مکان‌یابی بهینه صنایع تبدیلی و تکمیلی خرما در شهرستان کازرون

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی دانشگاه اصفهان

2 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی دانشگاه اصفهان

3 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان

چکیده

صنایع تبدیلی بخش مهمی از فرآیند تولید در بخش کشاورزی است که به‌کمک تکنولوژی مازاد تولید را به ارزش افزوده تبدیل کرده و افزایش درآمد کشاورزان را در پی خواهد داشت. توسعه این صنایع با توجه به استفاده از امکانات و قابلیت‌های موجود در روستاها، نقش مؤثری در توسعه روستایی نیز ایفا می‌کند. مقاله حاضر به مکان‌یابی صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کارزون، به عنوان یکی از اساسی‌ترین محصولات کشاورزی این شهرستان می‌پردازد. برای ارزیابی شاخص‌ها و اولویت‌بندی بخش‌های ششگانه شهرستان برای توسعه یا تأسیس واحدهای فرآوری خرما، تکنیک چندشاخصه تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) مورد استفاده قرار گرفت. داده‌های مورد نیاز با طراحی پرسشنامه مقایسه‌های زوجی و مصاحبه با کارشناسان جهاد کشاورزی و صنایع روستایی شهرستان جمع‌آوری شد. بر اساس نتایج، بیشترین اهمیت نسبی به‌ترتیب مربوط به شاخص‌های دسترسی ‌به مواد اولیه (27/0)، سودآوری اقتصادی (24/0)، دسترسی به شبکه ‌حمل‌ونقل (19/0)، منابع انرژی (09/0)، شرایط جغرافیایی (08/0)، قیمت زمین (07/0) و نیروی‌کار (06/0) بدست آمد. در نهایت بهترین اولویت‌های مکانی برای صنایع تبدیلی و تکمیلی خرما در سطح شهرستان نیز بر اساس شاخص‌های فوق به ترتیب برای بخش خشت (29/0)، بخش مرکزی و بخش کنارتخته و کمارج بطور مشترک (22/0)، جره و بالاده (11/0)، چنارشاهیجان (1/0) و کوهمره (06/0) مشخص گردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Optimum Location of date processing industries in Kazerun Township

نویسندگان [English]

  • S.H Nouri 1
  • A. Amini 2
  • N. Soleimani 3
1 University of Isfahan
2 University of Isfahan
3 University of Isfahan
چکیده [English]

Agro-processing industries are an important part of agricultural production. Processing procedure leads to the farmers’ additional income by transformation of surplus products to added value. Utilizing the existent possibilities, these industries play an important role in rural development. As one of the main agricultural products of the Kazerun Township, the locational analysis of date processing industries is investigated in this study. The Analytical Hierarchy Process (AHP) methodology was used to assess of criteria and determine priorities of sextuple districts of the region for date processing industries. Data was gathered through interviewing the rural industries and agricultural experts of the region and completing the criteria and alternatives pairwise comparison questionnaires. As the results, the relative weights of the criteria were determined as 0.27, 0.24, 0.19, 0.09, 0.08, 0.7 and 0.06 respectively for raw material availability, economical profitability, transportation accessibility, energy resources, geographical situations, land price and labor force. Regarding these weights and also the alternatives pairwise comparisons, the ultimate prioritization of the sextuple districts of the region for date processing industries was distinguished as 0.29, 0.22, 0.11, 0.1 and 0.06 respectively for the districts of Khesht, Central and Kenartakhteh & Komarj (in common), Jarreh & Baladeh, Chenarshahijan and Kouhmareh.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Date
  • Food processing industries
  • Location analysis
  • AHP
  • Kazerun city

