تحلیل فضایی بافت فرسوده شهری با تأکید بر راهبردهای ساماندهی فیزیکی- فرهنگی (نمونه موردی: شهر اسلام‌آبادغرب)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 - استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه پیام‌نور، تهران 4697-19395 ج. ا. ایران

2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری

چکیده

شهرسازی و مدنیت دو دستاورد گرانبهای بشر در طول تاریخ بوده­اند. با این­حال، همزمان با رشد و گسترش شهرها در طول زمان، قسمت­هایی از آنها همانند اجزای یک دستگاه دچار فرسودگی شده و به ترمیم و رسیدگی نیاز پیدا می­کنند. بافت­های فرسوده شهرها علاوه بر، تحمل بار مسایل کالبدی و فیزیکی، از لحاظ اجتماعی و فرهنگی هم دچار مشکل­اند و در واقع از چرخه اقتصادی شهر خارج شده­اند. شهر اسلام آبادغرب با جمعیتی حدود 92000 نفر هم اکنون با مشکل بافت فرسوده­ای به مساحت حدود 58 هکتار در قسمت­های مرکزی و شمالی، که جمعیتی حدود 37000 نفر را در خود جای داده روبروست. این مقاله در پی یافتن پاسخ برای الف چگونگی پراکنش فضایی بافت فرسوده در شهر اسلام­آبادغرب و ب کشف روابط میان ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی با کالبد فرسوده شهر است. در این پژوهش، جامعه آماری شامل 8541 خانوار است که با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی سادهو فرمول کوکران تعداد 160 نمونه از بین انها برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. برای مشخص کردن روایی سؤالات از آلفای کرانباخ و برای آزمون سؤالات پرسشنامه­ها هم از دو روش آماری آزمون T تک نمونه­ای (T-Test) و روش همبستگی پیرسن استفاده شده است. با استفاده از دو روش مذکور به آزمون رابطه بین متغیر وابسته فرسودگی بافت در شهر اسلام­آباد غرب با 4 متغیر مستقل: الف) اقتصادی ب) فرهنگی پ) اجتماعی و ت) مدیریتی پرداخته شد. برای آزمون­های آماری از نرم­افزار SPSS و برای ایجاد بانک اطلاعاتی و ایجاد لایه­های موردنیاز و ترسیم نقشه­ها از نرم­افزار ArcGIS استفاده شده است. ازیافته‌های تحقیق می‌توان به الگوی پراکندگی فضایی بافت در قسمت‌های مرکزی شهر اشاره کرد که از نظر جغرافیایی منطبق با قسمت­های قدیمی و متراکم­تر شهر است. همچنین نشان دادن رابطه بین ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عدم مدیریت موجود در بافت با فرسودگی بافت و کالبد آن از دیگر یافته­های این تحقیق است که با ضریب اطمینان %95 و بالاترین سطح معناداری 000/0 تأیید شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Spatial analysis of urban worn out textures emphasizing physical-cultural organizing strategies (Case study: EslamAbadGharb, Kermanshah province, Iran)

نویسندگان [English]

  • Shahbakhti Rostami 1
  • narges nazari 2
1 PNU
چکیده [English]

Urbanization and civilization are two valuable achievements of human being during his last history. However, some parts of cities lose their normal functions as they get older and older. Worn out textures can be found in mostly all cities around the world. Apart from physical and structural problems, these textures are bearing many socio-cultural shortcomings and in reality cannot be considered as a live part of the economic circulation of the cities anymore. EslamAbadGharb having a 92000 population with 57.8 hectares worn out area is no exception. 36458 people live in worn out textures of EslamAbadGharb. The present paper tries to find answers for questions such as: how the spatial distribution of the worn out textures are, and if there are any relations between such textures and socio-economic, cultural and management structures of the city. To do so, we have selected 160 households out of 8541 who reside in the area using random sampling and Cochran method. To validate our questionnaire we have applied Chranbakh Alfa method and to test the hypotheses T-Test and Pearson methods are applied. Using the mentioned statistical methods we have tested relations between worn out textures (as dependent variable) and socio-economic, cultural and management structures (as independent variables). For statistical testes and creating geo-database and digital layers SPSS and ArcGIS software are applied respectively. Findings of the present study indicate that spatial pattern of the worn out texture is mostly coincident with the central parts of city in which building are older and population density is higher than elsewhere. Also, based on Pearson method the relations between dependent and independent variables were verified with reliable scores.

کلیدواژه‌ها [English]

  • socio-economic-cultural and management structures
  • urban worn out textures
  • socio
  • economic
  • cultural and management structures
  • Spatial Distribution
  • EslamAbadGharb

- مقدمه

1-1- طرح مسأله

بشر در طی دوران طولانی حیات، نیرو‌های ذاتی و فکری خود را به‌کار گرفته، تا بر طبیعت و آنچه که مانع ایجاد یک محیط آرام برای اوست، فائق آید. در این راستا دستاوردهای گران بهایی از گذشته تا کنون نصیب او شده که یکی از بزرگترین آنها شهر و مدنیت است. با این­حال، همزمان با رشد و گسترش شهرها در طول زمان، قسمت­هایی از آنها همانند اجزاء یک دستگاه دچار استهلاک و فرسودگی شده و به ترمیم و رسیدگی نیاز پیدا کرده­اند. بافت­های فرسوده شهرها علاوه بر، تحمل بار مسایل کالبدی و فیزیکی، از لحاظ اجتماعی و فرهنگی هم دچار مشکل­اند و در واقع از چرخه اقتصادی شهر خارج شده­اند. امروزه در کنار مسایلو تهدیداتی چون ناپایداری و زلزله خیزی (سازمان منابع طبیعی، 1378: 38)، فقر و بیکاری (مدنی، 1389: 20)، جرایم اجتماعی (مبارکی، 1383: 27)، دو قطبی شدن و سیمای نابسامان بافت شهری (میرزایی، 1387)، گسترش بافت­های فرسوده نیز از معضلاتی است که گریبان تقریباً تمامی شهرهای کشور را گرفته است. بافت فرسوده محدوده­ای 60 هزار هکتاری از شهرهای کشور را فراگرفته است (عندلیب، 1386: 206).

شهر اسلام­آبادغرب با جمعیتی حدود 92000 نفر در سال 1390 هم اکنون با مشکل بافت فرسوده­ای به مساحت 8/57 هکتار در قسمت­های مرکزی و شمالی (مهندسان مشاور تدبیر شهر، 1379: 45)، که جمعیتی معادل 36458 نفر را در خود جای داده روبروست (فرمانداری اسلام­آبادغرب، 1389). از جمله عواملی که باعث ایجاد فرسودگی در بافت و کالبد شهر اسلام آباد شده­اند، می­توان به: 1- جنگ تحمیلی 2– مهاجرت روستا-شهری 3 – افزایش طبیعی جمعیت 4 –فقدان برنامه و طرح صحیح و 5-عدم مدیریت کارآمد در این زمینه که موجب رشد نا موزون این شهر شده­اند، اشاره کرد. از جمله مشکلاتی که بافت فرسوده شهر اسلام آباد به این شهر تحمیل کرده می­توان به اختلاط کاربری­های تجاری و مسکونی در قسمت­های مرکزی بافت و کاربری­های صرفاً مسکونی در قسمت­های شمالی آن، کم بودن عرض معابر در قسمت­های شمالی و عدم دسترسی ساکنان قسمت­های شمالی بافت به حداقل امکانات زیر بنایی اشاره کرد که موجب نابسامانی اوضاع و لزوم توجه و ساماندهی هر چه سریع تر بافت فرسوده در این شهر به عنوان یک ضرورت شده است.

