Document Type : Original Article
Authors
1 Ph.D. student in Urban Planning at Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
2 Associate professor, Department of Geography, Faculty of Literature and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
3 Ph.D. in Geography and Urban Planning, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
در گذشته، شهرها بهگونهای طراحی میشدند که با طبیعت سازگار باشند و با بهرهگیری از تکنیکهایی که از مصالح و سازههای طبیعی استفاده میکردند (مانند معماری ارگانیک و بومی)، منظرههای شهری را در چارچوب رابطه بین انسان و طبیعت شکل میدادند. در اوایل قرن بیستم، با توسعه معماری عملکردگرا، امکان کنترل حداکثری بر محیط از طریق تأسیسات مکانیکی فراهم شد؛ از این رو، محیط معماری و چشمانداز شهری دچار تغییرات چشمگیری شد. پیشرفتهای فناوری باعث افزایش راحتی و کارایی شد و روند شهرنشینی را تسریع کرد. با این حال، شهرنشینی مشکلات پیچیده زیستمحیطی شهری را بهدنبال داشته است (Lee & Kim, 2021; Argüeso et al., 2014; Zhou, 2014). با توجه به ابعاد جهانی بحران زیستمحیطی، بهتازگی، برای حل این مشکلات، معماران و برنامهریزان شهری شروع به تمرکز بر راههایی کردهاند که بتوان در آنها با طبیعت در دنیای مدرن سازگار شد و با آن ارتباط برقرار کرد(Katsui & Ghotbi, 2012; Beatley & Newman, 2013; El-Baghdadi & Desha, 2017). تلاش برای واردکردن هرچه بیشتر عناصر طبیعی به محیط زندگی انسان با مفهومی به نام «شهرگرایی بیوفیلیک» (یا «طراحی بیوفیلیک») مطرح میشود (Lee & Kim, 2021; Wilson, 1994). طراحی بیوفیلیک بهعنوان راهحلی برای بهبود فضای زندگی مطرح میشود؛ این نوع طراحی تلاش میکند تا در فضاهای محدود دنیای در حال توسعه، این هدف را محقق کند ارتباط ما با طبیعت حفظ شود. تبدیلشدن این راهبرد طراحی به یک راهحل، مبتنی بر نظریه، علم، روانشناسی و تجربه عملی است. همچنین هر اقدامی که برای حل مشکلات، ارائه راهحلها و بهبود فضای زندگی انجام میشود، فرآیندی خلاقانه در طراحی را آغاز میکند (Dalay, 2020) که به استفاده درست از محیط زیست منجر خواهد شد (جلالیان و همکاران، 1399؛ Xie & Gou, 2017). شهرگرایی بیوفیلیک که تلاش میکند مفهوم بیوفیلیا را در برنامهریزی و طراحی شهری منعکس کند، به معنای بازگشت به دورانی نیست که طبیعت بهعنوان پناهگاه عمل میکرد؛ بلکه هدف شهرگرایی بیوفیلیک، بازسازی رابطه بین انسان و طبیعت و بهبود کیفیت این ارتباط ازطریق واردکردن طبیعت به محیط زندگی انسان است. شهرگرایی بیوفیلیک همچنین تأکید دارد که این رابطه یکی از راههای کاهش مشکلات شهری مدرن است و یک عنصر اساسی برای دستیابی به شهرهای پایدار محسوب میشود (Beatley & Newman, 2013; Newman, 2014; Xue et al., 2019). کلید رسیدن به برتری در طراحی پایدار، داشتن درک و فهم از محیط زیست است. محیط زیست بومی بهترین منبع الهام است توسعه و ساخت پایدار، به کیفیت زندگی از طریق کارآمدتر کردن منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست کمک میکند و آن را بهبود میبخشد (پوراحمد و کچوئی، 1399، ص. 2). به این ترتیب شهرهای بیوفیلیک شهرهای مقاوم و پایدار هستند که در ارتباط نزدیک و تماس روزانه با طبیعتاند. همچنین به دنبال تقویت آگاهی و مراقبت از طبیعت هستند مطالعات پیشین مرتبط با شهرگرایی بیوفیلیک، عناصر این مفهوم را بهمنظور درک بهتر و کاربرد روشنتر شهرگرایی و طراحی بیوفیلیک طبقهبندی کردهاند (Kellert, 2008; Browning et al., 2014). علاوه بر این، این عناصر براساس مقیاس فضایی فهرست شدهاند و آثار مورد انتظار آنها از نظر «بیوفیلیک بودن» و همچنین منافع اجتماعی و اقتصادی، توسط هر یک از عناصر اندازهگیری و ارزیابی شدهاند (Beatley & Newman, 2013; Xue et al., 2019; Ryan et al., 2014; Soderlund & Newman, 2015; Abdelaal, 2019). از دیدگاه طراحی بیوفیلیک، شهرگرایی و طراحی بیوفیلیک شامل عناصر واقعی طبیعی و حتی عناصر غیرطبیعی است که انسان را به یاد طبیعت میاندازند(Kellert, 2008; Downton et al., 2016; International Living Future Institute (ILFI), 2018). در مسیر طراحیهای پایدار و زیستدوستانه مبتنی بر آب (Wijesooriya & Brambilla, 2021). در ایران درخصوص مفهوم بیوفیلیک در حوزه شهری در داخل کشور میتوان به مطالعات بهبودزاده و همکاران (1403)، مهدویان و پرهیز (1402)، اسدی و خطیبی (1400) و پوراحمد و کچویی (1399)، در زمینۀ الگوهای طراحی بیوفیلیک به مطالعات ابدی و حسینیان (1400) و جلالیان و همکاران (1399)، در زمینۀ تدوین مهمترین راهبردها در راستای ارتقای محیط زیست شهری و معرفی یک شیوه جدید از شهروند زیستمحیطی به پژوهش ابراهیمپور (1399) و در زمینۀ دستیابی به شهر زیستپذیر ازطریق برنامهریزی بیوفیلیک به پژوهش صفدرنژاد و همکاران (1398) نقش آب از منظر طرحی شهری اشاره کرد. با توجه به چالشهای زیستمحیطی فراگیر در شهرهای کشور – نظیر آلودگی هوا، خشکشدن رودخانههای درونشهری، شکلگیری جزایر حرارتی و تخریب منابع طبیعی – میتوان نقش مدیریت شهری را در جلوگیری از نابودی محیطزیست، حیاتی دانست. در شهر آمل، تنها اقدام انجامشده در راستای حفاظت از محیطزیست، تحقق بخشی از طرح تفصیلی شهری است که بیشتر به تعیین حریمها و گسترش فضاهای سبز اختصاص دارد؛ اما از ایجاد فضاهای زنده و تعاملپذیر با طبیعت ناتوان بوده است. در این میان، بازآفرینی مسیرهای پیادهروی شهر آمل با تکیه بر اصول طراحی بیوفیلیک – به معنای پیوند کالبد شهر با طبیعت – میتواند نقطه عطفی برای گذار از توسعه ناپایدار به سمت پایداری واقعی باشد. هدف اصلی مقاله حاضر، تحلیل مزایا و محدودیتهای طراحی بیوفیلیک در محور پیاده بافت تاریخی آمل با استفاده از روش SWOT است. در این تحلیل، مزایا شامل نقاط قوت و فرصتها، و محدودیتها دربرگیرنده نقاط ضعف و تهدیدها هستند. همچنین، با بهرهگیری از ماتریس برنامهریزی کمی (QSPM)راهبردهای برتر براساس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی اولویتبندی میشوند. سؤال اصلی تحقیق نیز این است که در صورت استفاده از برنامهریزی بیوفیلیک، کدام استراتژیها باید در طراحی محورهای پیادهروی شهر آمل مدنظر قرار گیرند.