مقدمه

امروزه یکی از مهمترین روش­های توسعه اشتغال و افزایش درآمد در مناطق روستایی، ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی است. صنایع تبدیلی و تکمیلی به صنایعی گفته می­شود که به فرآوری و عمل­آوری محصولات مختلف کشاورزی (زراعی، باغی، شیلاتی، دام و طیور، جنگل و مرتع) می­پردازد. این فرآیندها می­تواند در برگیرنده تغییرات فیزیکی، شیمیایی، نگهداری، بسته­بندی و توزیع تولیدات کشاورزی باشد (وزارت جهادکشاورزی، 1384). صنعتی­شدن کشاورزی و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی دارای ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر هستند و در تعامل با یکدیگر می­توانند مجموعه­ای از صنایع را برای دست­یابی به توسعه پایدار، و بطور خاص توسعه پایدار مناطق روستایی، معرفی کنند(UNIDO, 2003). توسعه هر منطقه باید مبتنی بر توانمندی­های همان منطقه باشد تا از پایداری لازم برخوردار گردد. در فعالیت­های اقتصادی منطقه­ای عموماً و در استقرار واحدهای صنایع و سایر فعالیت­های اقتصادی بطور خاص، همواره شاخص­های گوناگون و گاهی متضاد در استقرار، تداوم، پایداری و سوددهی فعالیت نقش ایفا می­کنند. مکان­یابی علمی از طریق ارزیابی نظام­مند تمامی شاخص­های مؤثر و چگونگی ارتباط آنها در منطقه، نقطه یا نقاطی را که بیشترین هماهنگی بین عوامل برای هدف مورد نظر وجود دارد را پیش­بینی می­کند. گذشته از آن گاهی شاخص­های کلیدی مثبت و یا منفی نقش تعیین­کننده و حیاتی در استقرار، سوددهی، و پایداری فعالیت دارند. مطالعات مکان‌یابی این شاخص­های کلیدی منطقه­ای بهترین راهنمای فعالین اقتصادی برای شروع و برنامه­ریزی موفق آینده خواهد بود. لذا ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی خرما در شهرستان کازرون با توجه به توان‌های موجود در زمینه تولید محصول خرما می‌تواند به عنوان راهبردی در جهت توسعه پایدار روستایی در منطقه باشد. خرما از جمله محصولات باغی سازگار با شرایط آب و هوایی بخش­هایی از استان­های جنوبی و مرکزی ایران است. در میان استان­های خرماخیز کشور، استان فارس یکی از قطب­های مهم تولید این محصول به شمار می­رود. در سال زراعی 1389 - 1388 تولید ارقام گوناگون خرما در کشور یک میلیون تن و سهم استان فارس از آن 127943 تن، یعنی حدود 13 درصد تولیدکل کشور بوده است. شهرستان کازرون یکی از شهرستان­های استان فارس است که از لحاظ تولید خرما در سطح استان از جایگاه ویژه­ای برخوردار است. در این شهرستان بخش عمده­ای از جمعیت روستایی درآمد خود را از راه تولید و فروش خرما بدست می­آورند. این شهرستان با سطح زیر کشت 4759 هکتار خرما و تولید سالانه 30 هزار تن حدود 26 درصد از تولید خرمای استان را به خود اختصاص داده است اما به دلیل عدم دسترسی به­موقع به بازار یا تأخیر در حمل­و­نقل و نبود صنایع تبدیلی و تکمیلی در کنار مراکز تولید، بخش قابل توجهی از محصول به صورت­های مختلف به هدر می­رود. این پژوهش در جستجوی پاسخ به این پرسش است که مناسب­ترین مکان جهت استقرار صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون کجاست؟ پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و روش جمع­آوری اطلاعات براساس تلفیقی از روش­های اسنادی و میدانی است. در این تحقیق مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) مورد استفاده قرار گرفته است برای این منظور پس از مطالعات اولیه، معیارها و مکان­های مرتبط با هدف گردآوری و دسته­بندی گردید. سپس پرسش­نامه گردآوری داده­ها تنظیم و از طریق مصاحبه با کارشناسان و تصمیم­گیران این حوزه نسبت به تکمیل آن اقدام گردید. در سال­های اخیر به دلیل اهمیت ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی در مناطق روستایی کشور، مطالعات زیادی در این حوزه انجام گرفته است برای نمونه:

نوری و نیلی­پور (1386) در مقاله­ای با عنوان «اولویت­بندی توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی با استفاده از روش دلفی در شهرستان فلاورجان» به بررسی صنایع تبدیلی و تکمیلی متناسب با شرایط شهرستان، پرداخته و نتایج مطالعه را در قالب طبقه­بندی صنایع تبدیلی مناسب برای شهرستان به ترتیب اولویت بیان می­کنند.

طاهرخانی (1386) در مطالعه­ای به «کاربرد تکنیک تاپسیس در اولویت­بندی مکانی استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی» پرداخته و بیان می­دارد که موفقیت صنایع تبدیلی در مناطق روستایی به انتخاب بهترین مکان جهت استقرار فعالیت­های صنعتی وابسته است.