 

1-2- سؤالات تحقیق

به­طور مشخص این مقاله در پی یافتن پاسخ برای سه سؤال اصلی این تحقیق است که عبارتند از: 1-پراکنش فضایی بافت فرسوده شهر اسلام آباد غرب چگونه است؟ 2–آیا فرسودگی ساختارهای اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی، باعث تشدید فرسودگی بافت و کالبد شهری اسلام­آبادغرب شده است؟ و 3- آیا عدم مدیریت صحیح در نا بسامانی هر چه بیشتر بافت فرسوده اسلام‌آبادغرب تاثیر گذار بوده است؟

 

1-3- روش تحقیق

با توجه به اینکه موضوع این پژوهش بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب است لذا، تأکید اصلی آن بر خانوارهای ساکن در این بافت­هاست. در این پژوهش علاوه بر روش­های متداول کتابخانه­ای و جمع­آوری اطلاعات توصیفی مورد نیاز، از روش میدانی و جمع­آوری داده­های دست اول از طریق تکمیل پرسشنامه و تحلیل نتایج آنها نیز استفاده شده است. جامعه آماری موردنظر شامل 8541 خانوار است که جمعیتی معادل 36458 نفر را در محدوده 8/57 هکتاری بافت شامل می­شود. با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی ساده که همه اعضا شانس برابر برای انتخاب شدن دارند، و با استفاده از فرمول کوکران که یکی از فرمول‌های رایج جهت به‌دست آوردن حجم نمونه در مطالعات اجتماعی است تعداد نمونه­ها به قرار زیر انتخاب شدند:

=S2 واریانس در صفت نمونه که اگر معلوم نباشد حد اکثر 25/0 در نظر گرفته می­شود، این میزان در این مطالعه 08/0 است

=n حجم نمونه آماری

N=جمعیت کل جامعه آماری (8541 خانوار در این مطالعه)

=T ضریب اطمینان

ضریب اطمینان در مطالعات اجتماعی هم 95/0 و هم 99/0 در نظر گرفته می­شود. در این مقاله ضریب اطمینان 95/0 در نظر گرفته شده که طبق جدول T مقدار آن معادل 96/1 بود.

 =n

بنابراین، تعداد 160 پرسشنامه 21 سؤالی توسط نمونه­ها تکمیل گردید. ضمناً برای مشخص کردن روایی سؤالات از آلفای کرانباخ و برای آزمون سؤالات پرسشنامه­ها هم از دو روش آماری آزمون T تک نمونه­ای (T-Test) و روش همبستگی پیرسن استفاده شده است. آزمون T بر این فرض استوار است که تعداد n مشاهده به صورت تصادفی مستقل، از جامعه­ای با توزیع نرمال استخراج شده و در یک متغیر با مقیاس فاصله­ای تنظیم شده است. در این آزمون ضمن بررسی جامعه نمونه بر ادعای توزیع بدون چولگی نمونه­ها نیز تأکید می­شود. در این آزمون نوع توزیع با مقدار آماره T، درجه آزادی با df، سطح معناداری با sig و انحراف معیار با std نشان داده می­شود. فرضیات آزمون T شامل دو فرض هستند:

1- بین متغیرهای آزمون تفاوت معنادار وجود ندارد (H0)

2- بین متغیرهای آزمون تفاوت معنادار وجود دارد (H1)

حال اگر sig<0.05 باشد فرضیه H0  رد می­شود، یعنی تفاوت معنادار وجود ندارد، ولی اگر sig>0.05 باشد فرضیه H0  پذیرفته شده و بدان معناست که بین متغیرهای آزمون تفاوت معنادار وجود دارد.

روش همبستگی پیرسن نیز در پی آن است تا وجود ارتباط بین متغیرهای مورد آزمون را نشان دهد. مثلاً بین میزان بارش در هر سال و میزان محصول آن سال رابطه معنادار و همبستگی وجود دارد، که البته شدت و ضعف این ارتباط را ضریب همبستگی می­گویند. هرچه این ضریب به 1+ نزدیکتر باشد همبستگی بیشتر و هرچه به 1- نزدیکتر باشد همبستگی کمتر است. سطح معناداری نیز با sig نشان داده می­شود که علامت (**) نشان دهنده سطح معناداری 99/0 و (*) سطح معناداری 95/0 و سایر ارقام کوچکتر سطوح معناداری پایین­تر هستند.

با استفاده از دو روش مذکور به آزمون رابطه بین متغیر وابسته فرسودگی بافت در شهر اسلام­آباد غرب با 4 متغیر مستقل: الف) اقتصادی (با چهار معیار 1- میزان رضایت از وضعیت اقتصادی در میان ساکنان بافت 2- میزان رضایت از واحد مسکونی 3- اثرات طرح نوسازی بر وضعیت اقتصادی ساکنان و 4- رابطه اقتصاد ضعیف با عدم تمایل ساکنان بافت به نوسازی)، ب) فرهنگی (با 5 معیار 1- میزان تحصیلات سرپرست خانوار 2- دسترسی افراد خانوار به روزنامه، تلویزیون و اینترنت 3- کیفیت محله از لحاظ سطح خدمات رسانی، دسترسی­ها و امور فرهنگی 4- تشکیل نهادهای مسؤل اطلاع رسانی و 5- موافقت با زندگی آپارتمان­نشینی)، پ) اجتماعی (با 4 معیار 1- علاقمندی به محل سکونت 2- امنیت در محل سکونت 3- تمایل به همکاری در طرح­های نوسازی و بهسازی محله و میزان اعتماد به همسایگان، دوستان، مغازه­داران و...) و ت) مدیریتی (با دو معیار 1- عدم مدیریت صحیح و 2- رضایت از عملکرد سازمان­های مرتبط شهری) پرداخته شد. برای آزمون­های آماری از نرم­افزار SPSS و برای ایجاد بانک اطلاعاتی و ایجاد لایه­های موردنیاز و ترسیم نقشه­ها از نرم­افزار ArcGIS استفاده شده است.

