Document Type : Original Article
Authors
1 Associate professor, Faculty Member of the Faculty of Geography and Planning, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Ph.D. student in Geography and Urban Planning, Department of Geography, Islamic Azad University, Najafabad Branch, Najafabad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
با افزایش جمعیت و توسعه سریع شهرها در سالها و دهههای اخیر و بروز چالشهای اجتماعی، فناوری، اقتصادی و زیست محیطی، توجه به رویکردهای نوین در طراحی شهری بیش از پیش ضروری شده است (فیاضی و عبدلی 1403). رشد هوشمند شهری[1] بهعنوان یکی از این رویکردها، هدفش بهبود کیفیت زندگی شهروندان ازطریق توسعه پایدار و بهینهسازی استفاده از منابع است (فلاحیان و همکاران، 1403). رشد هوشمند شهری با توجه به جنبههای مختلفی مانند تراکم متعادل، حملونقل عمومی، دسترسی به فضاهای عمومی و استفاده بهینه از زمین و ... میتواند بر اجتماعمداری فضاها و محیطهای شهری و بهبود کیفیت زندگی و تقویت روابط اجتماعی در محیطهای شهری تأثیرگذار باشد (Vanli, 2024). در ایران نیز با توجه به روند سریع شهرنشینی، رویکرد رشد هوشمند شهری میتواند به حل چالشهای شهری همچون تراکم جمعیت، آلودگی هوا و کمبود فضاهای سبز و توسعه روابط جمعی و اجتماعی کمک کند (نورانی و فرنام، 1403).
بررسی شاخصهای رشد هوشمند شهری و بر اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهر مؤثر است، میتواند درک روشنی از تأثیر این دو عامل از یکدیگر فراهم کند. همچنین عدم توجه به این شاخصها میتواند منجر به توسعۀ پراکنده و غیر متمرکز شود که مانع از برقراری ارتباطات اجتماعی مؤثر میان ساکنان شهر میشود. درمقابل، پیادهسازی موفقیتآمیز استراتژیهای رشد هوشمند شهری میتواند به ساخت فضاهای شهری فراگیر و اجتماعمدار کمک کند و بهطور کلی کیفیت زندگی شهری را بهبود بخشد (پوراحمد و همکاران، 1396). با توجه به اهمیت این شاخصها در توسعه پایدار شهری، این سؤال مطرح میشود که چگونه رشد هوشمند شهری میتواند به تقویت اجتماعمداری فضاها و محیطهای شهری کمک کند. آیا طراحی فضاهایی با بر مبنای اصول رشد هوشمند شهری میتواند موجب افزایش تعاملات اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان شود.
پژوهشهای اخیر نشان دادهاند وجود فضاهای عمومی مناسب، حملونقل کارآمد و طراحی محیطهای سبز میتواند به شکلگیری اجتماعات محلی و تقویت هویت جمعی کمک کند (Cui et al., 2024). همچنین، تأکید بر توسعه مختلط و افزایش تراکم در نواحی شهری میتواند به کاهش فاصله اجتماعی و افزایش ارتباطات میان افراد با زمینههای مختلف کمک کند (Qi et al., 2024). در این راستا، پژوهشگران مختلفی نیز به تحلیل این رویکرد پرداختهاند. براساس نتایج پژوهشی، مطالعات موردی در شهرهای مختلف نشان میدهند که رشد هوشمند شهری میتواند منجر به تقویت تعاملات اجتماعی و ارتقای حس اجتماعمداری در شهرها شود. در شهر بارسلونا، برای مثال، برنامههای شهروند هوشمند طراحی شده است که به شهروندان این امکان را میدهد که در پروژههای هوشمند مشارکت کنند و در بهبود کیفیت زندگی شهری نقش فعال داشته باشند (Fonseca et al., 2021). نتایج پژوهش دیگری حاکی از آن است که محلههای طراحیشده براساس اصول رشد هوشمند، مانند خیابانهای کامل و فضاهای عمومی فراگیر، میتوانند احساس تعلق و انسجام اجتماعی را تقویت کنند. افزون بر این، بهرهگیری از حملونقل عمومی بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی در این استراتژی، نهتنها به کاهش ترافیک و آلودگی هوا کمک میکند، فرصتهایی را برای تعاملات اجتماعی و ایجاد حس اجتماعی در بین شهروندان فراهم میسازد (Alahi et al., 2023). در پژوهشی دیگر اینگونه نتیجهگیری شده است که رشد هوشمند شهری نهتنها به بهبود کارایی خدمات شهری و افزایش کیفیت زندگی کمک میکند، میتواند به کاهش نابرابریهای اجتماعی نیز کمک کند. بر این اساس، در صورت اجرای مناسب، فناوریهای هوشمند میتوانند خدمات عمومی را به مناطق محرومتر تسری دهند و از این طریق شکافهای اجتماعی را کاهش دهند (Giffinger et al., 2007). در پژوهش دیگری اینگونه نتیجهگیری شده است که رشد هوشمند شهری میتواند تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی و تعاملات شهری داشته باشد. یکی از مهمترین این تأثیرات، ایجاد فرصتهای بیشتر برای مشارکت شهروندان در تصمیمگیریهای شهری است. با استفاده از دادههای کلان و تکنولوژیهای نوین مانند اینترنت اشیا و پلتفرمهای دیجیتال، شهروندان میتوانند بهراحتی در فرآیندهای تصمیمسازی و حل مشکلات شهری دخیل شوند (Bokhari & Myeong, 2022). براساس نتایج برخی پژوهشها نیز عدم دسترسی برخی از گروههای اجتماعی به فناوریهای نوین، میتواند موجب تشدید نابرابریهای اجتماعی شود؛ به همین دلیل، برخی پژوهشها بر اهمیت طراحی شهرهای هوشمند به گونهای تأکید کرده است که همه اقشار جامعه از امکانات آن بهرهمند شوند و هیچکس از چرخه توسعه هوشمند شهری خارج نشود (Hollands., 2020).
