بررسی آثار گردشگری بر رضایت ساکنان محلی با کاربرد نظریة سرریز پایین به بالا؛ نمونة موردی: منطقة کمردوغ

نویسندگان

1 دانشیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران.

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد توسعه روستایی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران.

چکیده

گردشگری، یکی از صنایع با قوی‌ترین شتاب توسعه در اقتصاد جهانی است و با خود آثار مثبت و منفی بسیاری به همراه دارد. یکی از عوامل کلیدی در توسعة گردشگری، رضایت ساکنان محلی است. درک رابطة بین آثار گردشگری و رضایت ساکنان از زندگی، نقشی حیاتی در موفقیت مقاصد گردشگری در آینده ایفا می‌کند. نظریة سرریز پایین، نظریه‌ای است که این رابطه را بررسی می‌کند. براساس این نظریه تصور می‌شود رضایت از زندگی بر بالای سلسله‌مراتب نگرش (یا رضایتمندی) قرار گرفته و متأثر از رضایت از حوزه‌های زندگی (جامعه، خانواده، کار، زندگی اجتماعی، سلامتی و ...) است. هدف پژوهش، بررسی رابطة بین ادراک ساکنان از تأثیرات گردشگری (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی) با رضایت ساکنان از حوزه‌های خاص زندگی (رفاه مادی، رفاه اجتماعی، رفاه عاطفی و رفاه سلامتی) و درنهایت رضایت کلی از زندگی است. روش انجام پژوهش کمّی- تحلیلی، ابزار سنجش پژوهش پرسش‌نامه و جامعة آماری آن شامل تمام ساکنان منطقة کمردوغ است. تعداد نمونه‌ها با جدول کرجسی و مورگان تعیین (220 n=) و نمونه‌ها با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شد. اعتبار صوری پرسش‌نامه را کارشناسان تأیید کردند. پایایی پرسش‌نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (73/0 تا 91/0(α= تأیید شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد تأثیر متغیرهای حس رفاه مادی، حس رفاه سلامت، حس رفاه اجتماعی و حس رفاه احساسی بر رضایت ساکنان از منطقه معنا‌دار بوده است. این متغیرها درمجموع توانستند 4/34درصد از تغییرات متغیر رضایت ساکنان را تبیین کنند. همچنین متغیر رفاه احساسی و رفاه مادی نسبت به دو متغیر دیگر قدرت بیشتری در پیش‌بینی متغیر رضایتمندی شخصی داشتند. نوآوری پژوهش حاضر استفاده از نظریة سرریز پایین به بالاست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating the Impact of Tourism on Local Residents' Satisfaction: bottom-up spillover theory (Case study: Kamardough Region)

نویسندگان [English]

  • Masoud Yazdanpanah 1
  • Mehdi Shokouhi 2
1 Associate professor, Department of Agricultural Extension and Education, Faculty of Agriculture and Engineering and Rural Development, Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khuzestan, Mollasani, Iran.
2 Former M.Sc. Student, Department of Agricultural Extension and Education, Faculty of Agriculture and Engineering and Rural Development, Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khuzestan, Mollasani, Iran.
چکیده [English]

Problem statement: Tourism is one of the industries with the strongest development momentum in the global economy, encompassing too many positive and negative effects. One of the key factors in local tourism development, is local residents’ satisfaction. Understanding the relation between tourism effects, and residents’ satisfaction of their lives, plays a key role in the future success of tourism destinations. bottom-up spillover theory recognizes this relation. The basic premise of bottom-up spillover theory is that life satisfaction is on top of attitude (or satisfaction) hierarchy; and therefore is influenced by satisfaction with life domains (e.g., satisfaction with the community, family, work, social life, health, and so on).
Aim: this research explores the link between community residents’ perceptions of tourism (economic, social, cultural, and environmental) impacts, with residents’ satisfaction with particular life domains (material well-being, community well-being, emotional well-being, and health and safety well-being); and overall life satisfaction.
Methodology: The Research method is quantitative-analytic. The survey instrument was a questionnaire. The statistical population of this research consisted of all of Kamardough Region's residents. the sample was determined through Krejcie-Morgan Table; and selected through the Random Sampling method (n=220). The face validity of the questionnaire was confirmed by a panel of experts. the reliability of the questionnaire was approved using Cronbach's alpha coefficient (α= 0/73-0/91).
Results: regression analysis showed that the impact of material well-being, health well-being, community well-being, and emotional well-being, has been significant in residents' satisfaction from the region. These variables could finally predict 34.4% of variances in the satisfaction variable. While, the two material well-being, and emotional well-being, had more power in predicting the individual satisfaction, comparing the other two variables.
Innovation: The study's innovation is in using bottom-up spillover theory.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Satisfaction
  • Local residents
  • Welfare
  • Tourism Impacts
  • Kamardough Region

مقدمه

گردشگری در جهان کنونی صنعتی پاک و سومین پدیدة اقتصادی پویا، پررونق و رو به توسعه است و پس از صنایع نفت و خودروسازی گوی سبقت را از دیگر صنایع جهانی ربوده است (غفاری و ترکی هرچکانی، 1388: 113). چنانکه حدود چهارپنجم کشورهای جهان یعنی در بیش از 150 کشور، گردشگری یکی از پنج منبع مهم کسب ارز خارجی است و در 60 کشور رتبة اول را به خود اختصاص می‌دهد (رضوانی، 1387: 5). همچنین صنعت گردشگری ازنظر ایفای نقش در تولید ناخالص داخلی [1]GDP مهم است و فرصت‌های شغلی متعددی را در بسیاری از کشورها ایجاد می‌کند (2013: 135 ,Deng et al).

