص در بافت روستایی منطقه مورد مطالعه معنا داشتند، به فهرست اضافه شدند. درنهایت، فهرست نهایی متغیرها تنظیم شد و برای هر متغیر سه بعد اصلی مشخص شد که در جدول 1 تعریف مفهومی و عملیاتی، ارتباط با برنامهریزی روستایی و در نهایت جایگاه آن در چارچوب تحلیلی پژوهش مشخص شد، تا از این طریق امکان مقایسه، طبقهبندی و تحلیل متغیرها فراهم شد.
جدول 1. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش، ارتباط با برنامهریزی روستایی و نهایت جایگاه آن در چارچوب پژوهش
Table 1: Conceptual and operational definition of research variables, their relationship to rural planning, and their ultimate position in the research framework
|
کد |
نام متغیر |
تعریف و تبیین |
بعد مرتبط در برنامهریزی روستایی |
جایگاه و اهمیت |
|
AI1 |
آموزش و توانمندسازی جوامع انسانی |
ارتقای مهارتهای دیجیتال و دانش کاربردی هوش مصنوعی در میان روستاییان |
اجتماعی ـ فرهنگی |
پیششرط اصلی پذیرش و بهرهبرداری از فناوری |
|
AI2 |
فرهنگپذیریش نوآوری |
تغییر نگرش و پذیرش اجتماعی نسبت به نوآوریهای فناورانه |
اجتماعی ـ فرهنگی |
عامل تنظیمی برای کاهش مقاومت فرهنگی |
|
AI3 |
تأکید بر تخصصها و نگرشهای جدید |
توسعه تخصصهای نوین و ایجاد نگرشهای آیندهگرا در توسعه. |
نهادی ـ انسانی |
زمینهساز ورود فناوری به بخشهای کلیدی |
|
AI4 |
تبلیغات هوش مصنوعی |
معرفی مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی از طریق رسانهها و برنامههای ترویجی |
فرهنگی ـ اطلاعرسانی |
ابزار افزایش آگاهی عمومی و کاهش شکاف اطلاعاتی |
|
AI5 |
اشتغالزایی و ایجاد زمینههای جدید کارآفرینی |
ایجاد فرصتهای شغلی نوین مبتنی بر فناوریهای هوش مصنوعی |
اقتصادی |
راهکاری برای کاهش بیکاری و مهاجرت |
|
AI6 |
هوش مصنوعی در توسعه حکمرانی خوب روستایی |
بهکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی برای تصمیمسازی و ارتقای شفافیت و پاسخگویی |
نهادی ـ مدیریتی |
ارتقای کیفیت سیاستگذاری و حکمرانی محلی |
|
AI7 |
مدیریت توسعه شبکههای هوشمند انرژی (آب، برق و ...) |
استفاده از هوش مصنوعی برای پایش، بهینهسازی و مدیریت منابع انرژی |
زیربنایی ـ محیطی |
بهبود تابآوری و بهرهوری منابع حیاتی |
|
AI8 |
تقویت آگاهی و فرهنگ بهرهمندی از هوش مصنوعی |
آموزش عمومی درباره کاربردهای روزمره فناوری در زندگی روستایی |
فرهنگی ـ اجتماعی |
افزایش سواد فناورانه در جامعه محلی |
|
AI9 |
اجرای پروژههای توسعه روستایی با تمرکز بر هوش مصنوعی |
طراحی و اجرای پروژههایی که هوش مصنوعی در هسته آنها قرار دارد |
برنامهای ـ اجرایی |
آزمون و خطای عملی برای بومیسازی فناوری |
|
AI10 |
پذیرش و مشارکت فعال شهروندان |
میزان آمادگی و مشارکت جامعه در بهکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی |
اجتماعی ـ مشارکتی |
شرط موفقیت سیاستها و برنامهها. |
|
AI11 |
دسترسی عادلانه به فناوریهای هوشمند |
فراهمسازی بسترهای برابر برای بهرهمندی از امکانات فناورانه |
عدالت فضایی ـ خدماتی |
جلوگیری از تعمیق شکاف دیجیتال شهر و روستا |
|
AI12 |
همکاری و هماهنگی میان بخشهای دولتی و غیردولتی |
همافزایی بین نهادهای محلی، ملی و بخش خصوصی برای توسعه فناوری |
نهادی ـ مدیریتی |
افزایش کارایی و کاهش موازیکاری |
|
AI13 |
استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... |
راهاندازی کسبوکارهای نوآورانه مبتنی بر هوش مصنوعی در بخشهای بومی |
اقتصادی ـ کارآفرینی |
ایجاد اشتغال پایدار و متنوعسازی اقتصاد روستا |
|
AI14 |
مدیریت ریسک و کنترل مشکلات |
بهکارگیری هوش مصنوعی برای پیشبینی و مدیریت بحرانهای طبیعی یا اقتصادی |
زیستمحیطی ـ مدیریتی |
کاهش آسیبپذیری جوامع روستایی |
|
AI15 |
اختصاص بودجههای پژوهشی |
حمایت مالی از پروژههای تحقیقاتی مرتبط با هوش مصنوعی در حوزه روستایی |
نهادی ـ مالی |
ایجاد زیرساخت علمی و تقویت ظرفیت نوآوری |
|
AI16 |
برگزاری نشستهای توجیهی |
اطلاعرسانی و تبادل نظر با ذینفعان محلی درباره فرصتها و تهدیدهای هوش مصنوعی |
فرهنگی ـ آموزشی |
افزایش آگاهی تصمیمگیران و مردم |
|
AI17 |
برچسب هوش مصنوعی بر محصولات روستایی |
معرفی و تمایز محصولات تولیدشده با بهرهگیری از فناوریهای هوشمند |
اقتصادی ـ بازاریابی |
ارتقای ارزش افزوده و قدرت رقابت محصولات |
|
AI18 |
پایداری و تأثیرات بلندمدت |
تضمین آثار مثبت پایدار هوش مصنوعی در توسعه روستایی |
محیطی ـ توسعه پایدار |
ایجاد بنیان توسعه مقاوم در برابر بحرانها |
|
AI19 |
یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات |
اتصال دادهها و سامانههای مختلف با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی |
مدیریتی ـ فناورانه |
بهبود تصمیمگیری مبتنی بر داده |
|
AI20 |
مقایسه و توجه به استانداردهای جهانی |
تطبیق سیاستها و پروژهها با معیارهای بینالمللی |
نهادی ـ سیاستی |
تضمین کیفیت و افزایش قابلیت رقابت |
|
AI21 |
راهاندازی پروژههای پایلوت |
اجرای پروژههای آزمایشی برای بررسی امکانسنجی و بومیسازی فناوری |
اجرایی ـ برنامهای |
کاهش ریسک و یادگیری عملی |
|
AI22 |
ایجاد زیرساختهای فناوری |
توسعه شبکههای اینترنتی، مراکز داده و تجهیزات دیجیتال در مناطق روستایی |
زیربنایی ـ فناورانه |
بنیان اصلی برای همه تحولات بعدی |
معرفی منطقه
شهرستان اردبیل با مساحت آن ۳۸۱۰ کیلومتر مربع، از شمال با مشگین شهر، از جنوب با گرمی، از شرق با نمین و از غرب با نیر همسایه است. طبق آخرین تقسیمات کشوری شهرستان اردبیل دارای 3 بخش و 10 دهستان است. براساس آمار موجود در سایت فرمانداری سه بخش ثمرین، مرکزی و هیر، در این شهرستان 87 دهیاری وجود دارد. شهرستان اردبیل استان اردبیل دارای ۶۰۵۹۹۲ نفر جمعیت است که ۵۳۱۴۵۴ نفر آن در مناطق شهری و ۷۴۵۳۶ شخص آن در مناطق روستایی ساکن هستند. شکل 1 منطقه مورد مطالعه را نشان میدهد.
شکل ۱. موقعیت جغرافیایی ناحیه مورد مطالعه
Figure (1). Geographical location of the study area
یافتههای پژوهش
در این تحقیق جامعه آماری همانگونه که در بخش روش پژوهش ذکر شد شامل متخصصین و کارشناسان بود. از بین 25 نفر متخصص و کارشناس پاسخگو به پرسشنامه 12 نفر (48 درصد) را زنان و 13 نفر (52 درصد) را مردان تشکیل میدادند. از لحاظ سن 46 درصد متخصصین و کارشناسان در رده سنی 50-41 سال قرار داشتند. از لحاظ میزان تحصیلات پاسخگویان، 15 نفر از پاسخگویان در مقطع دکتری (60 درصد)، کارشناسیارشد شش نفر(24 درصد) و کارشناسی چهار نفر (16 درصد) بودند. بیشترین میزان تحصیلات پاسخگویان در مقطع دکتری قرار داشت. در رابطه با سمت کاری پاسخگویان نیز 11 نفر که 44درصد را شامل میشد از اساتید دانشگاه بودند.