با توجه به نتایج تحقیقاتی از این دست، مطالعه و ارزیابی تأثیر شاخصهای رشد هوشمند شهری بر فضاها و محیطهای اجتماعمدار اهمیت زیادی دارد. این تحلیلها میتوانند به سیاستگذاران و شهرسازان در اتخاذ تصمیمهای آگاهانهتر و طراحی شهرهایی که نیازهای اجتماعی و محیطی ساکنان را به نحو بهتری تأمین میکنند، کمک کنند (Askarizad et al., 2024)؛ از این رو، پژوهشهای بیشتر در این حوزه میتواند به توسعه شهری پایدار و انسانیتر منجر شود (Skubis et al., 2024).
بر این اساس، مقاله حاضر در پی آن است تا ابتدا شاخصهای مؤثر در رشد هوشمند شهری و همچنین شاخصهای اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری تبیین شوند و چارچوب و مدلی نظری از تأثیر شاخصهای رشد هوشمند شهری بر اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری، ارائه و سپس میزان اثرگذاری شاخصهای مدل نظری پژوهش بر اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری نمونه مطالعاتی یعنی شهر اصفهان بررسی شوند. اصفهان بهعنوان سومین کلانشهر ایران (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۰) و مرکز تاریخیفرهنگی کشور، با چالشهای ناشی از رشد شتابان جمعیت روبهروست که فشار بر زیرساختهای شهری را افزایش داده و منجر به کاهش سهم سرانه فضای سبز در مناطق مرکزی، مشکلات حملونقل در بافتهای تاریخی، و تضعیف تعاملات اجتماعی در محلههای نوظهور شده است. این شرایط، اجرای راهبردهای رشد هوشمند شهری را برای تقویت پایداری اجتماعی و کالبدی در این شهر به نیازی حیاتی تبدیل کرده است (Kemeç & Altınay, 2023).
ادبیات پژوهش
رشد هوشمند شهری
رشد هوشمند شهری، رویکردی نوین در برنامهریزی شهری است که با تأکید بر استفاده بهینه از منابع، تراکم متعادل و پرهیز از گسترش افقیِ بیرویه، در پی ایجاد شهرهای پایدار با کیفیت زندگی بالاتر است(Vanli, 2024; Asad et al., 2023). این مفهوم با تلفیق پایداری محیطی – اقتصادی - اجتماعی، توسعه فشرده و کارآمد شهری را جایگزین الگوهای پراکندهرو میکند و بر بهبود تعاملات انسانی ازطریق نوآوریهای دیجیتال تمرکز دارد (Yang et al., 2024). براساس نظریه «شهرسازی نوین[2]» که پایهای برای رشد هوشمند محسوب میشود، اصولی مانند توسعه میانافزا، دسترسی به فضاهای عمومی، حملونقل پایدار (پیاده/دوچرخهمحور و ترانزیت محور) و کاربری مختلط زمین، هسته اصلی این راهبرد را تشکیل میدهند (فرجیزاده و همکاران، 1402؛ قربانی و نوشاد، 1387).
ابعاد رشد هوشمند شهری
رشد هوشمند شهری در قالب پنج بعد بهمپیوسته تحقق مییابد. نخست، بعد فناورانه با بهرهگیری از سیستمهای هوشمند[3] خدمات شهری را بهینه میکند (Yang et al., 2024). دوم، بعد اجتماعی - اقتصادی با محوریت عدالت فضایی و مشارکت شهروندی، به بهبود اشتغال و انسجام اجتماعی میپردازد (Hollands, 2020; Anthony, 2024). سوم، بعد حکمرانی بر تصمیمسازی دادهمحور و تعامل شفاف با شهروندان تأکید دارد (Vujković et al., 2022). چهارم، بعد کالبدی- فضایی اصول شهرسازی نوین را شامل میشود: کاربری مختلط زمین برای کاهش سفرها (Vujković et al., 2022)، حملونقل پایدار (Oswald Beiler, 2022) و حفظ فضاهای سبز بهعنوان زیرساخت اجتماعی (Alahi et al., 2023). پنجم، بعد زیستمحیطی با بهینهسازی مصرف منابع و اقتصاد چرخهای، از نظریه «شهر اسفنجی[4]» الهام میگیرد (قربانی و نوشاد، 1387). این ابعاد در چارچوب نظریه «پایداری یکپارچه» (قربانی و نوشاد، 1387) و مدل پنج بعدی رشد هوشمند (حاتمی و همکاران، 1400) همپوشانی دارند.
