توصیف و تحلیل مهاجرت‌های بین‌استانی در ایران و تعیین‌کننده‌های آن طی دورۀ 1385 تا 1390

نویسندگان

1 کارشناس پژوهشی مؤسسه ‌مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور، تهران، ایران

2 دکتری جمعیت‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 کارشناس ارشد جمعیت‌شناسی و عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

چکیده

هدف مقاله حاضر، توصیف و تحلیل مهاجرت‌های بین‌استانی در ایران و تعیین‌کننده‌های آن طی دورۀ 1385 تا 1390 و روش پژوهش، تحلیل ثانویه داده‌های مهاجرت حاصل از سرشماری سال 1390 است. نتایج نشان می‌دهند نسبت مهاجر به جمعیت در دورۀ یادشده 4/7 نفر بوده است. بیشترین درصد مهاجران جابه‌جا شده کشور (44 درصد) به‌ترتیب در استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان، فارس و البرز بوده‌اند و مهاجران کمتری در استان‌های اردبیل، قم، کهگیلویه‌وبویراحمد، چهارمحال‌وبختیاری و ایلام جابه‌جا شده‌اند. حدود 50 درصد مهاجران خارج‌شده از استان‌های کشور به استان‌های تهران، خوزستان، خراسان‌رضوی، فارس، البرز، اصفهان و کرمانشاه مربوط بوده‌اند. 13 استان از 31 استان کشور، مهاجرپذیر و رقم خالص مهاجرت آن‌ها مثبت و 18 استان مهاجرفرست و رقم خالص مهاجرت آن‌ها منفی بوده است. در بررسی تحلیلی رابطه بین میزان خالص مهاجرت و متغیرهای مستقل رشد جمعیت، نرخ بیکاری، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/ شهری و درصد شهرنشینی، از نظر آماری رابطه معنا‌داری بین متغیرهای رشد جمعیت و نرخ بیکاری با متغیر میزان خالص مهاجرت مشاهده شد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Describing and analyzing the interprovincial migrations through Iran, and its determinants, during 2006-2010

نویسندگان [English]

  • Ghorban Hosseini 1
  • Mahmoud Moshfegh 2
  • Raheleh i Zare' Mehrjard 3
1 Research Assistant in National Population's Specialized & Comprehensive Management & Research Institute, Tehran, Iran
2 Ph.D. degree in Demography and Faculty Member of Social Sciences Department, Allameh Tabatabaiee University, Tehran, Iran
3 MA degree in Demography, and Faculty Member of Social Sciences Department, Payam Noor University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The aim of this study is to describe and analyze the interprovincial migrations between provinces in Iran, and its determinants, during 2006-2010. Research Methods was secondary analysis of immigration-related data, acquired mostly from the national census in 2010. The results showed the proportion of migrants/population=7/4 person in the period. Tehran, Khorasan Razavi, Isfahan, Fars and Alborz Provinces had The most percent of migrants (44%) respectively, while Ardebil, Qom, Kohgilooyeh Boyerahmad, Chaharmahal Bakhtiari, and Ilam, enjoyed the lowest percent of migrants. About 50% of emigrints allocated to Tehran, Khuzestan, Khorasan Razavi, Fars, Alborz, Isfahan and Kermanshah provinces. 13 out of 31 country provinces, had a positive net immigration (to them), whiles 18 of provinces, experienced a negative net emigration (from them). In analytical review of the relationship between net migration rate and independent variables -including population growth, unemployment rate, average education years, rural/urban population, and urbanization percentage- showed that statistically, there is a significant relationship between population growth and unemployment rate, with net migration.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Interprovincial Migration
  • Net Migration Rate
  • Immigration
  • Emmigration

مقدمه و بیان مسئله

اگرچه مهاجرت پدیده‌ای است که همواره در میان انسان‌ها وجود داشته است، جریان‌های مهاجرتی پس از انقلاب صنعتی توجه‌ها را به‌سوی خود جلب کرده‌اند (تودارو، 1367: 6). این پدیده به‌شدت از شرایط اقتصادی و اجتماعی تأثیر می‌پذیرد؛ رونق اقتصادی، فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد و مراکز عرضه کار و فعالیت را به کانون‌های عمده جذب جمعیت تبدیل می‌کند و رکود اقتصادی، بی‌تحرکی و پویانبودن جمعیت را در پی دارد و چنانچه به مرحله بحرانی برسد مسیرهای مهاجرتی را تغییر می‌دهد (زنجانی، 1371: 214). کشورهای در حال توسعه جهان، مهاجرت و شهرنشینی را اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین مسئله جمعیتی خود می‌شناسند تا جایی که فشار این دو جریان را بر افزایش بی‌رویه جمعیت شهرها جدی‌تر از عامل باروری و آهنگ رشد طبیعی جمعیت می‌دانند (آسایش، 1378: 48). مهاجرت پدیده پیچیده‌ای است که با زمان، فرهنگ و شرایط اقتصادی در ارتباط است و به‌عنوان نوعی تطبیق و سازگاری اجتماعی در پاسخ به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و تحولات فرهنگی که از جریان تغییرات جمعیتی ناشی می‌شوند، در سطح محلی، ملی و یا بین‌المللی پدید می‌آید (شیخی، 1379: 159). علت‌ها و زمینه‌های مهاجرت شامل عوامل اقتصادی (درآمد، اشتغال، تصرف زمین)، عوامل جمعیتی (سن، جنس، وضع تأهل)، عوامل مربوط به شیوه زندگی، سطح تحصیلی و فرصت‌ها، خدمات ترابری و ارتباطات، خدمات اجتماعی و وسایل تفریحی هستند (لهسایی‌زاده، 1372: 23). مهاجرت و چگونگی توزیع مجدد جمعیت در داخل کشور (مهاجرت داخلی[1]) یکی از اساسی‌ترین عواملی است که سیاست‌گذاران اقتصادی - اجتماعی جامعه برای کنترل جمعیت، جهت‌دادن به جابه‌جایی‌های جمعیتی و نیز هدایت جمعیت به ‌سوی قطب‌های اقتصادی به آن توجه دارند. پژوهش درباره تغییرات حاصل از مهاجرت در جمعیت هر منطقه در زمینه بررسی‌های دموگرافیک بسیار ضروری است (مرکز آمار ایران، 1386: 1). مهاجرت‌های داخلی تغییری در تعداد جمعیت کشور ایجاد نمی‌کنند و تنها وزن جمعیتی مناطق مختلف را تغییر می‌دهند مگر آنکه جابه‌جایی محل سکونت به افزایش یا کاهش سطح باروری و مرگ‌ومیر مهاجران منجر شود و از این طریق بر میزان رشد جمعیت تأثیر گذارد (زنجانی، 1380: 149).

بر اساس نتایج سرشماری، طی دورۀ1375 تا 1385 حدود 12 میلیون نفر مهاجر در کشور جابه‌جا شده‌اند و این تعداد در دورۀ1385 تا 1390 به حدود 5 میلیون و 500 هزار نفر رسیده است. مهاجرت‌های بین‌استانی از 5/32 درصد کل مهاجرت‌های داخلی در دورۀ1355 تا 1365 به 3/39 درصد کل مهاجرت‌های داخلی در دورۀ1375 تا 1385 افزایش یافته است و در دورۀ 1385 تا1390 به 9/35 درصد رسیده است. کشور ما ازجمله کشورهایی است که میزان مهاجرت در آن زیاد است و بنابراین، مهاجرت و جابه‌جایی زیاد جمعیت در داخل مرزهای کشور و به‌ویژه در بین استان‌ها باعث اهمیت‌یافتن این مسئله و بررسی موضوع بر اساس نتایج سرشماری 1390 شد. هدف کلی مقاله حاضر، توصیف و تحلیل مهاجرت‌های بین‌استانی در ایران بر اساس نتایج سرشماری سال 1390 و پاسخگویی به این پرسش‌هاست: کدام‌ یک از استان‌های کشور طی دورۀ 1385 تا 1390 مهاجرپذیر و مهاجرفرست بوده‌اند و میزان خالص مهاجرت در آن‌ها چگونه است؟ رابطه‌ای بین متغیر‌های رشد جمعیت، نرخ بیکاری، درصد شهرنشینی، جمعیت روستا/ شهری و میانگین سال‌های تحصیل با میزان خالص مهاجرت وجود دارد یا نه؟ بنابراین نخست، نسبت مهاجران به کل جمعیت در کشور و استان‌ها طی دوره‌های مختلف زمانی محاسبه و سپس استان‌های کشور بر حسب درصد مهاجران (بین‌استانی، داخل‌استانی و خارج‌شده)، میزان مهاجرپذیری، مهاجرفرستی و خالص مهاجرت استان‌ها، مقصد و مبدأ مهاجران خارج‌شده از استان‌ها و واردشده به آن‌ها و تعیین‌کننده‌های مهاجرت طی دورۀ 5 ساله 1385 تا 1390 رتبه‌بندی خواهند شد.

 

مبانی نظری و تجربی

نظریه‌های مختلفی در تبیین علل و عوامل مهاجرت‌های داخلی مطرح شده‌اند که به برخی از آن‌ها پرداخته می‌شود: گریفین، کمی دستمزد و ناامنی مشاغل آزاد را علت مهاجرت نیروی کار دانسته است و نشان می‌دهد با مهاجرت، عرضه کار در مناطق مهاجرفرست کاهش و در مناطق مهاجرپذیر افزایش می‌یابد؛ این فرایند باعث افزایش سطح دستمزد واقعی در مناطق مهاجرفرست و در نتیجه بهترشدن توزیع درآمد در آن‌ها می‌شود. به‌عقیده وی مهاجرت باعث کاهش تفاوت‌های موجود در استانداردهای واقعی زندگی می‌شود (گریفین[2]، 1384).

بیلزبارو[3] مهاجرت را انتخابی فردی می‌داند و افراد زمانی تصمیم به مهاجرت می‌گیرند که انتظار آن‌ها برای کسب منافع اقتصادی از هزینه‌های آنان بیشتر ‌‍‌شود. ممکن است مهاجرت ذهنیتی تلقی شود که فرد برای کسب منافع بیشتر به آن اقدام می‌کند؛ در این بینش، ویژگی‌های فردی مانند سن، جنس، جنبه‌های مادی، سطح آموزش و نوع شغل در ایجاد انگیزه برای مهاجرت مؤثر هستند (طاهرخانی، 1379: 9-5 به نقل از بیلزبارو، 1996: 162-160).