با توجه به گزارش مجمع جهانی گردشگری [2](WTTC)، سهم مسافرت و گردشگری در تولید ناخالص داخلی جهان در سال 2012 رشد 3درصدی داشته است. این میزان رشد سریع‌تر از رشد اقتصاد جهانی (3/2درصد) و نیز سریع‌تر از رشد تعدادی از صنایع گسترده ازجمله تولیدی، خدماتی، کسب‌وکار و خرده‌فروشی بوده است. سهم مستقیم صنعت گردشگری در تولید ناخالص داخلی جهان 1/2 تریلیون دلار بوده است و این صنعت به‌طور مستقیم 101 میلیون شغل را پشتیبانی می‌کند (Khuong, 2014: 314 & Ngoc). همچنین با توجه به گزارش سازمان جهانی گردشگری، گردشگری به یکی از سه عامل مؤثر بر توسعة اقتصادی در بیش از 50درصد از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شده و 10درصد از تولید ناخالص داخلی در کشورهای غربی و 40درصد از تولید ناخالص داخلی کشورهای فقیر را به خود اختصاص داده است (Wang, 2014: 517).

متخصصان معتقدند بین گردشگری و کیفیت زندگی رابطة مستقیمی وجود دارد؛ زیرا گردشگری با کاهش میزان فقر، افزایش درآمد سرانه یا افزایش جرم و جنایت و آلودگی محیط زیست باعث تغییر در کیفیت زندگی می‌شود (Gondos, 2014: 879). اگر گردشگری به‌مثابة ابزار توسعة اقتصادی برای جامعة محلی درک شود، ممکن است با ارائة عواملی مانند اشتغال و سرمایه‌گذاری فرصت‌ها، درآمدهای مالیاتی، رستوران‌ها، خدمات اقامت، جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی، جشنواره‌ها و فرصت‌های تفریحی، کیفیت زندگی را برای ساکنان بهبود بخشد و باعث توسعة منطقه شود (Tichaawa & Mhlanga, 2015: 4). علاوه بر جنبه‌های اقتصادی، این صنعت تغییرات فرهنگی و اجتماعی مهمی را در مقاصد گردشگری ایجاد می‌کند (حاجی‌نژاد و احمدی، 1389: 7)؛ بنابراین گردشگری، یکی از فعالیت‌های مهمی است که در دهه‌های اخیر توجه ویژه‌ای به آن شده است (میرکتولی و مصدق، 1389: 137).

یکی از انواع گردشگری، گردشگری روستایی است. امروزه سهم گردشگری روستایی از انواع گردشگری 10 تا 25درصد است. این نوع گردشگری از یک سو نقش مهمی را در متنوع‌سازی اقتصاد جوامع روستایی در قالب صنعت گردشگری ایفا می‌کند و از سوی دیگر وسیله‌ای برای تحریک رشد اقتصاد ملی است (رضوانی، 1387: 8). گسترش و توسعة گردشگری در مناطق روستایی ازجمله عناصری است که موجب نجات روستا‌ها از فقر، مهاجرت و مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌شود. در بیشتر نواحی روستایی به دلیل غالب‌بودن اقتصاد کشاورزی و آسیب‌پذیری آن، توجه به دیگر فعالیت‌ها نظیر گردشگری به‌مثابة مکمل این بخش از جنبه‌های مختلف تضمینی بهبود شرایط زندگی روستاییان است (مهدوی حاجیلویی و همکاران، 1387: 40).

هنگامی که یک جامعه به مقصد گردشگری تبدیل می‌شود، زندگی ساکنان آن جامعه از فعالیت‌های گردشگری تأثیر می‌پذیرد (Kim et al, 2013: 528)؛ اما به‌منظور استفاده از مزایای گردشگری و توسعة مناطق روستایی با استفاده از گردشگری، لازم است ساکنان مناطق گردشگری دید مناسبی به گردشگری داشته باشند و از توسعة آن حمایت کنند؛ به بیان دیگر براساس نظریة مبادلة اجتماعی، ساکنان براساس هزینه و فایدة درک‌شدة اقتصادی، اجتماعی و محیطی به توسعة گردشگری واکنش نشان می‌دهند و میزان حمایت نیز تابعی از منافع و هزینة درک‌شدة حاصل از توسعة گردشگری است (Allen et al, 1993: 27). درواقع اگر ساکنان به آثار مثبت گردشگری و کسب منفعت از آن خوش‌بین باشند، به حمایت و همکاری در این زمینه تمایل خواهند داشت و اگر به این باور برسند که منافع گردشگری بیش از هزینه‌های آن است، به درگیرشدن در این تبادل علاقه‌مند خواهند شد (علیقلی‌زادة فیروزجانی و همکاران، 1393: 53؛ Ap, 1992: 669)؛ اما اگر جامعة میزبان بر این باور باشد که توسعة گردشگری در تخریب محیط اجتماعی و فیزیکی آنها مؤثر است و گردشگران عامل این روند هستند، ممکن است کیفیت تعاملات میان ساکنان و گردشگران دچار تنزل شود (علیقلی‌زادة فیروزجانی و همکاران، 1389: 36). درواقع گردشگری ممکن است تأثیر منفی بر مقصد گردشگری و نگرش جامعة میزبان داشته باشد (Fun et al, 2014: 65)؛ به بیان دیگر اگر درک آثار مثبت (منافع) گردشگری بیش‌ از عواقب منفی بالقوة آن باشد، ساکنان به احتمال زیاد از گردشگری حمایت می‌کنند. به این ترتیب برداشت ساکنان از آثار گردشگری برای توسعة موفق و بهره‌برداری از گردشگری مهم در نظر گرفته می‌شود (Stylidis et al, 2014: 262). به این ترتیب درک واکنش محلی و عواملی که بر این طرز تفکر تأثیر می‌گذارند در دستیابی به هدف حمایت مطلوب از توسعة گردشگری، امری ضروری است (رضوانی، 1387: 6).