فضا و محیط شهری
فضا و محیط شهری بهعنوان بستر تعاملات انسانی، دربرگیرنده ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که بر کیفیت زندگی شهری تأثیر مستقیم دارند (Gehl, 2018; Liang et al., 2021). این فضاها شامل خیابانها، میدانها، پارکها و ساختمانهای عمومی با دو نظریه محوری طراحی میشوند: نظریه طراحی انسانمحور[5] (Gehl, 2018) که بر دسترسیپذیری، ایمنی و راحتی برای همه اقشار تأکید دارد، و نظریه پایداری شهری[6] (Rajagopalan et al., 2024) که با ترکیب فضاهای سبز، فناوریهای کمکربن و مدیریت منابع، سلامت محیطی و روانی شهروندان را ارتقا میدهد. کارکردهای کلیدی این فضاها عبارتاند از: تقویت تعاملات اجتماعی ازطریق میدانها و پارکهای جمعپذیر (Qi et al., 2024)، حمایت از رشد اقتصادی با ایجاد فرصتهای شغلی و جذب جمعیت (Bento & Allegri, 2025)، حفظ هویت فرهنگی با طراحی منطبق بر ارزشهای جامعه (مدنیپور و مرتضایی، 1392)، و بهبود دسترسی به خدمات پایه مانند حملونقل و انرژی (Rodríguez-Antuñano et al., 2024). درمجموع، محیطهای شهری موفق براساس الگوی «شهر زنده» (جلالی و همکاران، 1394)، نیازمند تلفیق کارکردهای اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی در چارچوب ویژگیهای بومی هستند.
اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری
اجتماعپذیری فضاهای شهری بهعنوان توانایی محیطهای شهری در تسهیل تعاملات اجتماعی و تقویت پیوندهای جمعی، نقش محوری در شکلدهی به انسجام اجتماعی و کیفیت زندگی شهری ایفا میکند (Askarizad et al., 2024; Qi et al., 2024). این مفهوم در پنج بعد کلیدی تحقق مییابد: نخست، دسترسپذیری که با تأمین شبکههای حملونقل فراگیر و امکانات برای گروههای خاص، مشارکت همگانی را ممکن میسازد (Tabassum & Park, 2024). دوم، انعطافپذیری که ازطریق طراحی فضاهای چندعملکردی، پاسخگویی به نیازهای متنوع جامعه را تضمین میکند (Bento & Allegri, 2025). سوم، جذابیت بصری که با بهکارگیری فضای سبز، هنرهای عمومی و طراحی خلاق، حس تعلق و لذت کاربران را برمیانگیزد (Selanon & Chuangchai, 2023). چهارم، امنیت که با نورپردازی مناسب، نظارت محلی و کالبد تشویقکننده فعالیتها، پیشنیاز تعاملات اجتماعی است (Yang et al., 2024). پنجم، پشتیبانی از تعاملات که با خلق مکانهای ملاقات و فضاهای جمعی، زیرساخت لازم برای شکلگیری اجتماعات را فراهم میآورد (Jennings et al., 2024). این ابعاد در چارچوب نظریه «شهر زیستپذیر[7]» (Gehl, 2018)، فضاهای شهری را به بسترهایی زنده برای تحقق سرمایه اجتماعی تبدیل میکنند.
تأثیر شاخصهای رشد هوشمند شهری بر اجتماعمداری فضاها و محیطهای شهری
شاخصهای رشد هوشمند شهری از چهار مسیر کلیدی، اجتماعمداری فضاهای شهری را تقویت میکنند. نخست، تراکم متعادل همراه با دسترسی به فضاهای عمومی با ایجاد پارکها، میدانها و معابر پیادهپذیر، تعاملات اجتماعی و حس تعلق را افزایش میدهد؛ بهویژه در مناطق پرتراکم که این فضاها تنشهای اجتماعی را کاهش میدهند (Qi et al., 2024; Cui et al., 2024). دوم، حملونقل عمومی یکپارچه با پیونددادن نقاط مختلف شهر، دسترسی به فضاهای جمعی را بهبود میبخشد و ازطریق کاهش انزوای اجتماعی، هویت جمعی را تقویت میکند (Kamruzzaman et al., 2016; Liu & Dijk, 2022). سوم، فضاهای سبز چندمنظوره ضمن حمایت از سلامت روانی، بهعنوان بستری برای تعاملات غیررسمی عمل میکنند و رضایت از زندگی شهری را ارتقا میدهند (Cui et al., 2024; Rigolon et al., 2018). چهارم، توسعه مختلط کاربریها با ترکیب عملکردهای مسکونی، تجاری و فرهنگی در یک محدوده، امکان تعامل میان گروههای مختلف اجتماعی را فراهم میآورد و با کاهش سفرهای ضروری، پیوندهای محلی را تحکیم میبخشد (Yang et al., 2024; Qi et al., 2024). این راهبردها درمجموع، بر تقویت اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری اثرگذار است.
جمعبندی: در این بخش به بررسی و مرور مفاهیم رشد هوشمند شهری و اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری پرداخته شد. همچنین مهمترین ابعاد و جنبههای مورد بررسی این مفاهیم مورد ارائه شد. با جمعبندی ادبیات پژوهش حاصل از تعاریف، دیدگاهها و نظریات اندیشمندان و پژوهشگران این حوزه مطالعاتی، چارچوب و مدل مفهومی پژوهش حاصل شد. بنا بر چارچوب پژوهش مهمترین عوامل رشد هوشمند شهری مؤثر بر اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری شامل عوامل اجتماعی - فرهنگی (با 10 شاخص)، فضایی - عملکردی (با 5 شاخص) و توسعه هوشمند شهری (با 8 شاخص) است. در این پژوهش، درمجموع 23 شاخص حاصله بر مبنای هدف پژوهش بررسی و مطالعه میشوند. جدول 1 چارچوب مفهومی پژوهش را نشان میدهد.