 

1-4- محدوده مورد مطالعه

اسلام­آبادغرب دومین شهر بزرگ بعد از شهر کرمانشاه در استان کرمانشاه است که در فاصله 60 کیلومتری غرب کرمانشاه و در مسیر جاده کرمانشاه – خسروی قرارگرفته است (شکل 1).جمعیت شهر اسلام­آباد طبق سرشماری 1335 رقمی معادل 4346 نفر بوده که این رقم با تقریباً سه برابر رشد به 11806 نفر در سال 1345 رسیده است. روند صعودی رشد این شهر در دهه پنجاه نیز ادامه یافته و در سال 1355 جمعیت آن به 30818 نفر می­رسد. رشد بسیار شدید جمعیت شهر در دوره بعد از شروع جنگ تحمیلی عراق اتفاق می­افتد، زمانی­که شهر علاوه بر، افزایش طبیعی ساکنان خود پذیرای تعداد زیادی از مهاجرین سایر مناطق جنگی نیز بوده و جمعیت آن به 73362 نفر می­رسد. در سرشماری­های سال­های 1375، 1385 و 1390 جمعیت اسلام­آباد اگرچه با آهنگی کندتر، اما همچنان رو به رشد بوده و در این دوره­ها به ترتیب به 81614، 89904 و 91700 نفر می­رسد (مرکز امار ایران،1335-90؛ استانداری کرمانشاه، 1390). شهر اسلام­آباد در سال 1335 در رتبه هشتم جمعیتی در بین شهرهای استان قرار داشته که با ارتقاء سریع تا سال 1355 به رتبه دوم نظام سلسله مراتب جمعیتی شهرهای استان دست یافته و این موقعیت را تاکنون حفظ کرده است. هر چند اسلام آباد دومین شهر پر جمعیت استان محسوب می‌شود اما از نظر سطح جمعیتی با شهر اول استان (کرمانشاه) فاصله زیادی دارد. در واقع هرگاه کرمانشاه را با جمعیت حدود 900 هزار نفر شهر بزرگ بنامیم، اسلام آباد با جمعیت 50 تا 100 هزار نفر تنها شهر متوسط کوچک محسوب می‌شود.

 

 

 

شکل 1: موقعیت جغرافیایی شهر اسلام­آبادغرب

(منبع لایه‌ها: استانداری کرمانشاه، 1387؛ عکس: Google Earth, 2012)

 

 

به لحاظ تقسیمات کالبدی دو محور عمود بر هم شمالی – جنوبی و شرقی – غربی شهر اسلام آباد غرب را سازمان داده و بافت مرکزی شهر شامل میدان امام و تپه چغاگاوانه و حلقه اطراف آن است، که عموما قدیم ساز و قدمت آن به سال­های قبل از دهه 1340 برمی­گردد. از نظر بافت­شناسی، محدوده بافت فرسوده شهر شامل بخش­هایی از هسته قدیمی و تاریخی شهر (از جمله محدوده­های اطراف تپه چغاگاوانه) و بخش­هایی از قسمت­های جدیدتر شهر و یک بافت سابقاً روستایی که اکنون در داخل محدوده شرق شهر قرارگرفته است (روستای بدره‌ای) است. بیشترین محدوده بافت فرسوده شهر اسلام آباد غرب در مرکز شهر که هسته اولیه ایجاد شهر و بازار اصلی آن است قرار گرفته و به صورت شاخه­ای به قسمت­هایی از شمال و شمال غربی شهر، شرق و جنوب آن پیشروی نموده، مساحت این محدوده 2/164 هکتار است که 25 درصد از مساحت کل شهر را در بر می‌گیرد. جمعیت محدوده 36961 نفر است که 1/41 درصد جمعیت کل شهر را تشکیلمی­دهد. تعداد خانوار موجود در آن 8541 و بعد خانوار در محدوده مورد مطالعه 3/4 نفر است که در این مورد، از روند شهر پیروی کرده است. در سال 1385 متوسط تراکم ناخالص جمعیتی محدوده بافت فرسوده برابر با 225 نفر در هکتار و در سطح شهر برابر با 131 نفر در هکتار بوده، که نشان دهنده تراکم و ازدحام جمعیتی بیشتری در محدوده مورد مطالعه در مقایسه با شهر است.

 

2- مفاهیم، دیدگاه­ها و مبانی نظری

2-1- مفهوم بافت فرسوده

بافت فرسوده شهری به عرصه­هایی از محدوده قانونی شهرها اطلاق می­شود که به دلیل فرسودگی کالبدی، عدم برخورداری مناسب از دسترسی سواره، تاسیسات، خدمات و زیرساخت­های شهری آسیب‌پذیر بوده و از ارزش مکانی، محیطی و اقتصادی نازلی برخوردارند. این بافت­ها به دلیل فقر ساکنان و مالکین آن­ها امکان نوسازی خود به خودی را نداشته و سرمایه­گذاران نیز انگیزه­ای جهت سرمایه­گذاری در آن را ندارند (شورای عالی معماری و شهرسازی، 1383: 2). اگر چه این بافت­ها در گذشته به مقتضای زمان دارای عملکرد منطقی و سلسله ­مراتبی بودند، ولی امروزه از لحاظ ساختاری و عملکردی دچار کمبودهایی بوده و اغلب جوابگوی نیاز ساکنان خود نیست (حبیبی و همکاران، 1386: 16). بافت فرسوده به لحاظ فضایی به سه دسته: الف بافت­های دارای میراث شهری ب بافت­های فاقد میراث شهریو ج بافت­های حاشیه­ای (سکونتگاه­های غیررسمی) تقسیم می­گردند (حبیبی و مقصودی، 1386: 19). در مطالعات مربوط به بافت فرسوده معمولاً بافت آسیب­پذیر بر اساس بلوک آسیب­پذیر تعریف شده و بلوک آسیب پذیر بلوکی است که حداقل یکی از شرایط سه­گانه زیر را داشته باشد:

الف ناپایداری: بلوکی که دارای حداقل 50 درصد بناهای فرسوده، نامناسب به لحاظ زیستی و سکونتی یا آسیب پذیر باشد. بناهای فرسوده یا ناپایدار یکی از شرایط دوگانه زیر را دارند: 1- بنایی که فاقد سیستم سازه­ای باشد (سازه ی بتنی، فولادی یا شناژهای تحتانی، قائم و فوقانی) به تشخیص کارشناس رسمی ساختمان 2 – بنایی که در اجرای آن مفاد آیین نامه 2800 رعایت نشده باشد یا قابلیت انطباق با آیین نامه را نداشته باشد.

ب – ریز دانگی: بلوکی که حد اقل 50 درصد املاک آن مساحتی کمتر از 200 متر مربع دارند.

ج – نفوذ ناپذیری: بلوکی که حد اقل 50 درصد معابر آن (قبل از اصلاح) بن بست و یا با عرض کمتر از 6 متر باشد، یا ضریب نفوذ پذیری آن کمتر از 30/0 باشد (شماعی و پوراحمد، 1385: 111).

 

 

2-2- ویژگی‌های عمومی بافت‌های فرسوده

الف: عمر ابنیه؛ ساختمان­های موجود در این گونه بافت­ها عمدتا قدیمی بوده یا استانداردهای فنی را رعایت نکرده­اند. به گونه­ای که غیراستاندارد بودن آن­ها از ظاهر ساختمان قابل تشخیص است. ابنیه این بافت­ها عمدتاً تاب مقاومت در مقابل زلزله­ای با شدت متوسط را ندارند.

ب: دانه بندی و تعداد طبقات؛ ابنیه واقع در این گونه بافت­ها عمدتا ریزدانه بوده و اکثر آن­ها یک یا دو طبقه هستند.