از دیدگاه چارنی[4]، مهاجرت پاسخی به سطح متفاوت رفاه در مناطق مختلف است. هرزوگ[5] معتقد است عوامل متعددی در ایجاد انگیزه برای مهاجرت مؤثر هستند اما دو عامل کلیدی درآمد و اشتغال بیش از دیگر عوامل بر روند مهاجرت‌های روستایی تأثیر می‌گذارند. فرض ‌می‌شود که افراد به ‌علت کاهش درآمدهای خود و به‌واسطه هزینه‌های فرصت مهاجرت می‌کنند؛ این شرایط به‌ویژه برای افراد بیکار بیشتر معنا می‌یابد که از طریق جستجوی کار سعی در یافتن شغل مناسب دارند (طاهرخانی، 1379: 9-5 به نقل از چارنی، 1993: 323).

استیگلیتز معتقد است که اگر مهاجرت را سازوکاری تعادل‌بخش بدانیم، انتظار می‌رود همگام با افزایش تعداد بیکاران، روند مهاجرت نیز افزایش ‌یابد. با چنین نگرشی، عمده مهاجرت‌های روستایی به‌ دلیل نبود فرصت‌های شغلی و دسترسی به شغل در روستا و نیز دستیابی به درآمدهای انتظاری در شهر و منابع ناشی از آن انجام می‌شوند. بنابراین، مهاجرت تابعی از عوامل اقتصادی است (طاهرخانی، 1379: 11 به نقل از شیفیر[6]، 1993: 135). بورس[7] با تأکید بر الگوی مهاجرت روستا به شهر معتقد است که مهاجرت همواره در دو نسل به وقوع می‌پیوندد: اول، جوانان که عمده از مناطق روستایی به شهرها مهاجرت می‌کنند و دوم، سالخوردگان و افراد بازنشسته که مهاجرت معکوس را انجام می‌دهند؛ به عقیده او عمده مهاجرت جوانان تابع عوامل اقتصادی و در ارتباط با جستجوی کار است (طاهرخانی، 1379: 11 به نقل از بورس، 1997: 110). گوستاولوبون[8] و لوسین رومیه[9] آموزش و ارتقای سطح تحصیلات را مهم‌ترین عوامل مؤثر بر مهاجرت‌های روستا به شهر می‌دانند
(پتیه، 1369: 34).

لی نظریه‌ای درباره تأثیرات عوامل اجتماعی بر مهاجرت ارایه داده است: به ‌نظر او، عوامل مثبت و منفی در هر مبدأ و مقصد مهاجرت وجود دارند که مهاجران را به‌ خود جذب و یا آن‌ها را دفع می‌کنند. اختلاف بیشتر بین این عوامل، احتمال مهاجرت را افزایش می‌دهد. به ‌نظر او مهاجران با در نظر گرفتن عوامل مثبت در مقصد (برای مثال، تحرک بیشتر به ‌واسطه سن، تحصیلات یا تجربه) و با در نظر گرفتن عوامل منفی در مبدأ، منطقه‌ای را انتخاب می‌کنند و از این رو، مهاجرت انتخابی دوجانبه است (فیندلی[10]، 1372: 32-31). راونشتاین معتقد است مهاجران اشخاصی هستند که به‌‌طور عقلایی برای دستیابی به زندگی اقتصادی بهتر برانگیخته می‌شوند و مهاجر از منطقه‌ای با فرصت‌های کمتر به مناطقی می‌رود که فرصت‌های بسیاری در دسترس باشند. از آنجا که مهاجر تمایل دارد به مکان‌های نزدیک‌تر کوچ کند، فاصله، مکان را انتخاب می‌کند (اوبرای[11]، 1370: 70)؛ از نظر او مهاجرت از روستا به شهرهای نزدیک و کوچک‌تر و سپس به شهرهای بزرگ‌تر و قطب‌های صنعتی و خدماتی انجام می‌شود و از آن با عنوان مرحله‌ای بودن مهاجرت یاد می‌کند (زنجانی، 1380: 131). تودارو معتقد است که مهاجرت انگیزه‌های اقتصادی ویژه‌ای دارد و پدیده‌ای اقتصادی است و فرد مهاجر به‌صورت کاملاً منطقی و عقلانی علی‌‌رغم وجود بیکاری در شهرها تصمیم به مهاجرت می‌گیرد (Todaro, 1997: 30). در این الگو، مهاجرت بیشتر در پاسخ به تفاوت درآمد مدنظر در شهر و روستا انجام می‌شود تا درآمد واقعی. اساس بحث این است که مهاجران، تصمیم‌گیرندگانی هستند که به فرصت‌های گوناگونی که در بازار کار ازجمله در بخش‌های روستایی و شهری در دسترس آنهاست توجه و شغلی را انتخاب می‌کنند که دستاوردهای مورد انتظار آنها از مهاجرت را به‌ حداکثر برساند (تودارو، 1367: 34).

در ادامه بحث به پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه مهاجرت و عوامل مرتبط با آن در داخل و خارج از کشور پرداخته می‌شود. Jessadachatr (1989) به این نتیجه رسید که متغیر جمعیت مقصد، تعیین‌کننده اصلی مهاجرت است و میزان بیکاری در مقصد با مهاجرت رابطه معکوس دارد و همچنین متغیرهای آموزشی در مبدأ و مقصد با میزان مهاجرفرستی همبستگی دارند. Nabi Nurun (1992) به این نتیجه رسید که رشد و تراکم جمعیتی از طریق فشار دوچندان بر منابع محدود زمین کشاورزی، تعیین‌کننده‌های اصلی مهاجرت در بنگلادش هستند. در مطالعه Kritz و Nogle (1994)، موقعیت‌های تحصیلی در بیشتر گروه‌های مهاجرتی عامل تعیین‌کننده‌ای در مهاجرت‌های داخلی هستند. Tomita و Hayashi (2006) در بررسی تأثیر حجم جمعیت مبدأ و مقصد در جابه‌جایی‌های بین‌استانی در ژاپن نشان دادند که حجم جمعیت مقصد، تأثیری مثبت و قوی بر مهاجرت بین‌استانی دارد و استان‌های پرجمعیت نقاط جذب‌کننده جمعیت هستند. نورالهی (1389)، در مطالعه خود نشان داد که از مجموع مهاجران داخلی کشور در دورۀ1375 تا 1385، 4774041 نفر بین استان‌های کشور جابه‌جا شده‌اند. از مجموع مهاجران بین‌استانی، بیشترین تعداد برای استان تهران و کمترین برای استان کهگیلویه‌وبویراحمد هستند. 12 استان کشور مهاجرپذیر و 18 استان دیگر مهاجرفرست بوده‌اند. 12 درصد از مهاجران آذربایجان‌شرقی وارد تهران شده‌اند.

 

روش پژوهش

روش پژوهش، تحلیل ثانویه داده‌های حاصل از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 مرکز آمار ایران است. از آنجا که سرشماری منبع اصلی اطلاعات و داده‌ها درباره مهاجرت است، در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از داده‌های سرشماری طی دورۀ 1385 تا 1390 و از روش‌های تحلیل جمعیت‌شناسی مهاجرت استفاده شد. جامعه آماری، همۀ استان‌های کشور طی دورۀ یادشده هستند. اطلاعات جمع‌آوری‌شده با نرم‌افزار spss تحلیل شدند. متغیرهای بررسی‌شده در این مقاله شامل دو دسته متغیرهای مستقل (رشد جمعیت، نرخ بیکاری، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی) و متغیر وابسته (متغیر خالص مهاجرت) هستند. این متغیرها در دو سطح تحلیل توصیفی و استنباطی (رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته) بررسی شدند. در تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری، تفاوت میانگین (T)، تحلیل واریانس (F) و رگرسیون خطی و چندمتغیره استفاده شد.

محدودۀ مطالعه تمام استان‌های کشور شامل 31 استان طی دورۀ 1385 تا 1390 بودند. طی این دوره، مهاجرت‌های بین‌استانی در همه استان‌های کشور اتفاق افتاده است. شکل 1 میزان خالص سالانه مهاجرت استان‌ها طی دورۀ یادشده را نشان می‌دهد.

 

 

 

شکل- 1: میزان خالص سالانه مهاجرت طی دورۀ 1385 تا 1390

 

یافته‌های پژوهش

بررسی حجم جابه‌جایی‌ها و مهاجرت‌ها طی دورۀ 1335 تا 1390

بر اساس روند تحولات، در سرشماری سال 1335 نسبت مهاجر به جمعیت کل کشور 4/6 نفر مهاجر در برابر هر 100 نفر جمعیت کل کشور بوده است. این تعداد در سال 1345 به 1/13 نفر، در سال 1355 به 5/15 نفر و در سال 1365 به 8/11 درصد رسیده و روند کاهشی داشته است؛ در این سال، تعداد مهاجران نسبت به سال 1355 افزایش داشته است اما چون حدود 16 میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده شده، نسبت مهاجر به جمعیت کاهش یافته است (مرکز آمار ایران، 1365). این نسبت پس از سرشماری سال 1365 تا سرشماری 1385 افزایش یافته است. در سرشماری سال 1385، سهم مهاجران از کل جمعیت 2/17 درصد بوده است. تعداد کل مهاجران در این دهه نسبت به دهه پیش از آن 39 درصد افزایش نشان می‌دهد و سهم آنان از کل جمعیت نیز حدود 7/2 درصد افزایش یافته است (مشفق، 1387: 60؛ مرکز آمار ایران، 1390). در سرشماری سال 1390، نسبت مهاجر به جمعیت به 4/7 نفر مهاجر در برابر هر 100 نفر از جمعیت کل کشور رسیده است. جدول (1)، نسبت سالانه تعداد مهاجران واردشده به کل جمعیت استان‌ها را در سرشماری‌های 1385 و 1390 و تغییرات آن‌ها را نشان می‌دهد. در سال 1385، بیشترین نسبت مهاجر به جمعیت برای استان‌های بوشهر، کهگیلویه‌وبویراحمد، تهران، سمنان، خراسان‌جنوبی و گیلان و کمترین برای استان‌های لرستان، آذربایجان‌شرقی و سیستان‌وبلوچستان بوده است.

