Document Type : Original Article
Author
Assistant professor, Department of Social Sciences, Faculty of Literature and Humanities, University of Isfahan, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
هستۀ قدیمی شهرهای کشور که حاوی تاریخ و هویت و اصالت شهری است، دربرگیرندۀ محلههای قدیمی و کهن شهر است که امروزه تحتتأثیر تحولات اساسی قرار گرفته است. با ادامۀ روند موجود محلههای قدیمی و کهن شهر روزبهروز بهسمت هویتی مخدوش و کمرنگ پیش میروند. این درحالی است که بهسبب سابقۀ تاریخی مکان همۀ عوامل لازم برای ایجاد زندگی ازجمله پیوندهای اجتماعی، هویت کالبدی، خودکفایی اقتصادی و ... در چنین محلههایی وجود دارد که تنها با داشتن نگاهی جامع میتوان از این پتانسیلها در توسعۀ مجدد بهره برد (سلیمی یکتا و همکاران، 1398، ص. 150)؛ بنابراین، شهرها باید به دلایل بسیاری خود را متحول کنند. بر همین اساس، از سالها پیش مداخله، احیا و باز زندهسازی بافتهای کهن و تاریخی شهری به یکی از مسائل اساسی نظام برنامهریزی کشورهایی تبدیل شده است؛ زیرا پیشینۀ غنی از شهرنشینی داشته است. رویکرد بازآفرینی شهری یکی از جدیدترین رویکردهای پذیرفتهشده در مواجهه با بافتهای فرسوده است (Wang et al., 2014, p. 44). زمینۀ ظهور این رویکرد را میتوان توجه به اصول مطرحشده در توسعه و پایداری شهری دانست (Evans, 2012, p. 2). رویکردی میتواند برای شهر، پایداری ایجاد کند که نوسازی را نهتنها در ابعاد کالبدی جلو ببرد، به عملکرد پایدار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی-هویتی بافت منجر شود (احمدپور و همکاران، 1399، ص. 44). بنابراین بازآفرینی نهتنها بر بُعد کالبدی تأکید دارد، رفاه اجتماعی، اقتصادی منطقه را نیز مدنظر قرار دارد (Chiu et al., 2019, p. 2). همچنین، بازآفرینی مستلزم مشارکت عمومی و تلاش همراستا و هماهنگ بازیگران با ساختار و سازمانهای متفاوت و هدفهای متفاوت و حتی متضاد است (رسولی و همکاران، 1395، ص. 55). ازجمله سیاستهای مؤثر و حساس توسعۀ شهری، برنامههای مداخله در بافتهای فرسودۀ شهری است که میتوان آنها را در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، زیستمحیطی و کالبدی تجزیهوتحلیل کرد. شناسایی وضعیت کالبدی-عملکردی این بافتها برای برنامهریزی و مدیریت حفظ و نگهداری آنها از اقدامهای اولیه و مهمی است که باید صورت پذیرد (ابوذری و زیاری، 1398، ص. 491). برنامهریزان و مدیران شهری در یکی دو دهۀ اخیر به موضوع بهسازی بافتهای فرسودۀ توجه کردهاند و کموبیش اقدامهایی نیز در این زمینه انجام شده است (حقپناه و همکاران، 1390، ص. 1). حامیان طرحهای بهسازی و نوسازی در پژوهشهای موجود به مزایایی شامل بازسازی منطقههای شهری، بهبود کیفیت زندگی شهری، ارتقا توسعۀ پایدار و پیشگیری از فجایع شهری اشاره کردهاند (Larosa, 2017, p. 180; Chao & Hsu, 2018, p. 163). بررسی سیر تحول سیاستهای بهسازی و نوسازی شهری (Remediation and Urban Renewal) بهویژه از قرن نوزدهم تا به امروز نشاندهندۀ این است که در هر دورهای براساس شرایط زمانه، رویکرد و نگرش خاصی برای مداخله در بافتهای قدیمی و تاریخی غلبه داشته است و دست اندرکاران نیز در هر مقطع زمانی با وقوف بر نقاط ضعف هر رویکرد سعی در اصلاح آن داشتهاند و بدون رد کامل رویکرد قبلی برای تکمیل آن تلاش کردهاند (پوراحمد و همکاران، 1389، ص. 75). نوشـهرگرایی (New Urbanism) (طراحی محلههای سنتی طبق اصول نوین شهرسازی) از اصول برنامهریزی است که محلههای قابل زیست و قابل پیادهروی را در یک محیط مساعد پیادهروی به وجود میآورد (اصغرزاده یزدی، 1389). محققان در پژوهش حاضر کوشیدهاند تا با بهرهگیری از رویکرد نوشهرگرایی به مطالعۀ فرهنگی–اجتماعی بافت تاریخی باباقاسم و ساماندهی و ارائۀ مجموعه اقدامهای مداخلۀ اجتماعی بپردازند. بافت قدیمی و مرکزی باباقاسم بهدلیل جایدادن بخش اعظم عملکردهای مهم نظیر بازارهای سنتی و قدیمی، جاذبههای تاریخی و قدیمیترین بافتهای مسکونی شهر اهمیت و ارزش والایی در زیبایی و حفظ هویت شهر اصفهان دارد. در این راستا، در پژوهش حاضر محلههای شهشان، دردشت و سنبلستان منطقۀ ۳ اصفهان بهعنوان قلمروی مکانی پژوهش انتخاب شده است. مناسبنبودن ساخت و بافت این محدوده و از دست رفتن ساختار اصلی این بافت درگذر تاریخ (بهعلت تغییر و تحولات توسعۀ شهری) باعث شده است که این بافت با نیازمندیهای سکونتی ساکنان کنونی آن همخوانی لازم را نداشته باشد و بهدنبال آن پاسخگوی ساکنان نباشد که این خود باعث میشود هویت و عملکردهای برجستۀ خود را نیز از دست بدهد.
مبانی نظری
بافت شهر ازنظر فیزیکی عبارت است از دانهبندی و درهمتنیدگی فضاها و عناصر شهری که بهتبع ویژگیهای محیط طبیعی بهویژه توپوگرافی و اقلیم در محدودۀ شهر، یعنی بلوکها و محلههای شهری بهطور فشرده یا گسسته و با نظمی خاص در بافت شهری جایابی شده است (توسلی و همکاران، 1368). در این زمینه، بافت قدیم بافتی است که گرداگرد هستۀ اولیه شهرها یا بافت تاریخی تنیده شده است. بافت قدیم بهعنوان شبکۀ به هم پیچیدۀ روابط کالبدیِ به یادگار مانده از نسلهای پیشین نشاندهندۀ نظام اجتماعی خاصی است که در قدیم وجود داشته است (مشهدیزاده دهاقانی، 1383). در ایران ازلحاظ زمانی به آن بخش از بافتهای شهری که قبل از ورود به سدۀ جدید شکل گرفته است و انسجام و وحدت خاصی دارد، بافت قدیم گفته میشود. وجود مسجد جامع و مراکز دولتی و بازار در بافت قدیم و ارزشهای مدنی و فرهنگی موجود در آن که بهسبب تأثیرپذیری از اوضاع اقلیمی-طبیعی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی روند تکاملی خود را طی کرده و خود را با شرایط زمانی و مکانی وفق داده، باعث شده است که اهمیت بافت قدیم در دورههای بعدی نیز همچنان حفظ شود (حبیبی و مقصودی، 1389). همچنین، بافت فرسودۀ شهری بافت گستردهای از عناصر مختلف است که پهنۀ جغرافیایی خاصی را دربر گرفته است. این عناصر عبارت است از: عناصر مصنوع و طبیعی که در این گسترده وجود دارند، دادوستدها و کنش و واکنشهای ملموس و غیرملموس که بین این دو برقرار است. عناصر مصنوع همان ابنیه و شاخصهای ساخت دست بشر و شکلدهنده به بافت است. عناصر طبیعی عبارت است از: انسانها و محیط طبیعی زندگی بشر به همراه روابطی از هر نوع که میانشان برقرار است (کلانتری خلیلآباد و همکاران، 1394). براساس مادۀ 2 قانون مجلس شورای اسلامی سال 1389، قانون حمایت از احیا، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و مسئلهدار شهری، محدودههایی از شهر است که درطی سالیان گذشته عناصر تشکیلدهندۀ آن اعم از تأسیسات روبنایی، زیربنایی، ابنیه، خیابانها و دسترسیها دچار فرسودگی شده است. همچنین، ساکنان این بافتها با مشکلات متعدّد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی مواجه هستند (مدقالچی، 1396). بافتهای فرسودۀ شهری در پیشینۀ شهرسازی و مدیریت شهری با عناوین گوناگونی ازقبیل بافتهای مسئلهدار، ناکارآمد و ناپایدار شهری مطرح شده است. بهطور کلی، بافت فرسوده به بافتی از شهر اطلاق میشود که ارزشهای شهروندی آن کاهش یافته است و ساکنان آن از شرایط زندگی در محل خود رضایت و ایمنی خاطر نداشتهاند و نیازهای اساسی آنها برآورده نشده است (حبیبی و مقصودی، 1389).
شهرسازان طی 150سال گذشته مطالعات گستردهای را درحیطۀ مداخله، ساماندهی و بهسازی بافتهای قدیمی صورت دادهاند. Peter Roberts در کتاب باززایی شهری پس از پرداختن به مفهوم احیا و بهسازی به مباحث اجتماعی، اقتصادی و مشارکت ساکنان در احیای محله پرداخته است (آذر و حسینزاده دلیر، 1387). در ایران تجربههای مدیریت شهری و برنامهریزی احیا ناحیۀ تاریخی شهرها به فاصلۀ زمانی 1300 تاکنون برمیگردد که طی این سالها فرازو نشیبهایی داشته است. در دهۀ 1350 با برگزاری سمینارها و ارائۀ کتابها و مقالههای علمی نقش و اهمیت ناحیۀ تاریخی شهرها بیشتر شد؛ اما با پیروزی انقلاب اسلامی تلاش علمی در این زمینه سست شد تا اینکه از سال 1364 به بعد با اجرای طرحهای تحقیقاتی، چاپ کتابها و مقالههای علمی، برگزاری سمینارها و غیره فعالیتها در این زمینه سرعت گرفت (حائری، 1368، ص. 27). دفتر بهسازی و بازسازی بافت فرسودۀ شهری در وزارت مسکن و شهرسازی تأسیس شد و به برنامۀ دوم توسعۀ اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی در بخش عمران شهری، فصلی با عنوان «تهیه و اجرای طرحهای نوسازی و بهسازی برای 4000 هکتار بافت مسئلهدار شهری» اختصاص یافت (سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، 1372، ص. 2) و سپس تشکیلات جدیدی در وزارت مسکن و شهرسازی با عنوان «شرکت مسکنسازان» با شعبههایی در مراکز استانها برای مدیریت و برنامهریزی احیا و مرمت ناحیۀ شهرها ایجاد و بهدنبال آن طرحهای مختلفی در بافت قدیم در شهرهای کشور اجرا شد (کلانتری خلیلآباد و پوراحمد، 1384، ص. 79).