در پژوهش حاضر برای تحلیل موضوع و شناسایی پیشرانهای تأثیرگذار بر آینده توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی ماتریس 22*22 تنظیم شد. نتایج پس از 3 بار چرخش دادهای اثرات متقاطع از مطلوبیت 100 درصد برخوردار شد که بیانگر روایی مطلوب پرسشنامه است. میزان پرشدگی ماتریس 14/92 درصد است که نشان میدهد در بیش از 92 درصد موارد، عوامل بر یکدیگر تأثیر داشتهاند. از سوی دیگر، از مجموع 446 رابطه که در این ماتریس قابلیت ارزیابی را داشتند، 38 رابطه دارای اثرگذاری صفر بوده که نشان میدهد این عوامل بر یکدیگر تأثیرگذاری و تأثیرپذیری نداشتهاند. همچنین عدد یک که به معنی تأثیرگذاری ضعیف است، 87 رابطه را شامل میشد. تعداد 166 رابطه دارای عدد دو بوده که این عدد بیانگر تأثیر متوسط عوامل است و درنهایت 193 رابطه عدد دارای سه بوده که این عدد نشاندهنده تأثیر زیاد عوامل است. این اطلاعات در جدول ۲ ارائه شده است.
جدول 2. تحلیل ماتریس اولیه دادهها و تأثیرات متقاطع آنها
Table (2). Initial matrix analysis of data and their cross-effects
|
شاخص |
ماتریس |
تعداد تکرار |
تعداد صفر |
تعداد یک |
تعداد دو |
تعداد سه |
تعداد p |
کل |
درجه پرشدگی |
|
مقدار |
22 |
3 |
38 |
87 |
166 |
193 |
0 |
446 |
14/92% |
منبع: یافتههای پژوهش، 1403
مطابق با شکل 2 که براساس وضعیت عوامل تأثیرگذار و تأثیرپذیر بر آینده توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل براساس دیدگاه کارشناسان این منطقه ترسیم شده است، میتوان دریافت وضعیت توسعه روستایی بر مبنای هوش مصنوعی در آینده در سطح شهرستان در حالت ناپایدار قرار دارد و بیشتر عوامل اطراف محور قطری پراکنده شدهاند و وضعیت مشابهی نسبت به همدیگر دارند و فقط ضعف و شدت آنها نسبت به یکدیگر تفاوت دارد. حالت ناپایداری و پایداری سیستم، براساس نحوه پراکندگی متغیرها در صفحه پراکندگی قابل بررسی است. در سیستمهای ناپایدار، پراکندگی متغیرها اطراف محور قطری قرار دارد و وضعیت پیچیدهای برقرار است؛ به گونهای که حالت بینابینی از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را نشان میدهد. این موضوع شناسایی عوامل کلیدی را با مشکل مواجه میسازد؛ ولی در سیستم پایدار، توزیع متغیرها بهصورت L در زبان انگلیسی است و به این مفهوم است برخی از عوامل دارای تأثیرگذاری بالا و برخی دیگر نیز دارای تأثیرپذیری بالا هستند.
شکل 2 . نمودار تاثیرگذاری و تاثیرپذیری عوامل کلیدی، یافتههای پژوهش، 1403
Figure (2). Influence and impact diagram of key factors
جدول 3 براساس پراکندگی متغیرها در صفحه مختصات ترسیم شده است. همانگونه که جدول نشان میدهد بیشترین تعداد عاملهای کلیدی در بخش دووجهی قرار دارند که تعداد 12 عامل را شامل میشود. این متغیرها دارای میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بالایی هستند؛ به گونهای که هر گونه تغییری که روی این متغیرها صورت پذیرد، سایر متغیرها را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد. تبلیغات هوش مصنوعی (AI4)، هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی (AI6)، استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ...، مدیریت ریسک و کنترل مشکلات و اختصاص بودجههای پژوهشی ازجمله این عوامل محسوب میگردند. در بخش متغیر تأثیرگذار تنها پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در حوزه بهرهبرداری از هوش مصنوعی (AI10) قرار داشت. متغیر تأثیرگذار بهعنوان متغیر ورودی مطرح هستند که در آنها تأثیرگذاری نسبت به تأثیرپذیری در سطحی بالاتر قرار دارد. نتایج بیانگر این است از بین 22 متغیر مورد بررسی، چهار متغیر در سمت چپ و پایین صفحه قرار دادشتند که جایگاه متغیرهای تأثیرپذیر، محسوب میشود. این متغیرها دارای تأثیرپذیری بسیار بالا و تأثیرگذاری پایین هستند و نتیجه و عامل نیز محسوب میشوند. نوع دیگری از متغیرها در صفحه پراکندگی متغیر مستقل است. در دسته سه متغیر آموزش و توانمندسازی جوامع انسانی (AI1)، تقویت آگاهی و فرهنگ بهرهمندی از هوش مصنوعی توسط مردم (AI8) و اجرای طرحها و پروژههای توسعه روستایی با در رأس قرار دادن عاملهای هوش مصنوعی (AI9) قرار دارد. این متغیرها هیچ واکنشی در دیگر متغیرها ایجاد نمیکنند و بهعبارتی میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها در سطح پایینی قرار دارد. درنهایت نتایج نشان داد در ناحیه متغیر تنظیمی دو متغیر همکاری و هماهنگی بین بخشهای غیردولتی، دولتی و مدیریت روستایی در راستای بهرهوری (AI12) و فرهنگ پذیرش نوآوری (AI2) قرار دارد.
