Document Type : Original Article
Authors
1 Associate professor of Agricultural Economics, University of Sistan and Baluchestan, Zahedan, Iran
2 Assistant professor of Agricultural Economics, University of Jiroft, Jiroft, Iran
3 Assistant professor, Department of Geography, Faculty of Literature and Humanities, University of Birjand, Birjand, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
تعاونیها نقش برجستهای در بخش کشاورزی و ارتقای اقتصاد روستایی (در کشورهای توسعهیافته یا درحال توسعه) دارند. تعاونیها ازلحاظ تاریخی، ابزار اصلی نهادی و سازمانی بودهاند که با آن کشاورزان مستقل قادر به مقاومت دربرابر قدرت بازار خردهفروشان محلی و فراملی بودهاند. همچنین، آنها با اجازهدادن به تولیدکنندگان برای ادغام بیشتر یا همه فرآیندهای پردازش و بازاریابی در یک یا چند مرحله زنجیره تأمین را کوتاه میکنند؛ بنابراین امکان صرفهجویی چشمگیری در هزینههای مبادله و سایر واسطهها فراهم میشود (Tortia et al., 2013). تعاونیهای کشاورزی نقش مهمی در حمایت از تولیدکنندگان خرده مالک و گروههای به حاشیه راندهشده مانند جوانان و زنان دارند. آنها اعضای خود را ازنظر اقتصادی و اجتماعی توانمند و با مدلهای تجاری که دربرابر شوکهای اقتصادی و زیستمحیطی مقاوم هستند، اشتغال پایدار روستایی را ایجاد میکنند (Fao, 2013). آنها فرصتها و طیف وسیعی از خدمات را به تولیدکنندگان کوچک کشاورزی ارائه میکنند؛ ازجمله: دسترسی بهتر به بازارها، اطلاعات، ارتباطات، فناوریها، اعتبار، آموزش و انبارها. همچنین، تعاونیهای کشاورزی بهعنوان یک نهاد جمعی به کشاورزان کوچک کمک میکنند تا بهطور مشترک و یکپارچه با طرفهای دیگر (خریداران محصولات، تولیدکنندگان نهادههای کشاورزی یا شرکتهایی که کشاورزی قراردادی را ارائه میدهند) مذاکره کننده؛ برای مثال، تعاونیهای کشاورزی میتوانند به خردهمالکان کمک کنند تا در تأمین ورودی و بازاریابی خروجی به صرفهجویی در مقیاس دست یابند؛ بنابراین هزینههای تولید آنها را کاهش میدهند و قدرت چانهزنی آنها را در بازار بهبود میبخشند (Rondot & Marie-Helene, 2001). نظریههای کلاسیک و نئوکلاسیک بر مزایای مستقیم و غیرمستقیم تعاونیها برای جامعه محلی تأکید میکنند (Gertler, 2004; Banerjee et al., 1994; Spear, 2000). تعاونیها برخلاف شرکتهای تجاری در خدمت هدفهای اجتماعی و زیستمحیطی و مالی هستند (Bernard et al., 2013). بنابراین استدلال میشود که ACها بهطور بینظیری بر معیشت خانوارهای فقیر، کشاورزان خردهمالک و جوامعی تأثیر میگذارد که به سیستمهای کشاورزی سنتی با فناوری ضعیف، سرمایه کم، مؤسسههای ضعیف و زیرساختهای ضعیف وابسته هستند (The International Co-operative Alliance & The International Labour Organization, 2014). زیرا آنها ظرفیت افزایش تولید کشاورزی، درآمد، رفاه، امنیت غذایی و بهبود خدمات را با کمترین هزینه ممکن ازطریق افزایش همافزایی و صرفهجویی درمقیاس دارند (Zeweld et al., 2015). با این حال، باوجود مزایای بالقوهای که تعاونیها برای جوامع روستایی فقیر دارند (برای مثال، افزایش قدرت چانهزنی خردهمالکان در بازارهای ناقص، تسهیل دسترسی به بازارهای جدید، اجازهدادن به جوامع برای به اشتراک گذاشتن ریسک بهطور جمعی) (میکانیکی و همکاران، 1393، ص. 107)، مشخص نیست که آیا آنها میتوانند افراد فقیر را خارج کنند یا خیر (Bernard et al., 2013). مطالعات نشان داده است که خانوارهای فقیر کمتر در تعاونیها شرکت میکنند و در بیشتر موارد، تعاونیها در مناطقی قرار دارند که دسترسی به بازارها بهتر از حد متوسط است (Bernard et al., 2013). درواقع، این نشان میدهد که تعاونیها تمایل به حمایت از خانوارهای با رفاه بهتر دارند؛ یعنی آنهایی که تحصیلات بیشتری دارند و زمین بیشتری دارند (Adjin et al., 2020; Francesconi & Heerink, 2011). هدف تمامی کشورهای درحال توسعه دستیابی به اشتغال، رفاه اجتماعی و توسعه پایدار برای برطرفکردن فقر و بیکاری و نیل به سعادت انسانی آن جوامع است؛ از این رو دولتها با توجه به شرایط زمانی و مکانی موجود نظریهها و الگوهای مختلفی از رشد و توسعه را در دستور کار خود قرار میدهند؛ بنابراین بسط و توسعه اشتغال مولد و کاهش بیکاری