در انجامدادن هر پژوهش علمی مطالعه و بررسی پژوهشهایی که در ارتباط با موضوع پژوهش انجام شده و در اصطلاح پیشینۀ پژوهش نامیده میشود، ضروری است؛ زیرا بدون آن امکان بهرهمندی از نتایج پژوهشهای دیگران، توسعه و تکامل آنها و رسیدن به پاسخ مناسب دربارۀ مسئله یا مسائل مدنظر در پژوهش میسر نیست (مولایی هشجین، 1382، ص. 52). درادامه، چند نمونه از مطالعات انجامشده دربارۀ موضوع پژوهش آورده شده است.
آذر و حسین زاده دلیر (1387) پژوهشی با عنوان «ساماندهی و بهسازی محلات سنتی با استفاده از رویکرد شهرسازی جدید» انجام دادند. معرفی و تحلیل الگوهای شهرسازی جدید در ساماندهی و بهسازی محلۀ سنتی سرخاب و کمترین میزان مداخلۀ کالبدی ازجمله هدفهای این پژوهش است. این مقاله ازنظر هدف، پژوهشی و جزء پژوهشهای کاربردی است که در جمعآوری اطلاعات از روشهای کتابخانهای، اسنادی و میدانی استفاده شده است. از نتایج پژوهش میتوان به کارایی الگوهای شهرسازی جدید در ساماندهی محلۀ سرخاب، رشد درونزای شهری، ارتقای ویژگیهای فیزیکی و کارکردی با تزریق عناصر جدید شهری، افزایش هویت محلهای، افزایش سرانۀ خدمات شهری و جلب مشارکت ساکنان محلۀ مطالعهشده اشاره کرد.
پیشینۀ پژوهش
اسدیان و همکاران (1390) پژوهشی با عنوان «نقش الگوی مشارکت مردمی در بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهر با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی: مطالعۀ موردی: محلۀ عامری اهواز» انجام دادهاند. محققان نشان دادهاند که در بافت موجود پایینبودن کیفیت ابنیه، مصالح ساختمانی، کمعرضبودن معابر، ناهنجاریهای اجتماعی، پایینبودن درآمد ساکنان و ناتوانایی در نوسازی و بهسازی بافت باعث شده است که این بافتها روزبهروز به مشکلاتش افزوده و به مکانهای آشفته و تخریبی تبدیل شود؛ بنابراین چارهاندیشی برای رفع این مشکلات ضروری است.
رسولی و همکاران (1395) پژوهشی با عنوان ضرورت بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری در شهر ساری انجام دادهاند. محققان در این پژوهش ضرورت بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری را در شهر ساری بررسی کردهاند. روش تحقیق ازنوع توصیفی-تحلیلی بوده که در آن دادهها با استفاده از تکنیک SWOT و نرمافزار GIS تجزیهوتحلیل شد. محققان درپی آن هستند که با ارائۀ الگوی مناسب بهسازی و نوسازی، ضمن حفظ سرمایههای شهری (میراث درونبافتها) بهویژه مرفولوژی بافتهای باارزش که اغلب نادیده انگاشته میشود، از هدررفتن سرمایۀ مادی جلوگیری کنند.
سکندری و سجاد (1396) پژوهشی با عنوان «احیای بافتهای تاریخی با رویکرد بازآفرینی فرهنگ محور: نمونۀ موردی میدان عتیق اصفهان» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش راهبردهایی را برای بهبود وضعیت موجود بافت تاریخی میدان عتیق شهر اصفهان با رویکرد بازآفرینی فرهنگمحور ارائه دادهاند. همچنین، با تعیین محدوده در ماتریس (SWOT) قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدها را شناسایی و راهبردهای پذیرفته را برای بازآفرینی محدودۀ مدنظر مشخص کردند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که توجه به ابعاد فرهنگی پروژه به اندازۀ بُعد اقتصادی و تجاری آن اهمیت دارد و توجه به ابعاد فرهنگی پروژه منجر به افزایش رضایت شهروندان میشود.
مریدسادات و محمدیان (1397) پژوهشی با عنوان «مشارکت در بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری: مطالعۀ موردی: محلۀ خیرآباد شهر بیرجند» انجام دادهند. محققان در این پژوهش مشارکت در بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری را در محلۀ خیرآباد شهر بیرجند بررسی کردهاند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است که در آن دادهها با استفاده از آزمونهای کمّی تجزیهوتحلیل شده است. پاسخگویان مطابق یافتهها بیشترین تمایل را به مشارکت در تصمیمگیری و کمترین گرایش را به مشارکت مالی داشتهاند. نتایج نشان داد که مؤلفههای احساس تعلق، اعتماد و انسجام اجتماعی، دسترسی به خدمات، طرحها و اقدامهای حمایتی و توسعۀ نهادی و ظرفیتسازی بر مشارکت مردم در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده تأثیر دارند. در این بین، احساس تعلق به محل سکونت بیشترین تأثیرگذاری را داشته است.
ابوذری و زیاری (1398) پژوهشی با عنوان «تبیین اثرات سیاستهای بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری: مورد پژوهی: منطقۀ 12 شهری تهران» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش اثرهای سیاستهای بهسازی و نوسازی بافتهای فرسودۀ شهری را در منطقۀ 12 شهر تهران تبیین کردهاند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده که برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و نیز برای تحلیل عاملی تأییدی از نرمافزار Liserel استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که سیاستهای اجراشده در راستای بهسازی و نوسازی بافت فرسودۀ منطقۀ 12 منجر به بروز ناپایداری شده است. همچنین، رابطۀ معناداری بین سطح مؤلفههای اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و زیستمحیطی و اجرای سیاستهای بهسازی و نوسازی وجود دارد؛ بنابراین تحلیل سیاستها مبتنی بر بازآفرینی پایدار شهری یکپارچهنگر بوده است. همچنین، تمامی ابعاد که تحتتأثیر اجرای سیاستها در بافت فرسوده صورت میپذیرد، با این سیاستها سنجیده میشود. درنهایت، نتایج تحلیل عاملی نشان از برازش مناسب این مدل برای سنجش آثار سیاستهای بهسازی و نوسازی در منطقههای شهر تهران دارد.
میرزایی ارجنگی و شبانی شهررضا (1399) پژوهشی با عنوان «ارزیابی طرح بازآفرینی بافت فرسودۀ شهری با رویکرد مشارکت مردمی در محلۀ همتآباد اصفهان» انجام دادهند. محققان در این پژوهش طرح بازآفرینی بافت فرسودۀ شهری را با رویکرد مشارکت مردمی در محلۀ همتآباد اصفهان ارزیابی کردهاند. دادهها در این پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS تجزیهوتحلیل و سپس از مدل تصمیمگیری ANP و TOPSIS Fuzzy استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بازآفرینی بافت فرسودۀ محلۀ همتآباد در ایجاد امنیت و تقویت دلبستگی و ایجاد حس تعلق در محلۀ تأثیرگذار بوده است. محققان در این پژوهش توانستهاند در ترغیب مردم برای همکاری در کارهای اقتصادی محله تأثیرگذار باشند. همچنین، بازآفرینی بافت فرسودۀ همتآباد به میزان زیادی توانسته است ازطرفی، زمینه و بستر نوسازی را در محله فراهم کند و از طرف دیگر، توانسته است در ایجاد انگیزه در شهروندان برای نوسازی در محله موفق باشد.
موسوی و همکاران (1400) پژوهشی با عنوان «تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی بر گرایش به نوسازی بافت فرسوده: مطالعۀ موردی: منطقۀ 12 شهرداری تهران» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و نیز با بهکارگیری روش کمّی بهدنبال بررسی علل فرهنگی و اجتماعی در نوسازی بافت فرسوده در منطقۀ 12 شهرداری تهران بودند. در این زمینه، متغیرهای حس تعلق به محله، سرمایۀ اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و هنجارهای اجتماعی بررسی شد. نتایج پژوهش تا حد زیادی نشاندهندۀ ارتباط معنادار این متغیرها با گرایش به نوسازی است. درواقع، حس تعلق به مکان، ارتباطات محلهای که خود متأثر از نظام هنجاری و اعتماد است، ترغیبکننده و تسهیلکنندۀ امر نوسازی است.
رسولی و همکاران (1401) پژوهشی با عنوان «تحلیل بازآفرینی بافتهای فرسودۀ شهری با تأکید بر نقش و عملکرد ذینفعان با رویکرد آیندهنگری: مطالعۀ موردی: شهر زنجان» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش بازآفرینی بافتهای فرسودۀ شهری را با تأکید بر نقش و عملکرد ذینفعان و نیز با رویکرد آیندهنگری در شهر زنجان تحلیل کردهاند. بدین منظور برای گردآوری دادهها از دو روش میدانی-کتابخانهای و برای تحلیل نیز از 40 شاخص درقالب 3 مؤلفه (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و کالبدی-فضایی) استفاده شده است. نتایج حاصل از ارزیابی یافتههای پژوهش نشان داد که در بازآفرینی بافتهای فرسودۀ شهر زنجان 64 سناریو با درجههای احتمال تحقق گوناگون داشته است. باتوجه به نتایج تحلیلهای صورتگرفته، در مرحلۀ نخست باید زمینۀ بهبود تعلق خاطر در شهروندان را ایجاد و در مرحلۀ بعدی نیز با بهبود زمینههای ارائۀ تسهیلات دولتی زمینه را برای گروههای گوناگون ازجهت فعالیت هرچه بیشتر فراهم کرد.
چان و همکاران پژوهشی با عنوان «عوامل حیاتی برای بهبود پایداری اجتماعی پروژههای نوسازی شهری» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش مفهوم طراحی شهری پایدار و بررسی فاکتورهای اساسی لازم را برای بهبود پایداری اجتماعی در پروژههای بهسازی و تجدید حیات شهری شناسایی کردهاند. در این پژوهش که با یک بازدید پرسشنامهای در هنگکنگ انجام شد، نظرهای معماران، طراحان، مدیران توسعۀ دارایی و شهروندان محلی جمعآوری و ارزیابی شد نتایج بهدستآمده از تجزیهوتحلیل عوامل گوناگون نشان میدهد که برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید ویژگیهای مشخص طرح با یکدیگر همسو شود. مواردی چون رضایتمندی از تقاضا یا نیازهای آسایش، حفظ و نگهداری منابع و محیط، ایجاد محیط زندگی هماهنگ، دسترسی آسان به عملکردهای زندگی روزانه، شکل توسعه و دردسترسبودن فضاهای بازار از عوامل اساسی و مهم برای افزایش پایداری اجتماعی در پروژههای نوسازی شهری محلی است (Chan et al., 2008).
گویزی پژوهشی با عنوان «بازآفرینی شهری و افزایش قدرت رقابتی: آنکارا در دورۀ جهانیشدن» انجام داده است. محقق در این پژوهش راهکارهای بهسازی و باززندهسازی نواحی مسکونی غیرمعمور و فرسوده را در شهر آنکارا بررسی کرده است. نتایج نشان داد که نویسنده در این مطالعه باززندهسازی و نوسازی منطقههای مطالعهشده را راهبردی فضایی برای هویتبخشیدن به ساکنان آن و افزایش تجهیزات لازم شهروندان میداند (Guzey, 2009).