مطیعی لنگرودی و اردشیری (1386) در مطالعه‌ای با عنوان «پیامدهای ایجاد صنایع فرآوری محصولات کشاورزی در توسعه روستایی بخش مرکزی آمل» به نقش موثر صنایع فرآوری محصولات کشاورزی در توسعه روستایی از طریق بازاریابی بهتر محصولات کشاورزی، ایجاد اشتغال، کاهش ضایعات و افزایش درآمد روستاییان اشاره می­کنند.

زیاری و اشرفی (1387) در پژوهشی با عنوان «کاربرد مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در مکان‌یابی صنعتی روستایی، نمونه موردی مکان­یابی صنعت آبلیموگیری در شهرستان بناب» با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی تلاش کرده­اند مناسب­ترین مکان برای احداث صنعت مورد نظر را معرفی کنند.

لیبرسون و دیگران (2005) در مطالعه­ای در چارچوب پروژه­ای با عنوان «ارزیابی پروژه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی و توسعه فناوری در بنگلادش» تجارت تولیدات کشاورزی شامل ماکیان، ماهی­ها، محصولات باغی، حبوبات و غلات و محصولات لبنی را مورد بررسی قرار داده و به ارزیابی و پیش بینی میزان تأثیرگذاری اهداف طرح و راهکارهای اجرای آن پرداخته­اند.

پاریخ (1996)با حمایت از طرح صنعتی­شدن روستاها به عنوان بخشی از فرآیند توسعه همه­جانبه روستایی در هند معتقد است تمرکززدایی صنعتی سهم قابل توجهی در توسعه و کاهش فقر روستایی داشته است.

کیشور(2004) نیز در بررسی خود در ایالت اوریسای هند نتیجه گرفته که بهبود در زیرساخت­های یک منطقه می­­تواند باعث تقویت برتری­های مکانی و از جمله مکان­گزینی بهتر صنایع شده و به تبع آن کارایی بهتر آنها را بدنبال داشته باشد. وی عواملی نظیر مواد اولیه، بازار، شرایط سرمایه­گذاری، تقاضا و تسهیلات مالی و اعتباری را در توسعه صنایع و فعالیت­های غیرکشاورزی تأثیرگذار ارزیابی کرده است.

 

معرفی منطقه مورد مطالعه

شهرستان کازرون به مرکزیت شهر کازرون با وسعت 4064 کیلومتر مربع حدود 3/3 درصد کل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. این شهرستان دارای 6 بخش، 6 شهر و 14 دهستان است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 این شهرستان دارای 58866 خانوار با 266564 نفر جمعیت می­باشد. از کل جمعیت شهرستان کازرون 1/51 درصد در نقاط شهری و 9/48 درصد در نقاط روستایی ساکن هستند (سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان فارس، 1385). این شهرستان با 55688 هکتار اراضی کشاورزی حدود 8/4 درصد از اراضی کشاورزی استان فارس را به خود اختصاص داده است. از لحاظ ترکیب اراضی کشاورزی حدود 37/49 درصد از اراضی کشاورزی شهرستان به اراضی زراعی و حدود 82/42 درصد به اراضی باغی اختصاص دارد که 5/8 درصد آن را باغ‌های خرما تشکیل می­دهد. کشاورزی یک بخش عمده اقتصادی در کازرون است و حدود 30 درصد از شاغلان منطقه در این بخش فعالیت می­کنند. در این شهرستان اراضی حاصلخیز و وجود منابع و سفره­های عظیم آب­های سطحی و زیرزمینی در کنار اقلیم متنوع شرایط مساعدی را برای کشاورزی منطقه فراهم آورده است. شکل شماره (1) موقعیت جغرافیایی این شهرستان را در استان و کشور نشان می­دهد.

 

 

شکل شماره (1): موقعیت شهرستان کازرون در استان فارس و کشور

 


روش­شناسی تحقیق

روش تحقیق در این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده­های دست اولی است که با مراجعه به نظرات کارشناسی افراد خبره محلی (کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و عمران و صنایع روستایی شهرستان) جمع­آوری شده است. برای تحلیل داده­ها و تصمیم­گیری نهایی نیز از روش­های تصمیم­گیری چندشاخصه استفاده شده است. به این ترتیب برای مکان­یابی صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون از الگوی تحلیل سلسله مراتبی (AHP: Analytical Hierarchy Process) به عنوان یک روش متداول و مناسب  برای مطالعات مکان­یابی استفاده شده است.