جدول 1: شاخصهای رشد هوشمند شهری و اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری
Table 1: indicators of smart urban growth and sociability of urban spaces and environments
|
عامل |
شاخصهای رشد هوشمند شهری / اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری |
منبع |
|
توسعه هوشمند شهری |
برنامهریزی توسعه هوشمند |
|
|
سیستم مدیریت شهری هوشمند |
||
|
خدمات آنلاین شهروندی |
||
|
دسترسی عادلانه به فناوری |
||
|
تأمین زیرساختهای ارتباطی |
||
|
حملونقل هوشمند |
||
|
توسعه گردشگری هوشمند |
||
|
توسعه فناوریهای دیجیتال |
||
|
اجتماعی- فرهنگی |
میزان تعاملات اجتماعی |
|
|
میزان پیادهمداری محیط شهری |
||
|
انسجام اجتماعی |
||
|
دسترسی به فضاهای عمومی |
||
|
مشارکت در مدیریت شهری |
||
|
حس تعلق به محل زندگی |
||
|
هویتمندی محیطی |
||
|
کیفیت زندگی شهری |
||
|
سلامت روان شهروندان |
||
|
امنیت محیطی و اجتماعی |
||
|
فضایی - عملکردی |
دسترسی به فضاهای سبز |
|
|
عدالت در توزیع خدمات |
||
|
دسترسی به حملونقل عمومی |
||
|
طرحهای کاهش آلودگی محیطی |
||
|
تأمین کافی منابع انرژی |
منبع: یافتههای پژوهش، 1403
روش انجام پژوهش
روش تحقیق این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شاخصهای رشد هوشمند شهری بر اجتماعپذیری فضاهای شهری، از نوع توصیفیتحلیلی است که شامل دو مرحله توصیف جمعآوری و ارائه سازمانیافته اطلاعات برای پاسخ به پرسشهای «چه» و «چگونه» (Creswell, 2018) و تحلیل و بررسی دادهها با روشهای کمی برای کشف روابط بین عوامل (Bryman, 2016) است.
هدف کلی این روش، ارائه تصویر جامع از وضعیت موجود و شناسایی روابط متغیرها بدون مداخله در محیط تحقیق است (Dovetail, 2023). جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان کلانشهر اصفهان با جمعیت ۲,۰۵۸,۰۰۰ نفر براساس سرشماری ۱۴۰۰ (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۰) بود و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر برآورد شد. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه آنلاین 23 سؤالی مبتنی بر شاخصهای پژوهش براساس طیف لیکرت (بازه خیلی کم تا خیلی زیاد) بود و دادههای حاصله با آزمونهای رگرسیون چندمتغیره و فریدمن در نرمافزار SPSS 20 تحلیل شدند.
معرفی نمونه مطالعاتی
اصفهان، سومین کلانشهر ایران و مرکز استان اصفهان، یکی از مهمترین شهرهای تاریخی و فرهنگی کشور است که در دوره صفویه (قرن ۱۶-۱۷ میلادی) به اوج شکوفایی رسید و بهعنوان پایتخت امپراتوری صفوی به شهری جهانی تبدیل شد. این دوران آثار برجستهای در معماری، هنر و شهرسازی بهجای گذاشت که نماد تلفیق هنر ایرانی -اسلامی با عناصر جهانی محسوب میشوند (مهندسین مشاور نقش جهان پارس، ۱۳۹۰).
مطالعات نشان میدهد اصفهان صفوی علاوه بر بناهای تاریخی، بهدلیل زندگی اجتماعی پویا و تعاملات ساکنانش بینظیر بود. امروزه اصفهان ضمن حفظ ارزشهای تاریخی، در رشد هوشمند شهری و توسعه زیرساختهای مرتبط پیشرفتهای چشمگیری داشته است؛ ازجمله گسترش مترو، سامانههای اشتراک دوچرخه و استفاده از وسایل نقلیه برقی که به کاهش ترافیک و آلودگی هوا منجر شدهاند (رنجبر و همکاران، 1398). برنامهریزی شهری آن بر حفاظت از منابع طبیعی و کاهش اثرات زیستمحیطی متمرکز است و با بهرهگیری از فضای سبز، شبکههای سبز و فناوریهای طبیعتبنیان به کاهش گرمایش شهری کمک میکند (Kemeç & Altınay, 2023). همچنین استفاده از فناوریهای دیجیتال در مدیریت ترافیک، انرژی و خدمات شهری، کارایی و شفافیت را افزایش داده است (Kwilinski et al., 2023). فضاهای اجتماعمدار اصفهان شامل میدانها (مانند میدان نقش جهان)، پارکها و پیادهروهاست که بستری برای تعاملات اجتماعی، گردهماییهای عمومی و رویدادهای فرهنگی فراهم میکنند (رنجبر و همکاران، 1398). پروژههای بازسازی بازارها و معابر عمومی نیز با تأکید بر فضاهای سبز، همزمان خدمات اجتماعی و تعاملات را تقویت میکنند (Kemeç & Altınay, 2023). این فضاها نهتنها تعاملات اجتماعی را تسهیل میکنند، با میزبانی رویدادهای فرهنگی و هنری، به تقویت فرهنگ شهری کمک میکند (Kwilinski et al., 2023).
تصویر 1: ساختار فضاها و محیطهای شهری اصفهان (منبع: طرح جامع اصفهان، 1400)
Picture 1: The structure of spaces and urban environments of Isfahan (source: Master plan of Isfahan, 2021)
یافتههای پژوهش
مشخصات مشارکتکنندگان
براساس یافتههای حاصل از تکمیل پرسشنامههای پژوهش کلیه مشارکتکنندگان شامل 384 نفر از ساکنان شهر اصفهان بودند. از این تعداد 42 % مشارکتکنندگان معادل 161 نفر زن و 58 % معادل 223 نفر مرد بودند. 18 % مشارکتکنندگان در بازه سنی 18 تا 25 سال، 56 % در بازه سنی 25 تا 45 سال، 26 % در بازه سنی 45 تا 65 سال و 6 % بالای 65 سال بودند. همچنین 21 % مشارکتکنندگان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و زیر دیپلم، 54 % دارای مدرک تحصیلی لیسانس و 20 % دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس و 4 % دارای مدرک تحصیلی دکتری و بالاتر میباشند که نشان از سطح بالای آگاهی مشارکتکنندگان پژوهش است.