درک ساکنان، سیاست به حداقل رساندن آثار منفی بالقوة توسعة گردشگری و به حداکثر رساندن منافع آن را آسان می‌کند که منجر به توسعة جامعه و حمایت بیشتر از گردشگری می‌شود (Stylidis et al, 2014: 263; Lee, 2013: 38)؛ بنابراین به‌طور خلاصه از یک سو در صورت درک آثار مثبت گردشگری، این صنعت به ابزاری برای توسعة اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی با استفاده از بهبود استاندارد زندگی مردم تبدیل می‌شود (Simao and Partidario, 2012: 374)؛ از سوی دیگر آثار گردشگری ممکن است باعث ناراحتی و نارضایتی جامعة میزبان شود که آن نیز به‌ نوبة خود مشکلاتی را درزمینة پایداری درازمدت صنعت گردشگری و منافع اقتصادی حاصل از آن ایجاد می‌کند (Lawson et al, 1998: 247)؛ به بیان روشن‌تر رضایت ساکنان از گردشگری باعث حمایت آنان از گردشگری می‌شود و درنتیجه یکی از الزامات موفقیت در گردشگری است.

توسعة گردشگری و موفقیت در آن بدون آگاهی از میزان رضایت ساکنان مناطق گردشگری و شناخت عوامل مؤثر بر آن امکان‌پذیر نیست؛ همچنین درک رابطة بین آثار گردشگری و رضایت ساکنان از زندگی، نقشی حیاتی در موفقیت مقصد گردشگری در آینده ایفا می‌کند (احمدی و همکاران، 1395: 63)؛ بنابراین بررسی نگرش و دیدگاه ساکنان مناطق گردشگری به‌منزلة جامعة میزبان گردشگران نسبت به حضور گردشگران در جوامعشان و درک آنان از آثار این صنعت برای برنامه‌ریزی در توسعة گردشگری ضروری است (سلیمانی هارونی و همکاران، 1389: 213). با توجه به این ضرورت، هدف این مطالعه، بررسی تأثیر درک آثار مختلف گردشگری بر ابعاد رفاه درک‌شده و درنهایت بر رضایت کلی ساکنان مناطق گردشگری کمردوغ است. برای بررسی آثار درک‌شدة گردشگری بر رضایت از زندگی افراد از نظریة سرریز پایین به بالا[3] استفاده می‌شود.

 

نظریة سرریز پایین به بالا

فرضیة اساسی نظریة سرریز پایین به بالا این است که رضایت از زندگی به‌طور کارآمدی با رضایت از همة حوزه‌ها و زیرحوزه‌های زندگی ارتباط دارد. تصور می‌شود رضایت از زندگی در بالای سلسله‌مراتب نگرشی (یا رضایتمندی) قرار گرفته و از این رو متأثر از رضایت از حوزه‌های زندگی (جامعه، خانواده، کار، زندگی اجتماعی، سلامت و ...) است (Sirgy et al, 2011: 261; Kruger, 2012: 279; Andereck & Nyaupane, 2011: 248; Sirgy & Lee, 2006: 27). درواقع بین رضایت از تجارب افراد در حوزه‌های زندگی فردی برای دستیابی به رضایت کلی از زندگی رابطة سلسله‌مراتبی وجود دارد.

براساس نظریة سرریز پایین به بالا آثار در یک حوزة مشخص از زندگی انباشته و به شکلی عمودی به حوزه‌های بالاتر سرریز می‌شوند (مانند زندگی به‌طور کلی). از این بحث اینگونه استنباط می‌شود که آثار درک‌شدة گردشگری (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی) با رضایتمندی از حوزه‌های زندگی (احساس رفاه در زندگی مادی، زندگی اجتماعی، زندگی احساسی و سلامتی) ارتباط دارد که به نوبة خود بر رضایت از کل زندگی تأثیر می‌گذارد (kim et all, 2013: 531)؛ برای نمونه سرگی و همکاران[4] (2011) در مطالعة خود این موضوع را بررسی کردند که چگونه یک تجربة خاص مسافرتی به تأثیرات مثبت و منفی در حوزه‌های مختلف زندگی منجر می‌شود و درنتیجه به رضایت کلی از زندگی می‌انجامد. نتایج این پژوهش نشان داد تجارب مسافرت از طریق حوزه‌های مختلف زندگی مانند تعامل اجتماعی، عشق، فرهنگ، خانواده، رفاه فیزیکی و ... بر رضایت از زندگی تأثیر می‌گذارد.