مبانی نظری
نخستینبار اریش فروم در سال ۱۹۷۳ مفهوم بیوفیلیا (Biophilia) را مطرح کرد و به معنای «عشق به زندگی» و گرایش ذاتی انسان به ارتباط با موجودات زنده تعریف شد (Fromm, 1973). بعدها، ادوارد ویلسون این مفهوم را در دهه ۱۹۸۰ گسترش داد و تأکید کرد که پیوند عاطفی انسان با طبیعت، ریشههای زیستی و تکاملی دارد و سلامت جسمی و روانی انسان در گرو این ارتباط است ( Wilson, 1994; Wilson, 1993; Beatley & Newman, 2013; Reeve et al., 2013; Soderlund & Newman, 2015). او بر این باور بود که مغز انسان در تعامل با محیطهای طبیعی تکامل یافته است و نبود این ارتباط میتواند به کاهش کیفیت زندگی منجر شود. از دیدگاه نظری، رابطه بیوفیلیا با مفاهیمی چون توپوفیلیا (Topophilia) نیز مورد توجه قرار گرفته است. توپوفیلیا به معنای دلبستگی عاطفی به مکان است و بهعنوان یکی از بنیانهای روانشناختی طراحی بیوفیلیک مطرح میشود (Tuan, 1974; Beery et al., 2015). در ادامه توسعه این نظریه، کلرت و کالابرس مفهوم «طراحی بیوفیلیک» را بهعنوان ابزاری برای رسیدن به توسعه پایدار معرفی کردند (Kellert & Calabrese, 2015).
شهرهای بیوفیلیک باید شامل عناصری باشند که حضور طبیعت را در سه مقیاس ساختمان، محله و شهر وارد محیط ساختهشده کنند و باعث ارتقای حس تعلق مکانی، سلامت روان، و آگاهی زیستمحیطی شوند (Beatley & Newman, 2013). این ارتباط عاطفی میان انسان و محیط طبیعی، زمینهساز رفتارهای مسئولانه زیستمحیطی و توسعه پایدار شهری است (Hinds & Sparks, 2007). حتی پژوهشهای متعدد، نقش مثبت طبیعت در بهبود خلقوخو، کاهش استرس، ارتقای عملکرد شناختی، و افزایش سطح خلاقیت را تأیید کردهاند (DeVries et al., 2003; Atchley et al., 2012). همچنین، پژوهشهای متعددی (Wallner et al., 2003; Kals et al., 1999) نشان دادهاند که آگاهی محیطزیستی و احساس مسئولیت نسبت به طبیعت از عوامل کلیدی در پذیرش و اجرای طرحهای بیوفیلیک هستند. در این راستا، شهرهای پیشرویی همچون سنگاپور، تورنتو، و شیکاگو با اجرای برنامههای طراحی بیوفیلیک، توانستهاند اکوسیستمهای شهری را احیا کنند، کیفیت زندگی را بهبود بخشند و آسیبپذیری در برابر تغییرات اقلیمی را کاهش دهند(Newman, 2014; Beatley, 2011). ازجمله تلاشهای صورتگرفته برای تعریف دقیق ویژگیهای طراحی بیوفیلیک، میتوان به کارهای کلرت و کالابرس (Kellert & Calabrese, 2015) اشاره کرد. آنها پنج اصل اساسی برای طراحی بیوفیلیک پیشنهاد دادهاند که در راستای تقویت ارتباط انسان با طبیعت در محیطهای شهری تدوین شدهاند. این اصول، پایهای برای طراحی شهری پایدار محسوب میشوند و ازطریق آنها میتوان فضاهایی خلق کرد که کیفیت زندگی، تابآوری اجتماعی و حس رضایت در شهروندان را تقویت کند (Kellert & Calabrese, 2015).