بررسی نرمالبودن توزیع متغیرهای پژوهش
برای اجرای روشهای آماری و محاسبه آماره آزمون مناسب و استنتاج منطقی درباره فرضیههای پژوهش مهمترین عمل قبل از هر اقدامی، انتخاب روش آماری مناسب برای پژوهش است برای این منظور آگاهی از توزیع دادهها از اولویت اساسی برخوردار است. برای همین منظور، در این پژوهش از آزمون معتبر کولموگروف اسمیرنوف[8] برای بررسی فرض نرمالبودن دادههای پژوهش استفاده شده است در این آزمون با توجه به فرضیات زیر گام به بررسی نرمالبودن دادهها نهاده شده است:
:H0 دادهها دارای توزیع نرمال هستند. H1: دادهها دارای توزیع نرمال نیستند.
با توجه به جدول 2، آزمون کولموگروف اسمیرنوف اگر سطح معناداری برای کلیه متغیرهای پژوهش بزرگتر از سطح خطای 5 درصد باشد، فرضیه H0 تأیید و درنتیجه، توزیع دادهها نرمال است.
جدول 2: آزمون نرمالبودن متغیرهای مورد بررسی
Table 2: Normality test of the studied variables
|
متغیر (شاخص) |
حجم نمونه |
آماره آزمون |
سطح معنی داری |
نتیجه |
|
میزان تعاملات اجتماعی |
384 |
380/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
میزان پیادهمداری محیط شهری |
384 |
345/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
انسجام اجتماعی |
384 |
422/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
دسترسی به فضاهای عمومی |
384 |
478/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
مشارکت در مدیریت شهری |
384 |
382/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
حس تعلق به محل زندگی |
384 |
287/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
هویتمندی محیطی |
384 |
270/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
کیفیت زندگی شهری |
384 |
298/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
سلامت روان شهروندان |
384 |
392/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
امنیت محیطی و اجتماعی |
384 |
363/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
دسترسی به فضاهای سبز |
384 |
362/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
عدالت در توزیع خدمات |
384 |
492/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
دسترسی به حملونقل عمومی |
384 |
401/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
طرحهای کاهش آلودگی محیطی |
384 |
311/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
طرحهای کاهش ترافیک |
384 |
318/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
تأمین کافی منابع انرژی |
384 |
342/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
برنامهریزی توسعه هوشمند |
384 |
390/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
سیستم مدیریت شهری هوشمند |
384 |
352/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
خدمات آنلاین شهروندی |
384 |
411/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
دسترسی عادلانه به فناوری |
384 |
465/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
تأمین زیرساختهای ارتباطی |
384 |
398/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
حملونقل هوشمند |
384 |
306/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
توسعه گردشگری هوشمند |
384 |
318/. |
0.000 |
نرمال نیست |
|
توسعه فناوریهای دیجیتال |
384 |
360/. |
0.000 |
نرمال نیست |
منبع: یافتههای پژوهش، 1403
با توجه به مقادیر جدول 2 که سطح معناداری آزمون برای تمامی متغیرها کمتر از میزان 05/0 است، میتوان بیان کرد فرضیه H0 متغیرها رد و فرضیه H1 تأیید میشود؛ درنتیجه، توزیع متغیرها از توزیع نرمال پیروی نمیکنند؛ بنابراین، برای بررسی روابط متغیرهای پژوهش و بررسی فرضیات از روشهای ناپارامتری استفاده میشود.
بررسی ارتباط میان شاخصهای مؤثر بر رشد هوشمند شهری و شاخصهای اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری
در راستای بررسی ارتباط و میزان همبستگی میان شاخصهای مؤثر بر رشد هوشمند شهری و عامل اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری، از آزمون همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS 20 استفاده شد. براساس نتایج حاصل، بیشترین میزان ضریب همبستگی میان شاخصهای رشد هوشمند شهری و اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری مربوط به همبستگی میان عامل اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری به ترتیب با شاخصهای حملونقل هوشمند با ضریب همبستگی 0.814، توسعه گردشگری هوشمند با ضریب همبستگی 0.802، سیستم مدیریت شهری هوشمند با ضریب همبستگی 0.759، برنامهریزی توسعه هوشمند با ضریب همبستگی 0.738، خدمات آنلاین شهروندی با ضریب همبستگی 0.722، توسعه فناوریهای دیجیتال با ضریب همبستگی 0.721، تأمین زیرساختهای ارتباطی با ضریب همبستگی 0.711 و دسترسی عادلانه به فناوری با ضریب همبستگی 0.705 است. (جدول 3). بر این اساس، میان کلیه شاخصهای رشد هوشمند شهری و عامل اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری رابطه همبستگی مستقیم و قوی برقرار است.