 

جدول- 1: نسبت تعداد مهاجران واردشده به استان‌ها به کل جمعیت استان‌ها در سرشماری‌های 1385 و 1390 و تغییرات آن

نام استان

1385-1375

1390-1385

اختلاف نسبت مهاجر به جمعیت طی دو سرشماری

جمعیت

تعداد مهاجران

نسبت مهاجر به جمعیت (سالانه)[12]

جمعیت

تعداد مهاجران

نسبت مهاجر به جمعیت (سالانه)

کل کشور

70495782

12148148

7/1

75149669

5534666

5/1

2/0-

آذربایجان‌شرقی

3603456

453216

3/1

3724620

209198

1/1

2/0-

آذربایجان‌غربی

2873459

446437

6/1

3080576

177539

2/1

4/0-

اردبیل

1228155

199822

6/1

1248488

70906

1/1

5/0-

اصفهان

4559256

788725

7/1

4879312

377097

5/1

2/0-

البرز

--

--

--

2412513

303850

5/2

 

ایلام

545787

98837

8/1

557599

42759

5/1

3/0-

بوشهر

886267

199200

2/2

1032949

124458

4/2

2/0

تهران

13422366

2983889

2/2

12183391

978811

6/1

6/0-

چهارمحال‌و‌بختیاری

857910

131148

5/1

895263

54196

2/1

3/0-

خراسان‌جنوبی

636420

135110

1/2

662534

84692

6/2

5/0

خراسان‌رضوی

5593079

924674

7/1

5994402

407680

4/1

3/0-

خراسان‌شمالی

811572

134818

7/1

867727

81754

9/1

2/0-

خوزستان

4274979

588544

4/1

4531720

242181

1/1

3/0-

زنجان

964601

161675

7/1

1015734

75536

5/1

2/0-

سمنان

589742

128123

2/2

631218

72098

3/2

1/0

سیستان‌و‌بلوچستان

2405742

264686

1/1

2534327

100453

8/0

3/0-

فارس

4336878

654078

5/1

4596658

364396

6/1

1/0

قزوین

1143200

224601

0/2

1201565

89168

5/1

5/0-

قم

1046737

164579

6/1

1151672

68202

2/1

4/0-

کردستان

1440156

259204

8/1

1493645

131568

8/1

0/0

کرمان

2652413

365247

4/1

2938988

168551

1/1

3/0-

کرمانشاه

1879385

264143

4/1

1945227

113612

2/1

2/0-

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

634299

141314

2/2

658629

65175

0/2

2/0-

گلستان

1617087

300885

9/1

1777014

151178

7/1

2/0-

گیلان

2404861

485989

0/2

2480874

227185

8/1

2/0-

لرستان

1716527

213243

2/1

1754243

72062

8/0

4/0-

مازندران

2922432

510822

7/1

3073943

236382

5/1

2/0-

مرکزی

1351257

258219

9/1

1413959

110465

6/1

3/0-

هرمزگان

1403674

238953

7/1

1578183

120976

5/1

2/0-

همدان

1703267

238163

4/1

1758268

109202

2/1

2/0-

یزد

990818

189774

9/1

1074428

103336

9/1

0/0

منبع: محاسبه‌ نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390

در سال 1390، بیشترین نسبت مهاجر به جمعیت را استان‌های خراسان‌جنوبی، البرز، بوشهر و سمنان داشتند که جابه‌جایی زیاد جمعیت در این استان‌ها را نشان می‌دهد و کمترین نسبت به استان‌های لرستان و سیستان‌و‌بلوچستان تعلق داشت که مهاجرفرستی این دو استان را نشان می‌دهد. در مقایسه نسبت مهاجر به جمعیت در سرشماری‌ سال‌های 1385 و 1390، در سرشماری سال 1390 نسبت مهاجر به جمعیت در استان‌های بوشهر، خراسان‌جنوبی، سمنان و فارس زیاد شده و در استان‌های کردستان و یزد تغییری نداشته و در دیگر استان‌های کشور کاهش یافته است.

انواع مهاجرت‌های انجام‌شده طی دورۀ 1385 تا 1390

جدول (2)، رتبه‌بندی استان‌های کشور بر حسب تعداد کل مهاجران بر اساس سرشماری سال 1390 را نشان می‌دهد. 44 درصد از کل جابه‌جایی‌های کشور (داخل‌استانی و بین‌استانی) به‌ترتیب در استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان، فارس و البرز انجام شده است و این استان‌ها از لحاظ رتبه‌بندی استان‌های کشور بر حسب کل مهاجران واردشده به‌ترتیب در رتبه‌های اول تا پنجم قرار دارند. استان‌های اردبیل، قم، کهگیلویه‌و‌بویراحمد، چهارمحال‌و‌بختیاری و ایلام کمترین تعداد مهاجر را دارند. در رتبه‌بندی استان‌های کشور برحسب تعداد مهاجران واردشده داخل‌استانی، حدود 50 درصد مهاجران داخل‌استانی به‌ترتیب برای استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، فارس، اصفهان، خوزستان و مازندران هستند. در رتبه‌بندی مهاجرت‌های داخل‌استانی به‌ترتیب استان‌های قم، ایلام و سمنان کمترین جابه‌جایی را داشته‌اند. حدود 30 درصد از مهاجرت‌های داخل استانی به 20 استان انتهای جدول تعلق دارد.

در رتبه‌بندی استان‌های کشور بر حسب تعداد مهاجران واردشده از استان‌های دیگر کشور، 50 درصد مهاجران استان‌های کشور به‌ترتیب وارد شش استان تهران (3/19 درصد)، البرز (7/9 درصد)، اصفهان (1/7 درصد)، خراسان‌رضوی (6/5 درصد)، گیلان (4/4 درصد) و مازندران (0/4 درصد) شده‌اند. از دلایل مهاجرت به این استان‌ها تمرکز سیاسی و اداری، اشتغال، امکانات آموزشی و رفاهی، بهداشتی و به‌‌ویژه اقتصادی مانند امکان کسب و کار بیشتر، اماکن مذهبی و خوش آب و هوا بودن است. درصد زیادی از مهاجران استان‌های دیگر کشور وارد استان البرز شده‌اند و این استان از استان‌های مهاجرپذیر کشور است.

جدول (2) رتبه‌بندی استان‌های کشور برحسب مهاجران خارج‌شده را بر اساس سرشماری سال 1390 نشان می‌دهد. بر اساس یافته‌های این جدول، حدود 50 درصد کل مهاجران خارج‌شده از استان‌های کشور به‌ترتیب به استان‌های تهران (3/20 درصد)، خوزستان (8/5 درصد)، خراسان‌رضوی (8/5 درصد)، فارس (0/5 درصد)، البرز (0/5 درصد)، اصفهان (7/4 درصد) و کرمانشاه (9/3 درصد) مربوط هستند. از میان این استان‌ها، استان‌های البرز و اصفهان مهاجرپذیر و استان‌های تهران، کرمانشاه، فارس، خوزستان و خراسان‌رضوی مهاجرفرست هستند. از بین استان‌های کشور، بیشترین درصد مهاجران خارج‌شده به استان‌ تهران (3/20 درصد) و کمترین درصد به استان‌های ایلام، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌و‌بویراحمد مربوط هستند. استان‌های ایلام و کهگیلویه‌و‌بویراحمد از استان‌های مهاجرفرست هستند چون تعداد مهاجران خارج‌شده از این دو استان بیشتر از مهاجران وارد‌شده از استان‌های دیگر به آنها‌‌‌ست. استان خراسان‌جنوبی از استان‌های مهاجرپذیر کشور است.

 

جدول- 2: رتبه‌بندی استان‌های کشور بر حسب درصد انواع مهاجرت‌ها بر اساس سرشماری سال 1390 طی 5 سال گذشته

رتبه

کل مهاجران واردشده

مهاجران داخل‌استانی

واردشده از استان‌های دیگر

مهاجران خارج‌شدهاز استان‌ها

نام استان

درصد

نام استان

درصد

نام استان

درصد

نام استان

درصد

1

تهران

7/17

تهران

1/16

تهران

3/19

تهران

4/20

2

خراسان‌رضوی

4/7

خراسان‌رضوی

6/8

البرز

7/9

خوزستان

8/5

3

اصفهان

8/6

فارس

2/8

اصفهان

1/7

خراسان‌رضوی

8/5

4

فارس

6/6

اصفهان

6/6

خراسان‌رضوی

6/5

فارس

0/5

5

البرز

5/5

خوزستان

2/5

گیلان

4/4

البرز

0/5

6

خوزستان

4/4

مازندران

6/4

مازندران

0/4

اصفهان

7/4

7

مازندران

3/4

گیلان

2/4

فارس

7/3

کرمانشاه

9/3

8

گیلان

1/4

آذربایجان‌شرقی

2/4

آذربایجان‌شرقی

3/3

آذربایجان‌شرقی

7/3

9

آذربایجان‌شرقی

8/3

آذربایجان‌غربی

1/4

خوزستان

1/3

همدان

2/3

10

آذربایجان‌غربی

2/3

کرمان

7/3

بوشهر

6/2

لرستان

1/3

11

کرمان

0/3

گلستان

0/3

هرمزگان

6/2

سیستان‌و‌بلوچستان

1/3

12

گلستان

7/2

البرز

9/2

مرکزی

6/2

گیلان

9/2

13

کردستان

4/2

کردستان

9/2

گلستان

6/2

مازندران

7/2

14

بوشهر

2/2

کرمانشاه

2/2

یزد

6/2

آذربایجان‌غربی

6/2

15

هرمزگان

2/2

سیستان‌و‌بلوچستان

0/2

قم

3/2

کردستان

4/2

16

کرمانشاه

1/2

هرمزگان

9/1

همدان

3/2

کرمان

2/2

17

مرکزی

0/2

بوشهر

8/1

سمنان

1/2

مرکزی

2/2

18

همدان

0/2

همدان

8/1

کرمانشاه

0/2

هرمزگان

2/2

19

یزد

9/1

مرکزی

6/1

آذربایجان‌‌‌غربی

9/1

قم

1/2

20

سیستان‌و‌بلوچستان

8/1

قزوین

6/1

کرمان

9/1

اردبیل

0/2

21

قزوین

6/1

خراسان‌جنوبی

6/1

کردستان

9/1

قزوین

9/1

22

خراسان‌جنوبی

5/1

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

6/1

قزوین

6/1

گلستان

9/1

23

خراسان‌شمالی

5/1

خراسان‌شمالی

5/1

خراسان‌جنوبی

6/1

چهارمحال‌و‌بختیاری

6/1

24

زنجان

4/1

یزد

3/1

زنجان

5/1

خراسان‌شمالی

5/1

25

سمنان

3/1

اردبیل

3/1

خراسان‌شمالی

5/1

بوشهر

4/1

26

لرستان

3/1

زنجان

3/1

سیستان‌و‌بلوچستان

4/1

زنجان

4/1

27

اردبیل

3/1

لرستان

2/1

اردبیل

3/1

یزد

2/1

28

قم

2/1

چهارمحال‌و‌بختیاری

1/1

لرستان

3/1

سمنان

2/1

29

کهگیلویه‌وبویراحمد

2/1

سمنان

8/0

ایلام

8/0

ایلام

9/0

30

چهارمحال‌و‌بختیاری

0/1

ایلام

8/0

چهارمحال‌و‌بختیاری

8/0

خراسان‌جنوبی

9/0

31

ایلام

8/0

قم

4/0

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

7/0

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

9/0

منبع: محاسبه نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390

 