جدول 3. پیشرانهای موجود در ناحیههای صفحه پراکندگی
Table (3). Propellants in the dispersion plane regions
|
انواع پیشران |
ناحیه پیشران |
|
1-پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در حوزه بهرهبرداری از هوش مصنوعی (AI10). |
تأثیرگذار |
|
1-تأکید بر تخصصها و نگرشهای جدید (AI3)، 2-اشتغالزایی و ایجاد زمینههای جدید در حوزه کارآفرینی روستایی توسط هوش مصنوعی (AI5)، 3-مدیریت توسعه شبکههای هوشمند انرژی (آب، برق، و ...) (AI7)، 4-دسترسی عادلانه و برابر شهروندان به فناوریهای هوشمند (AI11). |
تأثیرپذیر |
|
1-تبلیغات هوش مصنوعی (AI4)، 2-هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی (AI6)، 3-استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... (AI13)، 4-مدیریت ریسک و کنترل مشکلات (AI14)، 5-اختصاص بودجههای پژوهشی (AI15)، 6-برگزاری نشستهای توجیهی (AI16)، 7-برچسب هوش مصنوعی بر محصولات روستایی (AI17)، 8-پایداری و تأثیرات بلند مدت (AI18)، 9-یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات (AI19)، 10-مقایسه و توجه به استاندارهای جهانی (AI20)، 11-راهاندازی پروژههای پایلوت (AI21)، 12-ایجاد زیرساختهای فناوری (AI22). |
دو وجهی |
|
1-همکاری و هماهنگی بین بخشهای غیردولتی، دولتی و مدیریت روستایی در راستای بهرهوری (AI12)، 2-فرهنگ پذیریش نوآوری (AI2) |
تنظیمی |
|
1-آموزش و توانمندسازی جوامع انسانی (AI1)، 2-تقویت آگاهی و فرهنگ بهرهمندی از هوش مصنوعی توسط مردم (AI8)، 3-اجرای طرحها و پروژههای توسعه روستایی با در رأس قرار دادن فاکتورهای هوش مصنوعی (AI9) |
مستقل |
با توجه به آنچه ذکر شد برای محاسبات اثرهای مستقیم، نرم افزار ماتریس را چندبار به توان میرساند. از بین عوامل انتخابشده، پس از امتیازدهی و تحلیل بهوسیله مدل میک مک، 12 عامل بهعنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آینده توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل انتخاب شدند (جدول 4). همانگونه که جدول نشان میدهد از بین 12 عامل استخراجشده پیشرانهای هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل، عوامل ایجاد زیرساختهای فناوری، راهاندازی پروژههای پایلوت، هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی، اختصاص بودجههای پژوهشی، مقایسه و توجه به استانداردهای جهانی، استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... و یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات، دارای اهمیت بیشتری بودند و در بین تأثیرگذاری غیر مستقیم و مستقیم دارای اهمیت و میزان عددی بالاتری بودند. میتوان بیان کرد هوش مصنوعی با ایجاد امکان پیشرفت در کشاورزی، سیاست، توانمندساز، کارآفرینی، آموزش ...، میتواند توسعه روستایی را متحول سازد. از طریق راهحلهای مبتنی بر هوش مصنوعی، جوامع روستایی میتوانند از دسترسی بهتر به خدمات، مراقبتهای بهداشتی با کیفیت، شیوههای کشاورزی پیشرفته، سیستمهای آموزشی مدرن و ... بهره ببرند. همانگونه که هوش مصنوعی به تکامل خود ادامه میدهد، پتانسیل آن برای تغییر توسعه روستایی و بهبود زندگی مردم در این عرصه امیدوارکننده تر خواهد شد. از سوی دیگر با پذیرش هوش مصنوعی، مناطق روستایی میتوانند فرصتهای جدیدی را باز کنند و راه را برای آیندهای مرفه هموار کنند.