پژوهش‌های مختلف بسیار دیگری نیز در بسیاری از رشته‌ها از نظریة سرریز پایین به بالا بهره گرفته‌اند؛ برای نمونه گرزیکوویاک[5] و همکاران (2006) به این نتیجه دست یافتند که رضایت از مسکن منجر به رضایت از زندگی اجتماعی، رضایت از اوقات فراغت و رضایت از زندگی مادی می‌شود و این رضایت درنهایت بر رضایت کلی از زندگی تأثیر می‌گذارد. رضایت از یک حوزة خاص زندگی (برای نمونه زندگی اجتماعی) نیز به‌نوبة خود متأثر از داشتن نگرانی کمتر در آن حوزه قرار می‌گیرد (برای نمونه آثار درک‌شدة گردشگری در رویدادهای اجتماعی در جامعه) (kim et all, 2013: 528; Tokarchuk et al, 2016: 85).

براساس مطالعة توکرچوک و همکاران[6] (2016) رضایت کلی از زندگی متأثر از رضایت افراد در 8 حوزة زندگی شامل سلامتی، رفاه مادی، زندگی اجتماعی، امنیت شخصی، کیفیت محیط زیست، رفاه احساسی و زندگی خانوادگی است که براساس آن توسعة گردشگری به‌مثابة یکی از مؤلفه‌های زندگی اجتماعی است که بر رضایت از زندگی ساکنان تأثیر می‌گذارد.

براساس مطالعة کیم و همکاران[7] (2013) چهار حوزة رضایت اجتماعی، احساسی، مادی و سلامتی، منبع رضایت کلی از زندگی‌اند.

همچنین وو و همکاران[8] (2015) چهار حوزة زندگی کیم و همکاران را به دو بخش حوزه‌های مادی و غیرمادی زندگی تقسیم‌بندی کرده‌اند که حوزة مادی خود در یک دسته و حوزة احساسی، اجتماعی و سلامتی در دستة دیگر قرار گرفته است. براساس این مطالعه رضایت از زندگی ساکنان عمدتاً تحت تأثیر غیرمستقیم ارزیابی تأثیرات گردشگری در حوزه‌های خاص زندگی مانند زندگی مادی، اجتماعی، عاطفی و سلامت و ایمنی قرار دارد. داشتن درکی مثبت‌تر از آثار گردشگری در حوزه‌های مختلف زندگی ساکنان یک جامعه و درک تأثیر مثبت بیشتر (و تأثیر منفی کمتر) به تأثیر مثبت و منفی در حوزه‌های مختلف زندگی (مانند زندگی اجتماعی، اوقات فراغت و زندگی خانوادگی) کمک می‌کند. به نوبة خود تغییرات در آثار مثبت یا منفی در حوزه‌های مختلف زندگی به تغییر در رضایت از زندگی کمک می‌کند؛ یعنی رضایت بیشتر از زندگی اجتماعی، خانوادگی، کاری، معنوی و ... منجر به رضایت عمیق‌تر از زندگی به‌طور کلی می‌شود (kim et all, 2013: 531). بدین ترتیب براساس بررسی پیشینه و مبانی نظری پژوهش، مدل مفهومی پژوهش به دست آمد (شکل 1).

 

آثار اقتصادی

رفاه مادی

آثار اجتماعی

رفاه اجتماعی

آثار فرهنگی

رفاه احساساتی

آثار زیست‌محیطی

رفاه سلامت

رضایت از زندگی

شکل- 1: مدل رضایت از زندگی

پرسش‌های پژوهش

براساس مرور مطالعات و مبانی نظری، مطالعة حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش‌هاست:

1- درک آثار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست‌محیطی گردشگری بر درک افراد از رفاه خود در چهار بعد اجتماعی، مادی، احساسی و سلامتی تأثیر می‌گذارد؟

2- رفاه اجتماعی، مادی، احساسی و سلامتی بر رضایت افراد تأثیر می‌گذارد؟

از پاسخ به این پرسش‌ها به‌منزلة راهنمایی برای سیاست‌های برنامه‌ریزی موفق در توسعة گردشگری استفاده می‌شود؛ به بیان دیگر لزوم مدیریت و کنترل آثار گردشگری به‌منظور کاهش آثار منفی و تقویت آثار مثبت اهمیت خاصی دارد (بدری و همکاران، 1388: 14)؛ از این رو هدف این پژوهش، یافتن پاسخی برای این پرسش‌هاست.

 

روش‌شناسی پژوهش

در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامه استفاده شد. در پرسش‌نامة استفاده‌شده در این پژوهش، طیف لیکرت برای گویه‌ها و به ترتیب برای گزینه‌های اصلاً، بسیار کم، کم، تا حدی، زیاد و بسیار زیاد امتیازات 1، 2، 3، 4، 5 و 6 به کار رفت. این پرسش‌نامه شامل پرسش‌های مربوط به مشخصات فردی، پرسش‌های مربوط به متغیرهای رضایتمندی از زندگی، درک آثار زیست‌محیطی، درک آثار فرهنگی، درک آثار اجتماعی، درک آثار اقتصادی و حس رفاه است که به‌صورت جداگانه در چهار نوع رفاه مادی، اجتماعی، احساساتی و سلامت سنجیده شده‌اند. روایی پرسش‌نامه با استفاده از نظرات اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان تأیید و به‌منظور سنجش پایایی ابزار پژوهش، 30 پرسش‌نامه از روستاییان خارج از منطقة کمردوغ گرد‌آوری شد. ضریب آلفای کرونباخ نشان داد پایایی همگی متغیرها در حد خوب تا عالی است (91/0 - 73/0). نمونه‌هایی از گویه‌های استفاده‌شده برای هریک از متغیرهای نظریه در جدول (1) آورده شده است. روستای کمردوغ جمعیتی بیش از 257 نفر، 56 خانوار و 7 روستای اقماری و با 7 روستای اقماری خود بیش از 700 نفر جمعیت دارد. تعداد اعضای نمونه فقط از میان ساکنان روستای کمردوغ و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 220 نفر تعیین شد که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها برای آمار توصیفی و همبستگی‌ها نرم‌افزار Spss به کار رفت.