یکی از هدفهای مهم تعاونیهاست؛ زیرا تعاونیها با سرمایهگذاری موجب ایجاد اشتغال مولد میشوند. یکی از هدفهای کلان توسعه در اغلب کشورها و ازجمله کشور ما کاهش بیکاری و توسعه فعالیتهای شغلی است. در این راستا، تعاونیهای تولید دامداری رهیافتی مناسب برای دستیابی به توسعه اقتصادی و اجتماعی و نیز تحقق عدالت اجتماعی هستند. طبق اصل 44 قانون اساسی تعاونی دربین بخشهای مختلف اقتصادی بهعنوان یکی از ارکان مهم نظام اقتصادی کشور به فعالیت در بخشهای مختلف اقتصادی میپردازد؛ بنابراین تعاونی دامداری میتواند به ابزاری برای ایجاد انگیزه در توسعه اقتصاد روستایی تبدیل شود و به طبع در توسعه اقتصاد دامداری، کشاورزی و روستایی نقش بسزایی داشته باشد. با این اوصاف، مسئله اینجاست که محدودیتهای متنوع و متعدّدی در راستای توسعه و موفقیت شرکتهای تعاونی دامداری در روستا وجود دارد. استان کرمان بهلحاظ اقتصادی وابستگی زیادی به کشاورزی و دامداری دارد. در این راستا، تعاونیها بهعنوان یک بخش مهم اقتصادی منطقه و کشور نقش مهمی در توسعه اقتصادی منطقه دارند که بهدلیل گستردگی مشکلات اقتصادی و اجتماعی، سیاسی و اداری، فرهنگی، مدیریتی و محیطی اقتصادی توجه به تعاونیها بهعنوان راهکار کلیدی در حل معضلات اقتصادی اهمیت بسزایی دارد؛ بنابراین محققان در پژوهش حاضر به اولویتبندی عوامل تقویتکننده تعاونیهای دامداری صنعتی و روستایی در استان کرمان پرداختهاند.
استقرار تعاون با تشکیل و توسعه تدریجی شرکتها و اتحادیههای تعاونی صورت میگیرد. شرکت تعاونی، سازمانی متشکل از افرادی است که برای بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا و وصول به هدف مشترک و رفع نیازمندیهای آنان با کار و کوشش جمعی، همکاری و اشتراک مساعی همگان و با رعایت اصول آزادی و تساوی حقوق و رأی تشکیل میشود. شرکت تعاونی برخلاف شرکت سهامی سازمانی است که افراد آن موقعیتی یکسان و برابر دارند و در تصمیمگیریها سهیماند. امتیاز شرکتهای تعاونی بر شرکتهای سهامی آن نیست که شرکتهای تجاری بهشیوه استبدادی و تعاونیها بهشیوه آزادی اداره میشوند، بلکه اصل تعاون در این است که کنترل اداره امور شرکت در مؤسسههای تجاری محدود به صاحبان سرمایه بوده و مؤسسههای تعاونی در دست کلیه اعضاست. صاحب سهم در شرکتهای تعاونی صرف نظر از تعداد سهامی که دارد، فقط یک رأی دارد؛ درحالی که صاحب سهم در شرکتهای غیرتعاونی برحساب مقدار سهام و نوع آن ممکن است صاحب چندین رأی باشد. نتیجه مهمی که از این روش حاصل میشود، آن است که در شرکت تعاونی یک فرد یا یک گروه کوچک به هیچ وجه نمیتواند برمبنای تعداد سهامی که در اختیار دارد، کارهای شرکت را قبضه کند و کنترل آن را به دست گیرد (حسنزاده و همکاران، 2023).
تعاونی را میتوان بهعنوان انجمن خودمختار افراد ملحقشده معرفی کرد که افراد بهصورت داوطلبانه برای ارضای نیازها و خواستههای مشترک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود با شرکت مشترک و تحت کنترل دموکراتیک دورهم جمع میشوند و به فعالیت میپردازند. وقتی یک تعاونی موفق میشود، فقط اعضای آن نیستند که سود میبرند، منافع حاصل از فعالیت تعاونی بهصورت موجوار به بخشهای دیگر جامعه نیز میرسد؛ حتی به کسانی که عضو تعاونی نیستند. این تأثیر غیرمستقیم از دو جنبه اصلی اتفاق میافتد: 1- تحرک اقتصادی: موفقیت تعاونیها باعث افزایش درآمد و درنهایت، این افزایش درآمد برای جامعه خرج و منجر به افزایش اشتغال و توسعۀ زیرساختها میشود؛ 2- توسعههای اجتماعی: تعاونیها براساس همکاری و همبستگی بنا شدهاند؛ بنابراین این روحیۀ همکاری فقط در داخل تعاونی نمیماند و میتواند به بهبود روابط اجتماعی بین افراد جامعه نیز کمک کند. مردم یاد میگیرند برای حل مشکلات مشترک باهم کار کنند. همچنین، برخی تعاونیها علاوهبر فعالیتهای اقتصادی ممکن است در ارائۀ خدمات اجتماعی مانند دسترسی به آب آشامیدنی سالم، برق یا حتی ساخت مدرسه و درمانگاه در جوامع روستایی مشارکت کنند. این خدمات زندگی همه ساکنان منطقه را بهبود میبخشد (عارفی و همکاران، 1402). The International Co-operative Alliance & The International Labour Organization (2008) تعاونی کشاورزی را شکل رسمی اقدام جمعی کشاورزان برای بازاریابی و فرآوری محصولات کشاورزی و یا خرید و تولید