جدول 4. فهرست 12 عامل برتر با بیشترین میزان اثرگذاری مستقیم و غیر مستقیم
Table (4). List of the top 12 factors with the highest direct and indirect impact
|
تأثیرگذاری غیر مستقیم |
پیشران |
تأثیرگذاری مستقیم |
پیشران |
رتبه |
|
589 |
ایجاد زیرساختهای فناوری (AI22) |
601 |
ایجاد زیرساختهای فناوری (AI22) |
1 |
|
578 |
راهاندازی پروژههای پایلوت (AI21) |
591 |
راهاندازی پروژههای پایلوت (AI21) |
2 |
|
571 |
هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی (AI6) |
581 |
هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی (AI6) |
3 |
|
562 |
اختصاص بودجههای پژوهشی (AI15) |
571 |
اختصاص بودجههای پژوهشی (AI15) |
4 |
|
536 |
مقایسه و توجه به استاندارهای جهانی (AI20) |
531 |
مقایسه و توجه به استاندارهای جهانی (AI20) |
5 |
|
522 |
یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات (AI19) |
521 |
استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... (AI13) |
6 |
|
516 |
پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در حوزه بهرهبرداری از هوش مصنوعی (AI10) |
521 |
یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات (AI19) |
7 |
|
513 |
استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... (AI13) |
511 |
تبلیغات هوش مصنوعی (AI4) |
8 |
|
513 |
برچسب هوش مصنوعی بر محصولات روستایی (AI17) |
511 |
پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در حوزه بهرهبرداری از هوش مصنوعی (AI10) |
9 |
|
513 |
مدیریت ریسک و کنترل مشکلات (AI14) |
511 |
برچسب هوش مصنوعی بر محصولات روستایی (AI17) |
10 |
|
512 |
تبلیغات هوش مصنوعی (AI4) |
501 |
مدیریت ریسک و کنترل مشکلات (AI14) |
11 |
|
510 |
برگزاری نشستهای توجیهی (AI16)، |
501 |
برگزاری نشستهای توجیهی (AI16)، |
12 |
مأخذ: یافتههای پژوهش، 1403
یافتهها نشان داد که ساختار عوامل مؤثر بر آینده توسعه پایدار روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل از پیچیدگی و پویایی درخور توجهی برخوردار است. شبکه تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بیانگر آن هستند که روابط بین متغیرها بهصورت چندسطحی و تعاملی عمل میکنند؛ به گونهای که تغییر در هر پیشران میتواند بهصورت زنجیرهای سایر عوامل را نیز تحت تأثیر قرار دهد. درواقع، این ساختار سیستمی نشاندهنده مرحلهای گذار در نظام توسعه روستایی است. مرحلهای که طی آن، جوامع روستایی از الگوهای سنتی و غیر فناورانه به سمت نظامهای هوشمند، دادهمحور و آیندهنگر حرکت میکنند. در تحلیل تأثیر مستقیم (شکل ۳)، پیشران پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در بهرهبرداری از هوش مصنوعی بیشترین میزان تأثیرگذاری را بر سایر متغیرها دارد. این نتیجه نشان میدهد که هرگونه تحول فناورانه در روستاها بدون حضور و مشارکت مردم، پایداری نخواهد داشت. پذیرش فناوری توسط جامعه محلی علاوه بر آنکه سرعت نوآوری را افزایش میدهد، ارتقای سرمایه اجتماعی و اعتماد به ابزارهای دیجیتال را نیز به دنبال دارد. مشارکت فعال مردم در فرآیندهای فناورانه، امکان اجرای موفق پروژههای هوش مصنوعی در بخشهایی مانند کشاورزی، انرژی و خدمات اجتماعی را فراهم میسازد. یافتهها نشان میدهد که جوامع روستایی بدون برخورداری از سطح مناسب سواد دیجیتال و دانش فنی، قادر به استفاده پایدار و مؤثر از فناوریهای نوین نخواهند بود؛ بنابراین، آموزش، در کنار یک سیاست جانبی، بهعنوان رکن اصلی توسعه هوشمند باید در اولویت برنامهریزان قرار گیرد. در تحلیل تأثیرات غیرمستقیم (شکل 4) نیز همانطور که در شبکه روابط مشاهده میشود، تعاملات میان پیشرانها بسیار گستردهتر از تأثیرات مستقیم است؛ بهطور مثال، ارتقای آموزش و فرهنگ فناوری و از طریق افزایش آگاهی اجتماعی، زمینه پذیرش شهروندان را فراهم میکند و درنتیجه، حکمرانی هوشمند و پروژههای فناورانه با موفقیت بیشتری اجرا میشوند. این الگو بیانگر اهمیت سیاستهای تلفیقی است و بر اهمیت توسعه هوش مصنوعی در مناطق روستایی، از مسیر سرمایهگذاری در فناوری و همچنین تقویت همزمان عوامل انسانی، نهادی و فناورانه توجه دارد.