بررسی الگوهای مهاجرپذیری و مهاجرفرستی

شش استان در سرشماری 1375، مهاجرپذیر بودند که در سرشماری 1385به دوازده استان افزایش یافت (مرکز آمار ایران، 1375 و 1385). در سرشماری 1390، سیزده استان کشور مهاجرپذیر بودند و رقم خالص مهاجرت آن‌ها مثبت بود. در رتبه‌بندی این استان‌ها برحسب میزان خالص مهاجرت، استان‌های البرز، سمنان و یزد به‌ترتیب با میزان مهاجرپذیری 80، 67 و 48 در هزار در رتبه‌های اول تا سوم و میزان خالص مهاجرت در این استان‌ها به‌ترتیب 9/38، 3/29 و 4/24 در هزار بود. استان‌های قم و زنجان با میزان مهاجرپذیری به‌ترتیب 40 و 30 در هزار و میزان خالص مهاجرت به‌ترتیب 2/4 و 2/3 در هزار در رتبه‌های آخر قرار داشتند. در رتبه‌بندی استان‌های مهاجرفرست کشور بر حسب میزان خالص مهاجرت، هجده استان کشور مهاجرفرست و رقم خالص مهاجرت در آن‌ها منفی است. میزان خالص مهاجرت در استان‌های مهاجرفرست لرستان، کرمانشاه و چهارمحال‌و‌بختیاری به‌ترتیب منفی 5/20، منفی 9/19 و منفی 7/18 در هزار و میزان مهاجرفرستی در این استان‌ها به‌ترتیب 35، 40 و 26 است. از نظر میزان خالص مهاجرت، استان‌های تهران، خراسان‌رضوی و خراسان‌شمالی به‌ترتیب با منفی 7/1، منفی 0/1 و منفی 6/0 در هزار در رتبه‌های آخر استان‌های مهاجرفرست قرار دارند؛ میزان مهاجرفرستی در استان‌های یادشده به‌ترتیب 33، 19 و 35 در هزار است (جدول 3). در شکل (2)، میزان کل مهاجرت برای استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390 نشان داده شده است؛ این شاخص از تقسیم مجموع مهاجران واردشده و خارج‌شده بر کل جمعیت استان برای هر هزار نفر محاسبه می‌شود که در استان‌های البرز و سمنان بیشترین و در استان‌های کرمان، آذربایجان‌غربی و شرقی کمترین است. میزان خالص مهاجرت برای استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390 در شکل (3) و استان‌های مهاجرفرست و مهاجرپذیر کشور در شکل‌های (4) و (5) نشان داده شده‌‌اند.

جدول- 3: رتبه‌بندی استان‌های مهاجرفرست و مهاجرپذیر بر حسب میزان خالص مهاجرت بر اساس سرشماری سال 1390

استان‌های مهاجرفرست

استان‌های مهاجرپذیر

رتبه

استان

میزان مهاجرفرستی

(در هزار)

خالص مهاجرت

میزان خالص مهاجرت

(در هزار)

رتبه

استان

میزان مهاجرپذیری

(در هزار)

خالص مهاجرت

میزان خالص مهاجرت

(در هزار)

1

لرستان

35

35968-

5/20-

1

البرز

80

93930

9/38

2

کرمانشاه

40

38688-

9/19-

2

سمنان

67

18516

3/29

3

چهارمحال‌و‌بختیاری

36

16740-

7/18-

3

یزد

48

26235

4/24

4

سیستان‌و‌بلوچستان

24

33743-

3/13-

4

بوشهر

51

24592

8/23

5

خوزستان

26

54540-

0/12-

5

خراسان‌جنوبی

47

13662

6/20

6

اردبیل

32

13884-

1/11-

6

گیلان

35

30003

1/12

7

همدان

37

18434-

5/10-

7

اصفهان

29

46864

6/9

8

کردستان

32

10387-

0/7-

8

مازندران

26

25379

3/8

9

کهگیلویه‌و ‌ویراحمد

26

4357-

6/6-

9

گلستان

29

13722

7/7

10

فارس

22

25841-

6/5-

10

مرکزی

37

7684

4/5

11

قزوین

32

6601-

5/5-

11

هرمزگان

33

8254

2/5

12

ایلام

34

2738-

9/4-

12

قم

40

4840

2/4

13

آذربایجان‌غربی

17

13990-

5/4-

13

زنجان

30

3293

2/3

14

کرمان

15

6381-

2/2-

 

 

 

 

 

15

آذربایجان‌شرقی

19

7430-

0/2-

 

 

 

 

 

16

تهران

33

20883-

7/1-

 

 

 

 

 

17

خراسان‌رضوی

19

5751-

0/1-

 

 

 

 

 

18

خراسان‌شمالی

35

526-

6/0-

 

 

 

 

 

منبع: محاسبه نگارندگان براساس نتایج سرشماری سال 1390

 

 

 

شکل- 2: میزان کل مهاجرت استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390

 

شکل- 3: میزان خالص مهاجرت استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390

 

شکل- 4: استان‌های مهاجرفرست کشور بر اساس سرشماری سال 1390

 

شکل- 5: استان‌های مهاجرپذیر کشور بر اساس سرشماری سال 1390

 

در جدول (4)، چهار مقصد اصلی مهاجران خارج‌شده از هر استان بر اساس سرشماری 1390 نشان داده شده است. استان تهران یکی از چهار مقصد اصلی مهاجران خارج‌شده از همۀ استان‌های کشور بجز دو استان سیستان‌و‌بلوچستان و کهگیلویه‌و‌بویراحمد است. سطح بالاى توسعه تهران، ساکنان سایر مناطق کشور و حتی سایر کلان‌شهرهای کشور را براى مهاجرت به تهران ترغیب می‌کند و همچنین به‌دلیل تمرکز درصد زیادى از امکانات در این کلان‌شهر و مناطق پیرامونی آن به‌ مقصد نهایى مهاجران و شهری آرمانى براى بسیارى از افراد روستاها و شهرهاى کوچک و بزرگ تبدیل شده است. بیشترین درصد مهاجران خارج‌شده از بیشتر استان‌ها وارد استان تهران شده‌اند. بیشتر از 50 درصد و در بعضی از استان‌ها تا 80 درصد مهاجران خارج‌شده وارد چهار استانی شده‌اند که در این جدول دیده می‌شوند. مقصد اکثر مهاجرت‌های بین‌استانی، استان‌های هم‌جواری بوده‌اند که مسافت کمتری از مبدأ مهاجرت داشته‌اند.

در جدول (5)، پنج استان مهاجرفرست به هر یک از استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390 دیده می‌شوند. بر اساس یافته‌های این جدول، استان تهران یکی از استان‌های مبدأ است که به همه استان‌های دیگر کشور مهاجر می‌فرستد؛ ممکن است این مهاجران کسانی باشند که محل تولد آن‌ها همان استان مقصد باشد. ‌استان‌های همسایه هر استان هم از دیگر استان‌هایی هستند که به آن‌ها مهاجر ‌فرستاده می‌شود و ممکن است این مهاجران به ‌علت شرایط نامساعد زندگی خود در استان مبدأ یا به ‌علت انتقال شغلی مهاجرت ‌کنند. همچنان‌ که یافته‌های این جدول نشان می‌دهند بجز در استان تهران که 7/37 درصد مهاجران واردشده از پنج استان یادشده در جدول (5) بوده‌اند، در سایر استان‌های کشور بین 50 تا 85 درصد مهاجران واردشده از پنج استان یادشده در این جدول بوده‌اند. اردشیری و زاهد زاهدانی (1375) به این نتیجه رسیدند که مهاجرت بین استان‌های هم‌جوار و بین استان‌های ساحلی بیشتر است زیرا ساخت شغلی تقریباً مشابهی دارند. تمرکزگرایی هر استان موجب افزایش مهاجرت به آن استان می‌شود و در نهایت، مهاجرت‌ها از استان‌های محروم‌تر به استان‌های برخوردارتر انجام می‌شوند.

جدول- 4:چهار مقصد اصلی مهاجران خارج‌شده از هر استان بر اساس سرشماری سال 1390

استان مبدأ

کل مهاجران خارج شده

استان‌های مقصد

درصد

آذربایجان‌شرقی

72509

تهران(8/34)، آذربایجان‌غربی(1/17)، البرز (2/10)، اردبیل(3/5)

4/67

آذربایجان‌غربی

52266

آذربایجان‌شرقی (7/34)، تهران (5/17)، کردستان (8/8)، اردبیل (6/4)

5/65

اردبیل

40275

تهران (1/41)، آذربایجان‌شرقی (0/13)، البرز (5/8)، گیلان (9/15)

5/78

اصفهان

93631

تهران (5/21)، خوزستان (3/9)، فارس (8/7)، چهارمحال و بختیاری (2/7)

8/45

البرز

98840

تهران (6/42)، گیلان (0/8)، مازندران (9/4)، قزوین (1/4)

7/59

ایلام

18700

تهران (3/24)، خوزستان (4/15)، کرمانشاه (6/13)، لرستان (7/4)

9/57

بوشهر

27661

فارس (0/34)، اصفهان (9/10)، تهران (1/9)، خوزستان (0/7)

9/60

تهران

404908

البرز (8/23)، گیلان (5/8)، مازندران (6/7)، خراسان‌رضوی (0/7)

8/46

چهارمحال‌و‌بختیاری

31836

اصفهان (3/54)، خوزستان (8/9)، بوشهر (4/6)، تهران (8/4)

3/75

خراسان‌جنوبی

17702

خراسان‌رضوی (6/49)، سیستان‌و‌بلوچستان (7/10)، تهران (3/9)، یزد (6/4)

2/74

خراسان‌رضوی

116117

تهران (1/25)، خراسان‌جنوبی (6/13)، خراسان‌شمالی (8/10)، سمنان (1/6)

6/55

خراسان‌شمالی

30597

خراسان‌رضوی (8/39)، تهران (6/24)، گلستان (1/8)، مازندران (6/5)

1/78

خوزستان

115632

اصفهان(5/25)، تهران (5/12)، فارس (4/8)، بوشهر (3/6)

8/52

زنجان

27175

تهران (3/32)، البرز (9/18)، قزوین (3/9)، گیلان (7/5)

2/66

سمنان

23490

تهران (6/24)، گلستان (7/19)، خراسان‌رضوی (2/16)، مازندران (5/11)