فرایند تحلیل سلسله­مراتبی یکی از جامع­ترین سیستم­های طراحی شده برای تصمیم­گیری با معیارهای چندگانه است. این تکنیک همزمان امکان فرموله کردن مسأله را به صورت سلسله­مراتبی ایجاد ترکیبی از معیارهای مختلف کمی و کیفی را فراهم می­آورد (قدسی­پور، 1387). AHP یک روش ریاضی برای آنالیز مسائل پیچیده با سنجه­های چندگانه می­باشد. این روش نخستین بار توسط توماس ال ساعتی (T. L. Saaty) ارائه گردید. این فرآیند با شناسایی و اولویت­بندی عناصرتصمیم­گیری شروع می­شود. این عناصر شامل هدف­ها، معیارها، مشخصه­ها و گزینه­های احتمالی است که در اولویت­بندی به کارگرفته می­شود (زبردست، 1380). در این روش پس از ایجاد ساختاری درختی یا سلسله­مراتبی از عناصر تصمیم­گیری (هدف­ها، معیارها و گزینه­ها)، مقایسه دوبه­دوی هر سطح از عناصر صورت می­پذیردکه بدین­ترتیب وزن هر عنصر در یک خوشه یا سطح تعیین و به منظور حصول اطمینان از ثبات اوزان تعیین شده جهت دستیابی به هدف مورد نظر، اقدام به محاسبه نرخ سازگاری آنها می­گردد (آقایی و مازیار، 1386).

تحلیل سلسله­مراتبی فرآیندی است که به راحتی می­توان تغییر عوامل محیطی را در آن منعکس کرده و نتایج مناسب را به دست آورد. این فرایند به اعضاء کمک می­کند که متغیرهایی را که در معرض تغییرات شدید هستند شناسایی کرده و محاسبه این تغییرات را نیز تسهیل کند (قدسی­پور، 1387). تحلیل AHP سازگاری زیادی با نحوه تفکر و فرآیندهای ذهنی انسان دارد و می­تواند از نظرها و قضاوت­های شفاهی افراد در جریان تصمیم­گیری بهره گیرد و تصمیم‌گیری را به صورت فردی و گروهی انجام دهد (امینی، 1381). در مدل تحلیل سلسله­مراتبی به عنوان مدل تصمیم­گیری یکی از اصلی­ترین منابع داده­های تجزیه و تحلیل نظر خود تصمیم­گیرندگان است. بر این اساس پرسشنامه­ای در قالب یک ماتریس برای مقایسه زوجی و تعیین ارزش معیارها در اختیار ده نفر ازکارشناسان جهاد کشاورزی شهرستان کازرون قرارگرفت. در این پرسشنامه از افراد صاحبنظر خواسته شد تا معیارها را دو به دو با هم مقایسه کنند و با استفاده از جدول 9 کمیتی متداول ساعتی (جدول شماره 1) قضاوت­های خود را در مورد معیارها و گزینه­ها ارائه دهند (استفاده از اعداد 1 تا 9 برای تعیین امتیاز زوجی معیارها تصمیم­گیرنده را قادر می­سازد که گزینه مطلوب را انتخاب و یا گزینه­های مختلف را اولویت­بندی کند).

 

 

 

 

 

 


جدول شماره(1): مقیاس 9 قسمتی ساعتی برای مقایسه دو به دوی معیارها و گزینه­های تصمیم­گیری

مقدار عددی

ترجیحات

مقدار عددی

ترجیحات

1

ترجیح یا اهمیت مساوی

7

ترجیح یا اهمیت خیلی بیشتر

3

ترجیح یا اهمیت اندکی بیشتر

9

کاملاً مرجح یا کاملاً مهم­تر

5

ترجیح یا اهمیت بیشتر

2،4،6،8

ترجیحات بین فواصل فوق

 


مراحل تجزیه و تحلیل در فرآیند سلسله­مراتبی

ترسیم درخت تصمیم­گیری (ساختار سلسله­مراتبی تحلیل)