جدول- 1: گویه‌های استفاده‌شده برای متغیرهای پژوهش

نام متغیر

گویه‌ها

رضایتمندی از زندگی

من از زندگی در این منطقه راضی نیستم؛ زیرا این منطقه به دلیل وجود گردشگران به‌شدت شلوغ است.

کیفیت زندگی من به علت حضور گردشگران در این منطقه بهبود یافته است.

درک آثار زیست‌محیطی

من معتقدم گردشگری از راه‌های مختلف موجب بهبود محیط زیست و ظاهر فیزیکی منطقه‌ام می‌شود.

گردشگری موجب افزایش آلودگی زیست‌محیطی می‌شود.

به نظر من گردشگری به حفاظت از محیط زیست طبیعی و حیات وحش منطقه کمک می‌کند.

درک آثار فرهنگی

گردشگری منجر به زنده نگهداشتن فرهنگ‌ها می‌شود و به حفظ هویت قومی ساکنان محلی کمک می‌کند.

گردشگری باعث اختلال در الگوهای رفتار فرهنگ سنتی ساکنان می‌شود.

درک آثار اقتصادی

گردشگری باعث ایجاد مشاغل متنوع برای ساکنان منطقه می‌شود.

گردشگری بازارهای جدیدی را برای محصولات محلی ما ایجاد می‌کند.

گردشگری باعث شده است محصولات محلی ما فروش برود.

درک آثار اجتماعی

به دلیل حضور گردشگران، جاده‌ها و سایر خدمات محلی به‌خوبی نگهداری می‌شوند.

گردشگری دسترسی به خدمات و اوقات فراغت را بهبود بخشیده است.

گردشگری منجر به بهبود کیفیت خدمات پلیس و آتش‌نشانی شده است.

رفاه مادی

توسعة گردشگری برای رفاه اقتصادی جامعه‌ام مهم است.

گردشگری به رفاه مادی من کمک کرده است.

رفاه اجتماعی

امکانات در جامعه‌تان تا چه اندازه کافی و مناسب است؟

مردمی که در اینجا زندگی می‌کنند، تا چه اندازه خوب‌اند؟

رفاه احساساتی (عاطفی)

وقت استراحت شما تا چه اندازه مناسب است؟

اوقات فراغت زندگی شما تا چه اندازه مناسب است؟

رفاه سلامت

اوضاع بهداشتی شما تا چه اندازه مناسب است؟

اوضاع سلامتی شما تا چه اندازه مناسب است؟

 

معرفی محدودة پژوهش

کمردوغ، روستایی در 17کیلومتری شهر قلعه رئیسی و واقع در دهستان طیبی سرحدی شرقی در بخش چاروسا، شهرستان کهگیلویه از استان کهگیلویه و بویراحمد است که موقعیت آن در شکل (2) نشان داده شده است. نام این روستا برگرفته از آبشاری به همین نام است. آبشار کمردوغ در فاصلة ۸۰کیلومتری شهر دهدشت مرکز شهرستان کهگیلویه و در کنار روستای کمردوغ واقع شده که به‌واسطة آب سفیدرنگش به کمردوغ (کمردو) معروف است و در طول سال به‌ویژه در فصل بهار و تابستان پذیرای گردشگران و مسافرانی از سراسر ایران است. این آبشار دیدنی که نزدیک به ۱۰۰ متر ارتفاع و بیش از ۶۰ متر عرض دارد، پس از عبور از جاده‌های پرپیچ و خم زیبا و درختان و جنگل‌های رؤیایی بلوط و شهر دهدشت نمایان می‌شود.

 

شکل- 2: نقشة روستای گردشگری کمردوغ

تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش

آمار توصیفی نشان داد میانگین سنی پاسخگویان 89/34 سال با انحراف معیار 49/16، کمترین سن پاسخگویان 13 سال و بیشترین 75 سال بوده است. از میان پاسخگویان 3/52درصد (115 نفر) مرد و 7/47درصد (105 نفر) زن بوده‌اند. میانگین بعد خانوار ساکنان 3/5 نفر با انحراف معیار 64/1 و شغل اصلی 1/29درصد افراد مطالعه‌شده مربوط به گردشگری و شغل اصلی بقیة آنها غیرگردشگری بوده است. همچنین میانگین میزان زمین کشاورزی پاسخگویان 97/3 هکتار بوده است.

 

رابطة بین متغیرهای مدل رضایت از منطقه

به‌منظور بررسی رابطة بین متغیرهای پژوهش شامل آثار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی و رفاه مادی، اجتماعی، حسی و سلامتی و همچنین متغیر رضایت از زندگی، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. همانگونه که جدول (2) نشان می‌دهد، متغیر رضایتمندی با متغیرهای رفاه سلامت (30/0r =)، رفاه مادی
(10/0r=)، رفاه احساسات (40/0r =) و رفاه اجتماعی (30/0r=) در سطح یک درصد و در جهت مستقیم رابطة معناداری دارد؛ بنابراین از دیدگاه پاسخگویان هرچه رفاه مادی، اجتماعی، احساسی و سلامت حاصل از گردشگری بیشتر باشد، ساکنان رضایتمندی بیشتری از گردشگری خواهند داشت.