ج: نوع مصالح؛ مصالح بکار رفته در این گونه بافت­ها عمدتا از انواع خشتی، خشت و آجر و چوب و یا آجر و آهن بدون رعایت اتصالات افقی و عمودی و فاقد استاندارد هستند.

د: وضعیت دسترسی؛ بافت­های فرسوده که عمدتاً بدون طرح قبلی ایجاد شده­اند از ساختاری نامنظم برخوردارند و دسترسی­های موجود در آن غالباً پیاده هستند. متوسط مساحت عرصه ابنیه واقع شده در این بافت­ها عمدتا کمتر از 200 متر مربع است و وضعیت خدمات و زیرساخت­های شهری بافت­های فرسوده به لحاظ برخورداری از خدمات، تاسیسات و زیر ساخت‌های شهری دچار کمبودهای جدی­اند.

ﻫ: شاخص­های کیفی؛ مسأله جمعیت­پذیری بافت­ها، حریم گسل­ها، مسیر قنات­ها، رودها، دره­ها و بافت‌های روستایی درون­شهری از دیگر مسائلی هستند که در تعیین بافت­های فرسوده موثرهستند (کلانتری و پوراحمد، 1384: 28).

 

 

3- پیشینه تحقیق

با توجه به مفاهیم مورد بحث و در راستای تحلیل و شناسایی هر چه بهتر موضوع بافت فرسوده شهری، استفاده از منابع و تجربیات دیگران می­تواند در طرح ایده­های جدید برای ساماندهی و بهسازی بافت­های فرسوده شهری بسیار موثر واقع شود. در همین راستا، حمیدی (1387) در پژوهشی با عنوان تحلیل اجتماعی – فضایی بافت­های فرسوده شهری در راستای احیاء و پیشگیری بیشتر، با تحلیل وضعیت اجتماعی – فضایی نقش مدیریت شهری را در علل فرسودگی محدوده مورد مطالعه خود در زنجان مؤثر دانسته است (حمیدی، 1387).

شیرازیان (1383) در پژوهشی با عنوان روش‌های استفاده از GIS در بافت­های فرسوده شهری به مطالعه و شناسایی این بافت­ها پرداخته و با استفاده از مجموعه طرح­های مصوب، قوانین و استانداردهای شهری به عنوان معیار و تطبیق آنها با وضع موجود به این نتیجه رسیده که استفاده از یک پایگاه اطلاعاتی کامل و به هنگام و استفاده از GIS در شناسایی و ساماندهی بافت­های ناکارآمد شهری بسیار موثر است (شیرازیان، 1383).

بهلولی (1386) در پژوهشی با عنوان ارتقاء کیفیت سکونت در بافت فرسوده به مطالعه و بررسی این بافت در شهر درود لرستان پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که عواملی مانند مردم­گرایی، اتکا به ظرفیت‌ها و توان­ها، بهره برداری از سرمایه ­اجتماعی، استفاده از روش­های مشارکتی و همکارانه، پویایی، انعطاف پذیری و خلاقیت در تهیه و اجرای طرح­ها، ارزش گذاری به تمام سطوح اجتماعی در شناخت و نوسازی بافت­های فرسوده تأثیر واقعی دارند (بهلولی، 1386).

امانی (1389) در پژوهشی با عنوان ساماندهی فضایی بافت فرسوده با استفاده از GIS به مطالعه و شناسایی این بافت­ها در شهر سقز در استان کردستان پرداخته است. در این پژوهش سعی شده تا با شناختی همه جانبه از علل فرسودگی و پیامد‌های اجتماعی – فضایی ناشی از آن، با تاکید بر سیاست توسعه درونی و نقش آن در باززنده سازی بافت­های فرسوده و ناکارآمد شهری به ارایه پیشنهاداتی عملی جهت بهبود وضعیت کالبدی – فضایی محدوده مورد مطالعه و راهکارهایی برای توانمندسازی و تقویت انگیزه­های مشارکتی ساکنان بافت‌های فرسوده شهر سقز بپردازد. از نتایج پژوهش مذکور می‌توان به ارایه الگوی پیشنهادی به‌صورت نقشه مداخله در قطعات بافت و همچنین مواردی از جمله: مقاوم­سازی ابنیه و کاهش مخاطرات طبیعی در آنها، افزایش میزان جمعیت­پذیری بافت، کمک به افزایش تراکم ناخالص جمعیت محدوده مورد مطالعه، نظام­مندکردن حرکت سواره و پیاده در درون بافت فرسوده شهر سقز مانند گسترش حمل­و­نقل عمومی، کاهش ترافیک ساکن و کنترل حمل­و­نقل خصوصی در بافت اشاره نمود (امانی، 1389).

برای مطالعه بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب ضمن در نظرگرفتن ویژگی­های محلی و منحصر به ­فرد این شهر از تجربیات پژوهش­های مورد اشاره در بالا نیز استفاده شده است. از آنجا که بسیاری از ویژگی­های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و طبیعی مناطق مورد مطالعه در پژوهش­های مذکور با محدوده بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب دارای وجوه اشتراک فراوان است لذا، پاره­ای از روش­ها، داده­ها و پردازش­های مورد استفاده در تحقیقات قبلی در این پژوهش نیز مورد استفاده قرار گرفته­اند.

 

4- یافته­ها و نتایج

4-1- یافته­های توصیفی

در این قسمت ابتدا ویژگی­های فضایی-مکانی بافت فرسوده شهر اسلام آبادغرب از جمله؛ کیفیت ابنیه، مصالح ساختمانی، قدمت ساختمان، تعداد طبقات، اندازه قطعات و تراکم ساختمانی بررسی شده است. سپس به ویژگی­های عمومی جامعه نمونه آماری نظیرتعداد خانوار ساکن در منزل مسکونی، میزان درآمد ماهیانه، اشتغال سرپرست خانوار، میزان تحصیلات، مدت زمان سکونت در محلات هدف، کیفیت محلات، همکاری در طرح نوسازی و بهسازی، توافق با زندگی آپارتمان­نشینی و عدم مدیریت صحیحپرداخته شده است:

چنانچه کیفیت ابنیه را در سه دسته قابل نگهداری و مرمتی، نوساز و تخریبی بررسی کنیم، بیشترین محدوده را بناهای قابل مرمت و بازسازی تشکیل می­دهد. از مجموع 9092 قطعه موجود تعداد 6631 قطعه؛ یعنی 72 درصد از سطح محدوده را بناهای قابل مرمت تشکیل داده است. بناهای تخریبی با 1028 بنا حدود 13 درصد و بناهای نوساز با 1433 بنا 76/15 درصد از سطح محدوده را به‌خود اختصاص داده­اند.

از نظر سازه و مصالح می­توان بناها را در 5 دسته آجر و اسکلت فلزی، بتن آرمه، خشت و گل، بلوک سیمانی و سنگ و آجر (یا خشت) مورد بررسی قرار داد. از تعداد 9103 بنای موجود در سطح بافت فرسوده از نظر سازه ساختمانی، 6816 بنا (88/74 درصد) از آجر و اسکلت فلزی، 27 بنا (30 درصد) از بتن آرمه، 12 بنا (13/0 درصد) از خشت و گل، 282 بنا (10/3 درصد) از بلوک سیمانی و تعداد 1872 بنا (56/20 درصد) از سنگ و آجر (یا خشت) هستند.