جدول ۱: اصول طراحی بیوفیلیک
Table 1: Principles of Biophilic Design
|
توضیح |
اصل طراحی |
|
حضور منظم عناصر طبیعی مانند نور طبیعی، آب، گیاهان و صداهای طبیعی در فضای شهری |
تعامل پایدار با طبیعت |
|
ایجاد حس هویت، خاطره و تعلق مکانی در طراحی فضا |
تقویت پیوند عاطفی با مکان |
|
استفاده از فرمها و الگوهایی که با روان انسان و تکامل تاریخی او همسو باشند |
سازگاری با تکامل زیستی انسان |
|
تشویق شهروندان به مراقبت از طبیعت و مشارکت در فعالیتهای محیطزیستی |
مشارکت و مسئولیت اجتماعی زیستمحیطی |
|
ترکیب عناصر سبز (بام سبز، دیوار سبز، مبلمان چوبی و سنگی) با عملکردهای شهری |
طراحی یکپارچه و چندمنظوره |
اصول طراحی بیوفیلیک با ادغام عناصر طبیعی مانند نور، آب و گیاهان در فضاهای شهری، به دنبال بازسازی پیوند تکاملی انسان و طبیعت است. این رویکرد با تقویت حس تعلق مکانی و استفاده از فرمهای سازگار با روان انسان، پایداری اجتماعی - اکولوژیک را ازطریق مشارکت شهروندان و طراحی چندمنظوره تأمین میکند. بهطور کلی، این اصول با ترکیب کارکردهای زیباییشناختی و محیطزیستی، به بهبود کیفیت زندگی شهری و کاهش اثرات منفی توسعه کمک میکنند (Kellert & Calabrese, 2015)؛ اما بهطور کلی در سطح جهانی، اصول و معیارهای شهر بیوفیلیک با ترکیب ابعاد زیستمحیطی (فضای سبز، تنوع گونهها)، کالبدی (مصالح طبیعی) و اجتماعی (مشارکت شهروندان)، رویکردی یکپارچه برای ارزیابی پایداری اکولوژیک - انسانی ارائه میدهند. این شاخصها با تمرکز بر عناصر طبیعی (آب، نور، منظر) و سیاستهای حکمرانی، همزمان سلامت روانی شهروندان و تعادل بومشناختی را هدف میگیرند. مطالعات نشان میدهد این چارچوب چندبعدی، معیاری علمی برای سنجش موفقیت پروژههای بیوفیلیک در مقیاس شهری است (Cabanek et al., 2020; Beatley, 2011). در این مقاله چارچوبهای منتخب از شاخصهای سنجش شهر بیوفیلیک برای تحلیل مدلهای تحلیل استراتژیک SWOT و برنامهریزی استراتژیک کمی (QSPM) در این پژوهش از آن بهره گرفتهاند در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2: شاخصهای سنجش شهر
Table 2: City Measurement Indicators
|
شاخص |
ابعاد مرتبط |
|
درصد فضای سبز در دسترس شهری |
بعد زیستمحیطی |
|
تنوع گونههای گیاهی و جانوری |
بعد بومشناختی |
|
مشارکت شهروندان در برنامههای محیطزیستی |
بعد اجتماعی |
|
استفاده از مصالح بومی و طبیعی در طراحی |
بعد کالبدی |
|
سیاستهای حمایتی مدیریت شهری |
بعد حکمرانی شهری |
|
میزان حضور آب در طراحی فضاها (رودخانه، آبنما) |
بعد اکولوژیکی |
|
نور طبیعی، تهویه طبیعی، دید به مناظر طبیعی |
بعد روانی و سلامت |
(Cabanek et al., 2020; Beatley, 2011)
محدوده مورد مطالعه
بهمنظور ارزیابی شاخصهای بیوفیلیک، محور پیادهراهی در بخش مرکزی شهر آمل انتخاب شد. این خیابانها بهعنوان مسیرهای اصلی ارتباطی در مرکز شهر، اهمیت بالایی در تسهیل تردد (سواره و پیاده) دارند و سابقۀ تردد در این محدوده به بیش از پنج دهه میرسد. بخش مرکزی شهر آمل با مساحت حدود 87 هکتار، که 47 هکتار از آن در محدوده بافت قدیمی قرار دارد، ناحیهای با اهمیت تاریخی و اقتصادی شناخته میشود. یکی از ویژگیهای برجسته این بخش از شهر، دسترسیپذیری بالای آن است که موجب تداوم حیات اقتصادی و فعالیتهای تجاری در این ناحیه شده است (شکل 1).
شکل 1: محدوده مورد مطالعه (منبع: Google Earth)
Figure 1: Study Area (Source: Google Earth)
این محدوده به دلیل پیشینه فرهنگی و تجاری غنی، و دارابودن بناهای با ارزش و تاریخی مانند کاخ شهرداری و موزه (ساختمان دارایی سابق)، علاوه بر تمرکز بالای فعالیتهای فرهنگی نظیر سینما و کتابخانه، از نظر جاذبههای گردشگری نیز پتانسیل بالایی دارد. همچنین، وجود مراکز تجاری متعدد ازجمله مراکز خرید، بوتیکها و مغازهها، در کنار بازار سنتی، موجب جذب گردشگران به این منطقه شده است. در این مطالعه، مسیرهای پیشنهادی برای جانمایی پیادهراه شامل دو پل تاریخی دوازدهچشمه، پل معلق، خیابان حد فاصل این دو پل، و خیابان انقلاب میباشند (شکل 2). از بررسیهای صورتگرفته بر روی خیابانهای این محدوده، نکات زیر را استنباط میشود: خیابانهای مورد مطالعه دارای شیب ملایم و مناسبی برای اجرای پیادهراه هستند.در تمامی خیابانها، پیادهرو وجود دارد، اما بهطور کلی عرض آنها برای تردد پیادهروها مناسب نیست تنها خیابانهای حد فاصل دو پل معلق و دوازدهچشمه دارای پارک حاشیهای مناسب هستند که امکان بهبود کیفیت محیطی این نواحی را ایجاد میکند. این ویژگیها، بهویژه در ترکیب با جاذبههای تاریخی و تجاری منطقه، امکان ارتقای زیرساختهای پیادهراه و ایجاد فضای مناسب برای تعاملات اجتماعی و گردشگری را فراهم میآورد (منبع: نگارندگان).
شکل 2: محدوده مورد مطالعه پیادهپل معلق، پل دوازده چشمه و خیابان انقلاب آمل
Figure 2: Study Area: Suspension Footbridge, Twelve Fountains Bridge, and Enghelab Street in Amol
روش تحقیق
این پژوهش از نوع ترکیبی (کیفی – کمی) است. جامعه آماری کیفی مدیران، کارشناسان حوزه برنامهریزان شهری که به تعداد مصاحبه 12 نفر به روش نمونهگیری گلولهبرفی صورت گرفت. خروجی این مرحله شناسایی دقیق عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید است. جامعه کمی پرسشنامه به تعداد 40 نفر از متخصصان، مدیران و خبرگان در این حوزه مورد مطالعه بودهاند که صلاحیت امتیاز دهی به عوامل SWOT را داشتهاند. پرسشنامه طراحیشده از لیست عوامل SWOT با استفاده از طیف لیکرت 4 گزینهای امتیازدهی شدند. پایایی پرسشنامه نیز ازطریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 0.82 تأیید شد که بیانگر اعتبار مطلوب ابزار سنجش دادههاست. در مرحله بعد هر عامل توسط خبرگان براساس میزان تأثیرگذاری بر موفقیت طراحی بیوفیلیک در محورهای منتخب، رتبهبندی شد و پس از جمعآوری دادهها، وزن هر عامل بهطور جداگانه برای نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها محاسبه و در جداول SWOT منعکس شد. در گام بعد، با استفاده از ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی (QSPM)، میزان جذابیت و اولویت اجرایی هر یک از راهبردهای استخراجشده تعیین شد. امتیازدهی جذابیت هر راهبرد نسبت به هر عامل کلیدی، در طیفی از ۱ (کاملاً غیرجذاب) تا ۴ (بسیار جذاب) انجام شد. امتیاز کلی هر راهبرد نیز از طریق ضرب امتیاز جذابیت آن در وزن هر عامل و تجمیع نتایج حاصل به دست آمد. سرانجام، راهبردهایی که امتیاز کل بالاتری کسب کردند، بهعنوان اولویتهای اصلی برای پیادهسازی انتخاب و پیشنهاد شدند.