نهادههای کشاورزی تعریف میکند. هدف آنها افزایش تولید و درآمد اعضا با کمک به آنها برای دسترسی بهتر و پیوند به بازارهای ورودی و خروجی کشاورزی، تخصص در تولید، ارائه خدمات، تولید یا بازاریابی و یا همه آنهاست (Ogiamien et al., 2023). همچنین، بولند توضیح داد که تعاونی کشاورزی گرد هم آمدن کشاورزان است تا منابع خود را باهم تجمیع و ازنظر تولید، بازاریابی و فروش به یکدیگر کمک کنند. تعاونی کشاورزی کشاورزان را قادر میکند تا کیفیت محصولات و خدمات را بهبود بخشند و ریسک را کاهش دهند. همچنین، تعاونیها اعضای خود را ازنظر اقتصادی و اجتماعی توانمند میکنند. این توانمندسازی با بهبود مشارکت آنها در فرآیندهای تصمیمگیری اتفاق میافتد. این امر به سهم خود فرصتهای شغلی روستایی اضافی را ایجاد و از اقتصاد روستایی حمایت میکند و کشاورزان را قادر میکند تا دربرابر شوکهای اقتصادی و زیستمحیطی مقاومتر شوند (Boland, 2019). اولسون نظریۀ کنش جمعی را مطرح میکند و توضیح میدهد که چرا افراد برای حل مشکلات اجتماعی با تغییر تمرکز خود از منافع خود به منافع گروه با سایر اعضای همان گروه همکاری میکنند. بر اساس این تئوری، مشوّقها و هزینههایی که باید هریک از اعضای یک گروه (در یک محیط تعاونی) متحمل شود، بر رفتار آن فرد تأثیر میگذارد. اگرچه هدفهای مشترک و هزینههای مبادله درعمل، همیشه برای سازماندهی تعاونیها ضروری است، تئوری ادعا میکند که این عوامل بهتنهایی نمیتواند موفقیت کنش جمعی را بهطور کامل، تعیین کند؛ زیرا افراد بهطور طبیعی منافع و هزینههای پیوستن به یک گروه را متعادل میکنند؛ بنابراین این نظریه استدلال میکند که موفقیت یک سازمان (یک تعاونی) تا حد زیادی به ظرفیت آن برای برآوردهکردن منافع اعضایش و به حداقل رساندن و یا تنظیم مشکل کسانی که بهدنبال منفعت رایگان هستند، (این اغلب از اندازه روزافزون اعضا ناشی میشود) بستگی دارد (Olson, 1965). کشاورزانی که تصمیم گرفتند به تعاونیها بپیوندند میتوانند از طیف وسیعی از خدمات ارائهشده تعاونیها ازجمله دسترسی به نهادههای مهم کشاورزی، بازارها، اطلاعات و امکانات آموزشی بهرهمند شوند. محصول بهتر: تعاونیها میتوانند با ارائه آموزش، دسترسی به بذر و کود مرغوب و مشاوره فنی به بهبود کیفیت و کمیّت محصولات کشاورزان کمک کنند. بازار بهتر: کشاورز برای دسترسی به بازارهای وسیعتر با قیمتهای منصفانهتر و قدرت چانهزنی بیشتر بهتنهایی قادر به دستیابی به آنها نیست. فناوری بهتر: تعاونیها میتوانند به معرفی و دسترسی کشاورزان به فناوریهای نوین کشاورزی (ماشینآلات پیشرفته، سیستمهای آبیاری نوین یا روشهای کشت جدید) کمک کنند که بهرهوری را افزایش میدهد. فرآیندهای تصمیمگیری: این بهمعنای مشارکت کشاورزان در تصمیمگیریهای مربوط به تولید، بازاریابی و سایر امور تعاونی است که به آنها قدرت و کنترل بیشتری بر فعالیتهای خود میدهد. این مشارکت دموکراتیک حس مالکیت و مسئولیتپذیری را نیز تقویت میکند. مالکیت امکانات مشترک: اشاره به این دارد که کشاورزان (بهعنوان اعضای تعاونی) بهطور مشترک مالک و استفادهکننده از امکاناتی مانند انبارها، سردخانهها، ماشینآلات بزرگ کشاورزی یا مراکز فرآوری هستند که خرید آنها بهصورت فردی برای هر کشاورز ممکن نیست. مکانیسمهای نشر ریسک: تعاونیها با ایجاد صندوقهای حمایتی به بیمههای گروه یا تنوعبخشی در فعالیتها کمک میکنند تا ریسکهای ناشی از خشکسالی، نوسانهای قیمت یا آفات بین اعضا توزیع شود و بار آن بهطور کامل بر دوش یک کشاورز خاص نیفتد (Ahmed & Mesfin, 2017). این خدمات به سهم خود میتواند هزینههای مبادله را کاهش دهد، صرفهجویی درمقیاس و کارایی فنی را افزایش دهد و رفتار تجاریسازی کشاورزان کوچک را بهبود بخشد (Abate et al., 2014). این خدمات درنهایت، تولید و بهرهوری کشاورزی کشاورزان، درآمد و سود مزرعه، امنیت غذایی و داراییها را افزایش میدهند (Assefa, 2013; Debela et al., 2018).
پیشینۀ پژوهش
اگیامین و همکاران پژوهشی با عنوان «تعاونی کشاورزی و کاهش فقر روستایی دربین اعضا در ایالت اکیتی نیجریه» انجام دادند. نتایج نشان داد که هرچه بازاریابی تعاونی قویتر، دسترسی به اعتبار تعاونی بیشتر و عرضه نهادههای کشاورزی ِتعاونی بهتر باشد، سطح فقر درمیان اعضا کمتر است (Ogiamien et al., 2023).