از لحاظ قدمت ساختمان، بر اساس آمار و اطلاعات موجود در شهرداری اسلام­آبادغرب و برداشت­های میدانی از محدوده در سال 1390، بیش از نیمی از بناهای موجود در محدوده مورد مطالعه درسال‌های قبل از انقلاب ساخته شده­اند و عمر آن­ها به سال­های 60-1325 هجری شمسی می­رسد. از مجموع 9092 بنا در سطح بافت فرسوده، تعداد 987 بنا یعنی 86/10 درصد کمتر از 10 سال، 3139 بنا یعنی 52/34 درصد بین 30-10 سال، 4907 بنا یعنی 97/53 درصد بین 65-30 سال 59 بنا با 65/0 درصد 65 سال و بیشتر قدمت دارند. در واقع بیش از 25 بنای این محدوده در فاصله زمانی 80-1360 ساخته شده اند و تنها حدود 10 درصد بناهای این بافت کمتر از 10 سال عمر دارند و نوساز هستند.

به لحاظ تعداد طبقات، بیشتر قطعات موجود درمحدوده بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب را قطعه­های یک یا دو طبقه تشکیل می­دهد. از مجموع 9157 قطعه موجود در بافت، 8056 قطعه یعنی حدود 88 درصد از بناهای موجود یک طبقه، 1012 قطعه یعنی حدود 11 درصد دو طبقه و تنها حدود 85 قطعه یا 1/0 درصد بناها بیش از دو طبقه­اند.

از بین سه شاخص پایه (ریزدانگی، نفوذناپذیری، ناپایداری) که از طرف وزارت مسکن و شهر سازی برای شناسایی بافت فرسوده تعیین شده، اندازه قطعات (مساحت) ساختمانی می‌تواند در شناخت ریزدانگی قطعات و کارکرد آنها موثر باشد. بر این اساس، قطعات موجود در بافت از نظر مساحت دسته بندی شده و مورد مقایسه قرار گرفته­اند (جدول 1).

 

 

جدول 1: اندازه قطعات موجود در بافت بر حسب مساحت

اندازه پلاک

تعداد

درصد

مساحت

درصد

تا 50 متر مربع

2024

81/21

43299

11/4

50 تا 100

2469

60/26

192138

25/18

100 تا 150

2615

17/28

83/321

50/30

150 تا 200

1298

98/13

224020

28/21

200 تا 500

835

00/9

213481

28/20

بیشتر از 500 مترمربع

41

44/0

58686

57/5

جمع

9282

100

1052707

100

ماخذ: مسکن و شهر سازی اسلام­آبادغرب، 1390

 

 

داده‌های جدول 1 نشان می­دهد که بیش از 90 درصد پلاک­های موجود در محدوده مورد مطالعه از مساحتی کمتر از 200 متر مربع برخوردارند که نشان دهنده ریزدانگی قطعات است. بررسی دقیق­تر قطعات نشان می­دهد که بیش از نیمی از آن‌ها مساحتی کمتر از 100 متر مربع دارند و نسبت قطعات دارای بیش از 500 متر مربع، از نظر تعداد کمتر از 1 درصد و از نظر مساحت نیز تنها حدود 6 درصد بافت است.

میزان تراکم ساختمانی یکی از شاخص‌های موثر در بررسی بافت‌های شهری است که میزان استفاده هر قطعه تفکیکی از فضا را نشان می‌دهد. افزون بودن این شاخص نسبت به محدوده دارای صرفه­های اقتصادی از جمله ارتقای بهره­وری زمین شهری، کاهش اراضی بایر و رها شده، کاهش هزینه­های اسکان جمعیت، کاهش هزینه­های امنیتی و انتظامی شهرها و کاهش هزینه رفت­و­آمد شهروندان است. از جمله معایب این افزایش کمبود فضای باز، افزایش تراکم جمعیتی و افزایش فشار بر تجهیزات شهری است، در حالی‌که تراکم ساختمانی کم، بر عکس عمل می‌کند (جدول 2).

 

 

جدول 2: وضعیت تراکم ساختمانی بناهای موجود در بافت مورد مطالعه

تراکم ساختمانی

درصد

50-0 درصد

6/21

100-50 درصد

   7/59

150-100

7/6

200-150

1/10

بیش از 200 درصد

9/1

جمع

100/0

مأخذ: مهندسان مشاور بهاوند مهراز، 1390

 

 

طبق جدول نزدیک به 80 درصد فضاها ساخته شده و تنها کم تر از 20 درصد خالی هستند. این موضوع نشان می‌دهد که محدوده ساخته شده بافت، بر فضاهای خالی آن برتری داشته و بافت مورد مطالعه بافت فشرده‌ای است.

در این پژوهش ابتدا تعداد 160 پرسشنامه در قالب 21 سوال تکمیل گردید، سپس سوالات پرسشنامه در قالب عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی دسته­بندی و آزمون شدند و در آخر هم همبستگی و معنا‌داری هرکدام از این عوامل با شاخص فرسودگی مورد آزمون قرار گرفت. ویژگی‌های عمومی پاسخگویان به قرار زیر است:

تعداد خانوار ساکن در منزل مسکونی: از 160 خانوار مورد بررسی، تعداد 77 خانوار یعنی 1/48 درصد به صورت تک­خانواری،50 خانوار یعنی 2/31 درصد دو خانواری و 33 خانوار یعنی 6/20 درصد سه خانوار و بیشتر بوده‌اند. مقایسه این ارقام با وضعیت بناها گویای این امر است که عمده خانوارها به صورت اشتراکی در یک واحد مسکونی زندگی می‌کنند. بنابراین، هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ اقتصادی چند تصمیم گیرنده اصلی دررأس خانوارند. به لحاظ اقتصادی برای ساخت و ساز واحد مسکونی باید به صورت اشتراکی سرمایه­گذاری شود، که نظرات پاسخگویان نشان دهنده تمایل اندک به سرمایه­گذاری اشتراکی بود و تنها دلیل زندگی چند خانواری را توان اقتصادی پایین برای اقدام به زندگی مستقل بیان کرده­اند. به لحاظ فرهنگی نیز مختل بودن تصمیمات و ایجاد تنش میان ساکنان به دلیل اختلاف سلایق حائز اهمیت است.

میزان درآمد ماهیانه: 25 درصد از ساکنان درآمدی زیر 200 هزارتومان دارند. عمده این گروه، سالخوردگان و از کار افتادگان سرپرست خانوار هستند که از طریق نهادهایی از جمله کمیته امداد، بهزیستی و یا سایر نهادهای خیریه تأمین می‌شوند. بیشترین گروه از پاسخگویان، یعنی 43 درصد آنها درآمدی بین 500-200 هزار تومان دارند و دلیل سکونت در محل را پایین بودن اجاره­ها نسبت به دیگر قسمت­های شهر می­دانند. 2/31 درصد از پاسخگویان درآمدی بین 500 هزارو یا بیشتر از آن دارند. این گروه عمدتاً مالکانی هستند که به سبب عدم پرداخت اجاره و یا زیاد بودن بعد خانوار و در نتیجه دریافت یارانه­ها رقم درآمدی آنها افزایش داشته است. میزان درآمد ماهیانه در بین ساکنان بافت فرسوده کافی نیست و بیشتر آنان به سبب پایین بودن درآمدها حتی با گرفتن وام، به دلیل عدم توانایی بازپرداخت آن برای ساخت و ساز واحد مسکونی خود مخالفند.