هیل پژوهشی با عنوان «شناسایی مبتنی بر بافت محلههای قدیم شهری در حیدرآباد هند» انجام داده است. محقق در این پژوهش با استفاده از دادههای سنجش از دور و ازطریق رویکرد بهسازی و نوسازی به این نتیجه رسیده است که نقشۀ محل بافت فرسوده (بهمنزلۀ ابزار کارآمد در شناسایی منطقههای پرجمعیت بهخصوص از شهرستان) میتواند بهعنوان یک منبع مطمئن در آسیبپذیری و ارزیابی انعطافپذیری در مرحلۀ بعد استفاده شود. روش ارائهشده در این پژوهش این امکان را میدهد تا برای تجزیهوتحلیل سریع و مقایسۀ دادههای چندزمانه در بسیاری از منطقههای درحال توسعۀ متراکم شهری در سراسر جهان استفاده شود (Hill, 2012).
کاسیو و روبینو پژوهشی با عنوان «تقویت زنجیرههای ارزشی جدید و استراتژیهای تأثیرگذار اجتماعی در فرآیندهای بازآفرینی شهری: چه چالشهایی برای رشتۀ ارزیابی [تأثیرات اجتماعی] وجود دارد؟» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش تأثیرات اجتماعی فرآیندهای بازآفرینی شهری را بررسی کردهاند. همچنین، آنها ابتدا روابطی را ارائه دادند که بین بازآفرینی شهری، نوآوری اجتماعی، تأثیرات و ارزشهای اجتماعی رخ میدهد. سپس خلاصهسازی رویکردهای تأثیرات اجتماعی بازآفرینی را مدنظر قرار دادند. در گام بعدی نیز به سنجش مؤلفههای اجتماعی که در در بازآفرینی شهری ارزش بیشتری دارند، اقدام کردند. نتایج نشان میدهد که توجه به مؤلفههای اجتماعی در بازآفرینی شهری باعث ایجاد ابتکار در بازآفرینی میشود (Coscia & Rubino, 2020).
کرکماز و بالابان پژوهشی با عنوان «پایداری بازآفرینی شهری در ترکیه: ارزیابی عملکرد پروژۀ بازآفرینی شهری شمال آنکارا» انجام دادهاند. محققان در این پژوهش عملکرد پروژۀ بازآفرینی شهری شمال آنکارا را ارزیابی کردهاند. پژوهشگران در این پژوهش بهدنبال ارزیابی عملکرد پایداری در پروژۀ بازآفرینی شهری آنکارای شمالی در ترکیه بودند. این پژوهش با استفاده از روش مبتنی بر شاخصهای عملی ارزیابی شد. نتایج نشان میدهد که سهم پروژۀ بازآفرینی در پایداری شهری حداقل بوده است؛ بنابراین تلاشهای بیشتری برای بهبود عملکرد پایداری در ترکیه لازم است (Korkmaz & Balaban, 2020).
سرانجام، با مطالعۀ پژوهشهای صورتگرفته (خارجی و داخلی) میتوان گفت که پژوهش حاضر بهنوعی نوآوری دارد؛ زیرا ازطرفی، اولین پژوهشی است که در آن محققان با تلفیقی از روشهای کیفی و کمّی، بافت تاریخی باباقاسم را بهصورت فرهنگی-اجتماعی بررسی کردهاند و بهدنبال آن مجموعه اقدامهای مداخلۀ اجتماعی ارائۀ اشده است. از طرف دیگر، درسطح استان اصفهان اولین پژوهش نیز است.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر در راستای بررسی فرهنگی-اجتماعی بافت تاریخی باباقاسم همراه با شناسایی شاخصهای متناسب با آن است؛ بنابراین نوع تحقیق، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی است. در انجامدادن این پژوهش ابتدا اطلاعات موجود دربارۀ موضوع و منطقه از کتابها، اسناد، آمارنامهها جمعآوری و سپس دادههای لازم با مطالعات میدانی (مصاحبه، پرسشنامه، مشخصۀ فردی ویژگیهای خانوارها) گردآوری شد. جامعۀ آماری شامل ساکنان محلههای شهشان، دردشت و ... منطقۀ ۳ اصفهان است. در پژوهش حاضر برای تعیین نمونۀ آماری از فرمول کوکران استفاده شد که بر این اساس، تعداد 320 نفر از ساکنان محلۀ باباقاسم با شیوۀ نمونهگیری منظم انتخاب و مطالعه شدند. همچنین، با 100 نفر از ساکنان و افراد کلیدی (افرادی که شناخت و آگاهی کامل از محله دارند) محلههای شهشهان، دردشت و سنبلستان نیز مصاحبۀ ساختاریافته انجام و نیز برای سنجش اعتبار پرسشنامۀ محقق ساختۀ طراحیشده از اعتبار محتوا استفاده شد. همچنین، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ که معادل 947/. است، (در بین 30 نفر از پاسخگویان)، برای سنجش اعتبار مصاحبهها و نیز برای سنجش به اشباع رسیدن دادهها از اعتبار محتوایی و شاخصهای معرفیشده بهره گرفته شد. تجزیهوتحلیل اطلاعات در پژوهش حاضر در دو مرحلۀ مجزا صورت پذیرفت. در مرحلۀ اول برای تجزیهوتحلیل اطلاعات بهدستآمده از نرمافزار SPSS نسخۀ 24 استفاده و در مرحلۀ دوم تجزیهوتحلیل اطلاعات و عاملهای شناساییشده با استفاده از مراحل زیر سنجیده شد. همچنین، برای تحلیل دادههای بهدستآمده از جلسهها و مصاحبهها از روش تحلیل محتوا که در آن مفاهیم و درونمایههای موجود در دادهها با یک رویکرد سیستماتیک استخراج، تقسیر و سپس گزارش میشود، استفاده شد. در مرحلۀ پیادهسازی این رویکرد، تمامی مطالب عنوانشده برروی کاغذ ثبت و برای کسب اطمینان از صحت کار به کرّات بررسی و ارزیابی شد. در گام بعدی و در مرحلۀ کدگذاری، اظهارهای ابرازشده ازسوی مصاحبهشوندگان درقالب (ارائۀ کد) عبارتهای متنی که معرّف محتوای نظرهای اظهار شده است، طبقهبندی شد. سپس براساس درونمایهای آشکار یا پنهان موجود در کدها، کدهای مشابه در طبقات و زیرطبقات (Theme) یکدیگر قرار گرفت و بهدنبال آن تمهایی تشکیل شد که آن تمهای فرعی با پیشبرد مراحل تحلیل ابتدا تمهای اصلی یا نهایی را تشکیل داد و سپس تمهای نهایی برچسبگذاری شد.
محدودۀ مطالعهشده محلۀ باباقاسم اصفهان است. منطقۀ 3 محور دردشت از محدودۀ بازارچۀ پاگلدسته شروع و با گذر از مسجد پاگلدسته، مدرسۀ بوعلی سینا و مدرسۀ شفیعیه به خیابان ابنسینا رسیده و سپس با گذر از بازارچۀ دردشت به دو مناره دردشت، مقبرۀ سلطان بخت آغا رسیده است و از آنجا به عصارخانه و حمام شیخ بهائی و درنهایت، به میدان عتیق (میدان امام علی) منتهی میشود (سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان، 1393). این محله در منابع مختلف به نامهای گوناگون ازقبیل درب دشت و بابالدشت آمده است. یهودیان قدیمی دربارۀ دردشت یا بابالدشت میگویند زمانی که قوم یهود از بابل به اصفهان رسیدند و محل فعلی دردشت را برای زندگی خود انتخاب کردند، نام بابل دشت را بر آن نهادند تا اسم وطن قبلی خویش را حفظ کنند. محلۀ دردشت در دورههای بعد از اسلام و بهخصوص در دورۀ دیالمه و سلجوقیان از مراکز مهم علمی شهر اصفهان بوده است .این محله در خیابان ابنسینا در مرکز اصفهان و در نزدیکی میدان کهنه یکی از کهنترین محلههای این شهر است که محل تولد و حیات بزرگان زیادی در تاریخ ایران بوده است. محلۀ دردشت یکی از هستههای اولیۀ شکلگیری شهر اصفهان است که در کنار محلۀ جوباره جزء اولین محلههای نصف جهان است. برای سالهای سال محلههای دردشت و جوباره در مرکزیت شهر اصفهان قرار داشتند و بهدلیل وجود میدان کهنه و مسجد جامع عتیق رونق بسیاری داشتند. اصفهان پیش از دوران صفوی و پیدایش میدان نقش جهان و چهارباغ با مرکزیت میدان کهنه از چند محله تشکیل میشد که دردشت نیز جزء همین محلهها بود. در این محله مراکز علمی متعدّد به وجود آمد که برخی از آنها تا امروز باقی مانده است. در این محله بزرگانی چون ابنسینا، ایورالدین عبدالرحمان دردشتی جامی، ملاحاج محمدکریم، حاج میرزانصرالله بهشتی میزیستند. در برخی منابع این محله را «بابالدشت» نیز نامیدهاند و در برخی منابع یهودی نیز اینگونه عنوان شده است که قوم یهود در زمان مهاجرت از بابل وقتی که به اصفهان رسیدند، در «بابالدشت» اقامت گزیدند (شهرداری اصفهان، 1402).
در خیابان ابن سینا، کوچۀ پاکدشت، بنای کوچک با گنبدی از خشت وجود دارد که برخلاف ظاهر کوچکش اهمیت زیادی دارد. این بنا «مَدرَس ابن سینا» نامیده میشود و بهعنوان اولین مرکز تدریس طب در دنیا شناخته شده است. مدرس ابن سینا در دوران حکمرانی سلاجقه ساخته شده و درواقع، یادگاری از این سلسله در اصفهان است. بسیاری از صاحبنظران این بنا را یکی از اولین مراکز تدریس خارج از مسجد دانستهاند. مدرس ابنسینا بنایی از هنر آجر چینی است که روی آن با خشت و گل پوشیده شده است. این مدرس ساختمانی قدیمی دارد که از گزند تاریخ در امان نبوده و در هجومهای مختلفی که به اصفهان شده به این مدرسه نیز آسیبهایی رسیده است. بخش جالب توجه بنا گنبد آجری آن است که بر بالای بنا قرار گرفته است. گنبد از داخل دچار سوختگی شده که این مسئله گویای آسیبهای مختلفی است که درطول تاریخ به مدرس ابنسینا وارد شده است.