کینده پژوهشی با عنوان «تعاونیهای کشاورزی و پذیرش فناوریهای بهبودیافته دمیان کشاورزان خردهپا در سیستمهای کشاورزی مبتنی بر کاکائو در جنوب غربی نیجریه» انجام داد. نتایج نشان داد که متوسط سطح پذیرش فناوریهای بهبودیافته در منطقه مطالعهشده 37 درصد برآورد شد. همچنین، مشاهده شد که جنسیت، اندازه خانوار، اندازه مزرعه، نیروی کار استخدامی، بازدیدهای ترویجی و عضویت در تعاونی کشاورزی بهطور چشمگیری بر احتمال و شدت پذیرش فناوریهای بهبودیافته در سیستم کشاورزی مبتنی بر کاکائو تأثیر میگذارد (Kehinde, 2021).
دونگ پژوهشی با عنوان «تحلیل مدل لوجیت چندجملهای از مشارکت کشاورزان در تعاونیهای کشاورزی: شواهدی از ویتنام» انجام داد. نتاج نشان داد که کشاورزان زمانی که منابع مطلوبتری ازجمله سطح تحصیلات عالی، اندازه زمینهای کشاورزی، دسترسی به اعتبار، سرمایه اجتماعی، دسترسی به توسعه و محدودیتهای بازار را داشته باشند، تمایل بیشتری به مشارکت در تعاونیهای کشاورزی دارند. همچنین، کشاورزان تعاونیها را بهعنوان نهادهایی میدانند که میتوانند به آنها کمک کنند تا خطرهای تولید و بازاریابی را کاهش و درنهایت، شانس خود را برای گسترش عملیات تجاری خود افزایش دهند (Dung, 2020).
میشرا و همکاران پژوهشی با عنوان «کشاورزی قراردادی تعاونیها و اندازه مزرعه: مورد تولیدکنندگان گوجهفرنگی در نپال» انجام دادند. محققان در این مطالعه تعاونیها، کشاورزی قراردادی و اندازه مزرعه تولیدکنندگان گوجهفرنگی در نپال را بررسی کردند. همچنین، محققان تأثیر کشاورزی قراردادی (CF) را با تعاونیها در گوجهفرنگی بر اشتغال و عملکرد اقتصادی خردهمالکها در یک کشور درحال توسعه کمدرآمد بررسی کردند. کشاورزی قراردادی بر اشتغال تأثیر منفی دارد؛ با این حال کشاورزی قراردادی با تعاونیها تأثیر مثبت و معناداری بر سود و بازده دارد. مشاهده شد که مزرعههای کوچک (≤0.51 هکتار) با قرارداد، تمایل به افزایش سود و عملکرد در هکتار را دارد؛ با این حال مزارع بزرگتر نیروی کار کمتری را نسبت به مساحت زمین (در هر هکتار) به کار میگیرند. این میتواند به معنای استفاده بیشتر از ماشینآلات یا بهرهوری بالاتر در مزارع بزرگ باشد که نیاز به نیروی کار انسانی کمتری دارند (Mishra et al., 2018).
خسروجردی و همکاران (1401) پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت تعاونیهای عشایری استان فارس» انجام دادند. نتایج نشان داد که هارتباط میان سازههای اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی درونسازمانی و سازههای اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، سیاستگذاری و آموزشی برونسازمانی با موفقیت تعاونیهای عشایری مثبت و معنادار بود. علاوه بر این، ازمیان عوامل مؤثر بر موفقیت تعاونیهای عشایری عوامل اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، مدیریتی و آموزشی درونسازمانی بهترتیب بیشترین سهم را و درمقابل، عوامل اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و سیاستگذاری برونسازمانی سهم اندکی را در موفقیت تعاونیهای مزبور داشتند.
زینلی و همکاران (1399) پژوهشی با عنوان «عوامل مؤثر بر توسعه تعاونیهای دامداری روستایی در شهرستان اسلامآباد غرب» انجام دادند. نتایج نشان داد که این شرکتها در حال حاضر فعالیت بسیار کمی در راستای رفع و حل مشکلات دامداران دارند و از هدفهای اصلی خود که کمک به اعضاست، فاصله زیادی گرفتهاند و نتوانستهاند رضایت و اعتماد اعضا را برای همکاری و مشارکت لازم جلب کنند. هرچند بیشتر پاسخدهندگان اظهار داشتهاند که این تعاونیها در مناطق روستایی لازم است، بهلحاظ خدماتی همچون تأمین خوراک دام و نهادههای لازم دامداران و نیز درباره اعتبارها و تسهیلات لازم برای هدایت سرمایهگذاریها در تولید فراوردههای دامی اعضا بسیار ضعیف عمل کردهاند که بخشهای اقتصادی و سیاسی و اداری با بیشترین ضریب و بخش اجتماعی و فرهنگی با پایینترین ضریب نشاندهنده آنست که اعضا رضایت چندانی از برنامههای شرکتهای تعاونی روستایی دامداران ندارند.
میکانیکی و همکاران (1393) پژوهشی با عنوان «بررسی اثرات اقتصادی و اجتماعی فعالیت در شرکتهای تعاونی دامداری بر خانوارهای عضو: مطالعه موردی: بخش سرولایت شهرستان نیشابور» انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که عضویت در تعاونیهای دامداری در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، بهبود وضعیت اجتماعی و رفاهی روستاییان تأثیری نداشته و در این منطقه باعث توسعه روستایی نشده است.