اشتغال سرپرست خانوار: بیشتر ساکنان بافت یعنی حدود 38/74 درصد جایگاه شغلی مناسبی ندارند و از طبقات پایین جامعه شهری محسوب می‌شوند. اشتغال به امور آزاد پشتوانه مناسبی ندارد و به گفته خود ساکنان گاهی در طی ماه فقط 2 یا 3 روز می­توانند درآمد مناسبی کسب کنند (جدول 3).

 

 

جدول 3: نوع اشتغال ساکنان بافت

نوع اشتغال

تعداد

درصد

دولتی

41

6/25

آزاد

82

2/51

بیکار

37

1/23

مجموع

160

100/0

ماخذ: نگارندگان، 1390

 

 

همانطور که در جدول مشاهده می­شود تنها 25/0 از ساکنان بافت شغل دولتی دارند و دلیل ماندگاری در این محلات را مالکیت واحد مسکونی و علاقه‌مندی به محل سکونت خود می­دانند.

میزان تحصیلات: بالا رفتن سطح سواد در بین سرپرستان خانوار که عمدتا تصمیم گیرنده‌های اصلی در خانواده­ها هستند می­تواند باعث بالا رفتن سطح توقعات و انگیزه­ برای بهبود کیفیت زندگی شود. همانطور که در جدول 4 دیده می­شود تقریباً بیشتر از نصف ساکنان بافت فرسوده؛ یعنی 20/51 درصد به لحاظ میزان تحصیلات در سطح بسیار پایینی قرار دارند، 8/23 درصد دیپلم و حدود 25 درصد آنها از تحصیلات عالیه برخوردارند. در واقع می‌توان گفت موقعیت طرح­های نوسازی و درک صحیح آنها تا حدود زیادی به سطح تحصیلات ساکنان بافت­های فرسوده بر می­گردد.

 

 

 

 

 

جدول 4: میزان تحصیلات سرپرست‌های خانوارها

تعداد

لیسانس و بالاتر

فوق دیپلم

دیپلم

سیکل و پایین

بیسواد

شرح

160

19

21

38

49

33

تعداد

100

9/11

1/13

8/23

6/30

6/20

درصد

ماخذ: نگارندگان، 1390

 


مدت زمان سکونت در محلات هدف: مدت زمان سکونت در محلات هدف گویای احساس تعلق و علاقه­مندی به محل است و این موضوع یکی از جنبه­های مثبت همکاری در بهسازی این محلات است. بیشتر از 70 درصد پاسخگویان مالکینی هستند که مدت زمان 20 سال و بیشتر ساکن این محلات بوده­اند و تمایل به مشارکت همگانی برای رفع موانع و مشکلات محله و بازگشت آن به چرخه شهری و همسانی با سایر محلات شهری اسلام آبادغرب از مهمترین اهداف آنهاست.

کیفیت محلات: کیفیت محلات می‌تواند یکی از مولفه‌های اساسی برای برآورد میزان تمایل ساکنان به سکونت در محله و همکاری در اجرای طرح­های نوسازی در سطح آن محله باشد. محلات بافت فرسوده در شهر اسلام­آبادغرب، به دلیل پایین بودن سطح خدمات، مشکلات دسترسی در سطح بافت، پایین بودن خدمات حمل و نقل و امکانات تفریحی و فراغتی و عدم توجه مسئولین به این محلات نسبت به دیگر محلات شهر، از کیفیت بسیار پایینی به لحاظ مولفه­های بیان شده برخوردارند. نتایج پرسشنامه­ها نشان داد که حدود 76/53 درصد از ساکنان محلات بافت فرسوده از سطح کیفی محلات خود رضایت ندارند، حدود 12/23 درصد در حد متوسط و تنها 12/23 درصد از کیفیت محلات خود رضایت دارند. میزان رضایت در حد متوسط رو به پایین می‌تواند تهدیدی برای پیشبرد اهداف ساماندهی در سطح محلات بافت فرسوده در این شهر باشد.

همکاری در طرح نوسازی و بهسازی: همکاری در طرح نوسازی بافت­های فرسوده یکی از مولفه­هایی است که زنجیروار به عوامل علاقه­مندی به محل سکونت و حتی امنیت محله مسکونی ربط پیدا می­کند و جملگی در قالب عوامل فرسودگی ساختارهای اجتماعی مورد بحث قرار می­گیرند. همانطوری‌که ذکر شد اکثریت ساکنان بافت فرسوده به محل سکونت خود علاقه­مندند و معتقدند که محله­ها از امنیت نسبی برخوردارند. طبق نتایج پرسشنامه­ها، حدود 55 درصد از ساکنان حاضر به همکاری در طرح نوسازی در حد بالا، 62/25 درصد درحد متوسط و تنها حدود 38/19 درصد در حد پایین هستند. این امر پشتوانه مشارکت­های مردمی طرح‌های نوسازی را به‌خوبی نشان داده و اجرا و پیشبرد آنها را ممکن و آسانتر می­سازد.

توافق با زندگی آپارتمان نشینی: نهادینه نشدن فرهنگ آپارتمان نشینی و وجود باورهای خاص در بین ساکنان بافت فرسوده باعث عدم تمایل انها به زندگی آپارتمان­نشینی شده است. تا جایی­که عده زیادی از آنان ترجیح می­دهند که در خانه­هایی با متراژ و کیفیت پایین ولی مستقل از دیگران زندگی کنند. بر اساس مطالعات میدانی انجام گرفته 13/63 درصد ساکنان بافت با زندگی آپارتمان نشینی مخالف، 12/23 درصد موافق و 75/13 درصد در این مورد نظری نداشتند.

رابطه فرسودگی با عدم مدیریت صحیح: مشاهده چهره دو قطبی و نابسامان شهر، یعنی وجود کلیه امکانات و تاسیسات در چند محله و محروم بودن محلات دیگر از حداقل امکانات از نشانه­های عدم مدیریت صحیح در سطح شهر است. نتایج پرسشگری نشان می­دهد که 75/68 درصد ساکنان به ارتباط داشتن عدم مدیریت صحیح با فرسودگی بافت موافقند، 25/16 درصد مخالف، و 15 درصد در این مورد نظری ندارند. عملکرد سازمان­های شهری و عدم مدیریت صحیح در سطح شهر با هم رابطه تنگاتنگی دارند، تا جایی‌که بیشتر ساکنان بافت از عملکرد سازمان­های شهری رضایت کافی ندارند و مدیریت نابسامان این سازمان­ها را در فرسوده ماندن و حتی پیشرفت فرسودگی بافت سهیم می­دانند. میزان رضایت ساکنان از سازمان­های شهر در حد زیاد 24/26 درصد، متوسط 50/22 درصد و رضایت در حد پایین 24/51 درصد است. بنابراین، میزان رضایت ساکنان بافت از عملکرد سازمان­های شهری در حد متوسط رو به پایین است.