یکی از باباهای معروف اصفهان که مزارش پس از چند قرن هنوز از زیارتگاه مشهور است، باباقاسم اصفهانی است که در ابتدای قرن هشتم هجری زندگی کرده است. وی از مردان عارف و سالک در راه حقیقت بوده که در زمان خود شهرت و محبوبیت داشته است. یکی از مریدان معروف او به نام «سلیمانابی الحسنطالوت دامغانی» برای استاد خود باباقاسم اصفهانی در سال ۷۲۵ هجری مدرسهای ساخته است که باباقاسم در آن مدرسه به تدریس مشغول بود. در خیابان ابن سینا مقابل کوچۀ پاکدشت و در نزدیکی مدرس ابنسینا، مسجد آقانور از دوران پادشاهی شاه عباس صفوی وجود دارد. ساخت بنا در دورۀ پادشاهی شاه عباس اول بوده که در اولین سال سلطنت شاه صفی به اتمام رسیده است و به همین دلیل در کتبیۀ اصلی مسجد در سردر شرقی، نام هر دو پادشاه آمده است. با استناد به همین کتیبه «نورالدین محمد اصفهانی» معمار این بنا بوده که در آن از خط محمدرضا امامی نیز استفاده شده است (شهرداری اصفهان، 1402). از دیگر دیدنیهای محلۀ دردشت میتوان به مقبرۀ بابا قاسم، بقعۀ شهشهان، مسجد گلدسته، حمام وزیر و ... اشاره کرد.
شکل1: محدودۀ مطالعهشده (منبع: شهرداری اصفهان، 1402)
Figure 1: The study area
یافتههای پژوهش و تجزیهوتحلیل
در مطالعۀ فرهنگی–اجتماعی بافت تاریخی باباقاسم، مصاحبههای عمیق و نظر متخصصان پایههای پژوهش را تشکیل میدهد. در پژوهش حاضر هرچند دادههای کمّی پیمایش بخشی از پژوهش است، تنها بر آنها تأکید نمیشود؛ با این حال در ابتدای این بخش نتایج و یافتههای توصیفی پژوهش در قالب مشخصات پاسخگویان ارائه و بعد از آن، سؤالهای باز و مصاحبهها جمعبندی و در این میان، نظرهای شهروندان در قالب سؤالهای بسته بررسی میشود. 9/40 درصد از پاسخگویان زن و 1/59 درصد مرد هستند. 5/14 درصد افراد زیر 35 سال و سایر پاسخگویان بیشتر از 35 سال دارند. بیشترین فراوانی مربوط به سن 56 تا 65 با درصد 2/27 و کمترین فراوانی نیز مربوط به سن 18 تا 25 است. بیشترین فراوانی تحصیلات مربوط به دیپلم و بعد از آن ابتدایی است. 4/4 درصد بیسواد، 5/2 درصد سواد خواندن و نوشتن، 1/23 درصد ابتدایی، 2/17 درصد راهنمایی، 1/24 درصد دیپلم، 6/5 درصد فوقدیپلم، 7/9 درصد لیسانس، 3/5 درصد فوقلیسانس، 5/2 درصد دکترا و 6/1 درصد تحصیلات حوزوی داشتند.
طبق یافتههای پژوهش 3/85 درصد از ساکنان فارس، 6/0 درصد ترک، 6/0 درصد لر، 6/1 درصد کرد، 6/1 درصد عرب و 4/8 درصد افغانستانی هستند. همچنین، 3/41 درصد شاغل، 5/2 درصد بیکار، 6/20 درصد درآمد بدون کار، 8/3 درصد محصل و 4/29 درصد خانهدار هستند.
8/78 درصد از پاسخگویان متأهل، 3/11 درصد هرگز ازدواج نکرده و مجرد، 6/1 درصد مطلقه و 9/6درصد بیوه هستند. وضعیت محل سکونت 2/77 درصد از پاسخگویان ملکی، 1/14 درصد رهن و اجاره، 3/5 درصد منزل بستگان و 5/2 درصد سایر موارد هستند.
باتوجه به نظر پاسخگویان 9/40 درصد از طبقۀ اقتصادی-اجتماعی پایین، 4/53 درصد متوسط و 8/2 درصد از طبقۀ بالای اقتصادی-اجتماعی هستند.
مهمترین دلیل انتخاب محله برای زندگی
باتوجه به جدول 1، 8/27 درصد متولد این محله بودهاند. 20 درصد بهدلیل سکونت سایر اقوام، 4/9 درصد بهدلیل نزدیکبودن به محل کار، 6/16 درصد بهدلیل قیمت مناسب و 4/4 درصد بهدلیل دسترسی به امکانات این محله را برای سکونت انتخاب کردهاند. علتهای دیگری مانند مذهبیبودن محله بهعنوان دلیل انتخاب این محل برای زندگی عنوان شده است که همۀ این دلایل با میزان فراوانی کم با عنوان سایر در جدول 1 ذکر شده است.
جدول 1: دلیل انتخاب محله برای زندگی
Table 1: The reason for choosing the neighborhood to live
|
|
فراوانی |
درصد |
درصد تجمعی |
|
|
|
متولد همین محله |
89 |
8/27 |
5/28 |
|
سکونت سایر اعضای خانواده و اقوام در محله |
64 |
0/20 |
0/49 |
|
|
نزدیکی به محل کار |
30 |
4/9 |
7/58 |
|
|
قیمت مناسب مسکن و هزینههای زندگی |
53 |
6/16 |
6/75 |
|
|
دسترسی به امکانات و خدمات شهری |
14 |
4/4 |
1/80 |
|
|
سایر |
62 |
4/19 |
0/100 |
|
|
کل |
320 |
0/100 |
|
|
منبع: نویسنده
رابطۀ بین شاخصهای اجتماعی-فرهنگی بافت فرسوده و تمایل به نوسازی
در این بخش روابط میان شاخصهای اجتماعی-فرهنگی (احساس تعلق ساکنان به محله، اعتماد اجتماعی، پیوند اجتماعی، مشارکت و تمایل ساکنان به نوسازی) که بر میزان فرسودگی بافت تأثیرگذار است، بررسی میشود. درصورت وجود ارتباط معنادار میان این مؤلفهها و تمایل ساکنان به نوساری میتوان اظهار کرد که با مثبتکردن این شاخصها تمایل به نوسازی در بین ساکنان افزایش یافته است؛ درنتیجه فرسودگی کاهش مییابد.
جدول 2: رابطۀ بین شاخصهای اجتماعی-فرهنگی بافت فرسوده و تمایل به نوسازی
Table 2: The relationship between the social and cultural indicators of worn-out fabric and the desire for renovation
|
|
تمایل به نوسازی |
|
|
ضریب |
سطح معناداری |
|
|
احساس تعلق ساکنان |
878/0 |
000/0 |
|
اعتماد اجتماعی |
891/0 |
000/0 |
|
پیوند اجتماعی |
849/0 |
000/0 |
|
مشارکتپذیری |
781/0 |
000/0 |
منبع: نویسنده
براساس نتایج آزمون آماری مشخص شد که بین تعلق خاطر، اعتماد اجتماعی، پیوند اجتماعی و مشارکتپذیری با تمایل به نوسازی رابطۀ معناداری وجود دارد و شدت این ارتباطها نیز قوی است؛ درنتیجه هرچه میزان تعلق خاطر، اعتماد اجتماعی، پیوند اجتماعی و مشارکتپذیری ساکنان محله بیشتر باشد، تمایل به نوسازی در بین آنها بیشتر و فرسودگی در محدودۀ مطالعهشده کمتر است.
رابطۀ بین شاخصهای اجتماعی و فرهنگی بافت فرسودۀ مطالعهشده و همکاری و مشارکت مردم
در این بخش رابطۀ بین شاخصهای اجتماعی و فرهنگی محله و تمایل مردم به همکاری و مشارکت بررسی میشود. درصورت اثبات این رابطه میتوان بیان کرد که بهبود شاخصهای اجتماعی و فرهنگی سبب افزایش میزان همکاری و مشارکت مردم در نوسازی بافت فرسوده میشود.
جدول 3: رابطۀ بین شاخصهای اجتماعی و فرهنگی بافت فرسودۀ مطالعهشده و همکاری و مشارکت مردم
Table 3: The relationship between the social and cultural indicators of the worn fabric under study and the cooperation and participation of the people
|
|
مشارکت مردم |
|
|
ضریب |
سطح معناداری |
|
|
احساس تعلق ساکنان |
823/0 |
00/0 |
|
اعتماد اجتماعی |
798/0 |
00/0 |
|
پیوند اجتماعی |
914/0 |
00/0 |
منبع: نویسنده
براساس نتایج آزمون آماری مشخص شد که بین تعلق خاطر، اعتماد اجتماعی و پیوند اجتماعی با مشارکت مردم رابطۀ معناداری وجود دارد و شدت این رابطهها نیز قوی است؛ درنتیجه هرچه میزان تعلق خاطر، اعتماد اجتماعی و پیوند اجتماعی ساکنان محله بیشتر باشد، تمایل به مشارکت در بین آنها بیشتر و فرسودگی در محدودۀ مطالعهشده کمتر است.
نتایج تحلیل مصاحبهها
در این قسمت از پژوهش مصاحبههای انجامشده با ساکنان محلۀباباقاسم تحلیل میشود. تعداد نمونۀ مصاحبهها شامل 100 نفر از ساکنان و افراد کلیدی محلههای شهشهان، دردشت و سنبلستان است. در ابتدا نظر پاسخگویان دربارۀ انتظارهایی که برای بهسازی و نوسازی محله دارند، دستهبندی میشود. این انتظارها شامل ارتقای ویژگیهای محله در چهار تم اصلی کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی است. بهعبارتی، ساکنان خواستار ارتقای محله در ابعاد مذکور هستند.
جدول 4: انتظارهای ساکنان محله برای بهسازی و نوسازی
Table 4: The expectations of the residents of the neighborhood in the direction of improvement and renovation
|
تم اصلی |
تم فرعی |
|
ارتقای کالبدی |
· فشردهسازی و تمرکز کاربریها و افزایش میزان کارایی؛ · خوانایی و ایجاد هویت؛ · آرامسازی رفتوآمد؛ · افزایش بهرهوری از زمین بهعنوان یک منبع محدود توسعه؛ · تبیین نظام ساختوساز باتوجه به ماهیت طبیعی بافت. |
|
ارتقای اقتصادی |
· ارتقای توانایی مالی و سطح درآمدی ساکنان؛ · افزایش ارزش اقتصادی زمین و مسکن؛ · جلوگیری از سوداگری زمین؛ · ایجاد فرصتهای اقتصادی برای ساکنان محله؛ · تقویت نقش اقتصادی محله در سطح شهر |
|
ارتقای اجتماعی |
· خارجکردن بافت محله از چرخۀ فقر؛ · ایجاد فرصتهای برابر برای رشد بالندگی ساکنان محله ازجهت تحقق حقوق شهروندی؛ · کاهش آسیبپذیریهای اجتماعی؛ · برنامهریزی برای مشارکت بیشتر مردم محله در تصمیمگیری؛ · حفظ و تقویت ارزشهای اصیل فرهنگی و اجتماعی هویتساز.؛ |
|
ارتقای زیستمحیطی |
· افزایش بهداشت عمومی و سلامت محله؛ · تلطیف هوا و کاهش آلودگی هوا؛ · بهبود سیستم جمعآوری زباله و دفع مواد زائد. |
منبع: نویسنده
بررسی مسائل و مشکلات بافت تاریخی باباقاسم
با بررسی مصاحبهها، مسائل و مشکلات محله به پنج تم اصلی تقسیمبندی شد. در این تقسیمبندی به مشکلات کالبدی، عملکردی، شبکۀ دسترسی، اجتماعی و اقتصادی پرداخته میشود.