مجردی و همکاران (1392) پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت تعاونیهای دامپروری در شهرستان خدابنده» انجام دادند. نتایج نشانن داد که عوامل تأثیرگذار بر موفقیت تعاونیها در قالب 8 عامل هماهنگی-آموزشی، حرفهای، اقتصادی، حمایتی، سازمانی، اجتماعی، ارتباطی و رسانهای و بازاریابی قابل تفکیک است. این عوامل درمجموع 33/68 درصد از تغییرات واریانس متغیر موفقیت تعاونیها را تبیین میکند.
سلیمزاده و همکاران (1391) پژوهشی با عنوان «عوامل مؤثر بر موفقیت شرکتهای تعاونی دامپروری: مطالعه موردی: استان آذربایجان شرقی» انجام دادند. نتایج نشان داد که سطح تحصیلات و تجربه، مدیریت و منابع مالی، ساختار سازمانی و کارکرد اعضا مهمترین عاملها در موفقیت این شرکتها بوده است؛ بهگونهای که نزدیک به 89 % از واریانس تبیین شده است. ازطرفی، کمبود تخصص و آگاهی، ضعف ساختاری و سرمایه اجتماعی- مالی، مسئولیتپذیرنبودن و همکاری مهمترین عاملها در موفقنبودن این شرکتها بوده است؛ بهگونهای نزدیک به84% از واریانس تبیین شده است.
از بررسی مطالعات گذشته نظیر موارد ذکرشده میتوان دریافت که عوامل اثرگذار بر موفقیت و ایجاد تحول در شرکتهای تعاونی دامداری تابع شرایط فراناحیهای (اعم از قوانین و رویکردهای کلان حاکم بر سرزمین) و ویژگیهای ناحیه استقرار تعاونیها (اعم خصوصیات نیروی انسانی و غیره) است. در استان کرمان این عوامل تاکنون بررسی نشده است و این خود میتواند یک شکاف علمی و راهبردی برای توسعه شرکتهای تعاونی دامداری در کشور باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر کارکردی علمی و راهبردی برای مدیریت و برنامهریزی سرزمین دارد.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و ازنظر ماهیـت و روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. در این مطالعه برای جمعآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی (پرسشنامه) در محدوده مطالعهشده استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 47 واحد شرکت تعاونی دامداریهای صنعتی، نیمهصنعتی و روستایی در استان کرمان است که بهدلیل جامعه کم از روش تمام شمارشی استفاده شد. پرسشنامه مدنظر 5 متغیر و 26 گویه دارد که در جدول (1) هویت گویههای مربوط به هرعامل آورده شده است. پایایی سؤالها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمده است. بهطور کلی، روشها و فنهای آماری که در این مطالعه برای تجزیهوتحلیل دادهها استفادهشده نرمافزار SPSS که به شرح زیر است:
الف) استفاده از آزمون کولموگروف -اسمیرنوف برای بررسی وضعیت نرمالبودن دادهها؛
ب) استفاده از تحلیل آمار توصیفی برای اولویتبندی متغیرهای تقویتکننده تعاونیهای دامداران؛
ج) استفاده از آزمون رتبه ای فریدمن برای اولویتبندی عوامل تقویتکننده تعاونیهای دامداران.
در این بخش 5 عامل براساس پیشینه پژوهش و پیشنظرسنجی شناسایی شد که عبارت است از: اقتصادی، شخصیت، فرهنگی- اجتماعی، مدیریت، آموزش.
جدول 1: عاملها و معیارهای آنها
Table 1: Factors and their criteria
|
معیار |
عامل |
|
میزان ارتباط مناسب بین تولید و بازاریابی |
محیط اقتصادی |
|
میزان مشارکت اقتصادی اعضا در تعاونیها |
|
|
میزان مناسب بازاریابی محصولات کشاورزی |
|
|
میزان بهرهمندی از اعتبارها و تسهیلات دولتی برای تعاونیها |
|
|
اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در تعاونیها |
|
|
میزان علاقه به تولید محصولات |
شخصیت |
|
میزان انعطافپذیری در کار |
|
|
توانایی اعضا در ریسکپذیری کمک به تعاونی |
|
|
انگیزه فعالیت در تولید محصولات دامی |
|
|
میزان ابتکار و نوآوری اعضای شرکت تعاونی |
|
|
میزان آشنایی اعضا با اصول تعاون |
فرهنگی - اجتماعی |
|
میزان مشارکت فعّال اعضا در تعاونیها |
|
|
میزان توجه به نظرهای اعضا در تعاونیهای دامداری |
|
|
میزان اعتقاد اعضا به فلسفه تعاون در تعاونی دامداری |
|
|
سطح همکاری بین اعضا |
|
|
میزان ارتباط با سایر تعاونیها |
|
|
تأثیر پاسخ مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره به اعضای تعاونی |
مدیریت |
|
سطح اختیارهای مدیرعامل در شرکت |
|
|
میزان ارتباط با سایر تعاونیها |
|
|
تأثیر پاسخ مدیر عامل و اعضای هیئتمدیره به اعضای تعاونی |
|
|
سطح اختیارهای مدیرعامل در شرکت |
|
|
تأثیر مهارت و تخصص مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره در شرکت |
|
|
تأثیر تجربه قبلی مدیرعامل در پیشبرد هدفهای شرکت |
|
|
میزان بهرهمندی از دورههای آموزشی |
آموزش |
|
تاثیر آموزش مدیرعامل در شرکت |
|
|
اطلاعات درباره فناوری و نوآوری جدید |
منبع: پیشینۀ پژوهش و پیشنظرسنجی
یافتههای پژوهش و تجزیهوتحلیل
ویژگیهای جمعیتشناسی آزمودنیها بهلحاظ متغیر سن در حدود 43 درصد پاسخدهندگان در رده سنی 40 تا 50 قرار دارند و بهلحاظ تحصیلات 59 درصد از آنان مدرک لیسانس و فوق لیسانس دارند. با توجه به جدول (2) میانگین مدیریت برابر با 28/4 بیشترین و کمترین میانگین بهترتیب مربوط به شاخص آموزش 08/4 و شاخص محیط اقتصادی 18/4 بوده است.