 اولین و مهمترین قدم در فرآیند سلسله­مراتبی، تعریف مسئله مورد بررسی در قالب یک ساختار درختی است که دارای چند سطح متفاوت است. بدین منظور ابتدا هدف تعریف می­شود، سپس معیارهای مربوط به آن هدف که ممکن است هر معیار دارای چند زیرمعیار هم باشد و در آخرین سطح گزینه­هایی که قرار است اولویت­بندی شوند یا از بین آن­ها انتخاب صورت پذیرد، قرار می گیرند (قدسی­پور، 1387). بدین­ترتیب در سطح اول ساختار سلسله‌ مراتبی مطالعه حاضر تعیین مکان مناسب جهت استقرار صنایع تبدیلی خرما (به عنوان هدف) قرار دارد. سطح دوم شامل هفت معیار مکان­گزینی بهینه این صنایع شامل شرایط جغرافیایی، دسترسی به مواد اولیه، دسترسی به شبکه حمل­و­نقل، قیمت زمین، سودآوری اقتصادی، منابع انرژی و دسترسی به نیروی کار است و در سطح آخر سلسله­مراتبی نیز بخش­های ششگانه شهرستان کازرون به عنوان گزینه­های مورد مقایسه قرار دارند (شکل شماره 2).

 

 

 

شکل شماره(2): ساختار درخت سلسله­مراتبی تصمیم  برای مکان­یابی بهینه صنایع تبدیلی خرما در سطح شهرستان کازرون

 

 


عملیات ریاضی فرآیند تحلیل سلسله­مراتبی

در عملیات ریاضی فرایند تحلیل سلسله­مراتبی، ابتدا برای تعیین اهمیت نسبی (وزن­های عددی)، معیارها در قالب ماتریس مقایسات زوجی، بصورت دوبه­دو، از دیدگاه کارشناسان و افراد خبره مورد ارزیابی و مقایسه قرار می­گیرند. برای ترکیب پرسشنامه­های فردی و نظرات تک­تک کارشناسان، مناسب­ترین روش استفاده از میانگین هندسی به شرح زیر است (امینی، 1381):

(1)

 

در این رابطه  : ارزیابی شخص یا تصمیم‌گیرنده kام برای مقایسه معیار (یاگزینه) iام نسبت به معیار (یا گزینه)j ام، N: تعداد تصمیم‌گیرندگان (یا کارشناسان)، II: علامت ضرب و : میانگین هندسی  است.

در ادامه برای تعیین وزن هر یک از عوامل مقایسه شده، ابتدا به نرمال­سازی عناصر هر ماتریس مقایسه زوجی و سپس محاسبه­ میانگین موزون هر ردیف آن پرداخته می­شود. عمل نرمال­سازی به منظور بی­مقیاس نمودن ضرایب موجود در هر ماتریس مورد استفاده قرار می­گیرد. برای بی‌مقیاس کردن روش­های مختلفی نظیر بی‌مقیاس کردن خطی، بی مقیاس‌کردن فازی و استفاده از نرم اقلیدسی وجود دارد. اما در AHP از رابطه­ زیر برای نرمال کردن اعداد استفاده می شود:

(2)

 

که در آنaij  معادل عددی ارجحیت  iنسبت به  j در هر یک از ماتریس­های مقایسه­ای است (امینی، 1381).

پس از پایان عملیات نرمال­سازی، نوبت به استخراج میانگین وزنی اعداد نرمال­شده می‌رسد. برای این منظور مجموع اعداد نرمال شده­ هر سطر از ماتریس­های مقایسه­ای بر تعداد عناصر آن سطر (در واقع تعدادگزینه­ها یا معیارها) تقسیم می­شود، که رابطه­ آن به این قرار است (همان):

(3)

 

در این رابطه نیز W: بردار میانگین موزون (اوزن نهایی)، N: تعداد عوامل مورد مقایسه و :rijمقادیر نرمال شده هر عنصر در یک سطر ماتریس مقایسه‌‌ای است. با محاسبه میانگین موزون در واقع عملیات تعیین وزن هر گزینه در رابطه با هر یک از معیارها ( و زیرمعیارها) و وزن هر یک از خود معیارها (و زیرمعیارها) به پایان می‌رسد. تا این مرحله، ضرایب اهمیت معیارها و زیرمعیارها در ارتباط با هدف مطالعه و نیز ضرایب اهمیت (امتیاز) گزینه­ها در ارتباط با هریک از معیارها تعیین شده است. در این مرحله، از تلفیق ضرایب اهمیت مزبور، «امتیاز نهایی» هریک ازگزینه­ها تعیین خواهد شد. برای محاسبه وزن نهایی گزینه­ها از فرمول میانگین موزون استفاده می­شود. اما این بار میانگین موزون هر گزینه با توجه به میانگین موزون تمامی معیارها (و زیرمعیارها) محاسبه خواهد شد. برای این منظور مقدار عددی میانگین موزون هر ردیف از گزینه­ها در میانگین موزون هر معیار (یا زیرمعیار) ضرب خواهد شد و حاصل جمع این عملیات، محاسبه­ وزن هر گزینه در تمامی معیارها (یا زیرمعیارها) خواهد بود. دستور محاسبه­ میانگین موزون برای هر سطح از گزینه­ها در این مرحله بصورت زیر است (امینی، 1381):