 

4-2- یافته­های تحلیلی

در این قسمت ضمن یادآوری فرضیات، نتایج آزمون آنها بیان می­شود:

فرضیه اول: به نظر می‌رسد بافت فرسوده شهری اسلام­آباد­غرب عموماً منطبق بر نواحی مرکزی شهر است.

شهر اسلام­آبادغرب، در اصل دارای ساختاری خطی با یک هسته فعالیت مرکزی بوده است. از مطالعات تاریخی استنتاج می‌شود که هسته اولیه شهر، تپه چغاگاوانه بوده است که محله­های قدیمی دیگر بعدها در اطراف آن قرار گرفته­اند. نتایج مطالعات حکایت از دو نوع بافت در سطح شهر اسلام­آبادغرب دارد:

الف محدوده­های قدیمی که شامل بخش‌هایی از مرکز شهر و همچنین نواحی جنوب شرقی بافت می‌شود. ب محدوده­هایی که دارای ویژگی اسکان خودرو و یا غیررسمی­اند، که بخشی از شمال غرب محدوده را به علت نحوه سکونت، فعالیت، ساخت و ساز و برخورداری از خدمات و تأسیسات نامناسب در بر می­گیرد. شکل 2 نشان می‌دهد که بیشترین قسمت از محدوده شناسایی شده به عنوان بافت فرسوده، در بخش مرکزی شهر که مهمترین قسمت در ساختار فضایی شهر محسوب می‌شود استقرار یافته است.

 

 

 

شکل 2: پراکندگی جغرافیایی بافت فرسوده در سطح شهر اسلام‌آبادغرب

 (منبع: Google Earth, 2012 و نگارندگان، 1390)

 

 

 

فرضیه دوم: به نظر می­رسد بین ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود و فرسودگی بافت و کالبد شهری اسلام آباد غرب رابطه وجود دارد.

همانطور که نتایج پرسشگری در سطح محلات هدف نشان داد، بیشتر ساکنان مستاجرانی هستند که دلیل سکونت خود را نداشتن مکانی دیگر برای زندگی، در آمد پایین و نداشتن شغل مناسب و ارزان بودن هزینه­های زندگی در سطح این محلات می­دانند. از آنجا که مستاجران تمایل کمتری به نوسازی منزل مسکونی خود نسبت به مالکان دارند، بنابراین، روند نوسازی دچار مشکل می­شود. این مشکلات همراه با آسیب­های اجتماعی در سطح محلات هدف، از قیبل اعتیاد، خرید و فروش مواد مخدر، سرقت و ... از طرفی موجب تضعیف سرمایه­های اجتماعی و از طرف دیگر عدم سرمایه­گذاری بخش خصوصی به دلیل نبود اطمینان کاری در این قسمت­ها می­شود. بررسی سبک زندگی خانوارهای ساکن بافت فرسوده شهر نشان از چند خانواری بودن اغلب آنها دارد که باعث اختلال در قدرت تصمیم­گیری ساکنان بلوک­های فرسوده و امر نوسازی آن می­شود.

بعد خانوار در سطح محلات هدف 25/4 نفر است که با توجه به ریزدانگی بلوک­ها و پایین بودن کیفیت زندگی در سطح این محلات و همچنین عدم تمایل ساکنان به زندگی آپارتمان نشینی، بعدی قابل توجه است. در ضمن، عدم اعتماد به سازمان‌های مسئول شهری، همبستگی و محافظه­کاری در برابر گروه­های دیگر در میان ساکنان محلات، نبود تحصیلات مناسب، کیفیت نامناسب محلات از لحاظ دسترسی به مکان­های فرهنگی و آموزشی، عدم وجود نهادهای اطلاع­رسانی در زمینه­های ساماندهی و بهسازی، نداشتن امکانات فراغتی و تفریحی باعث احاطه ایستایی فکری یا عدم وجود یک محیط باز فرهنگی یا به عبارتی، فرسودگی فکری و فرهنگی میان ساکنان بافت در زمینه­های مختلف از جمله امر نوسازی می­شود. جدول 5 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسن رابطه شاخص فرسودگی با متغیرهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی را نشان می‌دهد.

 

 

جدول 5: رابطه شاخص فرسودگی با دیگر متغیر‌ها

متغیر عدم مدیریت صحیح

متغیر اجتماعی

متغیر فرهنگی

متغیر اقتصادی

شاخص فرسودگی

778 /0

000/0

160

512/0

000/0

160

632/0

000/0

160

820/0

000/0

160

ضریب همبستگی پیرسن

سطح معناداری Sig

تعداد N

ماخذ: نگارندگان، 1390

 

 

با توجه به نتایج جدول فوق به جرات می‌توان ادعا کرد که مهمترین دلیل فرسودگی ساختارهای اجتماعی و فرهنگی که در نهایت به فرسودگی کالبدی منتهی می‌شود، فرسودگی ساختارهای اقتصادی است. فقر شدید اقتصادی که به دلیل ناتوانی مالی، بیکاری، کم درآمدی و نداشتن مسکن مناسب بر زندگی ساکنان محلات هدف حکمران شده، همراه با نداشتن شغل مناسب که پرستیژ اجتماعی و اقتصادی ساکنان را در حد بسیار پایین قرار می­دهد، باعث ضعف سرمایه­های اجتماعی در شبکه روابط ساکنان حتی برای ضمانتوام­های بانکی در امر نوسازی می­شود.

فقر شدید اقتصادی و عدم رضایت ساکنان از وضعیت زندگی و آرامش و راحتی در آن، همراه با شفاف نبودن تسهیلات بانکی و نحوه عودت آنها به بانک باعث شده که مردم با وجود نارضایتی کامل از واحد مسکونی خود، اقدامی در جهت اخذ وام و نوسازی محل سکونت خود ننمایند. موارد مذکور همراه با نحوه مالکیت در بافت فرسوده که بیشتر به صورت قولنامه­ای است و مشکلات خاص خود را در سلسله مراتب اداری برای دریافت تسهیلات نوسازی مسکن دارد، باعث تضعیف روحیه ساکنان و عدم تمایل به نوسازی یا به عبارتی فرسودگی اقتصادی شده است. فرضیه مطرح شده با بالاترین سطح معناداری میان شاخص فرسودگی با متغیرهای مطرح شده قابل اثبات است. همچنین بالاترین ضریب همبستگی بین متغیر اقتصادی با شاخص فرسودگی است.

فرضیه سوم: به نظر می­رسد عدم مدیریت صحیح در نابسامانی هرچه بیشتر بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب تاثیرگذار بوده است.

نتیجه­گیری ازنظرات ساکنان بافت­های فرسوده و مشاهده ظواهر امر دخالت عدم مدیریت صحیح در امر فرسودگی را تایید می­کند. پشتوانه موفقیت هر طرح و پروژه عمومی، مردم­نهاد بودن یا مشارکت مردمی است. نبود سازمان­های مردم نهاد که مسئول اطلاع­ رسانی به مردم در زمینه تشخیص فرسودگی یا امر نوسازی و بهسازی در سطح محلات فرسوده باشند، باعث بی اطلاعی مردم در این باب، و عدم موفقیت پروژه‌های نوسازی است.