جدول 2: آمار توصیفی عوامل مؤثر بر تقویت دامداری
Table 2: Descriptive statistics of factors affecting livestock strengthening
|
مد |
میانه |
انحراف معیار |
میانگین |
عوامل |
|
4 |
13/4 |
37/0 |
18/4 |
محیط اقتصادی |
|
26/4 |
26/4 |
28/0 |
25/4 |
شخصیت |
|
4 |
15/4 |
37/0 |
19/4 |
فرهنگی- اجتماعی |
|
4 |
11/4 |
35/0 |
28/4 |
مدیریت |
|
4 |
05/4 |
33/0 |
08/4 |
اموزش |
منبع: یافتههای پژوهش
در پژوهش حاضر برای انجامدادن آزمون نرمالیتی از روش کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد. در این مطالعه با توجه به دادههای عددی متغیرهای اصلی پژوهش توزیع نرمال نداشت و در تمامی متغیرها مقدار سطح معناداری محاسبهشده از مقدار 05/0 کوچکتر است؛ بنابراین فرضیه نرمالبودن دادهها تأیید نشده است و دادهها از توزیع غیرنرمال پیروی کردند (جدول3).
جدول 3: نتایج مربوط به آزمون نرمالیتی متغیرهای پژوهش
Table 3: Results of the normality test of research variables
|
کولموگروف -اسمیرنوف |
|||
|
سطح معناداری |
تعداد |
آماره آزمون |
متغیرهای پژوهش |
|
000/0 |
47 |
125/0 |
محیط اقتصادی |
|
000/0 |
47 |
101/0 |
شخصیت |
|
003/0 |
47 |
083/0 |
فرهنگی-اجتماعی |
|
000/0 |
47 |
145/0 |
مدیریت |
|
000/0 |
47 |
127/0 |
اموزش |
منبع: یافتههای پژوهش
بعد از آزمون نرمالیتی به اولویتبندی عوامل تقویتکننده تعاونیهای دامداری با روش فریدمن پرداخته شد؛ اما قبل از آن برای هریک از این عوامل اصلی فاکتورهای ریزتر و جزئیتر مربوط به آن عامل اولویتبندی شد که نتایج در جدول 4 نشان داده شده است.
جدول 4: اولویتبندی هریک از فاکتورهای محیط اقتصادی با آزمون فریدمن
Table 4: Prioritization of each economic environment factor using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
فاکتورهای محیط اقتصادی |
|
1 |
73/3 |
میزان بهرهمندی از اعتبارها و تسهیلات دولتی برای تعاونیها |
|
2 |
55/3 |
میزان مناسب بازاریابی محصولات کشاورزی |
|
3 |
97/2 |
میزان ارتباط مناسب بین تولید و بازاریابی |
|
4 |
82/2 |
میزان مشارکت اقتصادی اعضا در تعاونیها |
|
5 |
93/1 |
اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در تعاونیها |
|
4 |
X2=78/33 |
000/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که در جدول(4) مشاهده میشود، میانگین رتبهای فاکتورهای محیط اقتصادی، نقش میزان بهرهمندی از اعتبارها و تسهیلات دولتی برای تعاونیها با میانگین رتبهای 73/3 بیشترین و مؤثرترین فاکتور مهم در محیط اقتصادی تعاونیهای دامداران استان کرمان و اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در تعاونیها با میانگین رتبهای93/1 کمترین فاکتور مهم در محیط اقتصادی تعاونیهای دامداران استان کرمان را دارد. با توجه به جدول(3) میتوان گفت که درسطح اطمینان 99 درصد فاکتورهای مرتبط با محیط اقتصادی رتبههای یکسانی ندارد.
جدول5: اولویتبندی هریک از فاکتورهای شخصیت با آزمون فریدمن
Table 5: Prioritization of each personality factor using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
فاکتورهای شخصیت |
|
1 |
70/3 |
انگیزۀ فعالیت در تولید محصولات دامی |
|
2 |
53/2 |
میزان ابتکار و نوآوری اعضای شرکت تعاونی |
|
3 |
48/3 |
میزان علاقه به تولید محصولات |
|
4 |
25/3 |
توانایی اعضا در ریسکپذیری کمک به تعاونی |
|
5 |
03/3 |
میزان انعطافپذیری در کار |
|
4 |
X2=54/21 |
000/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که در جدول(5) مشاهده میشود، میانگین رتبهای فاکتورهای شخصیت، نقش انگیزه فعالیت در تولید محصولات دامی با میانگین رتبهای70/3 بیشترین و مؤثرترین فاکتور مهم در متغیر شخصیت در تعاونیهای دامداران استان کرمان و میزان انعطافپذیری در کار تعاونیها با میانگین رتبهای03/3 کمترین فاکتور دربین فاکتورهای شخصیت است. با توجه به جدول(5) میتوان گفت که درسطح اطمینان 99درصد فاکتورهای مرتبط با شخصیت رتبههای یکسانی ندارد.