مسائل و مشکلات کالبدی
فرسودگی کالبدی بهعنوان یک عامل مؤثر باعث رکود ارزش اقتصادی زمین و ساختمان در بافت تاریخی باباقاسم میشود. بناها با قرارگرفتن در مسیر افت کیفیت ناشی از گذشت ایام، تأثیر آبوهوا، جابهجایی زمین و نگهداری نامناسب و نامطلوب ناشی از نداشتن بضاعت مالی ساکنان در سرمایهگذاری ساختوساز و سختگیری سازمان میراث فرهنگی و شهرداری دچار فرسودگی و تغییر فرم شده است؛ بهطوری که براساس برداشتهای میدانی درصد زیادی از ساختمانها را واحدهای تخریبی شامل شده است؛ بنابراین از فرسودگی کالبدی میتوان بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در فرسودگی اقتصادی بافت یاد کرد.
بررسیها نشان میدهد که متروکه و فرسودهبودن بافت باعث بروز خیلی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی در داخل بافت شده است؛ بهطوری که ارتباط فضایی را در بافت ازبین برده است. فضای متروکه ازطرفی، محلی برای تجمع معتادان و افراد بزهکار شده که بهدنبال آن بافت را دچار ناامنی و بیهویتی کرده است و از طرف دیگر، بهشدت آلودگی محیطی و خطر ریزش دیوارههای فرسوده را در کنار معابر و وجود مخروبهها به شکل زبالهدانی بسیار زننده، بدمنظر و متعفن تبدیل کرده است. نبود معابر مناسب برای دسترسی سواره، اساسیترین مانع بر سر راه بهسازی و نوسازی بافت محله است.
در جدول 5 مسائل و مشکلات کالبدی، محدودیتها، امکانات (قوت)، فرصتها و تهدیدات مربوط به بافت تاریخی باباقاسم آمده است.
جدول 5: مسائل و مشکلات کالبدی
Table 5: Physical issues and problems
|
مسائل و مشکلات کالبدی |
|
|
مسائل و مشکلات |
- رهاشدگی بافت و افزایش فضاهای مخروبه و بایر و درنتیجه فرسودگی شدید بناهای موجود؛ - متروکهماندن ساختمانهای قدیمی؛ -کمعرضبودن کوچهها؛ - نبود ساختارهای بهروز شهری و شبکههای تأسیساتی؛ - نبود فضای سبز کافی و مسائل زیستمحیطی؛ - استقرار اندک کاربریهای خدمات عمومی نسبت به سایر محلههای شهری؛ - کمتوجهی یا بیتوجهی به مرمت و درنتیجه، شدت فرآیند تخریب برخی بناهای باارزش تاریخی؛ - مرمتنشدن ابنیۀ باارزش غیرثبتی و افزایش فرسودگی در اینگونه ابنیه؛ - تداوم در بازسازی و نوسازیهای نامناسب و ناهمگون با ویژگیهای معماری بومی بافت؛ - تمایلنداشتن مالکان به نگهداری و حفاظت از ابنیۀ تاریخی؛ - عملکرد نامطلوب خدمات در مراکز محلهها و نبود فضاهای تجمع؛ - کاهش ایمنی و امنیت بهدلیل وجود مخروبهها و زمینهای بایر؛ - کمبود مکانهای برنامهریزیشده برای بازی، ورزش و تفریح؛ - مسائل محیط زیستی و بهداشتی و کیفیت پایین زندگی در بافت. |
|
محدودیتها |
- بیتوجهی به بهسازی و نوسازی؛ - شناسایینشدن نارساییهای کالبدی و عملکردی؛ - نداشتن برنامهریزی و مدیریت در حفظ و نگهداری بافت تاریخی. |
|
امکانات (قوت) |
- استفاده از فضاهای متروکه و بدون کاربری برای اجرای طرحهای لازم در راستای بهسازی و نوسازی. |
|
فرصتها |
- بهبود محیط کالبدی؛ - بهسازی ارزشهای فرهنگی؛ - احیای میراث فرهنگی؛ - بهرهگیری از پتانسیلهای موجود در بافت برای بهسازی و نوسازی و کاربریهای مناسب؛ - تقویت حیات و هویت اجتماعی. |
|
تهدیدات |
- فرسودگی و تخریب؛ - بیهویتی بافت تاریخی؛ - نداشتن برنامهریزی و مدیریت در حفظ و نگهداری بافت تاریخی. |
منبع: نویسنده
مسائل و مشکلات عملکردی
با شناخت جامع و نیز با یک رویکرد سیستماتیک میتوان مدیریت محلههای شهری را برای نیل به محله و جامعۀ پایدار کلیدی دانست. حال اگر مدیریت شهری را فرآیند یکپارچهسازی کوششهای شهروندان و دولت برای بهبود اوضاع اجتماعی، فرهنگی، کالبدی-فیزیکی، اقتصادی و زیست-محیطی شهرها و و بهطور ویژه محلههای شهری بدانیم، مفهوم پایداری و رشد و تعالی به ذهن متبادر میشود. مدیریت به نوعی با شکلدهی به فضای زیستی در همۀ زمینهها درپی افزایش رفاه شهروندان و دستیابی به توسعۀ پایدار محلهای و شهری است؛ بنابراین عملکرد مدیریت شهری از فاکتورهای مهم توسعه در بافتهای تاریخی است. در جدول 6 مسائل و مشکلات عملکردی، محدودیتها، امکانات (قوت)، فرصتها و تهدیدات مربوط به بافت تاریخی باباقاسم آمده است.
جدول 6: مسائل و مشکلات عملکردی
Table 6: Functional issues and problems
|
مسائل و مشکلات عملکردی |
|
|
مسائل و مشکلات |
- مشکلات خدماتی و مشکلات تأسیساتی؛ - کمبود خدمات و تجهیزات زیربنایی؛ - ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی برای ساماندهی وضعیت تأسیسات شهری؛ - اجرانشدن طرحهای عمرانی مربوط به گذرها ازجمله کفسازی؛ - کافینبودن روشنایی معابر در شب و درنتیجه، افزایش ناامنی در درون بافت؛ - برنامهریزی کوتاهمدت مدیریت شهری و نداشتن انگیزه برای اجرای طرحهای بلندمدت و پایدار؛ - علاقۀ شدید مدیران شهری به اجرای طرحهای زودبازده بهویژه در نواحی نوساز؛ - پوستهنگری مدیران به کالبد بافت تا عمقنگری. |
|
محدودیتها |
- پاسخگونبودن به نیازهای ساکنان بافت. |
|
امکانات (قوت) |
- بهسازی و نوسازی بناهای فرسوده و تبدیل آن به کاربریهای مرتبط با نیاز؛ - وجود ارزشهای بالقوه در بافت. |
|
فرصتها |
- پیوند بافت تاریخی با بافت جدید شهری؛ - ایجاد فرصتهای اشتغال، جذب گردشگر، توسعۀ پایدار شهری و هویتدادن به بافت؛ - توزیع متناسب کاربریها براساس ساختار بناها و مجموعهها؛ - شناسایی و تبیین ارزشهای بالقوه؛ - بهسازی و نوسازی بناهای فرسوده و تبدیل آن به کاربریهای مرتبط با نیاز. |
|
تهدیدات |
- تغییر در راستای منفی بافت.
|
منبع: نویسنده
مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی
براساس برداشتهای میدانی، تعداد زیادی واحد مسکونی مطالعهشده در بافت قدیمی بهلحاظ شاخصهای دسترسی سواره، امکان تردد وسیلۀ نقلیه تا درب منزل و یا حتی تا نزدیکی منزل با مشکل روبهرو هستند که همین امر میتواند بهعنوان یک عامل اساسی سبب فرسودگی بافت بهلحاظ اقتصادی شود؛ بنابراین تناسبنداشتن شبکههای دسترسی قدیمی در داخل بافت با نیازهای امروز بافت را ازلحاظ اقتصادی فرسوده کرده است. تطبیقنداشتن بافت قدیم شهر با نیازهای روز ساکنان، ناتوانی در خدماترسانی بهخصوص ورود اتومبیل به درون بافت که از جدیدترین نیازهای ساکنان بوده، موجب شده است که رفتهرفته این محلهها از ساکنان بومی با توان مالی بهنسبت خوب خالی شود. بدین ترتیب، ساکنان غیربومی جای ساکنان اصلی و بومی را در محله پر کردند. ساکنشدن افراد بیشتر با توان مالی بسیار پایین، کمکم منجر به فرسودگی اقتصادی و اجتماعی بافت میشود.
از آنجا که رابطۀ مستقیمی میان عرض کم معابر، کیفیت نامناسب بناها و ارزش زمین وجود دارد، یکی از مهمترین عوامل فرسودگی اقتصادی بافت، کمبود سیستم خدماترسانی مناسب، تراکم بافت و نبود شبکهها و دسترسی سواره است. نداشتن دسترسی مناسب به داخل بافت، اطمینان به سرمایهگذاری را ازبین برده و بهدنبال آن منطقه ازلحاظ اقتصادی تنزل پیدا کرده است. چنانکه براساس مطالعۀ میدانی این کمبود دسترسی به قطعات واحدهای مسکونی بهحدی بوده است که خود ساکنان بافت ابراز داشتهاند این دسترسی مناسبنداشتن به قطعات موجب شده که سرمایهگذران خصوصی و حتی مسئولان نتوانند در این ناحیه سرمایهگذاری کنند و به این ترتیب است که مزیت مکانی ازبین میرود و سپس سطح فعالیتهای اقتصادی در بافت افول پیدا میکند. درواقع، بافت ازلحاظ اقتصادی نیز فرسوده میشود و رغبت مردم و مسئولان در رسیدگی به آن کاهش مییابد؛ بنابراین بافت اُرگانیک نادیده انگاشته میشود و بهدنبال آن ارزشهای بسیاری در این بافتهای فرسوده ازبین میرود.
در جدول 7 مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی، محدودیتها، امکانات (قوت)، فرصتها و تهدیدات مربوط به کالبد بافت تاریخی باباقاسم آمده است.