شکل 3: چارچوب تحلیل SWOT (منبع: نگارندگان)
Figure 3: SWOT Analysis Framework (Source: Authors)
یافتههای تحقیق
تحلیل و ارزیابی عوامل داخلی
در ارزیابی عوامل داخلی، ضرایب اهمیت هر مؤلفه مشابه با ارزیابی عوامل خارجی، براساس مقایسه اهمیت آنها با سایر مؤلفهها تعیین میشود. ضریب اهمیت هر مؤلفه باید به گونهای محاسبه شود که مجموع آنها برابر با یک باشد. در این جدول، برای قوتها رتبه 4 و 3 و برای ضعفها رتبه 1 و 2 اختصاص داده میشود. در صورتی که امتیاز نهایی تحلیل عوامل داخلی بیشتر از 2.5 باشد، قوتها بر ضعفها غالب خواهند بود و در صورتی که کمتر از 2.5 باشد، ضعفها تأثیر بیشتری خواهند داشت. در جدول تحلیل عوامل داخلی، قوتها و ضعفها براساس ضریب اهمیت و رتبهبندیهای مربوطه تحلیل شدهاند:
جدول 3: تحلیل عوامل داخلی
Table 3: Analysis of Internal Factors
|
امتیاز وزنی+رتبه ضریب |
رتبه |
ضریب اهمیت |
عوامل اصلی محیط داخلی قوتها |
|
|
17/. |
3 |
055/. |
عبور رودخانه بهعنوان شریان حیاتی زیستمحیطی و جاذبه طبیعی از میان شهر و مجاورت محورهای پیاده با آن؛ |
S1 |
|
14/. |
3 |
053/. |
حضور درختان و گیاهان در بخشی از حاشیه رودخانه، وجود خاک مناسب به عمق کافی در حاشیه رودخانه برای توسعه فضای سبز؛ |
S2 |
|
14/. |
3 |
048/. |
وجود آبوهوای مناسب و زمینهای حاوی خاک مرغوب و مستعد کاشت درخت و ایجاد فضای سبز؛ |
S 3 |
|
13/. |
3 |
048/. |
وجود گونههای زیبا از گیاهان و درختان در عین حال سازگار با اقلیم منطقه؛ |
S 4 |
|
13/. |
3 |
046/. |
عرض زیاد خیابان حد فاصل دو پل معلق و دوازده برای ایجاد جریان آب |
S 5 |
|
13/. |
3 |
046/. |
جریان رودخانه بهعنوان کریدورهای طبیعی جریان هوا؛ |
S6 |
|
12/. |
3 |
041/. |
وجود فضای باز، بکر و دستنخورده رودخانه در حاشیه شمالی؛ |
S 7 |
|
12/. |
3 |
041/. |
وجود پارک حاشیه در خیابان حد فاصل دو پل معلق و دوازده چشمه؛ |
S 8 |
|
12/. |
3 |
041/. |
هزینه کم دسترسی حملونقل شهری به طبیعت رودخانه؛ |
S 9 |
|
12/. |
3 |
041/. |
سطح نسبتاً مناسب تحصیلات و تخصص گروههای مختلف ساکن در منطقه نسبت به شهر مجاور؛ |
S 10 |
|
امتیاز وزنی+رتبه ضریب |
رتبه |
ضریب اهمیت |
عوامل اصلی محیط داخلی ضعفها |
|
|
06/. |
1 |
062/. |
تبدیل کاربری فضای سبز به محور حملونقل و توسعه این محورها در حاشیه روخانه و در نتیجه تغییر منظر؛ افزایش آلودگیها و مناظر ناخوشایند؛ |
W1 |
|
06/. |
1 |
057/. |
تمایل به گسترش شبکه حملونقل محور و درنهایت، فقر پوشش گیاهی؛ |
W2 |
|
09/. |
2 |
055/. |
تراکم بالای فعالیتهای تجاری - خدماتی در بافت محورهای پیاده و فشار مضاعف کالبد مصنوع بر محیط طبیعی؛ |
W3 |
|
07/. |
1 |
055/. |
روسازی آسفالت و رطوبتناپذیر محورهای پیاده مانعی در ایجاد فضای سبز طبیعی؛ |
W4 |
|
11/. |
2 |
055/. |
توسعه محورهای ارتباطی حملونقل محور در حریم رودخانه و تخریب پوشش گیاهی زیر محور دو پل و ایجاد منظر نامطلوب؛ |
W5 |
|
11/. |
2 |
053/. |
نبود عناصر آبی در محورها پیاده انقلاب و محور پیاده مابین دو پل؛ |
W 6 |
|
09/. |
2 |
053/. |
عدم طراحی کیفیت و جنس روسازی محورپیاده با توجه به طبیعت و اقلیم منطقه؛ |
W 7 |
|
12/. |
2 |
051/. |
دیوارهسازی ناهماهنگ با منظرطبیعی، زیستمحیطی و در نتیجه تخریب حاشیه طبیعی رودخانه؛ |
W 8 |
|
08/. |
2 |
048/. |
طراحی نامناسب ایستگاه تاکسی درون شهری در مجاورت محور پیاده پل معلق؛ |
W 9 |
|
08/. |
2 |
048/. |
عدم بهسازی محورهای عبور سواره از نظر آرایی و فضای سبز شهری؛ |
W 10 |
|
28/2 |
امتیاز نهایی |
|||
منبع: یافتههای پژوهش، 1404
با توجه به نمره نهایی 2.28 در ارزیابی عوامل داخلی، ضعفها در محیط داخلی بر قوتها غالب خواهند بود و نقاط قوت تأثیر زیادی ندارند و درواقع ضعفها پررنگترند.