0/72

سیستان‌و‌بلوچستان

61010

خراسان‌رضوی (1/23)، خراسان‌جنوبی (8/9)، گلستان (3/9)، کرمان (9/7)

1/50

فارس

99617

بوشهر (2/20)، هرمزگان (8/11)، تهران (9/10)، اصفهان (5/10)

4/53

قزوین

38403

تهران (6/29)، البرز (2/18)، گیلان (7/14)، زنجان (2/8)

8/70

قم

41345

تهران (8/25)، اصفهان (3/11)، مرکزی (2/11)، البرز (6/5)

9/53

کردستان

47440

تهران (4/24)، کرمانشاه (7/13)، همدان (7/12)، آذربایجان‌غربی (5/8)

4/59

کرمان

44408

هرمزگان (0/15)، یزد (8/14)، تهران (8/10)، خراسان‌رضوی (1/9)

7/49

کرمانشاه

77950

تهران (6/28)، البرز (9/14)،  کردستان (0/10)، همدان (8/7)

3/61

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

17356

فارس (3/27)، خوزستان (0/22)، اصفهان (7/13)، بوشهر (7/12)

8/75

گلستان

37586

تهران (8/25)، مازندران (5/15)، سمنان (8/13)، خراسان‌رضوی (7/11)

8/66

گیلان

56702

تهران (6/34)، البرز (5/11)، مازندارن (8/9)، قزوین (6/6)

5/62

لرستان

61364

تهران (4/31)، خوزستان (8/13)، اصفهان (0/11)، البرز (4/7)

5/63

مازندران

54232

تهران (0/29)، گلستان (6/10)، گیلان (6/9)، سمنان(5/7)

7/56

مرکزی

44028

تهران (4/41)، اصفهان (9/8)، البرز (6/8)، قم (9/7)

7/66

هرمزگان

43831

فارس (8/20)، کرمان (1/11)، تهران (7/10)، گیلان (6/7)

2/50

همدان

64423

تهران (2/40)، البرز (0/12)، مرکزی (6/5)، کردستان (2/5)

1/63

یزد

24804

تهران (1/18)، خراسان‌رضوی (8/12)، اصفهان (6/12)، کرمان (3/12)

8/55

منبع: محاسبه نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390

 

جدول- 5: پنج استان مهاجرفرست به هر یک از استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390

استان مقصد

مهاجران وارد شده (بین‌استانی)

استان‌های مبدأ

درصد

آذربایجان‌شرقی

65079

آذربایجان‌غربی(8/27)، تهران (1/27)، اردبیل (0/8)، کردستان (7/4)، البرز (7/4)

2/72

آذربایجان‌غربی

38276

آذربایجان‌شرقی (4/32)، تهران (2/19)، کردستان (5/10)،اردبیل (2/4)، کرمانشاه (4/3)

8/69

اردبیل

26391

تهران (9/38)، آذربایجان‌شرقی (6/14)، گیلان (2/10)، آذربایجان‌غربی (1/9)، البرز (5/4)

4/77

اصفهان

140495

خوزستان (0/21)، تهران (5/17)، چهارمحال و بختیاری (3/12)، فارس (4/7)، لرستان (8/4)

0/63

البرز

192770

تهران (9/49)، کرمانشاه (0/6)، همدان (0/4)، آذربایجان شرقی (8/3)، خوزستان (7/3)

4/67

ایلام

15962

خوزستان (1/20)، کرمانشاه (6/18)، تهران (6/15)، لرستان (5/11)، کردستان (3/4)

1/70

بوشهر

52253

فارس (5/38)، خوزستان (9/13)، تهران (6/6)، اصفهان (5/6)، کهکلویه و بویراحمد (2/4)

7/69

تهران

384025

البرز (0/11)، خراسان‌رضوی (6/7)، همدان (7/6)، آذربایجان‌شرقی (6/6) و کرمانشاه (8/5)

7/37

چهارمحال‌و ‌بختیاری

15096

اصفهان (9/44)، خوزستان (4/19)، تهران (8/6)، فارس (3/5)، هرمزگان (5/2)

0/79

خراسان‌جنوبی

31364

خراسان‌رضوی (5/50)، سیستان‌و‌بلوچستان (1/19)، تهران (3/8)، خراسان‌شمالی (2/3)، یزد (9/2)

9/83

خراسان‌رضوی

110366

تهران (6/25)، سیستان‌و‌بلوچستان (8/12)، خراسان‌شمالی (0/11)، خراسان‌جنوبی (9/7)، گلستان (0/4)

4/61

خراسان‌شمالی

30068

خراسان‌رضوی (8/41)، تهران (9/21)، گلستان (7/6)، مازندران (6/4)، سیستان‌و‌بلوچستان (7/3)

8/78

خوزستان

61092

اصفهان (2/14)، لرستان (9/13)، تهران (0/11)، فارس (2/9)، کهگیلویه‌وبویراحمد (3/6)

5/54

زنجان

30468

تهران (4/29)، البرز (8/11)، قزوین (4/10)، آذربایجان شرقی (0/8)، آذربایجان غربی (6/7)

2/67

سمنان

42006

تهران (3/33)، خراسان‌رضوی (7/16)، گلستان (4/12)، مازندران (7/9)، البرز (4/3)

5/75

سیستان‌و‌بلوچستان

27267

خراسان‌رضوی (1/25)، کرمان (7/14)، فارس (0/9)، تهران (6/7)، خراسان‌جنوبی (0/7)

4/63

فارس

73776

خوزستان (2/13)، بوشهر (8/12)، هرمزگان (4/12)، تهران (2/11)، اصفهان (8/9)

3/59

قزوین

31802

تهران (9/26)، البرز (8/12)، گیلان (8/11)، زنجان (9/7)، کرمانشاه (4/5)

9/64

قم

46185

تهران (1/24)، اصفهان (3/9)، مرکزی (5/7)، همدان (4/6)، خوزستان (8/4)

2/52

کردستان

37053

کرمانشاه (0/21)، تهران (6/19)، آذربایجان‌غربی (4/12)، همدان (1/9)، آذربایجان شرقی (3/5)

4/67

کرمان

38027

فارس (9/14)، هرمزگان (7/12)، سیستان‌و‌بلوچستان (6/12)، تهران (7/11)، یزد (0/8)

0/60

کرمانشاه

39262

تهران (8/17)، کردستان (6/16)، همدان (2/8)، خوزستان (0/7)، البرز (9/6)

4/56

کهگیلویه و بویراحمد

12999

فارس (1/42)، خوزستان (1/19)، اصفهان (5/9)، بوشهر (5/5)، تهران (0/4)

2/80

گلستان

51308

تهران (7/24)، خراسان‌رضوی (4/13)، مازندران (2/11)، سیستان‌و‌بلوچستان (1/11)، سمنان (0/9)

4/69

گیلان

86705

تهران (6/39)، البرز (1/9)، اردبیل (4/7)، قزوین (5/6)، مازندارن (0/6)

7/68

لرستان

25396

تهران (6/23)، خوزستان (6/22)، اصفهان (0/8)، کرمانشاه (8/5)، مرکزی (0/5)

9/64

مازندران

79611

تهران (5/38)، گلستان (3/7)، گیلان (0/7)، خراسان‌رضوی (6/6)، البرز (1/6)

5/65

مرکزی

51712

تهران (5/31)، قم (9/8)، لرستان (3/7)، همدان (0/7)، اصفهان (8/6)

6/61

هرمزگان

52085

فارس (5/22)، کرمان (8/12)، تهران (6/11)، خوزستان (8/5)، اصفهان (6/5)

4/58

همدان

45989

تهران (0/27)، کردستان (1/13)، کرمانشاه (2/13)، البرز (3/6)، خوزستان (1/5)

8/64

یزد

51039

تهران (1/14)، فارس (9/13)، اصفهان (8/12)، کرمان (8/12)، خراسان‌رضوی (6/7)

2/61

منبع: محاسبه شده توسط نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390

علت مهاجرت‌های بین‌استانی طی دورۀ 1385 تا 1390

جدول و شکل (6)، درصد مهاجران واردشده به استان‌های کشور را بر حسب علت مهاجرت نشان می‌دهند. در همه استان‌ها، بیشترین درصد مهاجرت به‌علت پیروی از خانوار بوده است. در استان‌های بوشهر، تهران، هرمزگان، یزد، مرکزی و قزوین بیش از 10 درصد، در استان‌های سمنان، البرز، خوزستان، قم، خراسان‌رضوی، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، کهگیلویه‌و‌بویراحمد، خراسان‌شمالی، چهارمحال‌و‌بختیاری و لرستان بین 5 تا 10 درصد و در دیگر استان‌ها کمتر از 5 درصد مهاجران وارد‌شده از استان‌های دیگر کشور به این استان‌ها در جستجوی کار مهاجرت کرده بودند. پس از پیروی از خانوار بیشترین علت مهاجرت در استان‌های مرزی کشور بجز استان بوشهر، انجام یا پایان خدمت وظیفه بوده است. بین 20 تا 25 درصد علت مهاجران واردشده در استان‌های آذربایجان‌شرقی، خراسان‌جنوبی، زنجان، سمنان، سیستان‌و‌بلوچستان، قم، کرمان، کهگیلویه‌وبویراحمد، همدان و یزد تحصیل بوده است و در استان سمنان درصد مهاجران وارد شده به‌علت تحصیل بیشتر از سایر علت‌هاست. علت 2/14 درصد مهاجران واردشده به استان‌ البرز دستیابی به مسکن مناسبت‌تر است.