جدول 7: مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی
Table 7: Access network issues and problems
|
مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی |
|
|
مسائل و مشکلات |
- نفوذناپذیری و نارسایی در شبکۀ دسترسی معابر؛ - طولانیبودن امکان دسترسی به خدمات ضروری و امدادی؛ - نداشتن دسترسی عادلانۀ ساکنان بافت به خدمات شهری. |
|
محدودیتها |
- اتخاذنشدن طرحهای عمرانی رفتوآمد؛ - مشارکتنکردن کسبۀ محل و اهالی بهدلیل بستهشدن معابر و راههای دسترسی آنان. |
|
امکانات (قوت) |
- ارتباط دسترسی بین کوچهها و خیابانها - روانبخشی؛ - کمبودن کوچههای بنبست در بافت. |
|
فرصتها |
- زنده و پویاشدن بافت؛ - جلوگیری از فرسودگی آن؛ - زیباسازی بافت تاریخی؛ - بهسازی و حفاظت از بافت. |
|
تهدیدات |
- فرسودگی بیشتر و تخریب بافت تاریخی شهر در اثر آمدوشد وسایل نقلیه. |
منبع: نویسنده
مسائل و مشکلات اجتماعی
برای انجامدادن مداخلههای مناسب در بافتهای فرسودۀ شهری در ابتدا باید آسیب واردشده به کالبد و ترکیب جمعیتی بافت را شناسایی و پس از بررسی عوامل بهوجودآورنده و تأثیرگذار بر افزایش این آسیبها، نوع مداخله در بافت را تعیین کرد. نگاه فقط کالبدی به بافتهای فرسودۀ شهری در طرحهای نوسازی و بهسازی علاوهبر شکست این طرحها سبب هدررفتن سرمایههای اجتماعی موجود در این بافتها میشود. درصورتی که با استفاده از این سرمایهها و تشویق مردم به مشارکت میتوان با صرف انرژی، هزینه و امکانات کمتر ازسوی مجریان طرحها علاوهبر تضمین موفقیت طرحهای نوسازی و بهسازی رضایت ساکنان محلههای فرسوده و حمایت آنان از اجرای طرحها به دست آورد.
با آسیبشناسی علل اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار بر فرسودگی محلۀ باباقاسم مشخص شد که این محله آسیبهای اجتماعی چون تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر، سرقت و کودکان کار دارد؛ البته آسیبهایی مانند تکدیگری، توزیع و مصرف مشروبات، تکدیگری کودکان و مزاحمت خیابانی نیز در این منطقه وجود دارد. این درحالی است که براساس آمار بهدستآمده ازنظر بیشتر پاسخگویان، امنیت در محله به میزان متوسط روبه بالا حکم فرماست؛ بنابراین میتوان اظهار کرد که محلۀ باباقاسم ازطرفی، بهدلیل بومیبودن بیشتر ساکنان هنوز به مکانی برای انجامدادن جرم و جنایت تبدیل نشده و از طرف دیگر نیز بهعلت بافت مذهبی محله و وجود بقعه و چندین مسجد، آثار فساد اخلاقی کمتر در محله مشاهده شده است.
بهطور معمول، در بافتهای فرسودۀ شهری با افزایش آسیبهای اجتماعی درسطح محله ساکنان قدیمی انگیزۀ خود را برای سکونت در محله ازدست میدهند و بهدنبال آن به محلههای بهتری مهاجرت میکنند و درنهایت، منزلهای خود را به ساکنان جدید با سطح درآمد پایینتر اجاره میدهند.
در جدول 8 مسائل و مشکلات اجتماعی، محدودیتها، امکانات (قوت)، فرصتها و تهدیدات مربوط به کالبد بافت تاریخی باباقاسم آمده است.
جدول 8: مسائل و مشکلات اجتماعی
Table 8: Social issues and problems
|
مسائل و مشکلات اجتماعی |
|
|
مسائل و مشکلات |
- اصالتزدایی از بافت و تغییر ساختار جمعیتی و اجتماعی آن بهدلیل کوچ شهروندان بومی و سکونت افراد مهاجر تهیدست داخلی و مهاجران افغان؛ - کمرنگشدن کارکرد سکونتی بافت بهدلیل شرایط نامناسب کیفیت زندگی در آن و تبدیل به انبار؛ - کمبود مکانها و فضاهای فرهنگی و تربیتی و نبود فضاهای مختص گذران اوقات فراغت؛ - گرایش به آسیبهای اجتماعی و ترویج اعتیاد و بزهکاری اجتماعی؛ - ضعف امنیت اجتماعی در بافت. |
|
محدودیتها |
- تأثیر منفی قوانینی ازجمله توارث، وقف، نوع مالکیت؛ - نارسایی سیاستها و قوانین مرتبط با بافت؛ - افزایش جرم در مکانهای متروکه. |
|
امکانات (قوت) |
- بهرهگیری از کلانتری و پلیس برای برقراری امنیت؛ - حس تعلق بسیار بالا در بومیهای منطقه به محلههای خود. |
|
فرصتها |
- ایجاد امنیت؛ - ایجاد روحیۀ مشارکت؛ _ بهره گیری از کلانتری و پلیس برای برقراری امنیت با ساخت پاسبان محله. |
|
تهدیدات |
- افزایش جرم در مکانهای متروکه؛ - کاهش سرزندگی و افت منزلت اجتماعی؛ - نارسایی سیاستها و قوانین مرتبط با بافت. |
منبع: نویسنده
ازجمله مهمترین شاخصهای اجتماعی که میتواند به موفقیت طرحهای بهسازی و نوسازی بافت فرسوده کمک کند، سرمایۀ اجتماعی ساکنان محله است. سرمایۀ اجتماعی شامل سه مؤلفۀ مشارکت، اعتماد و انسجام است که بالابودن میزان این مؤلفهها میتواند بهعنوان عاملی تسهیلگر در پروژههای نوسازی و بهسازی و کمبود آن نیز میتواند بهعنوان عاملی بازدارنده در این پروژهها عمل کند.
باتوجه به آنچه مشخص شد، دلیل فرسودگی محلۀ باباقاسم ضعیفبودن شاخصهای اجتماعی و فرهنگی و یا همان سرمایههای اجتماعی در این محله، بیتوجهی به شناسایی این شاخصها و راههای تقویت آنها در طرحهای موضعی و موضوعی مختص این محله است که البته با ارائۀ راهکارهایی میتوان میزان مشارکت را برای نوسازی محله افزایش داد.
مسائل و مشکلات اقتصادی
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در بافت تاریخی که میتوان حیات بافت را به آن وابسته دانست، موضوع اقتصاد است. بافت تاریخی برای ادامۀ زندگی و دورماندن از فرسودگی، نیازمند وجود اقتصاد سالم و متناسب با نوع زندگی و هماهنگی آن با دوران معاصر است؛ بهصورتی که بتواند نیاز انسانها را برطرف کند. میتوان گفت که لزوم هماهنگی بافت تاریخی و بهدنبال آن منطبقکردن شهر با اقتصاد زمان خود، امری اجتنابناپذیر است. توسعۀ نامتعادل فضای شهری و بیتوجهی به بافت تاریخی در دوران معاصر باعث شده است که بافت تاریخی از زندگی معاصر امروز دور بماند که این عامل در کنار کاهش تمایل به سرمایهگذاری در این بافتها و نیز وضعیت نامناسب مالی ساکنان ازطرفی، باعث بیتوجهی به بناهای باارزش موجود در بافت تاریخی شده و از طرف دیگر، موجبات فرسودگی و تخریب آنها را فراهم آورده است.
رکود فعالیتهای اقتصادی در بافت تاریخی ازطرفی، موجب کاهش استفاده از بناهای موجود در بافت و از طرف دیگر، استفادهنکردن از این بناها و بیتوجهی به آنها موجب فرسایش کالبدی میشود. درپی فرسایش کالبدی بناها و رکود فعالیتهای اقتصادی و درآمد افراد ساکن در بافت رفتهرفته عواملی چون خروج ساکنان اصیل، جایگزینشدن افراد بزهکار و بیبضاعت و زوال و فرسودگی اجتماعی و فرهنگی در بافت تاریخی را درپی خواهد داشت. تمامی این عوامل در کنار خصوصیات بافت تاریخی مانند مشکلات زیرساختها و مسیرهای تردد وسایل نقلیه دستبهدست یکدیگر داده و سبب شده است که امروز کمتر کسی تمایل به مراجعه به بافت تاریخی و مهم تر از آن سرمایهگذاری در این بافت را داشته باشد. میتوان گفت که فرسایش اقتصادی، کاهش بازدۀ اقتصادی در محلههای قدیمی و فرسایش را درپی خواهد داشت.
در جدول 9 مسائل و مشکلات اقتصادی، محدودیتها، امکانات (قوت)، فرصتها و تهدیدات مربوط به بافت تاریخی باباقاسم آمده است.
جدول 9: مسائل و مشکلات اقتصادی
Table 9: Economic issues and problems
|
مسائل و مشکلات اقتصادی |
|
|
مسائل و مشکلات |
- پایینبودن سود اقتصادی زمینهای بافت؛ - رعایتنکردن عدالت فضایی در توزیع فعالیتهای عمرانی درسطح شهر و ترجیح بافتهای جدید نسبت به بافت تاریخی شهر؛ - شرایط نامناسب اشتغال و درآمد و درنتیجه، ناتوانی مالی و اقتصادی ساکنان بافت؛ - سکونت اقشار مهاجر کمدرآمد؛ - تهیشدن بافت از فعالیتهای اولیه. |
|
محدودیتها |
- حضور پایین گردشگر؛ - تأثیرگذاری اندک و یا بیاثربودن فعالیتهای تجاری و اقتصادی حاشیۀ بافت بر رونق و حیات آن؛ - پایینبودن میزان تمایل به سرمایهگذاری. |
|
امکانات (قوت) |
- بهرهگیری از مرکزیت بافت برای انجامدادن فعالیتهای اقتصادی؛ - تبدیل صنعت گردشگری بهعنوان یکی از مهمترین منابع تولید درآمد؛ - تزریق فعالیتهای معاصر به کالبد ابنیۀ تاریخی (احداث هتل، رستوران، مرکز فروش صنایعدستی، برگزاری دورههای آموزشی، هنری و صنایعدستی، هنرکده، کتابخانه، موزه و ...)؛ - وجود فعالیتهای اقتصادی از قدیم همانند کارگاههای نجاری، قلمکاری، آسیاب و غیره. |
|
فرصتها |
- حفظ آثار باستانی (میراث فرهنگی)؛ - جذب گردشگر؛ - افزایش نقدینگی موجود با بهرهگیری از سرمایۀ ساکنان بومی درقالب ایجاد امکانات و خدمات رفاهی برای گردشگری؛ - ساماندهی نیروی کار ساکن در بافت برای توسعۀ گردشگری؛ - بهرهگیری از مرکزیت بافت برای انجامدادن فعالیتهای اقتصادی؛ - تزریق فعالیتهای معاصر به کالبد ابنیۀ تاریخی (احداث هتل، رستوران، مرکز فروش صنایعدستی، برگزاری دورههای آموزشی، هنری و صنایعدستی، هنرکده، کتابخانه، موزه و ...). |
|
تهدیدات |
- تخریب ناخواستۀ بافت تاریخی با فعالیتهای اقتصادی و خدماتی؛ - تبدیلشدن خانهها به انبار مراکز تجاری نزدیک بافت. |
منبع: نویسنده
لزوم احیای اقتصادی در فرآیند رشد و توسعۀ شهر آن زمان ضروریتر احساس میشود که بدانیم احیای اقتصادی بافت کهن عمدهترین محور و کارسازترین اهرم احیای شهر است. بهطور کلی، میتوان گفت که برای درمان فرسودگی مکانی و بازگرداندن موقعیتهای اقتصادی هر منطقه، برقراری امتیازهای رقابتی و ایجاد سرزندگی در بافت از مهمترین عواملی است که دستیابی به این مهم با راههایی به دست میآید که میتوان مهمترین آنها را ایجاد اشتغال، تغییر کاربری نامناسب بناها، ایجاد پویایی و سرزندگی اقتصادی در فعالیتها و کاربریها، لزوم توجه به ایجاد اقتصاد فرهنگی برای جذب گردشگران و پرهیز از به کار بردن فرهنگ اقتصادی و درنهایت، ایجاد اقتصاد پایدار در بافت و بناهای تاریخی با ارزش آن دانست.