تحلیل و ارزیابی عوامل خارجی
در تحلیل عوامل خارجی، ابتدا ضریب اهمیت هر مؤلفه با توجه به تأثیر آن در مقایسه با سایر مؤلفهها تعیین میشود. این ضرایب باید به گونهای محاسبه شوند که مجموع آنها برابر با یک باشد. در جدول تحلیل عوامل خارجی، در ستون مربوط به «رتبه»، فرصتها با امتیاز 4 یا 3 رتبهبندی میشوند؛ در حالی که تهدیدها با رتبههای 1 یا 2 ارزیابی میشوند. برای تعیین میزان تأثیرگذاری، در صورتی که امتیاز مجموع عوامل خارجی کمتر از 2.5 باشد، این نشاندهنده غلبه تهدیدها بر فرصتها خواهد بود. در جدول تحلیل عوامل خارجی، فرصتها و تهدیدها با ضریب اهمیت و رتبهبندیهای مربوطه در دو دسته بررسی شدهاند:
جدول 4: تحلیل عوامل خارجی
Table 4: Analysis of External Factors
|
امتیاز وزنی+رتبه ضریب |
رتبه |
ضریب اهمیت |
عوامل اصلی محیط خارجی (فرصتها) |
|
|
23/0 |
3 |
061/. |
موقعیت مناسب محورهای پیاده برای اجرای برنامهریزی بیوفیلیک؛ |
O1 |
|
18/0 |
4 |
054/. |
وجود فضای مناسب کنار رودخانه برای فضاسازی و ایجاد کاربری خدماتی برای ساکنین شهر و گردشگران؛ |
O2 |
|
20/0 |
3 |
061/. |
نزدیکی مسیرهای پیادهمحور در فاصله چند صد متری پارک یا فضای سبز دشت کاشت؛ |
O 3 |
|
20/0 |
3 |
059/. |
وجود مصالح بومی و طبیعی برای کاربرد در فضاهای باز و نماسازی؛ |
O 4 |
|
13/0 |
3 |
038/. |
عدم عبور بزرگراههای شهری از نزدیکی محورهای پیاده؛ |
O 5 |
|
13/0 |
3 |
045/. |
وجود ساختمان با طبقات کم (کوتاه مرتبه) در این بافت؛ |
O 6 |
|
10/0 |
3 |
035/. |
امکان ایجاد مسیرهای سبز در حاشیه رودخانه برای ایجاد منظر مطلوب برای عابران؛ |
O 7 |
|
13/0 |
3 |
045/. |
عرض زیاد محور پیاده انقلاب برای ایجاد جریان آب و مجاورت آن با کاربری پارک؛ |
O 8 |
|
10/0 |
3 |
035/. |
وجود ذخایر آب و بارش فراوان؛ |
O 9 |
|
14/0 |
3 |
047/. |
نزدیکی کالبد ابنیه قدیمی و بازار قدیم با محورهای پیاده؛ |
O 10 |
|
امتیاز وزنی+رتبه ضریب |
رتبه |
ضریب اهمیت |
عوامل اصلی محیط خارجی (تهدیدها) |
|
|
06/0 |
1 |
057/. |
رویکرد نامشخص و نامعلوم از مجامع برنامهریزی و طراحی شهری برای احیای محیط طبیعی محورهای پیاده؛ |
T1 |
|
11/0 |
2 |
047/. |
عدم دسترسی به بودجه لازم برای حفاظت از طبیعت منطقه و اجرای الگوی بیوفیلیک؛ |
T2 |
|
06/0 |
1 |
064/. |
افزایش عبور و مرور وسایل نقلیه در پیرامون محور پیاده پل معلق و دوازده چشمه و عدم توجه حفظ جان عابرین؛ |
T3 |
|
10/0 |
2 |
052/. |
عرض کم دو محور پیاده پل دوازده چشمه و پل معلق برای ایجاد فضای طبیعی و کاهش کارایی آن؛ |
T4 |
|
10/0 |
2 |
052/. |
عدم عضویت و مشارکت کم ساکنین در NGO و سازمانهای محلی طبیعت؛ |
T5 |
|
06/0 |
1 |
057/. |
عدم تمایل ساکنان در مراقبت و ابراز نگرانی نسبت به طبیعت بدلایل مختلف ازجمله عدم آگاهی؛ |
T6 |
|
10/0 |
2 |
050/. |
آثار منفی زیرساختهای حملونقل بر کیفیت فضاهای پیاده ایجادشده و عملکرد اکوسیستم طبیعی رودخانه؛ |
T7 |
|
10/0 |
2 |
050/. |
عدم همکاری ساکنان و سازمانهای دولتی در فعالیتهای زیستمحیطی؛ |
T8 |
|
09/0 |
2 |
045/. |
هدایت آبهای سطحی و فاضلاب شهری و بیمارستانی به رودخانه و کاهش ارزش بصری و کیفی آب؛ |
T9 |
|
09/0 |
2 |
045/. |
مدیریت ناکارآمد در حوزه زیستمحیطی و حفاظت از طبیعت رودخانه؛ |
T10 |
|
361/2 |
امتیاز نهایی |
|||
منبع: یافتههای پژوهش، 1404
با توجه به امتیاز نهایی 2.36 در ارزیابی عوامل خارجی، این تحلیل نشان میدهد که تهدیدها بیشتر از فرصتها بر محیط تأثیر خواهند گذاشت. همچنین تهدیدها نیازمند مدیریت هوشمند (بهویژه در جذب بودجه و مشارکت اجتماعی) هستند؛ بنابراین، بهطور کلی در این محدوده به شکل ضعیفی از فرصتها استفاده میشود و در مقابله با تهدیدها کارآمد نیست.
تحلیل و ارزیابی عوامل داخلی و خارجی
ماتریس استراتژیها و اولویتهای اجرایی، بخشهای مختلف سیستم را بهصورت نمودار در قسمت جداگانه قرار میدهد (شکل 3) بررسیهای قبل و بعد از تهیه ماتریس، چنین امکاناتی را به وجود میآورد که اثرات مورد انتظار تصمیمات استراتژیک بر سیستم پیشبینی شود. ماتریس استراتژیها و اولویتهای اجرایی براساس استقرار دادهها در دو بعد اصلی شکل میگیرد:
در ماتریس استراتژیها و اولویتهای اجرایی، این نمرات در یک طیف دوبخشی قوی ( 5/2تا 4) و ضعیف ( 1تا 5/2) طبقهبندی میشوند. در این ماتریس چنانچه موقعیت منطقه مورد مطالعه از نظر نمرات عوامل خارجی و داخلی در ناحیه اول نمودار باشد، استراتژی تهاجمی ((SO، اگر در ناحیه دوم باشد، استراتژی رقابتی ((ST، چنانچه در خانه سوم باشد، استراتژی محافظهکارانه ((WO و سرانجام اگر در ناحیه چهارم باشد، استراتژی تدافعی ((WT پیشنهاد میشود. در نمودار شکل شماره 3 با استفاده از ماتریس عوامل داخلی و خارجی و استقرار نمرات ماتریسهای ارزیابی عوامل داخلی و خارجی روی آن، موقعیت استراتژیک یک منطقه مشخص میشود. چون جمع امتیاز نهایی عوامل داخلی روی محور Xها، 28/2 و جمع امتیاز بهدستآمده از عوامل خارجی روی محور Yها، 361/2 است؛ بنابراین، طبق اصول مدیریت استراتژیک، موقعیت استراتژیک در ناحیه چهارم نمودار تعیین میشود که متناسب با آن، استراتژیهای تدافعی WT انتخاب خواهند شد.