تفسیر نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان میدهد تمامی شاخصهای رشد هوشمند شهری ارتباطی قوی و معنادار (0.705≤ r ؛0.000p= ) با اجتماعمداری فضاهای شهری اصفهان دارند. بالاترین همبستگی متعلق به حملونقل هوشمند (0.814r=) است که بیانکنندۀ نقش محوری سیستمهای حملونقل یکپارچه در تقویت تعاملات اجتماعی است. این امر با تسهیل دسترسی به فضاهای عمومی و کاهش انزوای فضایی محلهها، بستر فیزیکی لازم را برای شکلگیری تعاملات فراهم میکند. در رتبه بعدی، توسعه گردشگری هوشمند (0.802r=) با تبدیل فضاهای شهری به کانونهای تعامل فرهنگی، گروههای اجتماعی متنوع را جذب و هویت جمعی را تقویت میکند. شاخص سیستم مدیریت شهری هوشمند (0.759r=) با بهرهگیری از دادههای لحظهای در توزیع عادلانه منابع، اعتماد اجتماعی را افزایش میدهد؛ حال آنکه زیرساختهای ارتباطی (0.711r=) و دسترسی عادلانه به فناوری (0.705r=) با کاهش شکاف دیجیتالی، مشارکت گروههای محروم را ممکن میسازند. شاخصهای نرمافزاری مانند برنامهریزی توسعه هوشمند (0.738r=) و خدمات آنلاین شهروندی (0.722r=) نیز ازطریق تسهیل فرایندهای مشارکتی، حس تعلق شهروندان را تعمیق میبخشند. این الگو حاکی از آن است که در اصفهان، تحولات کالبدی - زیرساختی (نظیر حملونقل) بیش از تحولات نهادی (نظیر برنامهریزی) بر اجتماعمداری تأثیرگذار بودهاند که احتمالاً ناشی از اولویتدهی شهروندان به دسترسی فیزیکی و اثرگذاری ملموستر پروژههای عمرانی است. این یافتهها همسو با دیدگاه «شهر هوشمند مردممحور» ضرورت تلفیق زیرساختهای سخت (حملونقل) با سازههای نرم (فرهنگ گردشگری) را برای تحقق پویایی اجتماعی در فضاهای شهری تأیید میکند.
جدول 3: ضریب همبستگی میان شاخصهای رشد هوشمند شهری و اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری
Table 3: Correlation coefficient between indicators of smart urban growth and sociability of urban spaces and environments
|
جدول همبستگی |
اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری |
|
|
برنامهریزی توسعه هوشمند
|
ضریب همبستگی |
0.738 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
سیستم مدیریت شهری هوشمند
|
ضریب همبستگی |
0.759 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
خدمات آنلاین شهروندی
|
ضریب همبستگی |
0.722 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
دسترسی عادلانه به فناوری |
ضریب همبستگی |
0.705 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
تأمین زیرساختهای ارتباطی |
ضریب همبستگی |
0.711 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
حملونقل هوشمند |
ضریب همبستگی |
0.814 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
توسعه گردشگری هوشمند |
ضریب همبستگی |
0.802 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
|
توسعه فناوریهای دیجیتال |
ضریب همبستگی |
0.721 |
|
سطح معناداری |
0.000 |
|
|
نمونه آماری |
384 |
|
منبع: یافتههای پژوهش، 1403
رتبهبندی شاخصهای پژوهش پژوهش
در راستای رتبهبندی و تبیین مهمترین شاخصهای مورد بررسی پژوهش در شهر اصفهان، از آزمون فریدمن در نرمافزار SPSS 20 استفاده شده است. براساس تحلیل نتایج پرسشنامه در این نرمافزار بر مبنای آزمون فریدمن این نتیجه حاصل شد که مهمترین شاخصهای پژوهش در شهر اصفهان به ترتیب شامل: دسترسی به فضاهای عمومی با میانگین 3.49، هویتمندی محیطی با میانگین 3.46، میزان پیادهمداری محیط شهری با میانگین 3.38، دسترسی به فضاهای سبز با میانگین 3.37، حس تعلق به محل زندگی با میانگین 3.33، کیفیت زندگی شهری با میانگین 3.27، امنیت محیطی و اجتماعی با میانگین 3.16، سلامت روان شهروندان با میانگین 3.09 و خدمات آنلاین شهروندی با میانگین 3.01 است.
تفسیر نتایج آزمون فریدمن نشان میدهد شاخص دسترسی به فضاهای عمومی با میانگین ۳.۴۹ بهعنوان اولویت نخست شهروندان اصفهانی شناسایی شده است که بر ضرورت وجود میدانها، پارکها و اماکن جمعپذیر در تقویت تعاملات اجتماعی تأکید دارد. این یافته با جایگاه تاریخی اصفهان بهعنوان شهری با فضاهای عمومی نمادین (همچون میدان نقشجهان) همخوانی کامل دارد. شاخص هویتمندی محیطی (میانگین ۳.۴۶) در رتبه دوم، حاکی از اهمیت حفظ عناصر تاریخی - فرهنگی در طراحی شهری است که حس تعلق خاطر ساکنان را تعمیق میبخشد. پیادهمداری محیط شهری (۳.۳۸) و دسترسی به فضاهای سبز (۳.۳۷) بهترتیب رتبههای سوم و چهارم را کسب کردهاند که نشاندهندۀ اولویتدهی شهروندان به سلامت محیطی و تحرکپذیری در پاسخ به چالشهای ترافیکی و آلودگی هوای اصفهان است. حس تعلق به محل زندگی (۳.۳۳) بهعنوان پنجمین شاخص کلیدی، مؤید ارتباط معنادار بین کیفیت محیط سکونتی و انسجام اجتماعی است. نکته درخور تأمل، جایگاه پایینتر شاخصهای دیجیتال (همچون حملونقل هوشمند با میانگین ۲.۱۴) باوجود همبستگی قوی پیشین است که بیانکنندۀ شکاف بین پتانسیل فناوری و تجربه زیسته شهروندان است. این تناقض ظاهری احتمالاً ناشی از عدم تحقق کامل پروژههای هوشمند در عرصه عملیاتی است. درمجموع، الگوی رتبهبندی مؤید آن است که شهروندان اصفهان، «کارکردهای اجتماعی –فرهنگی» فضاهای شهری (دسترسی، هویت، پیادهمداری) را بر «شاخصهای فناورانه» ارجح میدانند که باید در برنامهریزیهای آتی به آن توجه جدی شود.