 

شکل- 6: درصد مهاجران واردشده بین‌استانی بر حسب علت مهاجرت‌ بر اساس سرشماری سال 1390

 

جدول- 6: درصد مهاجران واردشده بین‌استانی بر حسب علت مهاجرت‌ بر اساس سرشماری سال 1390 طی 5 سال گذشته

نام استان

علت مهاجرت

جستجوی کار

جستجوی کار بهتر

انتقال شغلی

تحصیل

پایان تحصیل

انجام یا پایان خدمت وظیفه

دستیابی به مسکن مناسب‌تر

پیروی از خانوار

سایر

بوشهر

8/26

5/7

1/7

5/7

7/0

8/7

7/1

8/37

1/2

تهران

2/14

4/6

4/5

8/10

6/0

4/2

3/4

0/49

8/5

هرمزگان

1/13

9/7

8/11

5/6

3/0

8/14

7/0

9/41

0/2

یزد

6/12

5/5

6/4

8/24

7/0

9/6

5/1

2/37

5/5

مرکزی

0/12

7/5

1/4

1/13

7/0

6/9

9/2

1/45

0/6

قزوین

2/10

3/5

6/5

2/11

7/0

8/11

5/3

8/44

9/5

سمنان

2/9

0/4

6/4

1/34

3/0

3/10

4/1

2/31

0/4

البرز

9/8

4/4

9/3

2/2

3/0

7/0

2/14

9/54

4/9

خوزستان

3/7

6/4

3/9

1/14

0/1

6/16

2/2

1/39

9/4

قم

7/6

8/3

8/4

6/23

7/0

8/2

1/2

0/47

6/7

خراسان‌رضوی

9/5

4/5

0/7

2/10

6/1

8/11

9/2

0/46

2/8

ایلام

8/5

3/3

1/11

7/15

7/6

6/22

7/1

0/29

1/3

کرمانشاه

8/5

4/3

9/7

8/10

1/2

9/23

0/2

1/38

3/5

اصفهان

5/5

4/4

1/6

8/16

0/1

5/8

0/4

3/44

6/8

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

4/5

6/3

9/5

6/25

4/5

4/8

8/2

9/37

4/4

خراسان شمالی

3/5

5/5

2/6

7/11

3/3

6/17

0/3

1/40

1/6

چهارمحال‌و‌بختیاری

1/5

8/4

1/6

8/14

7/1

8/12

4/5

5/40

3/7

کرمان

1/5

7/3

3/6

9/28

2/1

2/17

5/1

6/30

5/4

لرستان

0/5

4/4

7/9

5/13

7/1

3/7

4/3

8/36

0/7

فارس

8/4

9/3

8/7

7/17

8/2

5/14

7/2

2/38

7/6

مازندران

8/4

5/5

9/6

1/19

3/1

7/10

7/3

1/40

0/7

آذربایجان‌غربی

8/4

3/4

8/6

1/17

3/1

4/19

3/2

7/36

3/6

گیلان

6/4

2/5

8/6

6/7

7/1

9/10

0/5

6/47

9/9

کردستان

5/4

2/4

5/8

0/13

2/3

8/19

4/2

4/39

4/47

اردبیل

2/4

9/3

4/4

7/10

9/2

2/26

1/3

5/36

4/7

زنجان

2/4

8/3

3/5

9/19

3/1

7/23

3/2

3/32

5/6

همدان

0/4

3/4

3/7

4/22

2/1

6/12

1/3

9/37

2/6

گلستان

9/3

9/4

9/5

6/12

0/2

4/18

0/3

3/42

2/6

سیستان‌و‌بلوچستان

7/3

0/3

0/12

7/22

3/0

1/23

8/0

7/31

0/2

آذربایجان‌شرقی

6/3

0/4

7/6

1/23

9/0

0/16

2/3

9/34

8/6

خراسان‌جنوبی

5/3

1/4

6/7

4/20

4/1

6/20

6/1

4/35

8/4

منبع: محاسبه نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390

 

عوامل مرتبط با مهاجرت طی دورۀ 1385 تا 1390

در پژوهش حاضر، با توجه به مطالعات پیشین و نظریه‌های مطرح‌شده از متغیرهای مستقل نرخ بیکاری، رشد جمعیت، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی استفاده و همبستگی آن‌ها با متغیر وابسته میزان خالص مهاجرت آزمون شده است. جمعیت کل کشور در سال 1390 معادل 75 میلیون نفر بود که 4/71 درصد در مناطق شهری و 6/28 درصد در مناطق روستایی زندگی می‌کردند. میزان شهرنشینی کل کشور که در سرشماری سال 1385، 5/68 درصد محاسبه شده در سال 1390 به 4/71 درصد رسیده است و نسبت جمعیت روستایی طی سال‌های 1385 تا 1390 از 5/31 به 6/28 درصد کاهش یافته است. بیشترین درصد شهرنشینی در استان‌های قم، تهران، ‌البرز، اصفهان و یزد مشاهده می‌شود و در استان سیستان و بلوچستان 49 درصد جمعیت و در استان‌های هرمزگان، گلستان و خراسان‌شمالی به‌ترتیب 50، 51 و 5/51 درصد جمعیت در شهرها زندگی می‌کنند. یافته‌ها نشان می‌دهند در 22 استان کشور، بیش از 60 درصد جمعیت در مناطق شهری زندگی می‌کنند. طی سال‌های 1385 تا 1390 بیشترین رشد شهرنشینی در استان‌های بوشهر و البرز دیده می‌شود و استان‌های هرمزگان و فارس نیز در رتبه‌های بعدی رشد فزاینده درصد شهرنشینی قرار دارند. درباره استان‌های البرز و بوشهر نخست تشکیل مرکزیت سیاسی استانی و افزایش جذب جمعیت شهری و دوم توسعه صنعت گاز و استقرار جمعیت مهاجر و بومی شاغل در صنایع مرتبط در قالب مراکز شهری و یا تبدیل مراکز جمعیتی موجود به شهر از دلایل اصلی زیادبودن نسبت شهرنشینی هستند.

بر اساس یافته‌های جدول (7)، نسبت جمعیت روستا/ شهری برای کل کشور در سال 1390، 40 درصد و تعداد جمعیت ساکن مناطق شهری 5/2 برابر جمعیت مناطق روستایی بوده است. بیشترین نسبت برای استان‌های سیستان‌و‌بلوچستان (6/103)، هرمزگان (7/99)، گلستان (0/96) و خراسان‌شمالی (8/93) درصد بوده است. در برخی از این استان‌ها تعداد جمعیت روستا از شهر بیشتر و یا کمی کمتر است. کمترین نسبت برای استان‌های قم (1/5)، البرز (4/10)، اصفهان (1/17) و یزد (8/20) درصد بوده که در این استان‌ها تعداد جمعیت مناطق شهری از مناطق روستایی بیشتر است. رشد متوسط جمعیت در سال‌های 1385 تا 1390 در کل کشور برابر 29/1 درصد بوده است. استان‌های بوشهر با 11/3 درصد و هرمزگان با 37/2 درصد رشد سالانه بیشترین و استان‌های اردبیل با 33/0 درصد، ایلام با 44/0 درصد و لرستان با 44/0 درصد رشد سالانه کمترین میزان رشد جمعیت را در بین استان‌های کشور دارند. این نسبت‌ها به‌وضوح مهاجرفرستی استان‌های اردبیل، ایلام و لرستان در برابر مهاجرپذیری استان‌های بوشهر و هرمزگان را نشان می‌دهند. گفتنی است رشد 3 درصدی استان البرز به‌دلیل تشکیل استان طی مدت یادشده و جذب زیاد جمعیت، روندی استثنایی است و در تحلیل‌های جمعیت‌شناختی جایگاه پایدار و مستمری ندارد.

مناطق شهری کل کشور طی سال‌های 1385 تا 1390، 14/2 درصد رشد سالانه داشته‌اند و رشد مناطق روستایی که در سال‌های گذشته همواره نزدیک به صفر بوده است در سرشماری سال 1390، رشد منفی 72/0 را نشان می‌دهد. بیشترین رشد مناطق شهری در استان‌های کشور به استان‌های بوشهر، هرمزگان، فارس و البرز و بیشترین رشد منفی مناطق روستایی نیز به استان‌های اردبیل، مرکزی، کردستان و گیلان تعلق دارد. در مجموع، رشد منفی جمعیت در مناطق روستایی در 24 استان مشاهده می‌شود. شایان توجه است که رشد منفی جمعیت مناطق روستایی تنها بر اثر مهاجرت از مناطق روستایی به مناطق شهری نیست و معلول عوامل دیگری ازجمله تبدیل روستاها به شهر و نیز واقع‌شدن برخی روستاها در حوزه حریم شهری و ادغام آن با حوزه شهری نیز هست؛ رشد تعداد شهرهای کشور از 1012 شهر در سال 1385 به 1140 شهر در سال 1390 (اضافه شدن حدود 130 شهر طی 5 سال) گویای این موضوع است. همچنین، برخی از این روستاها در حوزه و حریم برخی شهرها قرار گرفته‌اند و گرچه شهرداری مستقلی ندارند، به منطقه‌ای از مناطق شهرداری شهر بزرگ‌تر مجاور تبدیل شده‌اند یا چند روستا، شهر تشکیل داده‌اند و به جمعیت شهری کشور پیوسته‌اند.

همان‌طور که جدول (7) نشان می‌دهد، بر اساس سرشماری سال 1390، نرخ بیکاری در کشور 8/14 درصد بوده است. بیشترین نرخ بیکاری به‌ترتیب در استان‌های سیستان‌و‌بلوچستان (2/29)، خوزستان (7/25)، کرمانشاه (6/24)، لرستان (9/23) و ایلام (8/22) درصد و کمترین نرخ بیکاری به‌ترتیب برای استان‌های خراسان‌جنوبی (7/6)، خراسان‌رضوی (4/9) و سمنان (9/9) درصد بوده است. در استان‌هایی که نرخ بیکاری زیاد است، مهاجرفرستی بیشتر و در نتیجه خالص مهاجرت کمتر و منفی است. بر اساس سرشماری سال 1390، میانگین سال‌های تحصیل جمعیت 25 سال به ‌بالا که بیشتر در معرض مهاجرت قرار دارند برای استان‌های کشور محاسبه و این شاخص برای کل کشور 3/7 سال تحصیل است. بیشترین میانگین سال‌های تحصیل برای جمعیت 25 ساله و بیشتر به‌ترتیب برای استان‌های تهران (47/8)، خوزستان (71/7)، گیلان (56/7)، مازندران (55/7)، سمنان (46/7)، البرز (43/7) و فارس (43/7) سال و کمترین میانگین سال‌های تحصیل به‌ترتیب برای استان‌های خراسان‌شمالی (98/5)، خراسان‌جنوبی (00/6)، زنجان (09/6)، قزوین (42/6) و قم (49/6) سال است (رحمدل و همکاران، 1392: 236-239).

در جدول (8)، ضریب همبستگی چندمتغیره 764/0=R است و هرچه‌ این مقدار به یک نزدیک‌تر شود میزان وابستگی متغیر وابسته به متغیرهای مستقل بیشتر است. این مقدار ضریب، رابطه قوی بین میزان خالص مهاجرت و شاخص‌های اقتصادی - اجتماعی و جمعیتی گنجانده شده در الگوی پژوهش را نشان می‌دهد. ضریب تعیین
(R Square)، میزان تبیین واریانس و تغییرات متغیر وابسته توسط مجموعه متغیرهای مستقل را نشان می‌دهد؛ مقدار این ضریب نیز بین صفر و یک نوسان دارد و هرچه به یک نزدیک‌تر باشد یعنی متغیرهای مستقل مقدار زیادی از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده‌اند و برعکس، هرچه به صفر نزدیک‌تر باشد بر نقش کمتر متغیرهای مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته دلالت دارد. 584/0 R2= این حقیقت را بیان می‌کند که 4/58 درصد تغییرات میزان خالص مهاجرت به متغیرهای مستقل پژوهش و 6/41 درصد به عوامل دیگر مربوط هستند.