بررسی کلی قوتها، ضعفها، تهدیدها و فرصتها در محدودۀ بافت فرسوده
با بررسی قوتها، ضعفها، تهدیدات و فرصتهای موجود در بافت فرسودۀ باباقاسم به دو دستۀ کلی عوامل بیرونی و عوامل درونی دست پیدا میکنیم. فرصتها و تهدیدها جزء عوامل بیرونی تأثیرگذار بر احیای بافت تاریخی و قوتها و ضعفها نیز جزء عوامل درونی مؤثر بر بافت تاریخی باباقاسم است.
جدول 10: قوتها، ضعفها، تهدیدها و فرصتها در محدودۀ بافت فرسوده
Table 10: Strengths, weaknesses, threats, and opportunities in the field of worn tissue
|
· 1- امکان استفاده از مراکز خدماتی منطقههای همجوار؛ · 2- امکان اشتغال؛ · 3- تلاش برای کاهش تفاوتهای ناشی از ملاک های قومی و جنسیتی؛ · 4- نزدیکی به مراکز خرید شهر. |
فرصتها |
|
عوامل بیرونی |
|
ü 1- پایینبودن میزان سرمایهگذاری؛ ü 2- بیتوجهی به بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده؛ ü 3- بیتوجهی به مشارکت مردم؛ ü 4- عدم حمایتهای فنی و مالی از ساختوسازها؛ ü 5- نگرش منفی دیگران نسبت به سکونت در منطقه؛ ü 6- وجود آلودگیهای محیطی؛ ü 7- هجوم روزافزون مهاجران به بافت فرسوده. |
تهدیدها |
|
|
|
§ 1- امکان دسترسی آسان به بازار و سایر نقاط شهر؛ § 2- بازگشت سرمایۀ مناسب؛ § 3- تأسیس نهاد مسئول مستقل؛ § 4- تمایل عدهای از ساکنان به ادامۀ زندگی در بافت؛ § 5- تهیۀ طرح بهسازی و نوسازی برای بافت فرسوده؛ § 6- مکانگزینی مناسب بافت؛ § 7- علاقۀ ساکنان به بهسازی و نوسازی؛ § 8- قیمت مناسب زمین در بافت؛ § 9- وجود اراضی و مکانهای مخروبۀ زیاد برای بازسازی؛ § 10- وجود تجهیزات شهری شامل آب، برق، گاز و ... . |
قوتها |
|
عوامل داخلی |
|
Ø 1- پایینبودن درآمد؛ Ø 2- پایینبودن سواد؛ Ø 3- اطلاعرسانینکردن از فعالیتها و اقدامها؛ Ø 4- حمایتنکردن از تشکّلهای محلی؛ Ø 5- نداشتن فعالیت برای افزایش آگاهی شهروندان؛ Ø 6- نظارتنکردن بر ساختوسازها؛ Ø 7- کمبود خدمات و امکانات؛ Ø 8- معابر نامناسب؛ Ø 9- وجود بزهکاری. |
ضعفها |
|
منبع: نویسنده
ارائه راهحل برای رفع مشکلات در بافت فرسوده
راهحل مسائل و مشکلات کالبدی
استفاده از مصالح ارزان و قدیمی در بیشتر ساختمانهای این بافتها ازجمله مواردی است که ازطرفی، باعث ضرورت توجه به مسائل بافتهای قدیمی و فرسوده میشود و از طرف دیگر، تهدیدی جدّی برای ایمنی ساکنان است. همچنین، باتوجه به اینکه مهمترین دشواریهای بافت فرسودۀ شهری، نارسایی شبکۀ راهها و دسترسیهاست،گذرهای کمعرض و غیرهندسی آمدوشد را برای اهالی محله دشوار کرده است. این بافتها بهدلیل فقر ساکنان و مالکان آنها امکان نوسازی خود به خود را ندارند. همچنین، سرمایهگذاران انگیزهای برای سرمایهگذاری در آن را ندارند؛ بنابراین اگر جهتگیری و سمتوسوی بافت فرسوده به همین منوال صورت پذیرد و بهدنبال آن مداخلههایی بدون برنامه صورت گیرد، این بافتها روزبهروز بر مشکلاتشان افزوده و به مکانهایی آشفته تبدیل میشوند؛ بنابراین چارهاندیشی برای رفع این مشکلات ضروری است. درواقع، بافت فرسوده، محدودههای آسیبپذیر شهر است که نیازمند مداخلۀ هماهنگ و برنامهریزیشده برای ساماندهی و ارتقای کیفیت سکونت است.
جدول 11: راهحل مسائل و مشکلات کالبدی
Table 11: Solutions to physical issues and problems
|
راهحل مسائل و مشکلات کالبدی |
|
|
راهحل کوتاهمدت |
- حفاظت و مرمت موضعی بناها و ساختمانهای بافت فرسوده (نوسازی و بهسازی)؛ - بهبود محیط کالبدی. |
|
راهحل میانمدت |
- استفاده از فضاهای خالی برای ایجاد فضاهای باز شهری درمقیاس مطلوب (بهسازی و نوسازی)؛ - بهبود عملکرد با احترام به کالبد زنده و پویا؛ - نماسازی به سبک قدیم. |
|
راهحل بلندمدت |
- ارتقا کیفی کالبد و فضای زیستمحیطی با تنظیم ضوابط ساختوساز مخصوص بافتهای فرسوده؛ - مشخصکردن نوع مداخله در بافت و میزان آن ازسوی متخصصان شهرسازی، برنامهریزی شهری و باستانشناسان و مرمتکاران. |
|
هدفها و اولویتهای اجرایی |
- بهسازی ارزشهای فرهنگی؛ - احیای میراث فرهنگی؛ - اجرای قوانین و شیوهنامههای ساختوساز برای ارتقای سطح کیفی کالبد و سیمای بصری بافت تاریخی و فرسوده؛ - ایجاد هماهنگی. |
منبع: نویسنده
راهحل مسائل و مشکلات عملکردی
نقش و عملکرد مدیریت شهری در پایداری محلهها اهمیت زیادی دارد. مدیریت شهری و شهرداری باتوجه به وظایفی که درسطح محله برعهده دارد، با انجامدادن وظایف خود بهصورت مطلوب میتواند در پایداری محلهها اثرگذار باشد. درواقع، نقش و توانمندی اهرم مدیریت شهری درقالب تدوین و اجرای برنامهها در محلههای شهری بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی در پایداری شهری شناخته شده است. پس میتوان گفت که هدف تئوریک و کلان سیستم مدیریت شهری و شهرداریها تقویت فرآیند توسعۀ پایدار شهری است؛ بهنحوی که زمینه و محیط مناسب برای زندگی راحت، امن و کارآمد شهروندان به تناسب ویژگیهای آنان و جامعۀ مربوط فراهم شود. همچنین، تأکید اصلی مدیریت شهری بر اتخاذ سیاستهای مناسب در بخشهای راهبردی (برای ظرفیتسازی و توانبخشی درسطحهای محلی) بهجای اجرای پروژههای عظیم عمران شهری است.
جدول 12: راهحل مسائل و مشکلات عملکردی
Table 12: Solutions to functional issues and problems
|
راهحل مسائل و مشکلات عملکردی |
|
|
راهحل کوتاهمدت |
- ایجاد کاربری گردشگری درحین نوسازی و بهسازی. |
|
راهحل میانمدت |
- استفادۀ تا حد ممکن از بناهای رهاشده برای تأمین کاربریهای لازم (بهسازی و نوسازی)؛ - توزیع مناسب کاربریها براساس ساختار بافت فرسوده. |
|
راهحل بلندمدت |
- ایجاد فضاهایی با عملکردهای مختلف برای رفع نیازهای آموزشی، ورزشی، تفریحی و خدماتی و درنهایت، تغییر سطح اجتماعی افراد. |
|
هدفها و اولویتهای اجرایی |
- احیای هویت عملکردی بافت با کاربریهای فرهنگی و آموزشی به مجموعه و ایجاد کشش به بافت و جلوگیری از تبدیلشدن به یک کاربری خاص. |
منبع: نویسنده
راهحل مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی
باتوجه به راهکارهایی که برای ارتقای کیفیت حملونقل شهری در شهر پایدار مطرح شده، بر لزوم توجه بیشتر به نقش عابر پیاده تأکید شده است. بر این اساس، شبکۀ حملونقل شهر پایدار برمبنای حرکت عابر پیاده شکل میگیرد. پیادهراهها حرکت عابر پیاده را در فضاهای شهری تسهیل کرده و موجب شده است تا عابر پیاده در فضایی امن و بهدور از خودروها حضور یابد و بدین ترتیب موجبات ارتقای تعاملات اجتماعی در فضای شهری فراهم میشود. بافت تاریخی باباقاسم اگرچه بهلحاظ زیرساختهای شهری، دسترسیها، فرسودگی کالبدی و نظایر آن با مشکلات زیادی مواجه است، درحقیقت پتانسیلهایی دارد که نمایانگر هویت، فرهنگ و تاریخ شهر درطی دورههای گذشته است. استقرار و استمرار فعالیتها بهخصوص فعالیتهای پیاده و ایجاد ارتباطات و تعاملات چهرهبهچهره سبب ارتقا حیات شهری و جریان زندگی در این محلۀ کهن خواهد شد.