جدول 4: نتایج آزمون فریدمن و رتبهبندی شاخصهای پژوهش
Table 4: Results of Friedman's test and ranking of research indicators
|
سؤال (شاخص) |
تعداد (فراوانی) |
میانگین |
انحراف معیار |
حداقل |
حداکثر |
|
میزان تعاملات اجتماعی |
384 |
2.95 |
1.005 |
1 |
5 |
|
میزان پیادهمداری محیط شهری |
384 |
3.38 |
0.923 |
1 |
5 |
|
انسجام اجتماعی |
384 |
2.80 |
0.914 |
1 |
5 |
|
دسترسی به فضاهای عمومی |
384 |
3.49 |
1.002 |
1 |
5 |
|
مشارکت در مدیریت شهری |
384 |
2.40 |
1.027 |
1 |
5 |
|
حس تعلق به محل زندگی |
384 |
3.33 |
0.956 |
1 |
5 |
|
هویتمندی محیطی |
384 |
3.46 |
0.799 |
1 |
5 |
|
کیفیت زندگی شهری |
384 |
3.27 |
0.980 |
1 |
5 |
|
سلامت روان شهروندان |
384 |
3.09 |
1.11 |
1 |
5 |
|
امنیت محیطی و اجتماعی |
384 |
3.16 |
1.19 |
1 |
5 |
|
دسترسی به فضاهای سبز |
384 |
3.37 |
0.990 |
1 |
5 |
|
عدالت در توزیع خدمات |
384 |
2.72 |
0.987 |
1 |
5 |
|
دسترسی به حملونقل عمومی |
384 |
2.99 |
1.009 |
1 |
5 |
|
طرحهای کاهش آلودگی محیطی |
384 |
2.61 |
0.900 |
1 |
5 |
|
طرحهای کاهش ترافیک |
384 |
2.74 |
1.000 |
1 |
5 |
|
تأمین کافی منابع انرژی |
384 |
2.77 |
0.935 |
1 |
5 |
|
برنامهریزی توسعه هوشمند |
384 |
2.90 |
0.954 |
1 |
5 |
|
سیستم مدیریت شهری هوشمند |
384 |
2.83 |
1.004 |
1 |
5 |
|
خدمات آنلاین شهروندی |
384 |
3.01 |
0.898 |
1 |
5 |
|
دسترسی عادلانه به فناوری |
384 |
2.79 |
0.870 |
1 |
5 |
|
تأمین زیرساختهای ارتباطی |
384 |
3.06 |
0.915 |
1 |
5 |
|
حملونقل هوشمند |
384 |
2.14 |
0.937 |
1 |
5 |
|
توسعه گردشگری هوشمند |
384 |
2.51 |
0.919 |
1 |
5 |
|
توسعه فناوریهای دیجیتال |
384 |
2.97 |
0.901 |
1 |
5 |
منبع: یافتههای پژوهش، 1403
بحث
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که شاخصهای رشد هوشمند شهری بهویژه حملونقل یکپارچه (۰.۸۱۴=r)، گردشگری هوشمند (۰.۸۰۲=r) و مدیریت دادهمحور (۰.۷۵۹=r) تأثیر معناداری بر اجتماعپذیری فضاها و محیطهای شهری اصفهان دارند. این نتایج از یک سو دیدگاههای کلان نظیر چارچوب «حکمرانی هوشمند» (Vujković et al., 2022) را تأیید میکند که بر نقش فناوری در تقویت تعاملات اجتماعی تأکید دارند و از سوی دیگر، نشان میدهد در بافت تاریخی - فرهنگی اصفهان، تلفیق راهبردهای نوین با عناصر هویتساز (نظیر میدان نقشجهان) ضرورتی انکارناپذیر است. همسو با پژوهش (Cui et al., 2024)، دسترسی به فضاهای عمومی (میانگین رتبهای ۳.۴۹) بهعنوان بانفوذترین شاخص اجتماعمداری شناسایی شد که مؤید اولویت کیفیت فضاهای فیزیکی حتی در عصر دیجیتال است؛ با این حال، یک پارادوکس کلیدی خودنمایی میکند: باوجود همبستگی قوی حملونقل هوشمند با اجتماعمداری (۰.۸۱۴=r)، این شاخص در رتبهبندی شهروندان جایگاه پایینی دارد (میانگین ۲.۱۴). این تناقض ظاهری که با مطالعات (حاتمی و همکاران، 1400) همخوانی دارد، نشاندهنده شکاف بین برنامهریزی و اجرا در پروژههای هوشمند اصفهان است.
نکته تمایز این پژوهش، کشف اولویتهای فرهنگی در اجتماعمداری اصفهان است. برخلاف پژوهشهای اروپایی نظیر (Fonseca et al., 2021)، شاخصهای «هویتمندی محیطی» (میانگین ۳.۴۶) و «حس تعلق» (میانگین ۳.۳۳) جایگاه برتری دارند که بازتابدهنده اهمیت ریشههای تاریخی در پویایی اجتماعی این شهر است. همانگونه که (توسلی، 1376) بر نقش طراحی همساز با فرهنگ محلی تأکید کرده است. همچنین، باوجود همبستگی درخور توجه «دسترسی عادلانه به فناوری» (۰.۷۰۵=r)، جایگاه پایین آن در رتبهبندی (میانگین ۲.۷۹) هشداردهنده شکاف دیجیتالی است که میتواند به تشدید نابرابریها بینجامد؛ مسئلهای که (Hollands, 2020) آن را بهعنوان آفت شهرهای هوشمند برشمرده است.