بنابراین، با توجه به تأثیرگذاریهای مستقیم و غیر مستقیم میتوان بیان کرد که توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل وابسته به تعامل متوازن میان پنج گروه پیشران است. در این میان، پیشرانهای مستقل و تنظیمی نقش پایهای در فعالسازی سایر گروهها دارند و باید بهعنوان نقطه شروع سیاستگذاریها مدنظر قرار گیرند. از سوی دیگر، پیشرانهای دووجهی بهعنوان حلقه اتصال فناوری و حکمرانی، ضامن پایداری کل سیستماند؛ بنابراین، تقویت هماهنگی نهادی، آموزش فناورانه، سرمایهگذاری پژوهشی و ترویج فرهنگ نوآوری میتواند آیندهای پایدارتر، هوشمندتر و مشارکتیتر برای توسعه روستایی در منطقه فراهم آورد.
شکل 3. اثرات مستقیم متغیرها (MDI) بر یکدیگر (تأثیرات بسیار قوی)، منبع: یافتههای پژوهش، 1403
Figure (3). Direct effects of variables (MDI) on each other (very strong effects)
شکل 4. اثرات غیرمستقیم متغیرها (MDI) بر یکدیگر (تأثیرات بسیار قوی)، منبع: یافتههای پژوهش، 1403
Figure (4). Indirect effects of variables (MDI) on each other (very strong effects)
بحث
نتایج تحلیل میکمک نشان داد که وضعیت توسعه روستایی با تأکید بر هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل در حال حاضر در مرحلهای گذار و ناپایدار قرار دارد. یافتهها بیانگر این است، توزیع متغیرها در اطراف محور قطری نشاندهنده عدم تعادل میان میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنهاست. این وضعیت معمولاً در جوامعی رخ میدهد که از نظامهای سنتی به نظامهای فناورانه غلبه دارد و بلوغ نهادی، فرهنگی و فنی لازم برای تثبیت فناوریهای نوین فراهم نشده است. چنین الگویی بیانگر این است که توسعه روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی در اردبیل هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارد و برای رسیدن به سطحی پایدار نیازمند سرمایهگذاری فناورانه، انسجام در سیاستها و تقویت سرمایه انسانی است. نتایج تحلیل نشان داد که پیشرانهایی مانند راهاندازی پروژههای پایلوت، ایجاد زیرساختهای فناوری، توسعه حکمرانی خوب روستایی بر پایه هوش مصنوعی، تخصیص بودجههای پژوهشی و یکپارچهسازی سیستمها و اطلاعات بیشترین تأثیر را در شکلدهی آینده توسعه روستایی دارند. این عوامل، نقش مهمی در تغییر به سوی روستاهای هوشمند را دارند و نقش آنها در جهتدهی به سایر متغیرها بسیار برجسته است. در مقابل، پیشرانهایی نظیر آموزش و توانمندسازی جوامع انسانی، تقویت فرهنگ بهرهگیری از هوش مصنوعی و اجرای طرحهای توسعه با محوریت فناوری بهعنوان بسترهای اولیه و پیششرطهای تحول فناورانه عمل میکنند. در این میان، پیشرانهایی مانند پذیرش و مشارکت فعال شهروندان در بهرهبرداری از هوش مصنوعی و هماهنگی بین نهادهای دولتی و غیردولتی نقش میانجی میان سیاستگذاری و اجرا را ایفا میکنند. این پیشرانها منجر میگردند که فناوریهای نوین در بستر اجتماعی و نهادی روستاها نهادینه شوند. شکل ۳ بهخوبی نشان میدهد که بخش درخور توجهی از متغیرها دارای روابط دوهستند؛ به این معنا که اثرگذاری و اثرپذیری آنها همزمان در حال وقوع است. این وضعیت نشانهای از پیچیدگی ساختار توسعه هوشمند در مناطق روستایی است که در آن هیچ عامل منفردی قادر به ایجاد تغییر نیست و پایداری تنها از طریق تعامل هماهنگ میان فناوری، نهادها و مردم حاصل میشود. تفسیر یافتهها بیانگر آن است که توسعه مبتنی بر هوش مصنوعی صرفاً وابسته به ابزار و تجهیزات فناورانه نیست؛ بلکه به حکمرانی هوشمند، ظرفیت نهادی و سرمایه فرهنگی نیز نیاز دارد. درواقع، زمانی که نهادهای دولتی و محلی با بخش خصوصی همکاری مؤثری داشته باشند و تخصیص بودجههای پژوهشی هدفمند صورت گیرد، امکان شکلگیری زیستبومی از نوآوری فراهم میشود که میتواند به توسعه پایدار مناطق روستایی مورد مطالعه منجر شود.