جدول- 2: رابطة بین متغیرهای مدل رضایتمندی شخصی

 

A

B

C

D

E

F

G

H

I

آثار اقتصادی A

1

 

 

 

 

 

 

 

 

آثار اجتماعی B

**48/0

1

 

 

 

 

 

 

 

آثار فرهنگی C

**54/0

**35/0

1

 

 

 

 

 

 

آثار زیست‌محیطی D

**44/0

**38/0

**42/0

1

 

 

 

 

 

رفاه مادی E

**29/0

**21/0

**39/0

**40/0

1

 

 

 

 

رفاه اجتماعی F

*15/0

**26/0

*15/0

**30/0

04/0

1

 

 

 

رفاه احساساتی G

11/0

**30/0

10/0

09/0

07/0-

**50/0

1

 

 

رفاه سلامت H

*15/0-

10/0

*10/0-

07/0

10/0-

**43/0

**56/0

1

 

رضایت از زندگی I

20/0-

04/0-

10/0

10/0

**10/0

**30/0

**40/0

**30/0

1

** در سطح 1درصد *  در سطح 5درصد

 

 

عوامل مؤثر بر حس رفاه مادی

به‌منظور تعیین آثار متغیرهای مؤثر بر حس رفاه مادی و پیش‌بینی میزان تغییرات هر متغیر برای تحلیل و تخمین معادلة رگرسیون به روش اینتر اقدام شد. متغیرهای آثار زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گردشگری به‌مثابة متغیرهای مستقل و همچنین در چهار رگرسیون مجزا، متغیرهای رفاه مادی، اجتماعی، احساسی و سلامتی به‌مثابة متغیرهای وابسته وارد معادله شدند. همانگونه که جدول (3) نشان می‌دهد آثار اقتصادی و زیست‌محیطی گردشگری تأثیر معناداری بر رفاه مادی دارد. این متغیرها در کل 2/12درصد از تغییرات را در میزان حس رفاه مادی در سطح معنا‌داری توضیح می‌دهند (02/4= F، 000/0= Sig، 2/12= R2)؛ به بیانی آثار اقتصادی گردشگری ازجمله بهبود وضعیت اشتغال، بهبود وضعیت اقتصادی ساکنان منطقه، افزایش استانداردهای زندگی یا تنوع‌بخشی به اقتصاد محلی و همچنین افزایش درک افراد از آثار زیست‌محیطی گردشگری مانند بهبود وضعیت ظاهری و حفاظت از محیط زیست به واسطة گردشگری، رفاه ساکنان منطقه را از بعد مادی بهبود بخشیده است. همچنین متغیر درک آثار اقتصادی (25/0= β) نسبت به متغیرهای درک آثار زیست‌محیطی گردشگری (18/0 =β) قدرت بیشتری در پیش‌بینی متغیر حس رفاه مادی دارند. همچنین آثار اجتماعی و زیست‌محیطی تأثیر معناداری بر رفاه اجتماعی دارند. این متغیرها در کل 9/13درصد از تغییرات را در میزان حس رفاه اجتماعی در سطح معنا‌داری توضیح می‌دهند
(58/8= F، 000/0= Sig، 9/13= R2).

درک آثار اجتماعی گردشگری ازجمله زنده‌نگهداشتن فرهنگ سنتی ساکنان منطقة کمردوغ به بهبود وضعیت اجتماعی آن و روابط افراد منجر شده است؛ همچنین آثار اجتماعی تأثیر معناداری بر رفاه احساسی داشته است. رفاه احساسی بدین معناست که فرد احساس می‌کند اوقات فراغت یا وضعیت استراحت وی مناسب است. همچنین آثار اقتصادی و اجتماعی گردشگری تأثیر معناداری بر رفاه سلامتی دارند. این متغیرها در کل 5/10درصد از تغییرات را در میزان حس رفاه سلامتی در سطح معنا‌داری توضیح می‌دهند که متغیر درک آثار اجتماعی (33/0= β) نسبت به متغیرهای درک آثار اقتصادی گردشگری (22/0- =β) قدرت بیشتری در پیش‌بینی متغیر حس رفاه سلامت داشته است. چنانکه نتایج نشان می‌دهد آثار اقتصادی تأثیر منفی بر رفاه سلامت داشته است. به عقیدة ساکنان منطقة کمردوغ افزایش تنوع شغلی و سایر مزایای اقتصادی گردشگری به افت وضعیت بهداشتی و سلامتی آنان منجر شده است.

جدول- 3: تحلیل رگرسیونی عوامل مؤثر بر حس رفاه مادی

متغیرها

B

S.E.B

Beta

Sig.

B

S.E.B

Beta

Sig.

B

S.E.B

Beta

Sig.

B

S.E.B

Beta

Sig.