درمجموع، الگوی مستخرج از این پژوهش، «مدل سهلایهای رشد هوشمند اجتماع پذیر» را برای شهرهای تاریخی پیشنهاد میدهد: (۱) لایه زیرساختی با تمرکز بر حملونقل و فضاهای عمومی (پشتیبانیشده از یافتههای (Kamruzzaman et al., 2016). (2) لایه نهادی با توسعه پلتفرمهای مشارکتی (همسو با Anthony, 2024)، و (۳) لایه فرهنگی با تلفیق فناوری و عناصر هویتساز (تأییدشده از مدنیپور و مرتضایی، 1392). این مدل نشان میدهد تحقق اجتماعمداری در گرو عبور از نگاه فناورانه صرف و توجه همزمان به ابعاد فرهنگی - تاریخی است. محدودیت اصلی تحقیق، تمرکز بر یک شهر است که تعمیمپذیری یافتهها را نیازمند مطالعات تطبیقی در سایر شهرهای تاریخی ایران میکند. همانگونه که (Skubis et al., 2024) بر مقایسهپذیری راهبردهای هوشمند تأکید دارند.
نتیجهگیری
این پژوهش نشان داد که تحقق اجتماعمداری در اصفهان مستلزم پاسخی دووجهی به چالشهای شهری است: از یک سو، تقویت زیرساختهای هوشمند با محوریت حملونقل (0.814r=) و گردشگری دیجیتال (0.802r=)، و از سوی دیگر، پاسداری از هویت تاریخی که در اولویتبندی شهروندان (میانگین هویتمندی محیطی: ۳.۴۶) تجلی یافته است. پارادوکس کلیدی تحقیق همبستگی بالای شاخصهای فناورانه اما رتبهبندی پایین آنها در دیدگاه شهروندان (حملونقل هوشمند: 0.814r= ولی میانگین ۲.۱۴) نیازمند بازنگری در الگوی اجرایی پروژههاست. در این راستا، پیشنهادات کاربردی ذیل مبتنی بر یافتههای کمی پژوهش ارائه میشود:
نخست، تحول شبکه حملونقل باید با تبدیل محورهای تاریخی مانند چهارباغ عباسی به پیادهراههای هوشمند (مجهز به سیستمهای اعلان ترافیک بلادرنگ) همراه شود تا هم نیاز دسترسی (میانگین ۳.۳۸) و هم الزامات میراثی را پاسخ دهد. دوم، برای تقویت هویت جمعی، باید بافتهای فرسوده پیرامون میدان نقشجهان به فضاهای چندعملکردی با کاربریهای فرهنگی (نگارخانههای تعاملی، بازارچههای صنایع دستی دیجیتال) تبدیل شوند که همزمان جاذبۀ گردشگری ایجاد کنند (پاسخ به 0.802r=). سوم، عدالت فناورانه مستلزم استقرار ایستگاههای خدمات شهری هوشمند در محلات محروم (مانند جی و شاهینشهر) است تا شکاف دیجیتالی (میانگین دسترسی عادلانه: ۲.۷۹) کاهش یابد. چهارم، ایجاد کریدورهای سبز پیوسته در امتداد زایندهرود با بهرهگیری از گونههای بومی نهتنها دسترسی به فضاهای سبز (میانگین ۳.۳۷) را بهبود میبخشد، با کاهش ۲ درجهای دمای محیطی (مطابق یافتههای Alahi et al., 2023)، اثرات جزایر گرمایی را تعدیل میکند.
در سطح نهادی، راهاندازی پلتفرم «اصفهانسپار» برای مشارکت شهروندان در بودجهریزی محلهمحور (تکمیلکننده شاخص مشارکت با میانگین ۲.۴۰) و توسعه اپلیکیشن واقعیت افزوده گردشگری با قابلیت بازخوانی تاریخچهرههای میدان امام، دو راهکار کلیدی برای تلفیق هوشمندی با خاطرۀ جمعی هستند. این پیشنهادات که مستقیماً از اولویتهای شهروندی و روابط آماری استخراج شدهاند، قابلیت کاهش ۳۰٪ ترافیک مرکز شهر طی پنج سال و افزایش ۴۰٪ رضایت از فضاهای عمومی (مطابق مدلسازی Kamruzzaman et al., 2016) را دارا میباشند؛ با این حال، موفقیت منوط به رعایت سه اصل است: پرهیز از راهحلهای فناورانۀ منفک از بافت تاریخی، تخصیص ۲۰٪ از بودجه پروژهها به آموزش دیجیتال شهروندان محلات کمبرخوردار و ایجاد سامانه پایش مستقل برای ارزیابی عدالت فضایی. چارچوب پیشنهادی با وجود تمرکز بر اصفهان، قابلیت انطباق با شهرهای تاریخی ایران (همچون شیراز و یزد) را دارد؛ اما آزمون این فرضیه نیازمند مطالعات تطبیقی آینده است.
[1] Smart city development
[2] Congress for the New Urbanism
[3] IoT
[4] Sponge city
[5] Human-Centered Design
[6] Urban Sustainability
[7] Liveable City
[8] Kolmogorov-Smirnov