مطالعات مشابه در سطح بینالمللی نیز یافتههای این پژوهش را تأیید میکنند. برای نمونه، پژوهش ژانگ در سال ۲۰۲۴ نشان داد که توسعه زیرساختهای دیجیتال در مناطق روستایی چین از طریق اینترنت اشیا، شبکههای ارتباطی و آموزش فناورانه، یکی از مهمترین عوامل نوسازی روستاها بوده است (Zhang et al., 2024). همچنین پژوهش ژانگ و همکاران در سال ۲۰۲۳ بر نقش همکاری نهادی و حمایت مالی دولت در توسعه اقتصاد دیجیتال روستایی تأکید کرده است که این موضوع با نتایج پژوهش حاضر درباره اهمیت هماهنگی نهادی و تخصیص هدفمند بودجه پژوهشی کاملاً همسو است (Zhang et al., 2023). در پژوهش لیو و همکاران در سال ۲۰۲5 نیز ارتباط میان آموزش کاربران محلی، سیاستگذاری حمایتی و توسعه فناورانه بهعنوان عامل اصلی موفقیت در پیادهسازی روستاهای دیجیتال مطرح شده است. یافتههای حاضر نیز با تأکید بر آموزش، فرهنگسازی و تقویت مشارکت مردمی، همین پیوند را در بستر محلی اردبیل تأیید میکند (Liu et al., 2025).
نتیجهگیری
بهرهمندی از بسترهای فضای مجازی در عصر حاضر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام است. استفاده و بهرهبرداری از هوش مصنوعی میتواند باعث شفافیت عملکرد، تسهیل خدمات و بهرهمندی مناسب از شبکههای ارتباطی و اطلاعاتی شود؛ از این رو، در این پژوهش اقدام به بررسی پیشرانهای تأثیرگذار بر توسعه پایدار روستایی با رویکرد هوش مصنوعی در شهرستان اردبیل شد. بر این اساس، اقدام به تشکیل یک ماتریس 22*22 شد و در اختیار متخصصان قرار داده شد. نتایج بررسیها پس از ورود دادهها به نرمافزار نشان داد، از بین 22 متغیر در نظر گرفته شده 12 متغیر بهعنوان کلیدی شناخته شدند.
نتایج نشان داد ابتکارات و پروژههای مختلفی برای استفاده از قدرت هوش مصنوعی برای توسعه روستایی در منطقه در حال انجام است. هدف این ابتکارات، توانمندسازی جوامع روستایی از طریق دسترسی به فناوریهای هوش مصنوعی و مهارتها و دانش لازم برای استفاده مؤثر از آنهاست. پذیرش جامعه همچنین در نحوه استفاده و پذیرش فناوری توسط شرکتهای کوچک و متوسط نقش دارد. توسعه ظرفیتهای محلی و ارائه فرصتهای ارتقای مهارت محلی را که مرتبط با صنایع و چالشهای پیش رو است، به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، براساس نظر متخصصین، جامعه روستایی باید قبل از استفاده از فناوری هوش مصنوعی، آموزشهای لازم را در این زمینه بهصورت عملی فراگیرد، تا از این طریق بتواند نسبت به کاربرد آن آگاه شود.
یکی از پیشرانهای کلیدی در پژوهش حاضر استارتاپهای هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... بود؛ از این رو، با بهرهگیری از این زیرساختها و فناوریهای نوین، علاوه بر آنکه زمینه توسعه روستایی فراهم میشود، شکاف بین شهر و روستا نیز کمتر خواهد شد و جذابیت مراکز روستایی را با سیاستگذاری و برنامهریزی متناسب افزایش دهد.
هوش مصنوعی فرصتهای بسیاری ایجاد میکند تا به توسعه و ارتقای کسبوکارهای روستایی کمک کند تا به بازارهای جدید دست یابند. همچنین بهرهگیری از هوش مصنوعی در صنایع دستی، کسبوکارها و کارآفرینی این امکان را فراهم میسازد تا علاوه بر آنکه عملیات اجرایی آنها بهینهسازی شود؛ بلکه به نوآوری در خدمات و محصولات و همچنین ارتقای تجربه خریدار نیز بپردازند؛ بنابراین، میتوان بیان کرد توانایی هوش مصنوعی در پیشبینی و شناسایی ترجیحات مصرفکنندگان، بهعنوان یک مزیت مهم برای کسبوکارهای روستایی عمل کند. ازجمله مزیتهای که هوش مصنوعی در آینده کشاورزی خواهد داشت، میتوان به نظارت و بهبود کیفیت مواد غذایی، نوآوری، صرفهجویی در کاهش هزینه تجهیزات، بهرهوری و استراتژیهای کارآمد بازار اشاره کرد. همچنین میتواند با استفاده کارآمد از نیروی کار و منابع، علاوه بر کاهش خطای انسانی، عمکرد اقتصادی را تقویت کند و تأثیر شگرفی بر تولید داشته باشد. آینده هوش مصنوعی در کشاورزی، صنایع دستی و ... نیازمند تمرکز درخور توجهی بر میزان دسترسی به اطلاعات در منطقه مورد مطالعه و استان را دارد؛ زیرا در حال حاضر فناوریهای پیشرفته در منطقه در وضعیت مطلوبی وجود ندارد. کشاورزی مبتنی بر علم پردازش و تفسیر و یادگیری ماشین، با گسترش دسترسی و قابلیت پیوستگی زمینهای کوچک تضمین میشود.