شکل 4: ماتریس عوامل داخلی و خارجی (منبع: یافتههای پژوهش، 1404)
Figure 4: Matrix of Internal and External Factors (Source: Research Findings, 1404)
ارائه راهبردها براساس مدل SWOT
ماتریس SWOT امکان تدوین چهار انتخاب یا راهبرد متفاوت را فراهم میآورد (البته در جریان عمل، برخی از راهبردها با یکدیگر همپوشانی دارند یا بهطور همزمان هماهنگ با یکدیگر به اجرا در میآیند). در پایین این مطلبی ذکر شده است که درواقع، برحسب وضعیت سیستم، چهار دسته راهبرد را که از نظر درجه کنشگری متفاوت هستند، میتوان تدوین کرد (جدول 5). با توجه به نتایج بهدستآمده از تحلیل SWOT برای برنامهریزی بیوفیلیک منطبق با شهر آمل، راهبردهای زیر در جدول 6 ارائه میشود.
جدول 5: ماتریس SWOT
Table 5: SWOT Matrix
|
فهرست فرصتها(s) |
فهرست فرصتها(w) |
|
|
فهرست فرصتها (O) |
ناحیه 1 (SO)-استراتژیهای تهاجمی |
ناحیه 3 (WO)- استراتژیهای محافظه کارانه |
|
فهرست فرصتها (T) |
ناحیه 2 (ST)- استراتژیهای رقابتی |
ناحیه 4 (WT)- استراتژیهای تدافعی |
منبع: یافتههای پژوهش، 1404
اکنون برای اولویتبندی استراتژیهای انتخابشده در مرحله قبل، از ماتریس برنامهریزی کمی QSPM استفاده میشود. تصمیمگیری درباره استراتژیهای قابل قبول در برنامهریزیها با استفاده از تجزیهوتحلیل علمی و قضاوت شهودی صورت میگیرد. در این مرحله در ارتباط با استراتژیهای قابل قبول، تصمیمگیری میشود. جذابیت هر استراتژی با استفاده از ماتریس برنامهریزی کمی، مشخص و استراتژیهای دارای جذابیت بالا بهعنوان استراتژیهای مورد تأکید و اولویتدار در برنامهریزیها تعیین میشود. حال در جدول 6، استراتژیهای انتخابشده براساس ماتریس SWOT با توجه به نمره جذابیت و اولویت، هر کدام از آنها طبقهبندی میشوند.
جدول 6: نتایج ماتریس SWOT و QSPM
Table 6: Results of SWOT and QSPM Matrix
|
لیست استراتژیهای |
ناحیه |
ردیف |
استراتژی |
نمره جذابیت |
اولویت |
|
|
WT |
19 |
تعیین حریم بستر طبیعی رودخانه و طراحی و رعایت آن، تعیین جریان زیست محیطی رودخانه، ایجاد تعادل پایدار در شرایط اکولوژیکی و حفظ حیات زیست بومهای وابسته به رودخانه در منطقه مورد مطالعه؛ پارک اتومبیل میتواند موجب به خطر افتادن کیفیت منظر رودخانه و محورهای پیاده شود با توجه به روند فعلی بایستی به حداقل برسد. |
54/4 |
1 |
|
|
SO |
1 |
بهرهگیری از ظرفیت فضای طبیعی محور پیاده؛ برای مثال: صدای رودخانه، برای کنترل انواع آلودگی مانند صدا و هوا؛ رودخانه دارای مزایایی از قبیل تهیه سایه، فیلتر هوا، تأمین محل سکونت پرندگان و حشرات، قفلکردن کربن و امکان تعامل با طبیعت زندگی؛ |
33/4 |
2 |
|
|
SO |
6 |
بهرهبردن از آبوهوای مناسب و زمینهای حاوی خاک مرغوب و مستعد کاشت درخت و ایجاد فضای سبز بهمنظور ارتقای کیفیت بصری محورهای حملونقل و کالبد مصنوع و منظرسازی برای ایجاد چشمانداز و دید مطلوب برای عابرین؛ استفاده از پوشش گیاهی بومی منطبق با شرایط طبیعی محل برای تعدیل شرایط اقلیمی؛ |
66/3 |
3 |
|
|
SO |
4 |
یکی از زیرساختهای لازم برای دستیابی به شهر بیوفیلیک نیاز به ذخایر آب است؛ بنابراین توجه به گردش آب در معابر پیاده در کنار استفاده از فضای سبز طبیعی با گونههای بومی؛ |
59/3 |
4 |
|
|
SO |
3 |
احیا و باززندهسازی ساختمانهای محورهای پیاده با استفاده از از طراحی عناصر طبیعی و زیستبوم منطقه؛ وجود ساختمان با طبقات کم (کوتاه مرتبه) در بافت مرکز فرصت مطلوب را برای ایجاد چشمانداز طبیعی فراهم میکند؛ |
51/3 |
5 |
|
|
SO |
7 |
تهیه طرح گردشگری پایدار در امتداد مسیر رود و جلوگیری از توسعه محورهای سواره و ایجاد فضای گردشگری و محل تجمعات برای مراسمات مختلف، تهیه طرح منظر برای پیوند کالبد و طبیعت برای افزایش حضور شهروندان و تقویت زندگی اجتماعی؛ |
40/3 |
6 |
|
|
WT |
20 |
محل توقف، علائم و تجهیزات ایستگاه تاکسی میتواند به گونهای طراحی شود که بهعنوان یک مفهوم و نشانه شهری استاندارد و تعریفشده بهراحتی قابل شناسایی باشد، این مسئله باعث کنترل و مدیریت بهتر تاکسیها میشود و از پراکندگی و توقف مشکلساز تاکسیها در خیابانهای شلوغ جلوگیری میکند. همچنین با طراحی و ساخت مناسب و ایجاد لکههای سبز و کاشت گیاهان اغتشاشات بصری را حذف شود.