 

رفاه مادی

رفاه اجتماعی

رفاه احساسی

رفاه سلامتی

آثار زیست‌محیطی

08/0

03/0

18/0

006/0

09/0

01/0

30/0

0001/0

04/0

03/0

10/0

12/0

02/0

023/0

07/0

28/0

آثار اجتماعی

008/0-

01/0

032/0-

663/0

02/0

01/0

14/0

05/0

075/0

01/0

32/0

0001/0

06/0

01/0

33/0

0001/0

آثار فرهنگی

01/0

033/0

023/0

769/0

02/0

02/0

09/0

21/0

002/0-

031/0

004/0-

961/0

03/0-

025/0

099/0-

21/0

آثار اقتصادی

058/0

018/0

25/0

002/0

002/0-

011/0

012/0-

87/0

002/0-

017/0

008/0-

91/0

039/0-

014/0

22/0-

005/0

Constants= 02/4

F=35/7

Sig= 0001/0

Constants= 45/1 F=58/8

Sig= 0001/0

Constants= 38/4

F=6/6

Sig= 0001/0

Constants= 06/7 F=21/6

Sig= 0001/0

R2 Adjust=10/0R2=12/0 Multiple R=34/0

R2 Adjust=12/0 R2=139/0 Multiple R=37/0

R2 Adjust=09/0 R2=11/0 Multiple R=33/0

R2 Adjust=08/0 R2=10/0 Multiple R=32/0

 

عوامل مؤثر بر رضایت ساکنان از منطقه

به‌منظور تعیین آثار متغیرهای مؤثر بر رضایت ساکنان از منطقه و پیش‌بینی میزان تغییرات هر متغیر برای تحلیل و تخمین معادلة رگرسیون به روش گام‌به‌گام اقدام شد؛ بنابراین از متغیرهایی که در مدل به‌عنوان سازه‌های مؤثر بر رضایت ساکنان از منطقه در نظر گرفته شده‌اند، چهار متغیر رفاه احساساتی، مادی، سلامت و اجتماعی به ترتیب وارد معادله شده‌اند (جدول 4). این متغیرها در کل 4/34درصد از تغییرات را در میزان رضایت ساکنان از منطقه در سطح معنا‌داری توضیح می‌دهند (46/22= F، 0001/0= Sig، 4/34= R2)؛ به بیان دیگر این متغیرها قادر به تبیین میزان رضایت ساکنان از منطقه‌اند.

مقدار Beta به‌دست‌آمده نشان می‌دهد افزایش یک انحراف استاندارد در متغیرهای بالا به ترتیب سبب افزایش 304/0، 296/0، 208/0 و 181/0 در انحراف استاندارد متغیر رضایت ساکنان از منطقه می‌شود. با توجه به معناداربودن T در همة متغیرهای یادشده، تأثیر این متغیرها در توضیح میزان رضایت ساکنان از منطقه معنا‌دار است که تغییر در این متغیرها باعث تغییر در متغیر رضایتمندی در جهت مستقیم می‌شود. متغیر رفاه احساساتی
(304/0= β) نسبت به متغیرهای رفاه مادی (296/0=β)، رفاه سلامت (208/0=β) و رفاه اجتماعی (181/0=β) قدرت بیشتری در پیش‌بینی متغیر رضایتمندی شخصی دارد. به بیان ساده رفاه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سلامتی و مادی به افزایش رضایت کلی ساکنان از زندگی در یک منطقة گردشگری منجر می‌شود.

جدول- 4: تحلیل رگرسیونی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شخصی

متغیر

B

β

Sig T

2R

R2 Adjust

رفاه احساساتی

811/0

304/0

0001/0

174/0

170/0

رفاه مادی

745/0

296/0

0001/0

226/0

219/0

رفاه سلامت

695/0

208/0

003/0

323/0

311/0

رفاه اجتماعی

727/0

181/0

01/0

344/0

329/0

 

52/11: Constant

 

0001/0: Sig

464/22: F

 

 

نتیجه‌گیری و پیشنهادها

رضایت ساکنان از زندگی در منطقة گردشگری و همچنین بالابودن سطح کیفی زندگی آنان به دلیل گردشگری، تأثیری شگرف بر حمایت آنها از روند گردشگری و حضور گردشگران در آینده در منطقه دارد؛ با این حال براساس نظریة سرریز پایین به بالا رضایت از زندگی متأثر از رفاه در ابعاد مختلف زندگی شامل ابعاد اجتماعی، مادی، فرهنگی و بهداشتی و درک رفاه خود متأثر از درک مجموعه‌ای از آثار مثبت و منفی گردشگری است. بر این اساس مطالعة حاضر صحت نظریة سرریز پایین به بالا را بررسی کرده است.

نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‌دهد متغیرهای حس رفاه احساساتی، مادی، سلامت و اجتماعی تأثیر معناداری بر رضایت ساکنان از منطقة گردشگری و حضور گردشگران دارد؛ به‌طوری که متغیر حس رفاه احساساتی بیشترین تأثیر را بر متغیر رضایت ساکنان از منطقه دارد. هرچه ساکنان به دلیل حضور گردشگران در منطقه بیشتر احساس رفاه عاطفی کنند یا به عبارتی وقت و اوضاع فراغت و استراحت خود را مناسب بدانند، رضایت بیشتری از زندگی در منطقة گردشگری دارند و درنتیجه تعامل بهتری با گردشگران برقرار خواهند کرد که این امر سبب توسعة گردشگری در منطقه می‌شود.