(4)

 

در این رابطه:

 Wi: میانگین موزون (وزن) نهایی گزینه­ iام در رابطه با کلیه­ معیارها (و زیرمعیارها)؛

Wai: میانگین موزون (وزن نسبی) گزینه­ iام در رابطه با هر کدام از معیارهای  jگانه؛

Wci: میانگین موزون (وزن) معیار (زیرمعیار)  jام؛

n: تعداد معیارها (یا زیر معیارها) در آخرین لایه­ سطح میانی و m: تعداد گزینه­هاست.

 

نتایجوبحث

تعیین اهمیت نسبی (وزن­های عددی) معیارها

 نتایج محاسبات وزن­های عددی یا اوزان نسبی معیارها (در جدول شماره 2) نشانگر آن است که معیار دسترسی به مواد اولیه با ضریب اهمیت (27/0) و سودآوری اقتصادی با ضریب اهمیت (24/0) نسبت به دیگر معیارهای دسترسی به شبکه حمل و نقل، منابع انرژی، شرایط جغرافیایی، قیمت زمین و نیروی کار اهمیت بیشتری را در اولویت­یابی مکانی صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون به خود اختصاص داده­اند.

 

جدول شماره (2): وزن‌های نسبی معیارهای هفتگانه مطالعه

معیارها

دسترسی ­به

مواد اولیه

سودآوری اقتصادی

دسترسی ­به 

شبکه حمل­ونقل

منابع

انرژی

شرایط

 جغرافیایی

قیمت

زمین

نیروی

کار

وزن

27/0

24/0

19/0

09/0

08/.

07/.

06/0

اولویت

1

2

3

4

5

6

7

منبع: یافته­های تحقیق

 

 

شکل شماره (3) نیز خروجی نمایش تصویری وزن‌های نسبی معیارها را از نرم­افزار Expert Choice نشان می­دهد.

 

 

شکل شماره(3): وزن­های  نسبی معیارهای مکان­یابی صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون

 


مقایسه جداگانه گزینه­ها نسبت به معیارها مورد مطالعه و محاسبه وزن­های محلی:

مقایسه و تطبیق جداگانه گزینه­ها (بخش­های ششگانه شهرستان کازرون) نسبت به هرکدام از معیارهای هفتگانه مطالعه (جدول شماره 3) گویای آن است که برای استقرار صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون، بخش خشت بیشترین اهمیت را از لحاظ معیارهای شرایط جغرافیایی (با وزن 34/0)، دسترسی به مواد اولیه (با وزن 42/0) و دسترسی به نیروی کار (با وزن36/0) داراست و بخش مرکزی نیز بیشترین اولویت را از لحاظ معیارهای دسترسی به شبکه حمل و نقل (با وزن 33/0)، سودآوری اقتصادی (با وزن 32/0) و منابع انرژی (با وزن 33/0) به خود اختصاص داده و بالاترین رتبه را از لحاظ معیار قیمت زمین بخش کوهمره (با وزن 42/0) دارا است. بطور کلی وزن­های محلی بخش­ها نسبت معیارها بیانگر اولویت­بندی متفاوت آنها نسبت به معیارهای مختلف است و به عبارتی اهمیت گزینه‌ها نسبت به معیارهای مختلف با همدیگر متفاوت و حتی گاهی متناقض است. جدول شماره (3) وزن­های محلی و در نتیجه اولویت­های متفاوت بخش­های ششگانه شهرستان را نسبت به هرکدام از معیارهای هفتگانه بطور جداگانه نشان می­دهد.