|
24/3 |
7 |
|
|
ST |
14 |
تدوین قوانین جامع، مدون و یکپارچه توسط شهرداری در زمینه برنامهریزی بیوفیلیک، همچنین برای حداقل رساندن طراحی طرح و هزینه اجرا از مشارکت موجود و مطلوب دانشجویان و گیاهان و مصالح بومی درخصوص برنامهریزی و طراحی بیوفیلیک در این محورها استفاده شود. |
15/3 |
8 |
|
|
ST |
11 |
با حفظ و گسترش فضای سبز طبیعی و دست کاشت در این محور به ایجاد لایههای جدیدی از تنوع زیستی شهر کمک کرد؛ چون این محور در بخش مرکزی شهر قرار دارد با ایجاد یک اکوسیستم سبز شهری موجب عدم ایجاد جزیره گرمایی، کاهش آلایندههای هوا و بیماری قلبی و تنفسی شد. اتومبیل میتواند موجب در خطر افتادن جان عابرین محورهای پیاده شود که با توجه به روند فعلی باید به حداقل میزان خود برسد. سایر اقدامات از قبیل: توسعه سامانههای الکترونیکی برای کاهش حضور شهروندان در سطح شهر، توسعه استفاده از حملونقل همگانی، ساماندهی حمل بار، استفاده از حملونقل غیر موتوری است. |
73/2 |
9 |
|
|
SO
|
5 |
با استفاده از مصالح بومی، مواد طبیعی و گونههای گیاهی که سازگاری بیشتری با آبوهوای منطقه دارد در طراحی شهری رابطه متعامل با طبیعت برقرار شود. |
10/3 |
10 |
|
|
ST |
13 |
افزایش احساس مسئولیت اجتماعی شهروندان و ارگانهای اداری نسبت به حفظ منابع طبیعی؛ جلوگیری از اختلاط آبهای آلوده با آب رودخانه؛ |
04/3 |
11 |
|
|
ST |
12 |
عدم غلبه ساختار مصنوع بر محیط طبیعی؛ بهبود سیمای کالبدی و طراحی مسیر سبز در محورهای پیاده, از دیدگاههای شهروندان درخصوص برنامهریزی و طراحی استفاده شود.
|
96/2 |
12 |
|
|
ST |
10 |
تجهیز مبلمان شهری مناسب با اقلیم منطقه بهکارگیری متریال طبیعی مانند سنگ و چوب برای مبلمان و جداره محور پیاده، هزینههای طراحی کاهش پیدا کند. |
87/2 |
13 |
|
|
SO
|
8 |
استفاده از مصالح بومی و طبیعی منطقه درنماسازی محورهای پیاده، بهرهبردن از آبوهوای مناسب و زمینهای حاوی خاک مرغوب و مستعد کاشت درخت بهمنظور ارتقای کیفیت بصری محورهای حملونقل و کالبد مصنوع؛ |
85/2 |
14 |
|
|
WT |
21 |
کاهش بار ترافیکی محورهای سواره پیرامون محورهای پیاده را با جایگزینی و توسعه معابر جدید و محورهای دوچرخهسواری؛ با احیا و حفظ اکوسیستم طبیعی رودخانه، احساس حضور رودخانه در شهر را افزایش داد. جلوگیری از پیش روندگی محورهای سواره رو و کالبد مصنوع در محیط طبیعی پیرامون محور پیاده؛ |
84/2 |
15 |
|
|
SO |
2 |
اتصال پارک شهرداری و فضای سبز موجود در شهرداری به مسیرهای پیاده و شکل طبیعی دادن به کالبد فیزیک و گسترش آن به بافت پیرامونی و محور حملونقل؛ |
14/3 |
16 |
|
|
WO |
16 |
ایجاد فضای سبز در کف و حاشیه خیابانها و نما سبز برای جدارههای ساختمان، ایجاد روف گاردن یا بام سبز، بهکارگیری رنگهای هماهنگ با طبیعت در طراحی محیط؛ جانمایی گلدان و ایجاد دیواره سبز در سطح معابر، تا ازطریق آن اکوسیستم طبیعی در شهر رشد کند. |
52/2 |
17 |
|
|
SO |
9 |
افزایش ظرفیت جذب گردشگر از طریق پیوند طراحی طبیعی با بافت قدیم؛ حفظ و نگهداری ابنیه حداقل تراکم ساختمانی در پیرامون محورهای پیاده در جهت امکان بهرهگیری از دید و مناظره طبیعی؛ |
52/2 |
18 |
|
|
WO
|
18 |
عدم مداخله در بدنه و شکل ارگانیک مسیر رودخانه و بهسازی آن براساس پلان طبیعی؛ توجه به قلمرو طبیعی و دست کاشت اطراف محورهای پیاده و در این راستا فضای سبز اطراف محور حفظ شده و گسترش پیدا کند. |
37/2 |
19 |
|
|
WO
|
15 |
کاهش نفوذپذیری سواره، آرامسازی ترافیک در دو محور پل معلق و دوازده چشمه، اختصاص فضای غیرکاربری مناسب به فضای کشت گیاهی و ایجاد باغ؛ ایجاد محورهای پیاده پیوسته و دوچرخهسواری متناسب با شرایط اقلیمی منطقه در مجاورت رودخانه؛ |
34/2 |
20 |
|
|
WO
|
17 |
عدم نفوذپذیری بصری و فیزیکی در رودخانه و ایجاد منظرسازی در پوشش گیاهی رودخانه و تبدیل آن به مکانی مناسب؛ زیرا رودخانه نقش مهمی در زمینه کریدور طبیعی جریان آبوهوا دارد. |
17/2 |
21 |
منبع: یافتههای پژوهش، 1404
اولویتبندی راهبردها با QSPM
در ادامه، راهبردهای استخراجشده با استفاده از ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی (QSPM) براساس نمره جذابیت اولویتبندی شدند. نتایج نشان داد که استراتژی زیر با نمره4.54 دارای بالاترین اولویت است: تعیین حریم بستر طبیعی رودخانه، طراحی متناسب با ویژگیهای اکولوژیکی و کاهش مداخلات کالبدی مزاحم. سایر استراتژیها نیز در محدوده نمرات 3.3 تا 4.3 رتبهبندی شدند که نشان از اهمیت بالای استفاده از رودخانه بهعنوان عنصر کلیدی طراحی بیوفیلیک دارد.