جدول6: اولویتبندی هریک از فاکتورهای فرهنگی-اجتماعی با آزمون فریدمن
Table 6: Prioritization of each socio-cultural factor using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
فاکتورهای فرهنگی- اجتماعی |
|
1 |
85/4 |
میزان اعتقاد اعضا به فلسفه تعاون در تعاونی دامداری |
|
2 |
83/3 |
میزان ارتباط با سایر تعاونیها |
|
3 |
73/3 |
سطح همکاری بین اعضا |
|
4 |
42/3 |
میزان مشارکت فعّال اعضا در تعاونیها |
|
5 |
95/2 |
میزان آشنایی اعضا با اصول تعاون |
|
6 |
72/2 |
میزان توجه به نظرهای اعضا در تعاونیهای دامداری |
|
5 |
X2=48/27 |
000/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که در جدول(6) مشاهده میشود، میانگین رتبهای فاکتورهای فرهنگی-اجتماعی، نقش میزان اعتقاد اعضا به فلسفه تعاون در تعاونی دامداری با میانگین رتبهای 85/4 بیشترین و مؤثرترین فاکتور مهم در متغیر فرهنگی-اجتماعی در تعاونیهای دامداران استان کرمان و میزان توجه به نظرهای اعضا در تعاونیهای دامداری با میانگین رتبهای 72/2 کمترین فاکتور را دربین فاکتورهای فرهنگی-اجتماعی دارد؛ بنابراین میتوان گفت که درسطح اطمینان 99درصد شاخصهای مرتبط با فرهنگی-اجتماعی رتبههای یکسانی ندارد.
جدول7: اولویتبندی هریک از فاکتورهای مدیریت با آزمون فریدمن
Table 7: Prioritization of each management factor using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
فاکتورهای مدیریت |
|
1 |
98/4 |
تأثیر تجربه قبلی مدیرعامل در پیشبرد هدفهای شرکت |
|
2 |
65/4 |
تأثیر مهارت و تخصص مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره در شرکت |
|
3 |
90/3 |
سطح اختیارهای مدیرعامل در شرکت |
|
4 |
70/3 |
میزان ارتباط با سایر تعاونیها |
|
5 |
68/3 |
تأثیر پاسخ مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره به اعضای تعاونی |
|
6 |
62/3 |
سطح اختیارهای مدیرعامل در شرکت |
|
7 |
47/3 |
تأثیر پاسخ مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره به اعضای تعاونی |
|
6 |
X2=39/26 |
000/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که در جدول(7) مشاهده میشود، میانگین رتبهای فاکتورهای مدیریت، نقش تأثیر تجربه قبلی مدیرعامل در پیشبرد هدفهای شرکت با میانگین رتبهای 98/4 بیشترین و مؤثرترین فاکتور مهم در متغیر مدیریت در تعاونیهای دامداران استان کرمان و میزان تأثیر پاسخ مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره به اعضای تعاونی با میانگین رتبهای 47/3 کمترین فاکتور را دربین شاخصهای مدیریت دارد؛ بنابراین میتوان گفت که درسطح اطمینان 99درصد فاکتورهای مرتبط با مدیریت رتبههای یکسانی ندارد.
جدول 8: اولویتبندی هریک از فاکتورهای آموزش با آزمون فریدمن
Table 8: Prioritization of each of the education factors using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
فاکتورهای آموزش |
|
1 |
32/2 |
میزان بهرهمندی از دورههای آموزشی |
|
2 |
87/1 |
اطلاعات دربارۀ فناوری و نوآوری جدید |
|
3 |
82/1 |
تأثیر آموزش مدیرعامل در شرکت |
|
2 |
40/8= X2 |
01/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که در جدول(8) مشاهده میشود، میانگین رتبهای فاکتورهای مدیریت، نقش میزان بهرهمندی از دورههای آموزشی با میانگین رتبهای 32/2 بیشترین و مؤثرترین فاکتور مهم در متغیر مدیریت در تعاونیهای دامداران استان کرمان و میزان تأثیر آموزش مدیرعامل در شرکت با میانگین رتبهای 82/1کمترین شاخص را دربین فاکتورهای آموزش دارد. با توجه به جدول (8) میتوان گفت که درسطح اطمینان 99درصد فاکتورهای مرتبط با آموزش رتبههای یکسانی ندارد.