 

 

جدول شماره(3): وزن­های محلی گزینه­ها در رابطه با معیارهای مکان­گزینی صنایع تبدیلی خرما

معیارها

مکان­ها

شرایط

جغرافیایی

دسترسی به مواد اولیه

دسترسی به شبکه حمل ونقل

سودآوری اقتصادی

قیمت

زمین

منابع

انرژی

دسترسی به نیروی کار

مرکزی

17/0

09/0

32/0

32/0

03/0

33/0

21/0

خشت

34/0

42/0

19/0

28/0

10/0

19/0

36/0

کنارتخته و کمارج

26/0

30/0

18/0

20/0

11/0

18/0

24/0

چنارشاهیجان

07/0

04/0

19/0

09/0

06/0

19/0

06/0

جره و بالاده

11/0

13/0

08/0

08/0

28/0

08/0

10/0

کوهمره

04/0

03/0

04/0

03/0

42/0

04/0

03/0

منبع: یافته­های تحقیق

 


محاسبه وزن­های عددی و  اولویت­بندی نهایی گزینه­ها:

همانگونه که ملاحظه می­شود، نتایج حاصل از محاسبه وزن­ها و اولویت­های محلی در مرحله قبل حاکی از اهمیت و اولویت متفاوت گزینه‌ها (بخش‌های ششگانه) نسبت به معیارهای مختلف است. همچنین از آنجایی که هر کدام از این معیارها نیز از درجات اهمیت متفاوتی برخوردارند و این تفاوت­ها نیز بصورت ضرائبی عددی در ابتدای کار بدست آمده‌اند، لذا در این مرحله‌ با لحاظ نمودن تمامی این موارد، مرحله اصلی تصمیم‌گیری و در واقع راه‌حلی برای تعیین وزن نهایی و کلی هر گزینه (مکان) در مجموعه گزینه‌های موجود می‌باشد (امینی، 1381). در این مرحله، از حاصل ضرب ماتریسی (7 * 6) که عناصر آن میانگین‌های موزون (اوزان نسبی) هر کدام از گزینه‌ها در رابطه با هر کدام از معیارهاست، در بردار ستونی (1 * 7)  که عناصر آن وزن‌های هرکدام از معیارهاست، بردار ستونی (1 * 6) حاوی وزن‌های نهایی گزینه‌ها یا مکان­های ششگانه حاصل خواهد شد و به این ترتیب پاسخ سطح هدف درخت سلسله‌مراتبی بدست خواهد آمد. جدول شماره (4) نتایج این محاسبات و اولویت­بندی نهایی مکان­های ششگانه را نشان می­دهد.

 

 

 

جدول شماره(4): وزن­های نهایی و اولویت­بندی بخش­های ششگانه شهرستان کازرون برای صنایع تبدیلی خرما

گزینه­ها

امتیاز نهایی

اولویت مکانی

مرکزی

22/0

2

خشت

29/0

1

کنارتخته و کمارج

22/0

2

چنارشاهیجان

10/0

4

جره و بالاده

11/0

3

کوهمره

06/0

5

منبع: یافته­های تحقیق

 

 

 

همانطور که مشاهده می­شود بخش خشت با امتیاز نهایی 29/0 به عنوان مناسب­ترین مکان برای استقرار صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازورن نسب به سایر بخش ها از نظر کارشناسان انتخاب شده است. پس از آن نیز به ترتیب بخش مرکزی و بخش کنارتخته و کمارج بطور مشترک با امتیاز 22/0، جره و بالاده با امتیاز 11/0، چنارشاهیجان با امتیاز 1/0 و کوهمره با امتیاز 06/0 به ترتیب اولویت­های بعدی را به خود اختصاص داده­اند. شکل شماره (4) نقشه اولویت­بندی مکانی بخش­ها برای احداث و استقرار صنایع تبدیلی را در سطح شهرستان نشان می­دهد.

 

 

 

شکل شماره(4): اولویت مکانی بخش­های شهرستان کازرون جهت استقرار صنایع تبدیلی خرما

 