جدول- 7: محاسبه شاخص‌های منتخب برای استان‌های کشور بر اساس سرشماری سال 1390 طی 5 سال گذشته

نام استان

میزان خالص مهاجرت

(در هزار)

نرخ بیکاری*

رشد سالانه جمعیت

1385 تا 1390

درصد شهرنشینی

نسبت روستا شهری

میانگین سال‌های تحصیل جمعیت 25 ساله و بیشتر *

کل کشور

--

8/14

29/1

4/71

0/40

3/7

آذربایجان‌شرقی

0/2-

0/10

66/0

2/69

4/44

20/7

آذربایجان‌غربی

5/4-

1/12

4/1

7/62

4/59

20/7

اردبیل

1/11-

6/14

33/0

0/64

3/56

59/6

اصفهان

6/9

3/13

37/1

4/85

1/17

22/7

البرز

9/38

7/16

04/3

5/90

4/10

43/7

ایلام

9/4-

8/22

44/0

0/64

9/55

69/6

بوشهر

8/23

8/10

11/3

2/68

3/46

07/7

تهران

7/1-

1/13

44/1

8/92

8/7

47/8

چهارمحال‌و‌بختیاری

7/18-

9/15

86/0

2/58

5/71

79/6

خراسان‌جنوبی

6/20

7/6

81/0

0/56

5/78

00/6

خراسان‌رضوی

0/1-

4/9

4/1

9/71

0/39

51/6

خراسان‌شمالی

6/0-

0/10

35/1

5/51

8/93

98/5

خوزستان

0/12-

7/25

17/1

0/71

4/40

71/7

زنجان

2/3

9/10

04/1

5/62

0/60

09/6

سمنان

3/29

9/9

37/1

0/77

8/29

46/7

سیستان‌و‌بلوچستان

3/13-

2/29

05/1

0/49

6/103

08/7

فارس

6/5-

9/16

17/1

6/67

5/47

43/7

قزوین

5/5-

8/12

05/1

1/73

8/36

42/6

قم

2/4

6/11

93/1

2/95

1/5

49/6

کردستان

0/7-

4/15

73/0

0/66

5/51

78/6

کرمان

2/2-

1/18

07/2

5/57

5/73

39/7

کرمانشاه

9/19-

6/24

69/0

7/69

3/43

06/7

کهگیلویه‌و‌بویراحمد

6/6-

3/21

76/0

6/52

6/89

00/7

گلستان

7/7

9/12

9/1

0/51

0/96

07/7

گیلان

1/12

1/15

62/0

3/60

7/65

56/7

لرستان

5/20-

9/23

44/0

3/61

0/63

99/6

مازندران

3/8

4/11

02/1

7/54

7/82

55/7

مرکزی

4/5

9/11

91/0

9/73

3/35

79/6

هرمزگان

2/5

3/15

37/2

0/50

7/99

00/7

همدان

5/10-

4/13

64/0

2/59

9/68

60/6

یزد

4/24

5/10

63/1

8/82

8/20

04/7

منبع: محاسبه نگارندگان بر اساس نتایج سرشماری سال 1390؛ * رحمدل و همکاران، 1392: 239-236

 

همچنین Adj.R2 ضریب تعیین تعدیل‌شده محاسبه می‌شود که برابر با 500/0 است و البته این ضریب همان ضریب تعیین معمولی است که مقادیر آن با درجات آزادی تعدیل شده است. این شاخص میزان R2 را که برای نمونه محاسبه شده است اصلاح و تعدیل می‌کند و به کل جامعه تعمیم می‌دهد. همچنین میزان خطای معیار
(Std. Error) با خطای همبستگی در اینجا برابر 224/10 است. این شاخص، میزان قدرت پیش‌بینی معادله رگرسیونی را نشان می‌دهد. مقدار F نشان می‌دهد که آیا الگوی رگرسیونی پژوهش الگوی مناسبی است یا خیر؟ و به ‌عبارتی آیا متغیرهای مستقل به‌خوبی تغییرات متغیر وابسته را توضیح می‌دهند یا خیر؟ تشخیص این موضوع، با معنا‌دار بودن یا نبودن مقدار F در سطح خطای کمتر یا بیشتر 05/0 امکان‌پذیر است. در جدول (9) آزمون تحلیل واریانس انجام شده است و مقدار F یعنی نسبت متوسط واریانس رگرسیون به متوسط واریانس باقیمانده برابر با 006/7 = Fمحاسبه شده است که در سطح خطای کمتر از 01/0 معنی‌دار است؛ این نشان‌ می‌دهد که متغیرهای مستقل قدرت تبیین زیادی دارند و به‌خوبی میزان تغییرات و واریانس متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. ‌به‌عبارتی، الگوی رگرسیون پژوهش الگوی مناسبی است و با آن تغییرات متغیر وابسته میزان خالص مهاجرت بر اساس پنج متغیر مستقل مدنظر تبیین می‌شود. در جدول‌ (10) نتایج آزمون فرضیه‌‍‌های پژوهش با آزمون (تی استیودنت) نشان داده شده‌اند. در این جدول‌ نتایج مربوط به ضرایب تأثیر رگرسیونی متغیرهای مستقل (رشد جمعیت، نرخ بیکاری، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی) بر متغیر وابسته میزان خالص مهاجرت آورده شده است. در جدول (10)، ضرایب بتا (Beta) متغیرهای مستقل محاسبه شده‌اند. بتاها تأثیر هر متغیر را جدا از تأثیر متغیرهای دیگر بر میزان خالص مهاجرت نشان می‌دهند؛ بتاهای مثبت اثر مستقیم و بتاهای منفی اثر معکوس بر میزان خالص مهاجرت دارند. در ادامه، تأثیر همه متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته میزان خالص مهاجرت بررسی می‌شود و همان‌طور که ملاحظه می‌شود بتاهای رشد جمعیت و نرخ بیکاری از همه بیشتر هستند و اثر این دو متغیر بر میزان خالص مهاجرت چندبرابر سایر متغیرهاست. متغیر نرخ بیکاری بر میزان خالص مهاجرت اثر معکوس و متغیرهای رشد جمعیت، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی بر میزان خالص مهاجرت اثر مثبت داشته‌اند. تمام بتاها با آزمون تی استیودنت (T) آزمون شده‌اند. متغیر‌های رشد جمعیت و نرخ بیکاری با 99 درصد اطمینان، معنا‌دار بوده‌اند.

جدول- 8: الگوی خلاصه‌شده همبستگی چندگانه

Std. Error of the Estimate

Adj.R2

R2

R

Model

224/10

500/0

584/0

764/0

1

جدول- 9: آزمون تحلیل واریانس (آزمون F) متغیرهای منتخب با میزان خالص مهاجرت

Sig

F

Mean Square

df

Sum of Squares

Model

000/0

006/7

322/732

531/104

5

25

30

396/3661

355/2613

751/6274

Regression

Residual

Total

1

جدول- 10: ضرایب Beta و آزمون T-test))

Sig

T

Beta

متغیرهای مستقل

714/0

370/0-

-

Constant

006/0

983/2

460/0

رشد جمعیت

005/0

097/3-

456/0-

نرخ بیکاری

513/0

663/0

099/0

میانگین سال‌های تحصیل

895/0

133/0

095/0

جمعیت روستا/ شهری

795/0

263/0

191/0

درصد شهرنشینی

 

نتیجه‌گیری

در این مقاله، سطح و الگوهای مهاجرت‌های بین‌استانی و عوامل مرتبط با آن‌ها طی دورۀ 1385 تا 1390 بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهند طی دورۀ 1375 تا 1385، سهم مهاجران از کل جمعیت 2/17 بوده و در دورۀ 1385 تا 1390به 4/7 نفر مهاجر در برابر هر 100 نفر رسیده است. در سال 1390 بیشترین نسبت مهاجر به جمعیت برای استان‌های خراسان‌جنوبی، البرز و بوشهر بود که جابه‌جایی زیاد جمعیت در این استان‌ها را نشان می‌دهد و کمترین نسبت برای استان‌های لرستان و سیستان‌و‌بلوچستان است که جزو استان‌های مهاجرفرست هم هستند. استان بوشهر از نظر موقعیت اقتصادی و وجود شرکت‌های بزرگ نفتی و ...، نیروی انسانی فعال استان‌های مجاور و مناطق دیگر را به خود جذب کرده ‌است. 44 درصد از کل مهاجران کشور به‌ترتیب برای استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان، فارس و البرز و حدود 50 درصد از مهاجران داخل‌استانی به‌ترتیب برای استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، فارس، اصفهان، خوزستان و مازندران هستند‌. 50 درصد از مهاجران استان‌های دیگر کشور به‌ترتیب وارد استان‌های البرز، اصفهان، خراسان‌رضوی، گیلان و مازندران شده‌اند؛ تمرکز سیاسی و اداری، اشتغال، امکانات آموزشی و رفاهی، بهداشتی و به‌‌ویژه اقتصادی مانند امکان کسب و کار بیشتر، اماکن مذهبی و خوش آب و هوا بودن از دلایل مهاجرت به این استان‌ها هستند. استان البرز از استان‌های مهاجرپذیر کشور است که درصد زیادی از مهاجران استان‌های دیگر کشور به آن وارد شده‌اند.

بیشترین درصد علت مهاجرت در همه استان‌های کشور، پیروی از خانوار بود که نشان‌ می‌دهد مهاجرت در ایران غالباً خانواری است تا انفرادی. جستجوی کار، علت مهاجرت بیش از 10 درصد مهاجران بین‌استانی در استان‌های بوشهر، تهران، هرمزگان، یزد، مرکزی و قزوین بود. در استان‌های مرزی کشور بجز استان بوشهر، انجام یا پایان خدمت وظیفه پس از پیروی خانوار بیشترین علت مهاجرت بود که دلیل آن انباشتگی زیاد جمعیت جوان در این استان‌هاست. در استان‌های آذربایجان‌شرقی، خراسان‌جنوبی، زنجان، سمنان، سیستان‌و‌بلوچستان، قم، کرمان، کهگیلویه‌و‌بویراحمد، همدان و یزد 20 تا 25 درصد علت مهاجرت مهاجران واردشده تحصیل بوده است. در استان‌ البرز، 2/14 درصد مهاجران برای دستیابی به مسکن مناسبت‌تر به این استان وارد شده‌اند و این نشان می‌دهد که اکثر مهاجران، مسکن کرج را با مسکن تهران مقایسه می‌کنند و چون ارزان‌تر از تهران است آنجا را انتخاب می‌کنند؛ اغلب این افراد مهاجرانی هستند که هدف نهایی آنها از سکونت در کرج دسترسی به تهران است. حدود 50 درصد مهاجران خارج‌شده از استان‌های کشور به‌ترتیب به استان‌های تهران، خوزستان، خراسان‌رضوی، فارس، البرز، اصفهان و کرمانشاه مربوط هستند؛ از میان این استان‌ها، استان‌های البرز و اصفهان مهاجرپذیر و دیگر استان‌ها مهاجرفرست هستند. بیشترین درصد مهاجران خارج‌شده به استان‌ تهران و کمترین درصد به استان‌های ایلام، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌و‌بویراحمد مربوط است.