از دولت هوشمند در سایه هوش مصنوعی، بهعنوان نسل جدیدی در نظام حکومتی نام برده میشود. در پژوهش حاضر نیز یکی از پیشرانهای کلیدی هوش مصنوعی در راستای توسعه حکمرانی خوب روستایی در منطقه مورد مطالعه بود که سومین متغیر با بیشترین میزان تأثیرگذاری شناسایی شد؛ به گونهای که در حکمرانی خوب روستایی، این امکان فراهم میشود، رفاه برابر و پایدار مورد توجه قرار گیرد و از حل مسائل مرتبط با روستائیان، کسبوکار، مدیریت روستایی و ... اطمینان حاصل شود. بر این اساس، توجه و عمل به اصول حکمرانی خوب مانند وجود مدیریت روستایی مطلوب، مقررات، روشها و فرایندهای توسعهیافته توسط دولت خلاق، ایجاد سیستم جدید مدیریت روستایی براساس پاسخگویی، شفافبودن مسئولیت، ارزشهای اخلاقی و بسیاری موارد دیگر مورد توجه است. با بهکارگیری نظام هوش مصنوعی در ارتباطات و تجارت الکترونیک، دسترسی مناطق روستایی به بازار محلی، ملی و بینالمللی افزایش مییابد و از اینطریق هزینه کمتری برای فروش کالاهای تولیدی خود و نهادهای مصرفی متحمل خواهند شد. با ارتقای شبکه ارتباطات مجازی و نرمافزارهای متناسب دسترسی مردم نیز به خدمات و تسهیلات دولتی، افزایش و هزینههای زندگی روستایی کاهش مییابد و درنهایت جاذبه مناطق روستایی برای حفظ جمعیت خود و جذب بخشی از جمعیت شهری نیز افزایش پیدا میکند. با بهرهگیری از شبکههای اطلاعرسانی محلی که پاسخگو و متناسب با نیاز و ماهیت فرهنگی منطقه است شاخصه فرهنگی نیز برجستهتر میشود و ضمن ایجاد همبستگی محلی، مردمسالاری و رضایتمندی مردم از دولت را نیز افزایش خواهد داد. این رضایتمندی میزان مشارکت مردم در اداره امور محلی را افزایش و بسیاری از هزینه خدمات دولتی را کاهش میدهد. توجه به زنان، جوانان و نیازهای سالمندان جوامع روستایی که سالهاست نسبت به شهرها تبعیض آمیزتر است نیز از این طریق بهبود مییابد.
استفاده از تبلیغات در هوش مصنوعی یکی دیگر از پیشرانهای کلیدی در آینده توسعه روستایی شناسایی شد. اساساً تبلیغات بهعنوان راهی در نظر گرفته میشود تا مشتریان احتمالی محصولات روستایی، اعم از کشاورزی، صنایع دستی، گردشگری و ... با خدمات و محصولات مورد نیاز خود آشنا شوند؛ بنابراین، تبلیغات با هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، اثربخشی تبلیغات را افزایش خواهد داد و بازاریابی برند را دقیقتر، انسانیتر و مؤثرتر انجام خواهد داد و اثربخشی تبلیغات و نرخ تماس اطلاعات را بهبود خواهد بخشید. همچنین تولید تبلیغات با بهرهگیری از هوش مصنوعی در منطقه مورد مطالعه، ایجاد سریع ایدههای جدید، ترکیب منابع اطلاعاتی، دستهبندی و اجرای بازاریابی را بهبود خواهد بخشید.
در یک جمعبندی کلی میتوان چنین نتیجه گرفت هوش مصنوعی میتواند باعث عملکرد شفاف، کاهش هزینهها و افزایش راندمان در مناطق روستایی شود. نکته حائز اهمیت در این حوزه لزوم مدیریت واحد تمامی سازمانها و نهادهای متولی در حوزه توسعه روستایی است درواقع این رویکرد زمانی میتواند موفق واقع شود که تمامی سازمانها مشتاقانه دخیل باشند.
درنهایت با توجه به یافتههای پژوهش، ذکر پیشنهادهای زیر ضروری به نظر میرسد:
[1] Resource-Based Theory