نتیجه ­گیری

چنانکه اشاره شد، در شهرستان کازرون که کشت خرما بطور سنتی یکی از بخش­های محوری اقتصاد بوده است، استقرار واحدهای صنعتی فرآوری خرما که بر اساس مکان­یابی علمی انجام شده باشد امری ضروری و اجتناب­ناپذیر است و می­تواند در روند توسعه منطقه­ای نقش حیاتی ایفا کند. از این رو، در این منطقه با تمرکز بر شاخص­های منطقه­ای مؤثر در توسعه اینگونه صنایع، در مطالعه حاضر مسأله مکان­یابی صنایع تبدیلی خرما به عنوان یکی از اصلی­ترین محصولات کشاورزی و با نقش و تأثیر اساسی در اقتصاد روستایی شهرستان کازرون در غرب استان فارس، مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به هدف مسئله، عواملی چون دسترسی ­به مواد اولیه، سودآوری اقتصادی، دسترسی ­به شبکه ­حمل­ونقل، منابع انرژی، شرایط جغرافیایی، قیمت زمین و نیروی­کار به عنوان مهم­ترین معیارهای مؤثر در این رابطه در نظر گرفته شدند. برای حل مسئله  با بهره گیری از تکنیک فرآیند تحلیل سلسله­مراتبی از طریق رویکرد مقایسه­های زوجی و بر اساس نظرات کارشناسی متخصصان مربوطه در سازمان جهاد کشاورزی شهرستان، ابتدا ضرایب  اهمیت نسبی شاخص­های فوق و در نهایت نیز وزن­های نهایی و اولویت­بندی بخش­های ششگانه شهرستان به عنوان مکان­های مورد مقایسه بدست آمد. بر اساس نتایج حاصل، بخش خشت (غربی­ترین بخش شهرستان) به عنوان بهترین و مساعدترین مکان برای ایجاد صنایع تبدیلی خرما در شهرستان کازرون ارزیابی شد. به نظر می­رسد شهرستان کازرون و بطور خاص بخش خشت داری شرایط و قابلیت­های لازم برای تولید خرما و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی این محصول است. استقرار صنایع تکمیلی و فرآوری خرما در منطقه می تواند از طریق بازدهی بالاتر این فعالیت و سود آور نمودن تولید متداول خرما گذشته از این که موجب درآمد بیشتر و استاندارد زندگی بالاتر برای روستاییان ­شود، زمینه های مناسبی را برای توسعه شهرستان کازرون فراهم آورد.

-آقایی، شیما و محمدرضا مازیاز (1386)، تصمیم­گیری منطقی با بهره­گیری از نرم­افزار Expert Choice . انتشارات ارکان دانش،چاپ اول، تهران.

- امینی، عباس (1381)، طراحی مدلی برای مکان­یابی و تعیین ظرفیت بهینه کارخانجات صنایع شیر و فرآورده­های لبنی (و آزمون آن در استان کرمانشاه)، پایان­نامه کارشناسی ارشد توسعه روستایی، دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی، کرمانشاه.

- زبردست، اسفندیار (1380)، کاربرد فرآیند تحلیل سلسله­مراتبی در برنامه­ریزی شهری و منطقه­ای، مجله هنرهای زیبا، سال اول، شماره 10، 21- 13.

- زیاری، کرامت­الله و یوسف اشرافی (1387)، کاربرد مدل تحلیل سلسله­مراتبی (AHP) در مکان­یابی صنعتی روستایی، نمونه موردی: مکان­یابی صنعت آبلیمو­گیری در شهرستان بناب، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، شماره 89، 127- 105 .

- سازمان مدیریت و برنامه­ریزی استان فارس (1385)، آمارنامه استان فارس، شیراز.

- طاهرخانی، مهدی (1386)، کاربرد تکنیک TOPSIS در اولویت­بندی استقرارصنایع تبدیلی کشاورزی در مناطق روستایی، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی، شماره سوم، 71- 61.

- قدسی­پور، حسن (1387)، مباحثی در تصمیم­گیری چندمعیاره؛ فرآیند تحلیل سلسله­مراتبی، چاپ پنجم، مرکز نشر دانشگاه صنعتی امیرکبیر،تهران.

- مطیعی لنگرودی، سیدحسن و علیرضا اردشیری (1386)، پیامدهای ایجادصنایع فرآوری محصولات کشاورزی در توسعه روستایی بخش مرکزی آمل، مجله پژوهش­های جغرافیایی، شماره 61، 15- 1.

- نوری، سید هدایت­الله و شهره نیلی­پور طباطبایی (1386)، اولویت­بندی توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی با استفاده از روش دلفی در شهرستان فلاورجان، فصلنامه پژوهش­های جغرافیایی، شماره 61، 177-161.

- وزارت جهاد کشاورزی (1384)، گزارش دفتر صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی، تهران.

- Kishore, C., 2004. Rural non-farm activities in specific regions of Orissa. Journal of Rural Development 16: 457- 464.

- Lieberson, J., Gisselquist, D., Sabur, S.A. and Kamal, M.R., 2005. An evaluation of the Bangladesh agro-based industries and technology development (ATDP II). Submitted to United States Agency for International Development, Inc, 1730 N, Arlington.

- Parikh, A., 1996. Impact of rural industrialization on village life and economy; a social accounting matrix approach. Economic Development and Cultural Change 44 (2).

- UNIDO, 2003. Agro–industrialization in rural areas. Issues paper for ECOSOC Ministerial Round table Break Fast.