در بین استان‌های کشور به‌ترتیب استان‌های مهاجرپذیر البرز، سمنان و یزد دارای بیشترین میزان خالص مهاجرت و استان‌های مهاجرفرست لرستان، کرمانشاه، چهارمحال‌و‌بختیاری، سیستان‌و‌بلوچستان و خوزستان دارای کمترین رقم خالص مهاجرت منفی هستند. استان تهران یکی از چهار مقصد اصلی مهاجران خارج‌شده از همه استان‌های کشور بجز دو استان سیستان‌و‌بلوچستان و کهگیلویه‌و‌بویراحمد است. سطح بالاى توسعه استان تهران، ساکنان سایر مناطق و حتی کلان‌شهرهای کشور را براى مهاجرت به این استان ترغیب می‌کند و به‌‌دلیل تمرکز بیشتر امکانات کشور در این کلان‌شهر و مناطق پیرامونی آن، تهران به مقصد نهایى مهاجران و شهری آرمانى براى بسیارى از افراد روستاها و شهرهاى کوچک و بزرگ تبدیل شده است. مقصد اکثر مهاجرت‌های بین‌استانی پس از استان تهران، استان‌های هم‌جواری بوده‌اند که از لحاظ بعد مسافتی، فاصله کمتری با استان مهاجرفرست داشته‌اند. استان تهران از استان‌های مهاجرفرست کشور محسوب می‌شود که به همه استان‌های دیگر کشور مهاجر می‌فرستد و ممکن است این مهاجران، کسانی باشند که محل تولد آن‌ها همان استان مقصد باشد.

نتایج ضریب همبستگی چندمتغیره نشان‌ دادند که رابطه‌ای قوی بین میزان خالص مهاجرت و متغیرهای مستقل رشد جمعیت، نرخ بیکاری، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی برقرار است. این متغیرهای مستقل 4/58 درصد از تغییرات متغیر وابسته میزان خالص مهاجرت را تبیین می‌کنند. 6/41 درصد باقیمانده به عوامل دیگری مربوط است که باید در پژوهش‌های آتی درصدد دستیابی به آن‌ها بود. معنا‌دار بودن آزمون تحلیل واریانس (F) نشان‌ می‌دهد که متغیرهای مستقل قدرت تبیین زیادی دارند و به‌خوبی میزان تغییرات و واریانس متغیر وابسته را توضیح می‌دهند. بتاها (Beta) تأثیر هر متغیر را جدا از تأثیر متغیرهای دیگر بر میزان خالص مهاجرت نشان می‌دهند؛ مقدار بتای متغیرهای رشد جمعیت و نرخ بیکاری از سایر متغیرها بیشتر و اثر این دو متغیر بر میزان خالص مهاجرت چند برابر سایر متغیرها است. متغیر نرخ بیکاری بر میزان خالص مهاجرت اثر معکوس داشته و متغیرهای رشد جمعیت، میانگین سال‌های تحصیل، جمعیت روستا/شهری و درصد شهرنشینی بر میزان خالص مهاجرت اثر مثبت داشته‌اند. تمام بتاها با آزمون تی‌استیودنت (T) آزمون شده‌اند. متغیر‌های رشد جمعیت و نرخ بیکاری با 99 درصد اطمینان معنا‌دار بوده‌اند.

 

پیشنهادها

1- ایجاد قطب‌های رشد استانی برای جذب جوانان جویای کار هر استان؛

2- توسعه‌ فرصت‌های شغلی در استان‌های کمتر توسعه‌یافته برای ممانعت از مهاجرت افراد جویای کار؛

3- بهبود سرانه‌های خدماتی، رفاهی و بهداشتی در استان‌های مهاجرفرست که از لحاظ سطح توسعه‌یافتگی جزو استان‌های کمتر توسعه‌یافته محسوب می‌شوند؛

4- بهبود و ارتقای استانداردهای زندگی در استان‌های مهاجرفرست؛

5- ایجاد تعادل و توازن بین رشد اقتصادی و رشد جمعیتی در سطح استان‌ها ازجمله راهکارهایی است که بر تعدیل مهاجرت‌های استانی اثر می‌گذارد؛

6- جلوگیری از تمرکزگرایی اداری، سیاسی، اقتصادی و ... در برخی استان‌های کشور؛

7- استفاده از نتایج این پژوهش و سایر پژوهش‌های مشابه در برنامه‌ریزی‌های جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و ... برای رسیدن به توزیع جمعیتی متناسب با امکانات استان‌ها.

 

سپاسگزاری

این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی با عنوان Aمطالعه مهاجرت‌های داخلی و شناخت قطب‌های مهاجرتی در کشور بر اساس نتایج سرشماری سال 1390@ با شماره 8864/21 است که در مؤسسه‌ مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور انجام شده است.



[1] Internal Migration

[2] Griffin

[3] Bilsborrow

[4] Charney

[5] Herzog

[6] Shefer

[7] Bures

[8] Gustave Le Bon

[9] Lucien Romier

[10] Findlay

[11] Oberoi

[12] برای محاسبه این شاخص ابتدا تعداد مهاجران را به کل جمعیت تقسیم و در عدد 100 ضرب می‌کنیم، سپس نتیجه را بر طول دورۀ سرشماری تقسیم کرده تا نسبت مهاجر به جمعیت به‌صورت سالانه محاسبه شود.

1-   آسایش، حسین (1378)، حرکات داخلی جمعیت ایران با تأکید بر مهاجرت روستایی (قسمت پایانی)، مجله جهاد (ترویج کشاورزی و توسعه روستایی)، دوره 19، شماره 220 و 221، صص 52-47.

2-   اردشیری، مهرداد.، زاهد زاهدانی، سیدسعید (1375)، بررسی برخی عوامل عمدۀ اقتصادی، فرهنگی و اقلیمی مهاجرت بین‌استانی در دورۀ پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1365-1355)، طرح پژوهشی مرکز جمعیت‌شناسی دانشگاه شیراز.

3-     اوبرای، آمارجیت سینگ (1370)، مهاجرت، شهرنشینی و توسعه، برگردان: فرهنگ ارشاد، انتشارات مؤسسه کار و تأمین اجتماعی، تهران.

4-     پتیه، ژان (۱۳۶۹)، مهاجرت روستاییان، برگردان: محمد‌‌مؤمن کاشى، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران.

5-   تودارو، مایکل (1367)، مهاجرت‌های داخلی در کشورهای در حال توسعه، برگردان: مصطفی سرمدی و پروین رئیسی‌فرد، انتشارات مؤسسه‌ کار و تأمین اجتماعی، تهران.

6-   رحمدل، عزت‌الله.، محمودی، محمدجواد.، کاظمی‌پور، شهلا (1392)، شاخص توسعه انسانی، طرح پژوهشی مؤسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور.

7-     زنجانی، حبیب‌الله (1371)، جمعیت و شهرنشینی در ایران، جلد اول، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران.

8-     زنجانی، حبیب‌الله (1380)، مهاجرت، انتشارات سمت، تهران.

9-     شیخی، محمدتقی (1379)، تحلیل و کاربرد جمعیت‌شناسی، انتشارات اشراقی، تهران.

10- طاهرخانی، مهدی (1379)، تحلیلی بر عوامل مؤثر در مهاجرت‌های روستا-شهری: جهت‌گیری‌ها و مباحث جدید، مجله روستا و توسعه، دوره 4، شماره 3 و 4، صص 28-1.

11- فیندلی، سلی (1372)، برنامه‌ریزی مهاجرت‌های داخلی، برگردان: عبدالعلی لهسایی‌زاده، انتشارات نوید شیراز، شیراز.

12- گریفین، کیت (1384)، راهبردهای توسعه اقتصادی، برگردان: حسین راغفر و محمدحسین هاشمی، نشر نی، چاپ سوم، تهران.

13-  لهسایی‌زاده، عبدالعلی (1372)، برنامه‌ریزی مهاجرت‌های داخلی، انتشارات نوید شیراز، شیراز.

14-  مرکز آمار ایران (1365)، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن کل کشور، مرکز آمار ایران، تهران.

15-  مرکز آمار ایران (1375)، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن کل کشور، مرکز آمار ایران، تهران.

16-  مرکز آمار ایران (1385)، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن کل کشور، مرکز آمار ایران، تهران.

17-  مرکز آمار ایران (1386)، مهاجرت‌های استانی (85-1375) بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385، دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری، تهران.

18-  مرکز آمار ایران (1390)، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن کل کشور، مرکز آمار ایران، تهران.

19-  مشفق، محمود (1387)، بررسی تحولات مهاجرت‌های داخلی و شهرنشینی در کشور از سال 1385-1355، طرح پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه.

20-  نورالهی، طه (1389)، مهاجرت‌های استانیدرایران (1385-1365)، هفته‌نامه برنامه، سال نهم، شماره 376.

21- Jessadachatr, P. (1989), An Economic Analysis of Interprovincial Migration in Thailand. Thesis (Ph. D.)-University of Pittsburgh.

22- Kritz, M. M. and Nogle, J. M. (1994), Nativity Concentration and Internal Migration among the Foreign-Born. Journal of Demography, Vol. 31, No. 3, pp 509-524.

23- Nabi Nurun, A. K. M. (1992), Dynamics of Internal Migration in Bangladesh. Canadian Studies in Population, Vol. 19, pp 81-98.

24- Todaro, P. M. (1997), Urbanization, Unemployment and Migration in Africa: Theory and Policy, Policy Research Division Working papers, No. 104, Population Council, New York.

25- Tomita, S. and Hayashi, Y. (2006), Spatial Analysis of Centralization and Decentralization in The Population Migration Net work, Proceeding Of The 2006 Asia Pacific Symposium on Information Visualization, Vol. 60. pp 139-142.