عدم تفکیک بودجه مناسب هر سازمان، عدم تجهیز و سازماندهی دستگاه‌های مختلف مدیریتی در کمک به شهرداری به عنوان مهمترین نهاد بهسازی، عدم آموزش صحیح شهروندان و ارتقاء فرهنگ عمومی آنها در زمینه ساماندهی و بهسازی، عدم آگاه­سازی مناسب مردم محلات هدف از فواید طرح نوسازی شهر اسلام­آبادغرب، آلودگی شدید حریم رودخانه راوند، محرومیت مردممحلات هدف از سیستم حمل­ونقل عمومی مناسب، کافی نبودن امکانات بهداشتی و آموزشی، نبود امکانات فراغتی و فضای سبز، کیفیت نامناسب خیابان­ها و معابر باعث ایجاد یک نوع تجربه از کار ناموفق سازمان­های مرتبط با شهر و عدم اعتماد مردم به مسئولان شهری اسلام­آبادغرب به‌خصوص نهاد شهرداری شده است، تا جایی‌که بیشتر مردم دلیل غلبه روزافزون فرسودگی را عدم مدیریت صحیح می­دانند. جدول 5 همبستگی میان شاخص فرسودگی و عدم مدیریت صحیح را با استفاده از ضریب همبستگی پیرسن نشان می‌دهد. این رابطه با سطح معناداری 000/0 و ضریب همبستگی 778/0 قابل اثبات و معنادار است. یعنی عدم مدیریت صحیح از دلایل اصلی و تاثیر­گذار در امر فرسودگی است که باید در برنامه‌ریزی‌های ملی و منطقه‌ای مورد عنایت و توجه بیشترمسئولان قرار گیرد.

 

5- نتیجه‌گیری

شهر اسلام­آبادغرب در مرکز دشت و در کنار دامنه­ها قرار گرفته است. بنابراین، از چند جهت با محدودیت توسعه توسط رودخانه و کوه و زمین­های مرغوب کشاورزی روبرو است. بدین جهت، نمی­توان برای توسعه روز افزون شهر از جهات مختلف برنامه­ریزی کرد. از طرف دیگر نیاز جمعیت رو به رشد شهر، بیانگر نیاز روزافزون به مسکن مناسب است، که چاره­اندیشی و مدیریت صحیح و برنامه­ریزی شده مسئولان شهری را می­طلبد. با توجه به وجود بناهای مخروبه بسیار در بافت فرسوده شهر می­توان از طریق مستندات قانونی و حمایت مالی به ترمیم و بازسازی این ابنیه و در نهایت سکونت دادن تعداد زیادی از خانوارهای بافت فرسوده مبادرت ورزید. از طرف دیگر از طریق اشاعه فرهنگ آپارتمان نشینی در میان ساکنان بافت، به توسعه عمودی بافت نیز امیدوار بود. نهایتاً مدیریت شهری اسلام آباد غرب می‌تواند از طریق همکاری با ساکنان بافت، ضمن تشکیل گروه‌های تسهیل­گر اجتماعی، به توسعه درونی و میان افزای بافت و ساماندهی بناهای مخروبه، با تأکید بر حفظ حریم ارزش­های هویتی و زیستی منابع، و ارتقای سطح بافت و رفع مشکلات اجتماعی و اقتصادی ساکنان مبادرت ورزد.

 

*این مقاله بر اساس طرح پژوهشی تحت حمایت مالی دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه با عنوان «بکارگیری GIS برای تحلیل فضایی بافت فرسوده شهری با تأکید بر راهبردهای ساماندهی فیزیکی – فرهنگی در اسلام آباد غرب» نوشته شده است.

  1. استانداری کرمانشاه، 1388، نقشه‌ها و لایه‌های رقومی. کرمانشاه.
  2. استانداری کرمانشاه، 1390، سالنامه آماری استان کرمانشاه. کرمانشاه.
  3. امانی، محمدصدیق، 1389، ساماندهی فضایی بافت فرسوده با استفاده از GIS (نمونه موردی: شهر سقز) پایان‌نامه
  4. کارشناسی ارشد، رشته برنامه ریزی شهری، راهنما: دکتر شاه­بختی رستمی، دانشگاه پیام نور، مرکز تهران.
  5. بهلولی، ژاله، 1389، ارتقای کیفیت سکونت در بافت فرسوده (مورد مطالعه: شهر درود لرستان) پایان نامه کارشناسی
  6. ارشد، رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه پیام نور، مرکز تهران
  7. حمیدی، حمید رضا، 1387، تحلیل فضایی بافت فرسوده شهری در راستای احیاء و پیشگیری بیشتر (نمونه موردی:)
  8. ناحیه جوادیه منطقه 16 تهران پایان نامه کارشناسی ارشد رشته شهرسازی (دانشگاه آزاد مرکز تهران)
  9. حبیبی، کیومرث، احمد پوراحمد و ابوالفضل مشکینی، 1386، بهسازی و نوسازی بافت­های کهن شهری، انتشارات
  10. دانشگاه کردستان، سازمان عمران و بهسازی شهری (شرکت مسکن سازان غرب)، تهران.
  11. حبیبی، سید محسن و ملیحه مقصودی، 1386، مرمت شهری، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
  12. سازمان منابع طبیعی، 1378، قابلیت سنجی توسعه استان آذربایجان غربی، سازمان برنامه و بودجه.
  13. شماعی، علی و احمد پور احمد، 1385، بهسازی و نوسازی شهری از دیدگاه علم جغرافیا، انتشارات دانشگاه تهران.
  14. چاپ دوم.
  15. شورای عالی معماری و شهرسازی ایران، 1383، تعاریف مصوبات شورا دبیرخانه شورا.
  16. شیرازیان، بابک، 1383، روش‌های استفادهاز GIS دربافت­های فرسوده شهری (مورد مطالعه ناحیه جوادیه منطقه 16)
  17. تهران پایان نامه کارشناسی ارشد، رشته شهرسازی (دانشگاه آزاد مرکز تهران).
  18. طرح جامع اسلام آباد غرب، 1379، مهندسان مشاور تدبیر شهر.
  19. عندلیب، علیرضا، 1389، اصول نوسازی شهری، دفتر نوسازی شهر تهران، تهران.
  20. کلانتری، حسین و احمد پوراحمد، 1384، فنون تجارب برنامه­ریزی مرمت بافت تاریخی شهرها، سازمان انتشارات
  21. جهاد دانشگاهی.
  22. مهندسان مشاور بهاوند مهراز، 1389، طرح در دست اجرای بافت فرسوده شهر اسلام­آبادغرب
  23. مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای 1345-1390
  24. مدنی، سعید، 1389، فقر و بیکاری، مجله چشم انداز ایران.
  25. مبارکی، محمد، 1383، بررسی رابطه بین سرمایه­های اجتماعی و جرم، دانشگاه شهید بهشتی. تهران.