بحث و نتیجهگیری
الگوی بیوفیلیک بهعنوان رویکردی نوین در طراحی شهری، با هدف ادغام مؤثر طبیعت در فضاهای شهری، به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و جلوگیری از تخریب محیطزیست کمک میکند. این رویکرد بهویژه در شهرهای پرجمعیت و در حال توسعه که نیاز به حفظ منابع طبیعی و تقویت زیستپذیری در کنار رشد فیزیکی شهر بهشدت احساس میشود، از اهمیت بالایی برخوردار است (Beatley, 2011). هدف اصلی این مقاله، بررسی مفهوم، ویژگیها و مزایای الگوی بیوفیلیک و تحلیل نمونههایی از اجرای این الگو در شهر آمل است. براساس تحلیل SWOTیکی از نقاط ضعف اصلی در این زمینه، گرایش به توسعه شبکه حملونقل در بافت مرکزی شهر آمل شناسایی شده است؛ مسئلهای که میتواند چالشهای جدی در حفظ و گسترش فضاهای سبز و محورهای پیادهمحور ایجاد کند. این ضعف، تعادل میان توسعه شهری و حفاظت از منابع طبیعی را تهدید میکند. از سوی دیگر، تحلیلها نشان میدهند که یکی از تهدیدهای مهم در مسیر اجرای الگوی بیوفیلیک، نبود رویکردی روشن و هدفمند از سوی نهادهای برنامهریزی شهری در زمینه احیای محیط طبیعی در محورهای پیاده است. این امر میتواند روند پیادهسازی مؤثر این الگو را با مشکل مواجه سازد. این مسئله نشان میدهد که بدون برنامهریزی دقیق و هماهنگ، امکان دستیابی به اهداف بیوفیلیک در این محورهای پیاده به سختی تحقق خواهد یافت (Van den Bosch & Meyer, 2018). در مقابل، فرصتهای نادیدهگرفتهشدهای در شهر آمل وجود دارند که میتوان از آنها بهعنوان نقاط قوت در راستای پیادهسازی الگوی بیوفیلیک بهرهبرداری کرد. رودخانهای که از میان شهر عبور میکند، بهعنوان یک شریان حیاتی زیستمحیطی و جاذبهای طبیعی، ظرفیت بالایی برای تبدیلشدن به یکی از عناصر کلیدی در طراحی شهری دارد. این رودخانه میتواند علاوه بر ایفای نقش اکولوژیکی، به فضایی پویا برای تعاملات اجتماعی و فعالیتهای تفریحی تبدیل شود. از سوی دیگر، وجود آبوهوای معتدل و زمینهای مستعد برای کاشت درخت و توسعه فضای سبز، از دیگر فرصتهای مهم این شهر به شمار میرود که با سرمایهگذاری مناسب در این زمینهها میتوان بهرهبرداریهای گستردهای در راستای ارتقای کیفیت محیط شهری و بهبود سلامت عمومی شهروندان داشت. ماتریس QSPM (برنامهریزی کمی استراتژیک) برای اولویتبندی استراتژیها در این تحقیق به کار گرفته شده است. در این ماتریس، استراتژیها براساس جذابیت و قابلیت اجرایی آنها رتبهبندی میشوند. طبق نتایج، استراتژیهایی که بر تعیین حریم بستر طبیعی رودخانه و طراحی و رعایت آن، بالاترین اولویت را دارد. این استراتژی با هدف حفظ تعادل اکولوژیکی و جلوگیری از توسعه بیرویه در اطراف رودخانه - بهویژه در مناطقی با پتانسیلهای طبیعی بالا - میتواند نقش بسزایی در ایجاد فضاهای سبز و کاهش اثرات منفی ناشی از توسعه شهری ایفا کند. این رویکرد همچنین با یافتههای پژوهشهای مشابه که بر اهمیت طراحیهای پایدار و زیستدوست مبتنی بر آب تأکید دارند، هماهنگ است (صفدرنژاد و همکاران، ۱۳۹۸؛ Wijesooriya & Brambilla, 2021). نتایج نهایی نشان میدهند که با توجه به امتیاز نهایی عوامل داخلی و خارجی که بهترتیب 280/2 و 361/2 تعیین شدهاند، موقعیت استراتژیک پیادهسازی الگوی بیوفیلیک در منطقه چهارم قرار دارد. این به معنای آن است که اجرای الگوی بیوفیلیک در این منطقه نیازمند استراتژیهای تدافعی است که بیشتر بر حفظ محیط طبیعی و به حداقل رساندن تهدیدات تأکید دارند یکی از استراتژیهای کلیدی که در ماتریس QSPM بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده، تعیین و طراحی حریم بستر طبیعی رودخانه است. این استراتژی بهطور مستقیم با مفاهیم اکولوژی شهری، زیباییشناسی محیطی و توسعه پایدار در ارتباط است و میتواند ضمن حفاظت از منابع طبیعی، زمینهساز ایجاد فضاهای عمومی کارآمد برای تعاملات اجتماعی شود. در عین حال، موفقیت در اجرای چنین رویکردی نیازمند زیرساختهای مدیریتی قوی و حمایت نهادهای برنامهریزی شهری است. بدون هماهنگی و مشارکت فعال این نهادها، بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای طبیعی و اجرای اصول بیوفیلیک ممکن نخواهد بود. چالشهایی همچون توسعه شبکه حملونقل در بافت مرکزی و نبود رویکرد مشخص در احیای محیط طبیعی محورهای پیاده، ازجمله موانعی هستند که میباید با برنامهریزی دقیق و مشارکت چندسطحی برطرف شوند. از سوی دیگر، وجود فرصتهایی مانند عبور رودخانه از درون شهر، زمینهای مناسب برای کاشت درخت و شرایط آبوهوایی مطلوب میتواند در صورت بهرهبرداری صحیح، به تقویت ساختار زیستپذیر شهر کمک شایانی کند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده هدفمند از این ظرفیتها در کنار مدیریت هوشمند و طراحی پایدار، میتواند شهر آمل را به الگویی موفق در زمینه توسعه شهری پایدار و زیستدوستانه تبدیل کند. درنهایت، همکاری میان نهادهای مختلف شهری، استفاده از ظرفیت فضاهای طبیعی بهویژه در محیطهای پیادهمحور و اتخاذ رویکردی میانرشتهای در طراحی شهری، مسیر حرکت بهسوی توسعهای متوازن، پایدار و مبتنی بر تعامل انسان با طبیعت را هموار خواهد ساخت.