هم‌راستا با این نتیجه کیم و وو[9] (2014) در مطالعة خود به این نتیجه دست یافتند که رفاه احساسی بر رضایت کلی افراد از کیفیت زندگی تأثیر گذاشته است. حس ساکنان از رفاه مادی، دومین عامل مؤثر بر رضایت آنها از زندگی در منطقة گردشگری است. هرچه ساکنان حس بهتری به گردشگری ازنظر مادی داشته و بر این باور باشند که گردشگری توانسته است به افزایش درآمد و راحتی آنان در زندگی منجر شود، رضایت بیشتری از زندگی خواهند داشت. این نتیجه نیز با نتیجة پژوهش کیم و وو (2014) مغایرت دارد. مطابق با نتایج این پژوهش حس رفاه سلامت تأثیر معناداری بر متغیر رضایت از زندگی دارد؛ به بیان دیگر هرچه افراد بیشتری این احساس را داشته باشند که ازنظر بهداشتی و سلامتی اوضاع آنها مناسب‌تر است، رضایت بیشتری دارند. چنانکه اگر گردشگری باعث آلودگی محیط زیست شود و به محیط زیست و چشم‌انداز آن آسیب برساند، حس رفاه سلامتی مردم کاهش می‌یابد و درنتیجه مردم به علت نارضایتی به حضور گردشگران در منطقه تمایلی ندارند که این امر خود باعث توسعه‌نیافتن گردشگری در منطقه می‌شود. کیم و وو (2014) به این نتیجه دست یافتند که رفاه سلامتی به شکلی مثبت بر رضایت کلی افراد از کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد.

براساس نتایج این پژوهش حس رفاه اجتماعی تأثیر معناداری بر متغیر رضایت از زندگی دارد. رفاه اجتماعی به معنی دسترسی به امکانات و داشتن دیدی مثبت به سایر ساکنان منطقة کمردوغ سبب شده است آنان از زندگی خود در این منطقه راضی باشند.

همچنین نتایج رگرسیون عوامل مؤثر بر رفاه مادی نشان داد آثار اقتصادی و زیست‌محیطی تأثیر معناداری بر رفاه مادی دارند؛ به بیان دیگر آثار اقتصادی گردشگری بررسی‌شده شامل بهبود وضعیت اقتصادی منطقه، بهبود تنوع اقتصادی، ایجاد شغل، ایجاد بازارهای جدید برای محصولات تولیدی روستاییان و دیگر مزایای اقتصادی و آثار زیست‌محیطی مثبت و منفی ازجمله بهبود محیط زندگی و ظاهر فیزیکی، حفاظت از حیات وحش، آلودگی‌های زیست‌محیطی و تخریب چشم‌اندازها توانسته‌اند بر رفاه مادی ساکنان تأثیر بگذارند. در این راستا نتایج پژوهش کیم و همکاران (2013) نشان داده آثار اقتصادی حاصل از گردشگری بر حس رفاه مادی تأثیر گذاشته است.

براساس نتایج پژوهش در تحلیل رگرسیونی، عوامل مؤثر بر حس رفاه اجتماعی نشان داده است آثار اجتماعی و زیست‌محیطی تأثیر معناداری بر رفاه اجتماعی دارند. کیم و همکاران (2013) نیز در این راستا به این نتیجه رسیده‌اند که آثار اجتماعی بر رفاه اجتماعی تأثیر گذاشته‌اند. هرچه درک آثار اجتماعی مانند امکانات موجود در منطقة گردشگری ازجمله وضعیت راه‌های ارتباطی، وضعیت اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی بهتر باشد، ساکنان رفاه اجتماعی بیشتری را احساس می‌کنند. همچنین درک آثار مثبت اجتماعی بر رفاه احساسی نیز تأثیرگذار بوده است.

نتایج نشان داد آثار زیست‌محیطی بر رفاه سلامتی ساکنان تأثیری نداشته است؛ بلکه آثار اقتصادی و اجتماعی گردشگری بوده‌اند که تأثیر معناداری بر رفاه سلامتی داشتند. به بیانی افرادی که آثار اجتماعی و اقتصادی گردشگری را مثبت ارزیابی می‌کنند، احساس رفاه سلامتی و ایمنی بیشتری دارند. براساس یافته‌های پژوهش نظریة سرریز پایین به بالا تا حد پذیرفته‌ای تعیین‌کننده‌های رضایت از زندگی را پیش‌بینی کرده است.

براساس یافته‌های حاصل از این پژوهش پیشنهاد می‌شود امکانات رفاهی منطقه بهبود یابد. به علاوه می‌باید وضعیت اشتغال و درآمد ساکنان منطقه به‌طور ویژه از راه‌های مرتبط به گردشگری فراهم آید. همچنین باید ترتیبی داده شود که بخش بیشتری از درآمدهای گردشگری مستقیماً به ساکنان اختصاص یابد؛ برای نمونه ایجاد اتاق میهمان در خانه‌های روستاییان، فروش محصولات مختلف از غذاهای سنتی به گردشگران تا صنایع و آثار دستی منطقه، منبع درآمد مستقلی برای ساکنان تلقی می‌شود که بدین منظور حمایت دولت با اعطای وام برای بهبود امکانات ضروری است و بدین ترتیب وضعیت اقتصادی و مادی ساکنان بهبود می‌یابد.



[1] Gross domestic product

[2] World Travel & Tourism Counci

[3] bottom-up spillover theory

[4] Sirgy et all

[5] Grzeskowiak

[6] Tokarchuk et all

[7] Kim et all

[8] Woo et all

[9] Kim & Woo