جدول 9: اولویتبندی هریک از عوامل اصلی تقویت تعاونیهای دامداری با آزمون فریدمن
Table 9: Prioritization of each of the factors differentiating livestock cooperatives using the Friedman test
|
رتبه |
میانگین رتبه |
تقویت تعاونیهای دامداری |
|
1 |
73/4 |
مدیریت |
|
2 |
50/3 |
محیط اقتصادی |
|
2 |
50/3 |
فرهنگی-اجتماعی |
|
3 |
27/2 |
شخصیت |
|
4 |
00/1 |
آموزش |
|
4 |
X2=97/97 |
000/0 Sig= |
منبع: یافتههای پژوهش
با توجه به نتایج اولویتبندی عوامل تقویت تعاونیهای دامداری در جدول(9) ازبین میانگین رتبهای عوامل تقویت تعاونیهای دامداری (متغیرهای محیط اقتصادی، شخصیت، فرهنگی-اجتماعی، مدیریت، آموزش) متغیر مدیریت با میانگین رتبهای 73/4 مؤثرترین و متغیر آموزش با میانگین رتبهای 00/1کماثرترین عامل را دربین عوامل تقویت تعاونیهای دامداری دارد. یافتههای حاصل از آزمون فریدمن نشان داد که اولویتبندی عوامل تقویت تعاونیهای دامداری (متغیرهای محیط اقتصادی، شخصیت، فرهنگی-اجتماعی، مدیریت، آموزش) در منطقه مطالعهشده رتبه و اهمیت یکسانی ندارد.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف مطالعه و اولویتبندی عوامل مؤثر بر تقویت تعاونیهای دامداری صنعتی و روستایی در استان کرمان انجام شده است. با توجه به اهمیت بخش کشاورزی و دامپروری در اقتصاد منطقه و نقش تعاونیها بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر عملکرد و تقویت این نهادها اهمیت ویژهای دارد. با توجه به نتایج پژوهش مشاهده شد که مدیریت بیشترین نقش را در تقویت تعاونیهای دامداری دارد. سوسوانگ بیان کرد که مدیریت مناسب افراد عامل کلیدی در تقویت تعاونیها است (Suskswang, 1990). آدرین و گرین نیز در پژوهش خود بیان کردند که توانایی مدیران و رابطه بین اعضا و مدیران در تقویت تعاونیها اهمیت زیادی دارد (Adrian & Green, 2021). محیط اقتصادی بهعنوان دومین عامل میتواند در موفقیت تعاونیها نقش مؤثری داشته باشد؛ چون تعاونیها با محدودیت منابع مالی روبهرو هستند. وجود یک محیط اقتصادی مناسب (شامل محیط اقتصاد کلان، سیاست پولی، دسترسی تعاونیهای کوچک و متوسط به تأمین مالی داخلی و خارجی) نقش مهمی در شکلدهی و موفقیت تعاونیهای دامداری ایفا می کند (Suvittawat, 2019; Havierniková & Kordoš, 2019). در کنار یک محیط اقتصادی مناسب دسترسی به منابع مالی و اعتبارهای کافی نیز برای بقا و رشد تعاونیها حیاتی است. همچنین، افزایش حمایتهای مالی دولت و اعتبارات مؤسسههای مالی تأثیر فراوانی در موفقیت این تعاونیها دارد. نایر و مولاکاتو در مطالعه خود نقش دولت و شرایط اقتصادی را در پیشرفت تعاونیها تأیید کردند (Nair & Moolakkattu, 2015). بودجه دولت و توانایی اقتصادی دولت میتواند باعث افزایش توانایی تعاونیها برای کاهش فقر و ایجاد اشتغال در جوامع شود. لال تزریق مالی محدود را تأیید و بیان کرد که تزریق مالی بهعنوان موانعی برای موفقیت تعوانیهاست (Lal, 2018). سومین عامل مهم عامل فرهنگی و اجتماعی است که در تقویت تعاونیهای دامداری نقش دارد؛ مانند نگرش اعضا به تعاونی، ارتباط و مشارکت اعضا و اعتماد اجتماعی که از مهمترین عوامل تقویت تعاونیهاست. استربرگ و نیلسون تأیید کردند که تعهد اعضا به کار گروهی در بلندمدت، نگرش اعضا به تعهد تعاونی و احساس احترام و اعتماد متقابل بین اعضا و مدیران سبب تقویت تعاونیها میشود (Österberg & Nilsson, 2009). در راستای نتایج پژوهش حاضر میتوان گفت:
- درباره نقش محیط اقتصادی در تقویت تعاونیهای دامداری میتوان گفت از آنجا که کمبود منابع مالی و سختگیری مؤسسههای مالی و بانکها در پرداخت اعتبارها از مشکلات تعاونیهای دامداری است، پیشنهاد میشود که آییننامهها و شیوهنامههای دستوپاگیر بانکی برطرف شود تا برای تعاونیها دسترسی آسان به اعتبارها و تسهیلات بانکی فراهم شود.
- برضرورت توجه بیشتر و برنامهریزیهای مناسبتر برای ارتقای عوامل فرهنگی- اجتماعی همچون افزایش اعتقاد و باور اعضا به فلسفه تعاون برای روحیه همکاری بیشتر و افزایش مشارکت اعضا تأکید شود که این عوامل در گروههای هدف (در مدرسهها با دانشآموزان، در دانشگاهها با دانشجویان و دانشآموختگان، در جامعه بهکمک اعضای تعاونیهای تولیدی، افراد جویایکار و افراد داوطلب تأسیس تعاونی) باید جدیتر بررسی شود.
- از دیگـر مشـکلاتی کـه تعاونیها دچار آن هستند، مدیریت ناکارآمد است. مهارت و تجربه مدیران تعاونی موجب شود تعاونی با مدیریتشان سرمایه بیشتری جذب کند و عملکرد مطلوبتری داشته باشد و از این طریق سبب تقویت تعاونیها شود. همچنین، پیشـنهاد میشود که قبل از اعطای مجوز به فرد متقاضی و هیئتمدیره باید آنها کلاسهای آموزشی را گذرانده باشند و بعد از اتمام کلاسها آزمون کتبی گرفته شود تا افراد به مطالب درحوزه تعاونیها اشراف لازم را داشته باشد