جدول 13: راهحل مسائل و مشکلات شبکه دسترسی
Table 13: Solution of access network issues and problems
|
راهحل مسائل و مشکلات شبکۀ دسترسی |
|
|
راهحل کوتاهمدت |
- ساماندهی مسیرهای پیاده برای تسهیل در رفتوآمد (سنگفرشکردن). |
|
راهحل میانمدت |
- نورپردازی در مسیرها؛ - عریضکردن کوچهها؛ - طراحی شبکۀ پیاده (خیابان سبز). |
|
راهحل بلندمدت |
- ایجاد مسیرهای جدید در خارج از بافت تاریخی؛ - ایجاد دسترسیهای بهتر با استفاده از ترکیب تکنولوژی جدید و سنتی بدون آسیب به بافت تاریخی. |
|
هدفها و اولویتهای اجرایی |
- ایجاد تنوع و مطلوبیت در جریان رفتوآمد و ایجاد مسیرهای پیادۀ جذاب؛ - افزایش سطح کیفی فضای محیطی و دسترسیها با بازکردن مسیرهای جدید. |
منبع: نویسنده
راهحل مسائل و مشکلات اجتماعی
گرایشهای اقتصادی در بیشتر طرحهای بهسازی و بازسازی بافتهای قدیمی و فرسودۀ شهری دنبال میشود و کمتر کسی به جنبههای اجتماعی آن میپردازد. کشیدن یک و یا چند راسته خیابان جدید در محدودۀ طراحیشده و تجاریکردن فضاهای پیرامونی، تملک آنها و واگذاری به بخش خصوصی برای رونق اقتصادی، تعریف کاربریهای جدید نظیر فضاهای سبز، مراکز محله و تعریض شبکههای ترافیکی موجود برای رفع کمبودهای محدوده از نمونه اقدامهای انجامشده برای احیا بافتهای فرسودۀ شهری است. بدون شک، تشویق ساکنان برای ماندن در محدوده، جلب مشارکت آنها در طرحهای بهسازی و بازسازی و درنهایت، سوقدادن محدوده بهسمت نوسازی تدریجی و سلولبهسلول که موجب بهبود کالبدی می شود، بدون بهبود اقتصادی به دست نخواهد آمد؛ ولی این موضوع که خود در باطن امری مثبت و سازنده است، بدون توجه به کلیت محدوده و مسائل اجتماعی و فرهنگی مشکلاتی به دنبال میآورد. به نظر میآید اگر کل محدودۀ شناساییشده بهعنوان بافت فرسوده، مورد نوسازی و موضوع طراحی قرارگیرد و بهجای تملک زمین مشارکت ساکنان بومی و حفظ آنها در محدوده دنبال شود، علاوهبر مزایای اقتصادی جنبههای اجتماعی و فرهنگی نیز پاسخگو خواهد بود.
جدول 14: راهحل مسائل و مشکلات اجتماعی
Table 14: Solutions to social issues and problems
|
راهحل مسائل و مشکلات اجتماعی |
|
|
راهحل کوتاهمدت |
- ایجاد امنیت با گشتهای سیّار؛ - حمایت از تشکّلهای محلی. |
|
راهحل میانمدت |
- استفاده از جمعیت جوان بافت بهعنوان پشتوانهای قوی برای بهسازی، نوسازی و فرهنگسازی بهتر و کمک به فرآیند توسعۀ شهری. |
|
راهحل بلندمدت |
- توجه ویژه به مشارکت اقشار گوناگون و کسب نظرهای متنوع برای بهسازی و نوسازی بافت فرسوده؛ - تلاش برای کاهش مشکلات ناشی از نداشتن تجانس اجتماعی در بافت فرسودۀ شهر و ایجاد و گسترش عدالت اجتماعی؛ - فرهنگسازی مناسب و تبدیل آن به یک فضای امن شهری. |
|
هدفها و اولویتهای اجرایی |
- مشارکت مردم بهعنوان نظارت اجتماعی با سیاستهای تشویقی و مدیریتی. |
منبع: نویسنده
سه مرحله برای جلب مشارکت مردمی پیشنهاد میشود.
- در مرحلۀ اول جلسههای مردمی در مساجد با حضور نمایندگان شهرداری و مجریان طرحها برای شنیدن مشکلات مردم و مطرحشدن مشکلات موجود محله (مشکلاتی که در آینده بهعلت عدم نوسازی محله پیش خواهد آمد) برگزار میشود. در این میان، ایجاد فضای تعاملی برای دریافت پیشنهادهای ساکنان دربارۀ چگونگی طرحهای نوسازی و بهسازی پیشنهاد میشود. این جلسهها باید بهصورت ماهانه در محله و با مجراهایی که مردم به آنها اعتماد دارند؛ یعنی روحانیون و معتمدین محله در مساجد تشکیل شود. شهرداری باید هزینۀ جلسهها را باتوجه به میزان شرکتکنندگان پرداخت کند. زمان برگزاری این جلسهها درحدود 1 ماه طول میکشد.
- در مرحلۀ دوم پس از شنیدن و جمعآوری نظرهای ساکنان با کارشناسان جلسههایی در این خصوص برگزار میشود و بهدنبال آن طرحهای نوسازی و بهسازی از تلفیق نظرهای مردم و کارشناسان به وجود میآید. در این میان، چند طرح پیشنهاد میشود که در آن منافع ساکنان و قوانین شهرسازی درنظر گرفته شده است و سپس در جلسههایی با مردم به اشتراک گذاشته میشود. درنهایت، آن طرحی انتخاب میشود که بیش از همه نزدیک به نظرهای ساکنان و قوانین شهرسازی باشد. در این مرحله برای اعتمادسازی بیشتر میان مردم و مجریان دربارۀ منافع و عایدات شهروندان اطلاعات این طرحها بهطور کامل، شفافسازی و برای از بین رفتن شبهههای تمام مراحل مشارکت در این طرحها مستندسازی شود. درنهایت، برای از بین رفتن شبههها تمام مراحل مشارکت در این طرحها مستندسازی میشود.
- در مرحلۀ آخر باید اقدام به ایجاد دفاتر نوسازی در محله برای تسهیل روند نوسازی شود و سپس تسهیگران با مالکان جلسههایی دربارۀ اخذ موافقت آنها برای تجمیع و نوسازی املاکشان (از این جهت که برای برخورد مناسب با مردم، جلب اعتماد و مشارکت آنها آموزش دیدهاند) برگزار کنند.
نتیجهگیری
رویکرد نوسازی بافت فرسوده نیازمند بازنگری جدّی است و تا به حال رویکردهای موجود کالبدگرا بوده است. حال آنکه رویکردهای جهانی حاکی از پیگیری رویکردهای همهجانبهگر با تأکید بیشتر بر ابعاد غیرکالبدی است. رویکردی که مبتنی بر درک تناسب شکل گرفته تاریخی میان شهر و شهروند است و سعی میکند با حداقل دخالت مستقیم و کالبدی و حداقل تغییرات به نتایج مطلوب خود دست یابد. شهر تا توانسته خود را برای رفع نیاز شهروندان متناسب کرده است و شهروندان نیز خود را با ساختار کالبدی موجود متناسب کردهاند؛ اما تجربههای سالهای اخیر نشان میدهد که روشهای مداخله در بافت فرسوده خواسته و یا ناخواسته بیشتر به برهمزدن این تناسب برآمده و بهدنبال آن طرحهای ازپیش تدوینشدۀ شهری دچار برهمزدن این تناسب شده است. حتی اگر بپذیریم این طرحها بهواقع، شرایط بهتری را برای شهروندان به ارمغان خواهد آورد، مقاومت طبیعی درمقابل برهمزدن نظم حاصل از این تناسب به نظم جدید حاصل از تناسب جدید، نیازمند صرف انرژی و منابع فراوان است که این انرژی، منابع و توان به غیر از پتانسیلهای موجود در خود جامعۀ شهری در هیچ جای دیگری موجود نیست. تجربههای سالهای گذشتۀ مدیریت شهرهای مختلف نشان میدهد که روش مداخله در بافتهای فرسودۀ (مبتنی بر آزمون مسیرهای مختلف، یادگیری و نظریهپردازی در این حوزه) سیری تکاملی طی کرده است. بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که مدیریت شهری از روشهای یکسویه که متمرکز بر تملک و تخریب بافتهای فرسوده بوده است، بهسمت سطح اولیهای از مشارکت شهروندی حرکت کرده است. این سطح از مشارکت را میتوان جلب رضایت آگاهانۀ شهروندان برای پیادهسازی هدفهای کالبدی از پیش تعیینشده دانست با این حال باتوجه به باور عمومی و اعتقاد دستگاههای اجرایی و مدیریتی بر ضرورت توجه به نقش مشارکت در تحققپذیری اقدامها، رویکردهای متأخر با تغییرات تدریجی بهسمت مشارکت حرکت کرده است؛ بهطوری که همین رویکردهای متأخر منجر به شکلگیری دفاتر خدمات نوسازی شد. درنهایت، با کمی دقت میتوان دریافت که باوجود سیر تکاملی رویکردهای مدیریت شهری در مواجهه با نوسازی بافتهای فرسوده، کماکان رویکردها بهصورت غیرجامع با غلبۀ یک بُعد از ابعاد پدیدههای شهری دنبال میشود و تا به امروز به میزان اندکی توانسته است به این مسئله پاسخ دهد. شاید یکی از دلایل توفیق اندک مدیریت شهری این نکته باشد که ریشههای شکلگیری بافت فرسوده اغلب در جایی بیرون از مدیریت شهری است و دراصل، بخش چشمگیری از این میراث به یادگار مانده از ساختار کلان مدیریت اقتصادی و اجتماعی است. فقر، نابرابری اقتصادی و اجتماعی، بیکاری، تورم، مهاجرت و مسائلی از این قبیل ازجمله عواملی هستند که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم میتوانند بر پدیدۀ فرسودگی شهری مؤثر باشند. با این نگرش، فرسودگی زمانی آغاز میشود که در یک محدودۀ جغرافیایی به هر دلیلی تمایل برای حفظ میراث یا نوسازی کالبدی کاهش یافته باشد و به دنبال آن فرسایش کالبدی از میزان سرمایه گذاری خصوصی در حفظ و نو سازی بافت پیشی بگیرد. این تحولات اجتماعی–اقتصادی در قالب فرسودگی کالبدی خودنمایی میکند و سپس بافت با شکلگیری سیکل تقویتشوندۀ فرسودگی کالبدی و فرسودگی هویتی و اجتماعی بهسمت فرسودگی بیشتر پیش میرود؛ بنابراین تنها با برخی از اقدامهای موردی کالبدی یا اتکا بر برنامههای اجتماعی و توانمندسازی اجتماعی و یا حتی چشم امیدبستن به سرمایههای پولی و غیرپولی ساکنان نمیتوان با بافت فرسوده به بازگرداندن جریان زندگی به این عرصهها کمک کرد. راهحلهایی که بیشتر تا به امروز برای حل این معضل متصور میشود، میتوان در سه راهبرد اصلی خلاصه کرد: نخست اینکه علائم کالبدی فرسودگی را ازبین ببریم به این امید که روند فرسودگی کُند شود؛ دوم اینکه به درمان فرسودگی یک بافت بپردازیم؛ بهطوری که به ریشههای اقتصادی و اجتماعی فرسودگی پرداخته شود و سعی بر آن باشد تا بافت از این منظر احیا شود و سوم اینکه از فرسودگی بافتهای درمعرض خطر فرسودگی جلوگیری کنیم؛ البته در سالهای گذشته مداخله در بافتهای فرسوده بیشتر کالبدی بوده و تاکنون موفقیت چشمگیری نیز در احیای بافت با تغییر کالبد آن به دست نیامده است. همچنین، منابع چشمگیری به این موضوع اختصاص پیدا نکرده است و سازمانهای شهری تلاش کردهاند تا با استفاده از روشهای خودگردان به نوسازی مبادرت کنند.